𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
*ایستادن پشت تریبون و صاف کردن گلو* خوب دوستان طبق صحبت هایی که با اولین طرفدار آتیشی و first این، گلوریا، انجام شد نتیجه اینه که.... بعله پارت دو میزارم حالا اگه پارت دو میخواد توت فرنگی بدید(به همون) اینجا دیکتاتوریه-
افکار من: حالا ریکشن توت فرنگی رو بردار هیچکس توت فرنگی نتونه بده و دیگه مجبور نباشی پارت 2 بدی-
🍓1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
ولی خب از خوندنش خسته نمیشم 🥲
همون حسی که من موقع خوندن فن فیکشن تو راجب نوبادی و اینا داشتم:
🍓1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
عه راسی اون داستان نوبادی رو من میخواما خانومی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
همون حسی که من موقع خوندن فن فیکشن تو راجب نوبادی و اینا داشتم:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
"وقتی مرد جوان پا به داخل خانه گذاشت، با سکوت ناآشنایی مواج شد. «محمد؟» مرد صدا میزند، اما جوابی نمیشنود. با خود خیال میکند دوستش خانه نیست. به سمت آشپزخانه به راه میافتد تا جرعهای آب بنوشد، اما در چهارچوب در خشکش میزند. آشپزخانه، حمام خون بود و جسدی…
میشه فقط 5 تا توت فرنگی؟
(وی توت فرنگی دوست)
(وی توت فرنگی دوست)
🍓1
(حالا انگار مثلا چه تحفه ای هست توقع ریکشن هم داری، بچه پررو. تیپا تواونی)
🍓1