با آقای جیپی صحنه غمگین برای لئوکلیف میسازیم
بعد من میشینم گریه میکنم
اخه یکی نیست بگه دختر! آخه دختر!
بعد من میشینم گریه میکنم
اخه یکی نیست بگه دختر! آخه دختر!
Forwarded from مُحَرِّر؛
نوشتنِ رمان مانند این است که با قایقی کوچک دل به دریا بزَنی. در این سفر داشتنِ نقشه و یک برنامهی مُشخص مفید خواهد بود.
جاٰن گاردنر.
تا هفته دیگه علاوه بر این پنج تا طرح دارم باید آماده کنم
مربی گفت چن تا هم چشم سه رخ تمرین کنم اتود بزنم ببرم پیشش
مربی گفت چن تا هم چشم سه رخ تمرین کنم اتود بزنم ببرم پیشش