𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
کپی هم نگرفتم ازشون دیدم تیک خورده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
"...او لحظهای مکث میکند و سپس به آرامی میچرخد تا پشت سرش را نگاه کند. اما فقط یک موش بود، که باعث افتادن یک قاب عکس از روی طاقچه شده بود. کارآگاه با کنجکاوی به سمت قاب میرود و آنرا برمیدارد.با اینکه شیشه خرد شده بود اما عکس یک مرد کنار یک زن به وضوح خود…
"...همان که پا به پذیرایی میگذارد، بوی خون مانده آزارش میدهد. به اطراف نگاهی میاندازد. شیشه های الکل، جاسیگاری و بسته های خالی مواد حاکی از معتاد بودن منوچهر هستند. از همه مهمتر، مبل و جایی که جسد پیدا شده بود، دو متر فاصله داشت. رد خون روی زمین کشیده شده بود، و اثر گچی که بازرسان صحنه جرم روی زمین کشیده اند هنوز قابل تشخیص است. کارآگاه، دستی روی مبل میکشد. تقلا های مقتول، به صورتی که جنگ زدگی روی مبل وجود دارد، به وضوح نشان دهنده ماجراست. یاد عکس جسد منوچهر می افتد. «قاتل، مقتول رو روی مبل و در حالی که استراحت میکرده کشته. اول کیسه هوا و بعد ضربات چاقو در سینه...» او با خود فکر میکند. اما سوالی که پیش میآید، اين است که چراجسد روی زمین بوده؟ یعنی قاتل قصد داشته که جسد را به جایی منتقل کند؟ رد خون خشک شده روی زمین نشان میدهد که قاتل، به سختی مقتول را تا همانجا هم کشیده است. چرا؟ قاتل... کم زور؟ کارآگاه جوان با کلافگی سرش را تکان میدهد و به اطراف نگاه میکند. «باید بیشتر بگردم!» و سپس، جا به جای خانه را برای هر مدرک کوچکی میگردد. بازرسان صحنه جرم بیشتر نکات را کشف و ضبط کردند، و چیز خیلی زیادی برای فهمیدن نیست. نکته ای که توجه کارآگاه را جلب کرد، کمبود وسایل بچه در خانه بود. لباس و اسباب بازی ای که برای بچه باشد وجود نداشت، و حتی برخی وسایل مخصوص بزرگسالان است."
-ادامه دارد...
-apandics(part 6, ¾)
#mystory
#The_Winter_Monster
-ادامه دارد...
-apandics(part 6, ¾)
#mystory
#The_Winter_Monster