𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
"وقتی مرد جوان پا به داخل خانه گذاشت، با سکوت ناآشنایی مواج شد. «محمد؟» مرد صدا میزند، اما جوابی نمیشنود. با خود خیال میکند دوستش خانه نیست. به سمت آشپزخانه به راه میافتد تا جرعهای آب بنوشد، اما در چهارچوب در خشکش میزند. آشپزخانه، حمام خون بود و جسدی…
حالا داستانی که خودم مینویسم:
☃1
Forwarded from پارس توییت
حموم قبل از خواب>>>>>
حموم بعد از خواب >>>>>
حموم قبل از باشگاه >>>>>
حموم بعد از باشگاه >>>>>
حموم وسط روز شلوغ >>>>
حموم موقع گشنگی >>>>>
حموم موقع ناراحتی >>>>>
حموم موقع خستگی >>>>>
حموم>>>>>>>>>>>>>>
🕊 @ParsTwt | سایه روشن
حموم بعد از خواب >>>>>
حموم قبل از باشگاه >>>>>
حموم بعد از باشگاه >>>>>
حموم وسط روز شلوغ >>>>
حموم موقع گشنگی >>>>>
حموم موقع ناراحتی >>>>>
حموم موقع خستگی >>>>>
حموم>>>>>>>>>>>>>>
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
☃1👍1