𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚 – Telegram
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
59 subscribers
1.62K photos
183 videos
12 files
324 links
You're in a weird squirrel's li'l spaceship!¡🗿


Unknown=
@Apandicsishere_bot
Download Telegram
مامانم میگه بیا بخواب
من رفتم
شو بخیر
شب بخیررررر❤️
🍓1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
GIF
وضعیت امروز (من) به روایت گیف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیلیم خوبم
Forwarded from POV
وقتی میخوای فراموش کنی اما حافظه‌ت نمیزاره<
عه وا خاک به سرم چی شدههههه
کارنامه یازدهم اومده
خام
اهاااا اون
من الان بیمارستانم
مامانم غش کرده☺️
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
...مرد، کیسه های خریدش را را زمین گذاشت. بعد، زانو زد تا هم قد دخترک بشود. "اینحا چیکار میکنی؟" مرد به نرمی با صدای کلفتش گفت. "مگه نمیدونی اینجا خطرناکه؟..." دخترک تایی به ابرویش داد و سرش را کج کرد. مرد آهی کشید. سپس پس از نگاه کوتاهی به اطراف، دستش را به‌…
....ابرو های مرد گره خوردند. دخترک، سرش را کج کرد. مرد فکری کرد. سپس به او نگاه کرد. "چجوری...." مرد مکثی کرد، نمیدانست چگونه کلمات را به زبان بیاورد. دخترک متوجه شد، و دستانش را بالا آورد. رعد آبی، میان انگشتانش و کف دستش به رقص در آمد. نور آبی آن، به نرمی اطراف را روشن کرد. چشمان مرد از تعجب گرد شدند. کمی عقب گرد کرد، احساس ناامنی به او دست داد. دخترک، تایی به آبرویش داد. متوجه احساس نا راحتی مرد شد. رعد آبی ناپدید، و دستان دخترک پایین افتادند. مرد نفسی که متوجه نشده بود حبس کرده، بیرون داد. سپس با نگرانی به دختر نگاه کرد. "تو که... به من آسیب نمیزنی؟.. نه؟" دخترک پس از لحظه ای، سرش را به علامت نه تکان داد. قیافه مرد کمی نرم شد. دستش را جلو آورد و سر دختر را ناز کرد. مهربانی، احساسی که خیلی وقت بود از ذهن دخترم پاک شده بود. با چشمانی متعجب به مرد نگاه کرد. از این احساس سردرگم بود. مرد لبخند ملایمی زد، دستش روی سر دخترک بود.
سکوت مثل اول خفه کننده نبود. جرقه ای از احساسات در چشمان دخترک دیده می‌شد.
چه در انتظار آن دو بود؟

-ادامه دارد...

-apandics
-EXP.2.6.8
#mystory
#Crystal_blue
🔥1
شب بخیر