اومدم بگم که... فک کنم هیچوقت هیچکس نمیفهمه چقدر داستان های بازی های ترسناک غمشون بیشتره.
چون بازی های ترسناک رو با استفاده از بچه ها میسازن
ولی بازی های دیگه رو با انسان های بزرگ.
ولی بازی های دیگه رو با انسان های بزرگ.
بهش که فکر میکنم داستان های من هم از همون نوع غم استفاده میکنن.
یعنی هر چی هم فکرشو میکنم هیچ صبحونه ای نمیتونه جای نون پنیر گردو همراه با چایی رو بگیره
👏1
بهش که فکر میکنم
دیروز صبح آنقدر سرد بود که داخل ماسکم بخار گرفت.
ببین چقد سرد بوده دیگه که ماسکم از داخل خیس خیس شد مجبور شدم امروز عوضش کنم
دیروز صبح آنقدر سرد بود که داخل ماسکم بخار گرفت.
ببین چقد سرد بوده دیگه که ماسکم از داخل خیس خیس شد مجبور شدم امروز عوضش کنم
Forwarded from رادیو توییتی
😭1