ولی خب هر زمان هم خواستم تغییر بکنم یه حادثه خیلی بزرگ و بد تو زندگیم افتاده که منو برگردونده مربع اول و پشیمون شدم
میترسم از تغییر. و اینو قبول دارم
آقا من یه آدم ترسوام. به شدت میترسم.
از مواجه شدن با واقعیت
از تغییر
از ناامید کردن بقیه
از از دست دادن..
میترسم از تغییر. و اینو قبول دارم
آقا من یه آدم ترسوام. به شدت میترسم.
از مواجه شدن با واقعیت
از تغییر
از ناامید کردن بقیه
از از دست دادن..
GOLD
Voice message
خب... اینکه یه جوری خودم رو خرد میکنم که پشمای همه میریزه، در این شکی نیست
نوبادی رو ساختم
بهش فضا دادم تا یه دنیای موازی برای خودم داشته باشم
ولی فراموشش کزدم
این کار اشتباهی بود...
بهش فضا دادم تا یه دنیای موازی برای خودم داشته باشم
ولی فراموشش کزدم
این کار اشتباهی بود...
هیولای زمستانی رو نوشتم، تا افکار سیاه خودم رو التیام بدم. بتونم آرومش ن کنم،ولی بازم فراموشش کردم
دیگه ننوشتمش...
دیگه ننوشتمش...
نقاشی هامو کامل نمیکنم
چن نیازمند تاییدیه از استادم هستم
حتی اگه مامان تایید کنه نمیتونم قبول کنم
حتی استادم هم تایید میکنه قبول نمیکنم
یعنی نقاشیام رو بخاطر ترس کامل نکردم
چن نیازمند تاییدیه از استادم هستم
حتی اگه مامان تایید کنه نمیتونم قبول کنم
حتی استادم هم تایید میکنه قبول نمیکنم
یعنی نقاشیام رو بخاطر ترس کامل نکردم
Forwarded from GOLD (Metal Heart,)
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
ولی خب هر زمان هم خواستم تغییر بکنم یه حادثه خیلی بزرگ و بد تو زندگیم افتاده که منو برگردونده مربع اول و پشیمون شدم میترسم از تغییر. و اینو قبول دارم آقا من یه آدم ترسوام. به شدت میترسم. از مواجه شدن با واقعیت از تغییر از ناامید کردن بقیه از از دست دادن..
بنظرم ایده خیلی خوبیه که از همین جا شروع کنی و دنبال ویژگی های خوب ترسو بودن بگردی
GOLD
بنظرم ایده خیلی خوبیه که از همین جا شروع کنی و دنبال ویژگی های خوب ترسو بودن بگردی
مگه ترسو بودن... چی خوبی هم داره؟
Forwarded from GOLD (Metal Heart,)
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
مگه ترسو بودن... چی خوبی هم داره؟
هاها
تکلیف شبته
برو بگرد دنبالش
تکلیف شبته
برو بگرد دنبالش