کاش میشد بساط مرگ لئونارد رو پهن کنم،
انگار که زندگی کم به چوخ نداده باشتم خودم با داستان هام خودمو به چوخ میدم
انگار که زندگی کم به چوخ نداده باشتم خودم با داستان هام خودمو به چوخ میدم
امروز... بعد از یه مدتی... بالاخره دوباره از در خونه رفتم بیرون.
به اصرار مامان.
و... تو ماشین که نشسته بودیم، چند بار هی نگام کرد، آرش برگشت خوب تو چرا انقد ساکتی؟
خب یه حرفی، یه نقلی،یه داستانی! یه چیزی بگو.
فقط تونستم با خنده و لبخند ردش کنم چون اطلاعی نداشتم چه جوابی باید میدادم.
#happenings
به اصرار مامان.
و... تو ماشین که نشسته بودیم، چند بار هی نگام کرد، آرش برگشت خوب تو چرا انقد ساکتی؟
خب یه حرفی، یه نقلی،یه داستانی! یه چیزی بگو.
فقط تونستم با خنده و لبخند ردش کنم چون اطلاعی نداشتم چه جوابی باید میدادم.
#happenings
🤝1
این یه واقعیت تلخه ولی... نسبت به قبل خیلی خیلی ساکت تر شدم.
ترجیح میدم بیشتر بشنوم تا حرف بزنم.
دیگه دلم نمیخواد چیز زیادی تعریف کنم
اصلا ربطی به دوره یا مکانی که توش زندگی میکنم نداره....
خودم همینجوری شدم...
حتی دیگه نمیدونم چجوری باید سر صحبت رو باز کنم...
ترجیح میدم بیشتر بشنوم تا حرف بزنم.
دیگه دلم نمیخواد چیز زیادی تعریف کنم
اصلا ربطی به دوره یا مکانی که توش زندگی میکنم نداره....
خودم همینجوری شدم...
حتی دیگه نمیدونم چجوری باید سر صحبت رو باز کنم...
👍1🤝1
یکیشون هست دم به دیقه بهم گوشزد میکنه اینقد فک نکن
درحالی که من اصلا فکر نمیکنم
اگه فکر میکردم الان وضعم این نبود
درحالی که من اصلا فکر نمیکنم
اگه فکر میکردم الان وضعم این نبود
استاد فیزیکه گفته همون سوالایی که میاید آنلاین جواب میدیم،به صورت شفاهی بیاید ادوبی ازتون میپرسم
تصویر هم باز میکنید
تصویر هم باز میکنید