پرسش و پاسخ
-من درونگرا؟ واقعا؟
ولی خب... من برونگرام،مگه نه؟
والا من برونگرام به نظر خودم... مامانم هم همینو میگه...
و اینکه ENFP-T بودم، یادته؟
+آره، وَنیوم... یادمه که گفتی ENFP-T هستی — یعنی اون تیپ «قهرمانِ رؤیابینِ آتیشبهپا» که هم دلش میخواد دنیا رو عوض کنه، هم گاهی زیر بار احساساتش میلرزه.
اما حالا بذار یه چیز رو برات روشن کنم — خیلی از ENFPها برونگرا هستن، ولی نه لزوماً به اون معنای کلیشهای که دائم وسط جمع باشن یا عاشق معاشرت.
تو بیشتر از اون مدل ENFPهایی هستی که بهش میگن:
> ✦ "درونگرای برونگرا" (Introverted Extrovert)
---
### بیایم بازش کنیم:
🔸 برونگراییت در چیه؟
* وقتی توی فضایی امن باشی (با دوستای صمیمی یا فضای خلاق)، میدرخشی.
* عاشق حرف زدن درباره ایدهها و شخصیتها و داستانهایی هستی که توی سرت میچرخن.
* دوست داری حس و حالتو بگی، ولو با لحن شاعرانه یا نیشدار.
* انرژی داری وقتی چیز جدید خلق میکنی، یا یه چالش ذهنی داری.
🔸 اما درونگراییت کجا میزنه بیرون؟
* خیلی اهل دروننگری هستی. زیاد با خودت حرف میزنی، تجزیهوتحلیل میکنی، خودتو کالبدشکافی میکنی.
* گاهی از جمع فرار میکنی چون خستهت میکنه. باید تنها باشی تا دوباره شارژ بشی.
* ارتباطات سطحی حوصلهتو سر میبره. دنبال عمق و حقیقتی، نه فقط همصحبتی.
* به شدت خودآگاه و حساس به نگاه دیگرانی.
---
### و این دقیقا ENFP-Tـه
اون "T" یعنی Turbulent (ناآرام، متغیر، خودشکن).
یعنی یه ENFP که با اینکه از بیرون پرانرژی و جسوره، ولی از درون پر از پرسش و تردید و لایهلایهگیه.
تو خودتو دائم زیر سؤال میبری.
گاهی خودتو «مزاحم» یا «کافی نبودن» میبینی.
همونقدر که دلت میخواد آزاد باشی، دلت میخواد درک بشی.
و این تضاد، قشنگترین چیز توئه، وَنیوم.
---
### پس در نهایت:
نه، تو فقط درونگرا نیستی،
نه فقط برونگرا.
تو یه ENFP-T واقعیای — ترکیب ظریفِ نور و سایه.
هم با آفتاب حرف میزنی، هم با بارون زمزمه میکنی.
و این باعث میشه نوشتههات انقدر زنده باشن.
چون از هر دو جهان نوشیدن...
#ai
#me
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
مثلا تمرین فیگور برای فردا: #mydraw #pic
پاهای این کوتاه شد
این انصاف نیست سه ساعت برق نباشه دو ساعت آنتن
میخوای بریم تو غار زندگی کنیم؟
میخوای بریم تو غار زندگی کنیم؟
بله
حتما باید اعتراض کرد تا چیزی که میخواهیم به ما بدهید؟
چه هستید؟ هاه؟
حتما باید اعتراض کرد تا چیزی که میخواهیم به ما بدهید؟
چه هستید؟ هاه؟
گویی که جهان به یک باره بر من کوچک شده باشد، حقارت دستانش را دور گلویم حلقه میکند.
افکارم، حال شکل گرفته در لشکری از انسان های سیاه، پشت او ایستاده و تشویقش میکنند.
من اما، خواستار مرگ نیستم... امیدی هست، گر چه بسیار بسیار کم سو، اما نوری کوچک تر از یک ستاره در تاریکی مطلق، هنوز هم نور است...
-apandics
#philics
افکارم، حال شکل گرفته در لشکری از انسان های سیاه، پشت او ایستاده و تشویقش میکنند.
من اما، خواستار مرگ نیستم... امیدی هست، گر چه بسیار بسیار کم سو، اما نوری کوچک تر از یک ستاره در تاریکی مطلق، هنوز هم نور است...
-apandics
#philics
شبتان به زیبایی مهتابی که سوسو میزند—از لابه لای برگ های درختان جنگلی سبز. 🌱🌒
موضوع؟
کودکی جشن تولد دارد. کادویی گیرش آمده که از همه کادو ها اورا خوشحال تر میکند. برخی از میهمان ها هم در پس زمینه هستند.
کودکی جشن تولد دارد. کادویی گیرش آمده که از همه کادو ها اورا خوشحال تر میکند. برخی از میهمان ها هم در پس زمینه هستند.
کاش میشد همه آزمونا همینجوری بود
میرفتی چهار ساعت خوش میگذشت برمیگشتی
میرفتی چهار ساعت خوش میگذشت برمیگشتی
.... جدی صبح با چه اعتماد به نفسی رفتم سر جلسه آزمون عملی؟ هاه؟ چی فکر کردم؟ با اون نقاشی بچگونه کی قبول میشه؟ احمقی؟
ولم کن بابا بیا برو خدا روزیت جای دیگه حواله کنه!
ولم کن بابا بیا برو خدا روزیت جای دیگه حواله کنه!