Forwarded from چای پرتقالی (‹میـرانا›)
در اونصورت میتونم فردوسی، سهراب سپهری و اگاتاکریستی رو توی مهمونی مینی ببینم
پسسسس
پسسسس
Forwarded from With Amaya💗
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
خب از اونجایی که بنده خیلی خیلی موز هستم... فردوسی، سهراب سپهری و آگاتا کریستی. بله من دعوا میخوام🌚😂 ببین یک مناظره جذابی بشه سر اون شام... و منی که میشینم هی زغال میریزم رو اتیشاشون☺️🔥 #me
یا خدا😂😭
اره عزیزم دلیلت هم بگو.
ولی خب یکی از گزینههای منم فردوسی هست.
اره عزیزم دلیلت هم بگو.
ولی خب یکی از گزینههای منم فردوسی هست.
With Amaya💗
یا خدا😂😭 اره عزیزم دلیلت هم بگو. ولی خب یکی از گزینههای منم فردوسی هست.
یا خدا؟ ترسیدی؟😔
آره من یک اژدها درون دارم. دیگه از موجود خاکی گذشته🌚😂
آره من یک اژدها درون دارم. دیگه از موجود خاکی گذشته🌚😂
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
خب از اونجایی که بنده خیلی خیلی موز هستم... فردوسی، سهراب سپهری و آگاتا کریستی. بله من دعوا میخوام🌚😂 ببین یک مناظره جذابی بشه سر اون شام... و منی که میشینم هی زغال میریزم رو اتیشاشون☺️🔥 #me
استاد فردوسی وقتی بیان، میخوان از حماسه های خفن و غرور آفرین بگن.
غرور ملی و غیرت ایرانی رو بیدار میکنن.
سهراب سپهری؟ اوه، اون تو نقاشی یه استاد بود. شعر ها و داستان هاش حرف ندارن.
به نظر من سهراب سپهری یه عارف بوده...
آگاتا کریستی... افکار خونین و جنایی رو با اون آنالیز میکنم. چرا که نه؟
البته افکار خونین من خیلی وحشیانه تر از افکار خونین آگاتا هست ولی خب...
و حالا... وقتی میگم مناظره میشه، اینجوریه که آگاتا کریستی ایرانی نیست. وقتی تو یه جمع ایرانی بیاد و بخواد پوآرو رو جلو بکشه،فردوسی ممکنه خوشش نیاد
به نظر من فردوسی پیرمرد خوش اخلاقیه،خب؟ ولی فکر نکنم از بریتانیایی ها خوشش بیاد🌚
ولی احتمالا آگاتا رو برای اینکه سعی میکنه فارسی حرف بزنه تشویق کنه
ممکنه فردوسی از شعر های سپهری ایراد بگیره. بگه نظم نداره. قبول نداشته باشه قالب شعر نو رو(بیچاره نیما یوشیج که بفهمه فردوسی گفته نه😔)
بعد از طرف دیگه، آگاتا یه جنایی نویسه،در حالی که سهراب سپهری یه فردی هست با روحیه ای لطیف، نوشته های نرم و آرام
اینجا... اونا به مشکل بر میخورن
منو میگی؟ من میشینم اونجا و از بحث لذت میبرم
هر از چن وقتی یه چیزی میپرونم تا فقط زغال رو آتیش بشه، نمک به زخم میپاشم🌚😂(من خیلی دلم میخواد اذیت کنم. دلقکی هستم که دومیش خودم)
#me
غرور ملی و غیرت ایرانی رو بیدار میکنن.
سهراب سپهری؟ اوه، اون تو نقاشی یه استاد بود. شعر ها و داستان هاش حرف ندارن.
به نظر من سهراب سپهری یه عارف بوده...
آگاتا کریستی... افکار خونین و جنایی رو با اون آنالیز میکنم. چرا که نه؟
البته افکار خونین من خیلی وحشیانه تر از افکار خونین آگاتا هست ولی خب...
و حالا... وقتی میگم مناظره میشه، اینجوریه که آگاتا کریستی ایرانی نیست. وقتی تو یه جمع ایرانی بیاد و بخواد پوآرو رو جلو بکشه،فردوسی ممکنه خوشش نیاد
به نظر من فردوسی پیرمرد خوش اخلاقیه،خب؟ ولی فکر نکنم از بریتانیایی ها خوشش بیاد🌚
ولی احتمالا آگاتا رو برای اینکه سعی میکنه فارسی حرف بزنه تشویق کنه
ممکنه فردوسی از شعر های سپهری ایراد بگیره. بگه نظم نداره. قبول نداشته باشه قالب شعر نو رو(بیچاره نیما یوشیج که بفهمه فردوسی گفته نه😔)
بعد از طرف دیگه، آگاتا یه جنایی نویسه،در حالی که سهراب سپهری یه فردی هست با روحیه ای لطیف، نوشته های نرم و آرام
اینجا... اونا به مشکل بر میخورن
منو میگی؟ من میشینم اونجا و از بحث لذت میبرم
هر از چن وقتی یه چیزی میپرونم تا فقط زغال رو آتیش بشه، نمک به زخم میپاشم🌚😂(من خیلی دلم میخواد اذیت کنم. دلقکی هستم که دومیش خودم)
#me
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
استاد فردوسی وقتی بیان، میخوان از حماسه های خفن و غرور آفرین بگن. غرور ملی و غیرت ایرانی رو بیدار میکنن. سهراب سپهری؟ اوه، اون تو نقاشی یه استاد بود. شعر ها و داستان هاش حرف ندارن. به نظر من سهراب سپهری یه عارف بوده... آگاتا کریستی... افکار خونین و جنایی…
امیدوارم دلیل قانع کننده ای باشه
Forwarded from 𝑵𝒐𝒍𝒅𝒐𝒓✨ (𝐌𝐞𝐥𝐚𝐝𝐢ë𝐥)
این پیام رو فور کنید تا بهتون ی گریلز دندون بدم♱⋆
@nolldoor🌿✨
چک کنید خط نخورده باشهೄྀ
پرایوت شیر: @Whiteelf_bot
خوشحال میشم به خیل نولدر من بیاید˖𓍢ִ✧🕯️
@nolldoor🌿✨
Forwarded from Driftmoor (Ahoo)
در سرزمینهای سرد و یخزدهی شمال، جایی که خورشید تنها اندکی برفها را میشکافت و شبهای بلند با صدای زوزهی گرگها میلرزید، قبیلههای وایکینگ سر برآورده بودند. هر قبیله با نماد و آیین خود، برای بقا و شکوه میجنگید.⚔- فـــور ڪــــنید ، طبق وایبتون ، توی قبیله های واکینگ ها تقسیمتون کنم و ابیلیتی و دلیل قدرت و شهرتتون رو بیان کنم.
یکی دریا را خانهی خویش میدانست و با کشتیهای دراگارش(کشتی های واکینگ ها)، آبها را میشکافت؛ دیگری با خون و قربانی، خدایان را به زانو در میآورد. بعضی در آهن و فولاد قدرت یافته بودند، و برخی در اسرار تاریک و جادوی نُرنها.
هر قبیله برای خود حماسهای دارد، داستانی از فتح، خون و پیمانهای شکسته. اما تنها یکی میتواند بر دیگران چیره شود و پرچم خویش را بر سردترین قلهی شمال بکوبد.
این، آغاز افسانهی قبیله های واکینگ هاست
Lim : 250 mmbs / 20 _ 25 chnls
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM