𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚 – Telegram
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
59 subscribers
1.62K photos
183 videos
12 files
324 links
You're in a weird squirrel's li'l spaceship!¡🗿


Unknown=
@Apandicsishere_bot
Download Telegram
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
"...او لحظه‌ای مکث می‌کند و سپس به آرامی می‌چرخد تا پشت سرش را نگاه کند. اما فقط یک موش بود، که باعث افتادن یک قاب عکس از روی طاقچه شده بود. کارآگاه با کنجکاوی به سمت قاب می‌رود و آنرا برمی‌دارد.با اینکه شیشه خرد شده بود اما عکس یک مرد کنار یک زن به وضوح خود…
"...همان که پا به پذیرایی می‌گذارد، بوی خون مانده آزارش می‌دهد. به اطراف نگاهی می‌اندازد. شیشه های الکل، جاسیگاری و بسته های خالی مواد حاکی از معتاد بودن منوچهر هستند. از همه مهمتر، مبل و جایی که جسد پیدا شده بود، دو متر فاصله داشت. رد خون روی زمین کشیده شده بود، و اثر گچی که بازرسان صحنه جرم روی زمین کشیده اند هنوز قابل تشخیص است. کارآگاه، دستی روی مبل می‌کشد. تقلا های مقتول، به صورتی که جنگ زدگی روی مبل وجود دارد، به وضوح نشان دهنده ماجراست. یاد عکس جسد منوچهر می افتد. «قاتل، مقتول رو روی مبل و در حالی که استراحت میکرده کشته. اول کیسه هوا و بعد ضربات چاقو در سینه...» او با خود فکر می‌کند. اما سوالی که پیش می‌آید، اين است که چراجسد روی زمین بوده؟ یعنی قاتل قصد داشته که جسد را به جایی منتقل کند؟ رد خون خشک شده روی زمین نشان می‌دهد که قاتل، به سختی مقتول را تا همانجا هم کشیده است. چرا؟ قاتل... کم زور؟ کارآگاه جوان با کلافگی سرش را تکان می‌دهد و به اطراف نگاه می‌کند. «باید بیشتر بگردم!» و سپس، جا به جای خانه را برای هر مدرک کوچکی می‌گردد. بازرسان صحنه جرم بیشتر نکات را کشف و ضبط کردند، و چیز خیلی زیادی برای فهمیدن نیست. نکته ای که توجه کارآگاه را جلب کرد، کمبود وسایل بچه در خانه بود. لباس و اسباب بازی ای که برای بچه باشد وجود نداشت، و حتی برخی وسایل مخصوص بزرگسالان است."

-ادامه دارد...

-apandics(part 6, ¾)
#mystory
#The_Winter_Monster
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
"...همان که پا به پذیرایی می‌گذارد، بوی خون مانده آزارش می‌دهد. به اطراف نگاهی می‌اندازد. شیشه های الکل، جاسیگاری و بسته های خالی مواد حاکی از معتاد بودن منوچهر هستند. از همه مهمتر، مبل و جایی که جسد پیدا شده بود، دو متر فاصله داشت. رد خون روی زمین کشیده شده…
"...خانه ای دو خوابه، یک اتاق با تخت دو نفره و اتاق دوم بیشتر شبیه به انباری بود. کارآگاه، انباری را با دقت بررسی کرد. در گوشه و کنار می‌توانست بانداژ يا دستمال خونی پیدا کند. و بعد، متوجه چیزی شد. قاب عکسی زیبا، از یک درخت سرسبز در دشت برفی شد. عکس، خاک گرفته بود، ولی هنوز هم زیبا بود. ولی، قاب عکس کج بود. وقتی کارآگاه جلوتر رفت، متوجه ترکی روی دیوار شد. قاب را که کنار زد، با ترک بزرگی مواجه شد. ولی اعجاب آور تر از آن، دفتر کهنه ای بود که درون ترک جا خوش کرده بود. وقتی دفتر را برداشت و به آن نگاه کرد، دید دفتری خط دار است با نقاشی های کودکانه. نقاشی های ابتدای دفتر آرام و ملایم بودند، تا اینکه یواش یواش، با هر صفحه ای که جلو تر میرفت، نقاشی ها، با خشونت رنگ آمیزی شده بودند و هر رنگی برای مکان مناسب خودش انتخاب نشده بود. تا اینکه صفحه آخر، نقاشی قتل یک زن توسط یک مرد! مرد درون نقاشی، در حالی که یک شیشه خرد شده در دست دارد، بالای سر زن که صورتش با قرمز رنگ آمیزی شده، ایستاده است. و صفحه آخر، مرد، زن را جایی دور افتاده خاک می‌کند. کاغذ دو نقاشی آخر، مقداری خیس هستند. کارآگاه، به دو نقاشی آخر خیره می‌شود. یعنی چه کسی اين هارا کشیده است؟ او با وحشت، چند دقیقه ای به نقاشی ها خیره می‌ماند، اما سپس به خود می‌آید و صورتش در هم می‌رود. کارآگاه اخمی از روی کلافگی می‌کند. گ«باید یه دور دیگه پرونده منوچهرو رو مرور کنم.» دفتر را می‌بندد، و از آنجایی که جایی برای گشتن نبود، خانه مقتول را ترک می‌کند."

-ادامه دارد...

-apandics(part 6, final)
#mystory
#The_Winter_Monster
دهنم سرویس...
پارت 6 بالاخره تموم شد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اين که چهار پارت شد دو صفحه بود
اونی که چهار صفحس–💀
دو تا پارت دیگه بهم مربوطه...
شب بفرستم؟ 😭
الان اشانتیون یه چی دیگه براتون میزارم
اين دو تا از کرکتر ها که تا الان معرفی شدند
هنوز برای قربانی ها ننوشتم

#pic
#The_Winter_Monster
احیانا نزاشتن با برف سال دیگه ریکت بدین که... 💀
انتقام میگیرین دیر گذاشتم؟...
البته حق دارم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از اونجایی که خیلی خستم
و بدنم به صورت مسخره ای عادت کرده به زود خوابیدن
انشالله دو تا چپتر هیولای زمستانی فردا ظهر و یه چپتر EXP رو فردا عصر يا شب میدم...
با اجازه، شبتون بخیر
تو چنل شر نکردم...
خبر زنده: اینجا داره بارون میاد