Forwarded from باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران
انجمن علمی دانشجویی فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه تهران در راستای افزایش دانش مخاطبان گرامی اعم از دانشجویان، فارغالتحصیلان و کارآموزان برگزار میکند:
🔸 دورهٔ آموزشی حقوق خانواده مقدماتی
🔹 شامل مباحث ازدواج و جدایی
🔷مدرس: روحالله طالبی توتی
مدرس و پژوهشگر حقوق خانواده
رتبه ۴ کنکور دکتری
🔶 سرفصلها:
-نامزدی
-نکاح
-مهریه
-شروط ضمن عقد
-طلاق
-حضانت
🔷به مدت ۱۰ جلسهٔ آموزشی
🧾 هزینه ثبتنام ۴۹۰ هزار تومان
📆شروع کلاسها از ۳ آبان در بستر گوگل میت
🕦هر شنبه ساعت ۱۸ الی ۱۹:۳۰
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام
به آیدی انجمن علمی مراجعه فرمایید:
🌐@jp_law_ut_admin
|@jp_law_ut1
✅ عضويت در تشكلهاي دانشجويي با مراجعه به سامانه جامع فرهنگي و اجتماعي دانشگاه تهران
https://cultural.ut.ac.ir/
🔰باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران
@UTstudentsunion
🔸 دورهٔ آموزشی حقوق خانواده مقدماتی
🔹 شامل مباحث ازدواج و جدایی
🔷مدرس: روحالله طالبی توتی
مدرس و پژوهشگر حقوق خانواده
رتبه ۴ کنکور دکتری
🔶 سرفصلها:
-نامزدی
-نکاح
-مهریه
-شروط ضمن عقد
-طلاق
-حضانت
🔷به مدت ۱۰ جلسهٔ آموزشی
🧾 هزینه ثبتنام ۴۹۰ هزار تومان
📆شروع کلاسها از ۳ آبان در بستر گوگل میت
🕦هر شنبه ساعت ۱۸ الی ۱۹:۳۰
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام
به آیدی انجمن علمی مراجعه فرمایید:
🌐@jp_law_ut_admin
|@jp_law_ut1
✅ عضويت در تشكلهاي دانشجويي با مراجعه به سامانه جامع فرهنگي و اجتماعي دانشگاه تهران
https://cultural.ut.ac.ir/
🔰باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران
@UTstudentsunion
👌3🤔1
Forwarded from باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران
انجمن علمی دانشجویی فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه تهران در راستای افزایش دانش مخاطبان گرامی اعم از دانشجویان، فارغالتحصیلان و کارآموزان برگزار میکند:
🔸 دورهٔ آموزشی-پژوهشی حقوق خانواده پیشرفته
🔷مدرس: روحالله طالبی توتی
مدرس و پژوهشگر حقوق خانواده
رتبه ۴ کنکور دکتری
🔶 سرفصلها:
🔸جلسات آموزشی
-حقوق زن و کودک در اندیشهی حقوق معاصر
-زن و خانواده در سنت فقهی اسلام
-نظام دادرسی دعاوی خانواده
-خانواده در سیاست جنایی ایران
-خانواده در حقوق عمومی ایران
🔹جلسات پژوهشی:
-بایستههای پژوهش حقوقی در حوزهی خانواده
-آشنایی با روشهای پژوهش در حقوق خانواده
🔷به مدت ۵ جلسهٔ آموزشی و ۵ جلسهٔ پژوهشی
🧾 هزینه ثبتنام ۴۹۰ هزار تومان
📆شروع کلاسها از ۶ آبان در بستر گوگل میت
🕦هر سهشنبه ساعت ۱۸ الی ۱۹:۳۰
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام
به آیدی انجمن علمی مراجعه فرمایید:
🌐@jp_law_ut_admin
|@jp_law_ut1
✅ عضويت در تشكلهاي دانشجويي با مراجعه به سامانه جامع فرهنگي و اجتماعي دانشگاه تهران
https://cultural.ut.ac.ir/
🔰باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران
@UTstudentsunion
🔸 دورهٔ آموزشی-پژوهشی حقوق خانواده پیشرفته
🔷مدرس: روحالله طالبی توتی
مدرس و پژوهشگر حقوق خانواده
رتبه ۴ کنکور دکتری
🔶 سرفصلها:
🔸جلسات آموزشی
-حقوق زن و کودک در اندیشهی حقوق معاصر
-زن و خانواده در سنت فقهی اسلام
-نظام دادرسی دعاوی خانواده
-خانواده در سیاست جنایی ایران
-خانواده در حقوق عمومی ایران
🔹جلسات پژوهشی:
-بایستههای پژوهش حقوقی در حوزهی خانواده
-آشنایی با روشهای پژوهش در حقوق خانواده
🔷به مدت ۵ جلسهٔ آموزشی و ۵ جلسهٔ پژوهشی
🧾 هزینه ثبتنام ۴۹۰ هزار تومان
📆شروع کلاسها از ۶ آبان در بستر گوگل میت
🕦هر سهشنبه ساعت ۱۸ الی ۱۹:۳۰
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام
به آیدی انجمن علمی مراجعه فرمایید:
🌐@jp_law_ut_admin
|@jp_law_ut1
✅ عضويت در تشكلهاي دانشجويي با مراجعه به سامانه جامع فرهنگي و اجتماعي دانشگاه تهران
https://cultural.ut.ac.ir/
🔰باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران
@UTstudentsunion
👌4❤1🤔1
سهم من از زندگی؛ دربارهی زنانِ خانهدارِ تماموقت
١. زن ایرانی همچنان در تعارض میان «زنِ خانه» و «زنِ مستقل» درگیر است. لایهای از عرف اجتماعی هنوز بهصورت محسوسی از زنان انتظار دارد که همسر و مادر نمونهای باشند. از آن زنانِ خانهدار ایثارگری که تمام زمان خود را در خانه میگذرانند و میشویند و میروبند و میپزند و تیمار میکنند و هیچ انتظاری از شوهر و فرزندان برای مشارکت در امور خانه ندارند. از سوی دیگر، شرایط اقتصادی بسیاری از زنان را وادار کرده که سهمی از بازار کار را مطالبه کنند و هنجارهای نوگرایانه دستکم یک مدرک کارشناسی را از آنان طلب دارد. دانشگاه رفتن و اشتغال نیز هر کدام یک انسان تماموقت میخواهد. زنِ خانهدارِ شاغلِ محصّل هم اگر بخواهد طبق «انتظار» عرف رفتار کند، نمیتواند بهاندازهی کافی برای همهی اینها وقت و توان و تمرکز بگذارد.
٢. در این میان، عدهای تلاش میکنند با برجستهساختن اهمیت مادری و خانهداری، زنان را ترغیب کنند تا از تحصیلات و اشتغال و دیگر موارد به نفع خانهداری و فرزندآوری و فرزندپروری دست بکشند. این گروه تنها به ترویج و تشویق پایبند نیستند و علناً غیرخانهداربودن زنان را تقبیح و شماتت میکنند. هدفهایشان هم متفاوت است. برخی دغدغهی فرزندآوری و کاهش جمعیت دارند و احتمالاً گمان میکنند اگر زنان دیگر به دانشگاه نروند و سهمی از بازار کار نداشته باشند، مینشینند در خانه و بچههای زیاد میآورند. پیشفرضی که مغالطهای بیش نیست و احتمالاً دور و بر خودمان زنانِ خانهدارِ تماموقت بسیاری را میشناسیم که علاقهای به فرزندآوری ندارند.
٣. گروه دیگری دغدغهی حجاب و اختلاط با نامحرم دارند و ماندن زنان در خانه را از این جهت امری مطلوب میدانند. پیشفرض این گروه هم این است که زنان نمیتوانند با رعایت حجاب و حریم عفت در فضاهای غیرزنانه حضور موثر داشته باشند. ادعایی که دستکم در امروزِ ایران نقض شده است و احتمالاً دور و بر خودمان زنان بسیاری را دیدهایم که با حجاب کامل در محیطهای عمومی مشغول فعالیت هستند.
۴. در نهایت، برخی از این جریان، با ارائهی تفسیری خاص از قوامیت مردان، بهطور کل با پیشرفت و رشد اجتماعی زنان مخالفند. تفاوتی هم ندارد که علمی باشد یا اقتصادی و سیاسی و ورزشی. آنان ابایی ندارند از اینکه صریحاً بگویند پیشرفت زن تنها در چارچوب خانه معنا میپذیرد و زنان اصلاً نیازی به رشد و استقلال فکری و اجتماعی ندارند. چرا؟ چون اگر زن رشد کند، دیگر مرد نمیتواند مرد باشد و مردانگیاش از بین میرود. از نظر آنان مشارکت زنان در امور خارج از خانه و حتی مشارکت مردان در امور خانه! مخالف قوامیت یا به بیان بهتر، سلطه و سالاری مرد است. رد این ادعا را هم به مخاطبان واگذار میکنم.
۵. اما حالا فرض کنیم که بخواهیم به توصیهی این گروه عمل کنیم. یعنی از فردا زنان در کمترین سن ممکن ازدواج کنند و تا آنجا که توان دارند، همّ خود را بر فرزندآوری و فرزندپروری و شوهرداری و خانهداری و ساختن یک زندگی آرام بگذارند و قید هرگونه حضور اجتماعی را بزنند. بعد چه خواهد شد؟ سهم زن از این زندگی آرامی که میسازد چه خواهد بود؟
۶. در این نگاه سنتی، زن جز مهریه و نفقه و اجرتالمثل و حضانت کودک تا چندسالگی، سهمی از زندگی ندارد. همه اذعان دارند که در عرف جامعهی ایرانی، مطالبهی مهریه نوعی اعلان جنگ محسوب میشود و زنی که قصد جدایی ندارد نباید مهریهاش را مطالبه کند. نفقه هم که در بهترین حالت، کفاف خورد و خوراک را بدهد و اجرتالمثل هم - اگر کسی با رویهی قضایی دادگاهها آشنا باشد - بهاندازهی پایهی حقوق کارگر روزمزد هم نیست. خدای نکرده اگر مرد بمیرد، سهم زن از زندگیای که در ساختنش مشارکت داشته یکهشتم بیشتر نیست. همین!
٧. اینها همه در حالتیست که مرد بخواهد زن را بانوی خانهاش نگه دارد. وگرنه اگر مرد طبق قانون، بانوی دیگر اختیار کند یا بخواهد مادر بچهها را طلاق دهد، زن هیچ سهمی از زندگیای که ساخته ندارد. این مادر خانهدار فوقالعاده، حتی نمیتواند در مورد تداوم زندگیاش تصمیم بگیرد. نه ولایتی بر بچههایش دارد و نه حق قابلتوجهی از مال و اموال. این زن باید چهکار کند؟ مروجان و مشوقان «زنِ فقطخانهدار» برای حقوق این مادرانِ تماموقت چه تمهیداتی اندیشیدهاند؟
٨. سخن در اینباره بسیار است. پیشتر دربارهی جایگاه حقوقی مادر در قانون نوشته بودم. بحث نیازهای عاطفی و روانی این زنان خود تأملی دیگر میطلبد. از سوی دیگر، چالشهای جمع میان استقلال اجتماعی و مادری نیز همچنان پابرجاست که باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد. اما تا همینجا، میتوان قضاوت کرد که تشویق زنان به مادریِ تماموقت، بدون ایجاد بسترهای حمایتی و وقتی قرار نیست سهمی از زندگیای که میسازند داشته باشند، عادلانه است یا نه؟
✍🏻 روح الله طالبی توتی
@tadaeeat
١. زن ایرانی همچنان در تعارض میان «زنِ خانه» و «زنِ مستقل» درگیر است. لایهای از عرف اجتماعی هنوز بهصورت محسوسی از زنان انتظار دارد که همسر و مادر نمونهای باشند. از آن زنانِ خانهدار ایثارگری که تمام زمان خود را در خانه میگذرانند و میشویند و میروبند و میپزند و تیمار میکنند و هیچ انتظاری از شوهر و فرزندان برای مشارکت در امور خانه ندارند. از سوی دیگر، شرایط اقتصادی بسیاری از زنان را وادار کرده که سهمی از بازار کار را مطالبه کنند و هنجارهای نوگرایانه دستکم یک مدرک کارشناسی را از آنان طلب دارد. دانشگاه رفتن و اشتغال نیز هر کدام یک انسان تماموقت میخواهد. زنِ خانهدارِ شاغلِ محصّل هم اگر بخواهد طبق «انتظار» عرف رفتار کند، نمیتواند بهاندازهی کافی برای همهی اینها وقت و توان و تمرکز بگذارد.
٢. در این میان، عدهای تلاش میکنند با برجستهساختن اهمیت مادری و خانهداری، زنان را ترغیب کنند تا از تحصیلات و اشتغال و دیگر موارد به نفع خانهداری و فرزندآوری و فرزندپروری دست بکشند. این گروه تنها به ترویج و تشویق پایبند نیستند و علناً غیرخانهداربودن زنان را تقبیح و شماتت میکنند. هدفهایشان هم متفاوت است. برخی دغدغهی فرزندآوری و کاهش جمعیت دارند و احتمالاً گمان میکنند اگر زنان دیگر به دانشگاه نروند و سهمی از بازار کار نداشته باشند، مینشینند در خانه و بچههای زیاد میآورند. پیشفرضی که مغالطهای بیش نیست و احتمالاً دور و بر خودمان زنانِ خانهدارِ تماموقت بسیاری را میشناسیم که علاقهای به فرزندآوری ندارند.
٣. گروه دیگری دغدغهی حجاب و اختلاط با نامحرم دارند و ماندن زنان در خانه را از این جهت امری مطلوب میدانند. پیشفرض این گروه هم این است که زنان نمیتوانند با رعایت حجاب و حریم عفت در فضاهای غیرزنانه حضور موثر داشته باشند. ادعایی که دستکم در امروزِ ایران نقض شده است و احتمالاً دور و بر خودمان زنان بسیاری را دیدهایم که با حجاب کامل در محیطهای عمومی مشغول فعالیت هستند.
۴. در نهایت، برخی از این جریان، با ارائهی تفسیری خاص از قوامیت مردان، بهطور کل با پیشرفت و رشد اجتماعی زنان مخالفند. تفاوتی هم ندارد که علمی باشد یا اقتصادی و سیاسی و ورزشی. آنان ابایی ندارند از اینکه صریحاً بگویند پیشرفت زن تنها در چارچوب خانه معنا میپذیرد و زنان اصلاً نیازی به رشد و استقلال فکری و اجتماعی ندارند. چرا؟ چون اگر زن رشد کند، دیگر مرد نمیتواند مرد باشد و مردانگیاش از بین میرود. از نظر آنان مشارکت زنان در امور خارج از خانه و حتی مشارکت مردان در امور خانه! مخالف قوامیت یا به بیان بهتر، سلطه و سالاری مرد است. رد این ادعا را هم به مخاطبان واگذار میکنم.
۵. اما حالا فرض کنیم که بخواهیم به توصیهی این گروه عمل کنیم. یعنی از فردا زنان در کمترین سن ممکن ازدواج کنند و تا آنجا که توان دارند، همّ خود را بر فرزندآوری و فرزندپروری و شوهرداری و خانهداری و ساختن یک زندگی آرام بگذارند و قید هرگونه حضور اجتماعی را بزنند. بعد چه خواهد شد؟ سهم زن از این زندگی آرامی که میسازد چه خواهد بود؟
۶. در این نگاه سنتی، زن جز مهریه و نفقه و اجرتالمثل و حضانت کودک تا چندسالگی، سهمی از زندگی ندارد. همه اذعان دارند که در عرف جامعهی ایرانی، مطالبهی مهریه نوعی اعلان جنگ محسوب میشود و زنی که قصد جدایی ندارد نباید مهریهاش را مطالبه کند. نفقه هم که در بهترین حالت، کفاف خورد و خوراک را بدهد و اجرتالمثل هم - اگر کسی با رویهی قضایی دادگاهها آشنا باشد - بهاندازهی پایهی حقوق کارگر روزمزد هم نیست. خدای نکرده اگر مرد بمیرد، سهم زن از زندگیای که در ساختنش مشارکت داشته یکهشتم بیشتر نیست. همین!
٧. اینها همه در حالتیست که مرد بخواهد زن را بانوی خانهاش نگه دارد. وگرنه اگر مرد طبق قانون، بانوی دیگر اختیار کند یا بخواهد مادر بچهها را طلاق دهد، زن هیچ سهمی از زندگیای که ساخته ندارد. این مادر خانهدار فوقالعاده، حتی نمیتواند در مورد تداوم زندگیاش تصمیم بگیرد. نه ولایتی بر بچههایش دارد و نه حق قابلتوجهی از مال و اموال. این زن باید چهکار کند؟ مروجان و مشوقان «زنِ فقطخانهدار» برای حقوق این مادرانِ تماموقت چه تمهیداتی اندیشیدهاند؟
٨. سخن در اینباره بسیار است. پیشتر دربارهی جایگاه حقوقی مادر در قانون نوشته بودم. بحث نیازهای عاطفی و روانی این زنان خود تأملی دیگر میطلبد. از سوی دیگر، چالشهای جمع میان استقلال اجتماعی و مادری نیز همچنان پابرجاست که باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد. اما تا همینجا، میتوان قضاوت کرد که تشویق زنان به مادریِ تماموقت، بدون ایجاد بسترهای حمایتی و وقتی قرار نیست سهمی از زندگیای که میسازند داشته باشند، عادلانه است یا نه؟
✍🏻 روح الله طالبی توتی
@tadaeeat
👍16❤7
عِرض خود میبری و زحمت ما میداری!
دربارهی تبعیض جنسیتی و مردانِ همیشه متهم
١. زن میانسال که تیپ اسپرت دارد، میآید پشت باجه و درخواست تمدید گذرنامه میدهد. کارهایش پیش میرود تا آنجا که میشنود: «همسرتون باید اجازه بدن برای خروج...» زن میگوید بار قبل از همسرش اجازهی خروج گرفته. خانم متصدی توضیح میدهد که برای هر بار درخواست گذرنامه باید رضایتنامه داشته باشد. زن با کلافگی فرمها را میچپاند توی کیف و زیر لب غر میزند «با شصت سال سن مثل بچهها باید اجازه بگیرم؟ اصلاً با خودش دارم میرم که!»
٢. طبق معمول مسئولیت اجتماعیام گل میکند. میروم جلو و به او توضیح میدهم که چگونه میتواند اذن خروج دائمی بگیرد تا دیگر نیازی به حضور همسرش نباشد. با وجود ناراحتیاش، آرام تشکر میکند و میگوید: «حالا این مسخرهبازیها چیه؟ مگه میخوام فرار کنم؟ والا همهش بهخاطر پوله!» پاسخی ندارم. وقتی طبق قانون، ترک منزل توسط زن تنها مسقط نفقه است و نمیتوان او را به بازگشت الزام کرد، وصل کردن خروج از کشور زنان متأهل به رضایت همسر چه منطقی دارد؟
٣. در گروه دانشگاه بعد از مدتها دوباره بحث تذکر حجاب شده. آن وسطها یکی نوشته «مردها و زنها از نظر روانی متفاوتن. مردها آستانهی تحریکشون پایینه. مرد متأهل زنهای بدون حجاب رو ببینه از همسرش سیر میشه. مرد مجرد به گناه میافته.» اعصابم به هم میریزد. نمیدانم این توهین آشکار به مردها چرا همیشه نادیده گرفته شده؟ چرا مردها برایشان مهم نیست که این ایدهی «زن خودش رو بپوشونه تا مرد به گناه نیفته»، آنها را فاقد خودکنترلی و تقوا و ارادهی انسانی در نظر میگیرد؟ چرا از میان اینهمه توجیه و تبیین متقنتر و اصولیتر برای حجاب، این یکی هنوز رواج دارد؟
۴. صدای بوق ممتد میآید و بعد یک فریاد بلند. بر میگردیم. زن موتورسوار که انگار نزدیک بوده با ماشین روبهرویی برخورد کند، از ما کمک میخواهد. میرویم سمتش. موتور را نگه میداریم. دستهایش میلرزند. دارد تشکر میکند که میگویم: «بدون گواهینامه خیلی خطرناکهها خانم. خداینکرده اتفاقی بیفته، داستان دارید.» با حسرت مخلوط با اعتراض میگوید: «چیکار کنم آقا؟ وقتی گواهینامه نمیدن، چیکار کنم؟» باز حرفی ندارم. هیچجوره نمیتوانم این تناقض را توجیه کنم که زنان میتوانند ترک موتور بنشینند، اما دووجب جلوتر، نه!
۵. گروهها را سرسری نگاهی میاندازم. توییتی حسابی دست به دست شده با عنوان «یک فریم از زن بودن در ایران». زنی از این موقعیت گفته که خواهرش نیاز به عمل جراحی دارد و بیمارستان بدون رضایت شوهر اینکار را انجام نمیدهد. شوهر هم مدتی است خانه را رها کرده و رفته و خبری از او نیست. وکیلی پاسخ داده که برای عمل جراحی باید از دادستان اجازه بگیرد. کامنت میگذارم که اصرار بیمارستانها برای اخذ رضایت شوهر، مستند به هیچ قانونی نیست و آن رضایتنامه فقط برای از سر باز کردن ادعاهای بعدی است. اما چه تفاوتی دارد؟ زنان دارند با این قانونهای غیرقانونی زیست میکنند.
۶. این عرفها و عادتها و قانونهای تبعیضآمیز که اغلب نه مستند شرعی دارند و نه پذیرش اجتماعی، همچنان شکاف جنسیتی در فرهنگ رسمی را تداوم میبخشند. زنان بیشتری روز به روز بهخاطر همین محدودیتهای بدون توجیه از دین و قانون فاصله میگیرند و مردان هم مدام با اتهام سوءاستفاده از حق روبهرو هستند - جدا از اینکه متأسفانه بعضاً این سوءاستفاده را هم انجام میدهند.
٧. چهکار کنیم؟ ما مردان چگونه ثابت کنیم که نمیخواهیم در جایگاه متهم بایستیم؟ چهطور میشود به خودمان قبولاند که هم مردسالاری سنتی و هم فمینیسم رادیکال، ما را در جایگاه متهم نشاندهاند. مگر میشود مدام این را توضیح داد؟ مگر آموزش و تربیت ما از کودکی در راستای عدالت جنسیتی بوده است؟ چگونه میتوان به این واقعیت رسید که تبعیض، در نهایت به نفع خودمان هم نیست؟ هنوز نمیدانم.
✍🏻 روح الله طالبی توتی
#زنان #حجاب #فمینیسم #دین #تبعیض #قانون
@tadaeeat
دربارهی تبعیض جنسیتی و مردانِ همیشه متهم
١. زن میانسال که تیپ اسپرت دارد، میآید پشت باجه و درخواست تمدید گذرنامه میدهد. کارهایش پیش میرود تا آنجا که میشنود: «همسرتون باید اجازه بدن برای خروج...» زن میگوید بار قبل از همسرش اجازهی خروج گرفته. خانم متصدی توضیح میدهد که برای هر بار درخواست گذرنامه باید رضایتنامه داشته باشد. زن با کلافگی فرمها را میچپاند توی کیف و زیر لب غر میزند «با شصت سال سن مثل بچهها باید اجازه بگیرم؟ اصلاً با خودش دارم میرم که!»
٢. طبق معمول مسئولیت اجتماعیام گل میکند. میروم جلو و به او توضیح میدهم که چگونه میتواند اذن خروج دائمی بگیرد تا دیگر نیازی به حضور همسرش نباشد. با وجود ناراحتیاش، آرام تشکر میکند و میگوید: «حالا این مسخرهبازیها چیه؟ مگه میخوام فرار کنم؟ والا همهش بهخاطر پوله!» پاسخی ندارم. وقتی طبق قانون، ترک منزل توسط زن تنها مسقط نفقه است و نمیتوان او را به بازگشت الزام کرد، وصل کردن خروج از کشور زنان متأهل به رضایت همسر چه منطقی دارد؟
٣. در گروه دانشگاه بعد از مدتها دوباره بحث تذکر حجاب شده. آن وسطها یکی نوشته «مردها و زنها از نظر روانی متفاوتن. مردها آستانهی تحریکشون پایینه. مرد متأهل زنهای بدون حجاب رو ببینه از همسرش سیر میشه. مرد مجرد به گناه میافته.» اعصابم به هم میریزد. نمیدانم این توهین آشکار به مردها چرا همیشه نادیده گرفته شده؟ چرا مردها برایشان مهم نیست که این ایدهی «زن خودش رو بپوشونه تا مرد به گناه نیفته»، آنها را فاقد خودکنترلی و تقوا و ارادهی انسانی در نظر میگیرد؟ چرا از میان اینهمه توجیه و تبیین متقنتر و اصولیتر برای حجاب، این یکی هنوز رواج دارد؟
۴. صدای بوق ممتد میآید و بعد یک فریاد بلند. بر میگردیم. زن موتورسوار که انگار نزدیک بوده با ماشین روبهرویی برخورد کند، از ما کمک میخواهد. میرویم سمتش. موتور را نگه میداریم. دستهایش میلرزند. دارد تشکر میکند که میگویم: «بدون گواهینامه خیلی خطرناکهها خانم. خداینکرده اتفاقی بیفته، داستان دارید.» با حسرت مخلوط با اعتراض میگوید: «چیکار کنم آقا؟ وقتی گواهینامه نمیدن، چیکار کنم؟» باز حرفی ندارم. هیچجوره نمیتوانم این تناقض را توجیه کنم که زنان میتوانند ترک موتور بنشینند، اما دووجب جلوتر، نه!
۵. گروهها را سرسری نگاهی میاندازم. توییتی حسابی دست به دست شده با عنوان «یک فریم از زن بودن در ایران». زنی از این موقعیت گفته که خواهرش نیاز به عمل جراحی دارد و بیمارستان بدون رضایت شوهر اینکار را انجام نمیدهد. شوهر هم مدتی است خانه را رها کرده و رفته و خبری از او نیست. وکیلی پاسخ داده که برای عمل جراحی باید از دادستان اجازه بگیرد. کامنت میگذارم که اصرار بیمارستانها برای اخذ رضایت شوهر، مستند به هیچ قانونی نیست و آن رضایتنامه فقط برای از سر باز کردن ادعاهای بعدی است. اما چه تفاوتی دارد؟ زنان دارند با این قانونهای غیرقانونی زیست میکنند.
۶. این عرفها و عادتها و قانونهای تبعیضآمیز که اغلب نه مستند شرعی دارند و نه پذیرش اجتماعی، همچنان شکاف جنسیتی در فرهنگ رسمی را تداوم میبخشند. زنان بیشتری روز به روز بهخاطر همین محدودیتهای بدون توجیه از دین و قانون فاصله میگیرند و مردان هم مدام با اتهام سوءاستفاده از حق روبهرو هستند - جدا از اینکه متأسفانه بعضاً این سوءاستفاده را هم انجام میدهند.
٧. چهکار کنیم؟ ما مردان چگونه ثابت کنیم که نمیخواهیم در جایگاه متهم بایستیم؟ چهطور میشود به خودمان قبولاند که هم مردسالاری سنتی و هم فمینیسم رادیکال، ما را در جایگاه متهم نشاندهاند. مگر میشود مدام این را توضیح داد؟ مگر آموزش و تربیت ما از کودکی در راستای عدالت جنسیتی بوده است؟ چگونه میتوان به این واقعیت رسید که تبعیض، در نهایت به نفع خودمان هم نیست؟ هنوز نمیدانم.
✍🏻 روح الله طالبی توتی
#زنان #حجاب #فمینیسم #دین #تبعیض #قانون
@tadaeeat
❤36👍12👌3😐2
ما همه با هم هستیم...
🔹بعد از چند تجربه از تبعیض جنسیتی در طول هفته و احساس ناخوشایندی که بهعنوان یک مرد از متهم بودن در این موارد داشتم، این یادداشت را نوشتم که حجم بازخوردها و انتشارش فراتر از انتظارم بود. از این بابت بسیار خرسندم؛ چون واکنشها عموماً همدلانه بود، بهویژه از سمت مردان.
🔸حالا میخواهم از میان واکنشها و بازخوردها، چندتایی را که به آن یادداشت ارزشِ بسیار افزود، مرور کنم تا بتوانیم نکات مهم آنها را تجمیع کنیم. چون این بحث، تمامشدنی نیست. دستکم برای من، اینکه مردان اطرافم را در اعتراض به تبعیض جنسیتی قانع و همراه کنم، تازه گام اول است.
🔹دکتر فاطمه توفیقی از منظر دینپژوهانه به این نکتهی اساسی توجه دادند که هرچند برخی قوانین تبعیضآمیز به شرع و دین مستند شدهاند، اما استناد آنها به شرع، استناد وفادارانهای نیست. یعنی اگر قرار بود آنچه که دین - بخوانید شریعت و فقه - گفته را مو به مو تبدیل به قانون کنیم و ملاحظات و رخصتها و چارچوبهای آن را پیاده سازیم، این چیزی نمیشد که الان بهعنوان قانون وجود دارد.
🔸دکتر مریم نصر طبق همیشه با ارجاع فلسفی زیبایی، از این مسئله گفتند که قوانین تبعیضآمیز، ابزار چانهزنی را از زنان در روابط خانوادگی میستانند و این، چیزی جز ظلم نیست. چون کسی که ابزار چانهزنی نداشته باشد، قدرت ندارد و زمانیکه قانون، زن را فاقد کمترین قدرت و مرد را دارای بیشتر قدرتها بخواهد، نمیتواند عادلانه باشد.
🔹خانم فاطمه کریمخان - که ایشان را نمیشناسم - در یادداشت خود نوشتند:«به طور پیشفرض در شرایط مردسالاری تمام مردان از تنعم مرد بودن برخوردار و در نتیجه متهم ادامهی وضعیت ضایع شدن حقوق نیمی از جامعه هستند.» و در نهایت پیشنهاد دادند که مردان در کنار اعتراض و ناخشنودی از این اتهام، با واگذاری حقوق در ازدواج، جلوگیری از فرهنگ تجاوز و تربیت کودکان بدون کلیشههای جنسیتی، در راستای رفع اتهام از خود اقدام ایجابی داشته باشند.
من با پیشنهاد ایجابی ایشان موافقم. تنها دغدغه و اعتراض مردان به عرفها و قوانین سوگیرانه کافی نیست. نظام حقوقی، ظرفیتها و امکانات بسیاری را پیشروی ما گذاشته تا خود بتوانیم به سوی برقراری یک نظم عادلانه در روابط میان زوجین حرکت کنیم. بسمالله، کسی جلویمان را نگرفته.
🔸مخاطب محترمی که نام ایشان را نمیدانم، از این نوشتند که قوانین تبعیضآمیز در عمل، به هدفی که قانونگذار از وضع آنها داشته هم ضربه میزنند. برای نمونه قانونگذار با پیشفرض انحصار تأمين مالی خانواده توسط مرد و مردانهبودن بازارکار، زنان را از حق عائلهمندی و حق اولاد و بیمهی مستمری و... محروم کرده است. اما در نتیجهی این قوانین، کارفرما به استخدام زنان تمایل بیشتری نشان میدهد؛ مردان حذف میشوند و زنان با حقوق ناقص بازار را میگردانند.
🔹وکیل محترمی که اخیراً با ایشان آشنا شدم و نخواستند نامشان را منتشر کنم، روایتی از پروندهی جاری خود فرستادند که هر بار آن را مرور میکنم، احساسات متناقضی از خشم و تأسف و البته انگیزه سراغم میآید. روایت او از پروندهی موکل دهههشتادیاش را بخوانید که به قول خودش، در میانهی قانون و عرف و مردها گیر افتاده! این روایت، نشان میدهد چگونه تبعیض جنسیتی میتواند عدالت را ذبح کند.
🔸همهی اینها را که کنار هم بگذاریم، مصداقهای متعددی برای آن مییابیم. همین اصلاح قانون مهریه که الان سر زبانهاست، دقیقاً برآیند همهی این کاستیها را نشان میدهد. از ابتدا، دغدغهی شرع و فقه و قرآن در عندالمطالبه بودن مهریه و نحله بودن آن رعایت نشده. از طرف دیگر چون حقوق قانونی زوجین عادلانه نبوده، زنان از مهریه بهعنوان تنها ابزار چانهزنی استفاده کردهاند. این کژکارکردی طبیعتاً پیامدهای منفی داشته. قانونگذار با رویکرد مردانه تنها ضرر به مردان را دیده و به فکر اصلاحی افتاده که در اصل محدودکردن ابزار چانهزنی زنان است. مردان هم تصمیم نگرفتهاند در یک اقدام فرهنگی، حقوق زنان در ازدواج را واگذار کنند و با تعیین یک مهریهی معقول، چالشها را حل کنند.
نتیجه چه میشود؟ وهن شرع، سوءاستفاده از قانون، بازتولید تبعیض جنسیتی و البته، بیرغبتی به تشکیل خانواده.
✍🏻 روح الله طالبی توتی
#خانواده #زنان #تبعیض #مهریه #مردسالاری #فمینیسم #دین
@tadaeeat
🔹بعد از چند تجربه از تبعیض جنسیتی در طول هفته و احساس ناخوشایندی که بهعنوان یک مرد از متهم بودن در این موارد داشتم، این یادداشت را نوشتم که حجم بازخوردها و انتشارش فراتر از انتظارم بود. از این بابت بسیار خرسندم؛ چون واکنشها عموماً همدلانه بود، بهویژه از سمت مردان.
🔸حالا میخواهم از میان واکنشها و بازخوردها، چندتایی را که به آن یادداشت ارزشِ بسیار افزود، مرور کنم تا بتوانیم نکات مهم آنها را تجمیع کنیم. چون این بحث، تمامشدنی نیست. دستکم برای من، اینکه مردان اطرافم را در اعتراض به تبعیض جنسیتی قانع و همراه کنم، تازه گام اول است.
🔹دکتر فاطمه توفیقی از منظر دینپژوهانه به این نکتهی اساسی توجه دادند که هرچند برخی قوانین تبعیضآمیز به شرع و دین مستند شدهاند، اما استناد آنها به شرع، استناد وفادارانهای نیست. یعنی اگر قرار بود آنچه که دین - بخوانید شریعت و فقه - گفته را مو به مو تبدیل به قانون کنیم و ملاحظات و رخصتها و چارچوبهای آن را پیاده سازیم، این چیزی نمیشد که الان بهعنوان قانون وجود دارد.
🔸دکتر مریم نصر طبق همیشه با ارجاع فلسفی زیبایی، از این مسئله گفتند که قوانین تبعیضآمیز، ابزار چانهزنی را از زنان در روابط خانوادگی میستانند و این، چیزی جز ظلم نیست. چون کسی که ابزار چانهزنی نداشته باشد، قدرت ندارد و زمانیکه قانون، زن را فاقد کمترین قدرت و مرد را دارای بیشتر قدرتها بخواهد، نمیتواند عادلانه باشد.
🔹خانم فاطمه کریمخان - که ایشان را نمیشناسم - در یادداشت خود نوشتند:«به طور پیشفرض در شرایط مردسالاری تمام مردان از تنعم مرد بودن برخوردار و در نتیجه متهم ادامهی وضعیت ضایع شدن حقوق نیمی از جامعه هستند.» و در نهایت پیشنهاد دادند که مردان در کنار اعتراض و ناخشنودی از این اتهام، با واگذاری حقوق در ازدواج، جلوگیری از فرهنگ تجاوز و تربیت کودکان بدون کلیشههای جنسیتی، در راستای رفع اتهام از خود اقدام ایجابی داشته باشند.
من با پیشنهاد ایجابی ایشان موافقم. تنها دغدغه و اعتراض مردان به عرفها و قوانین سوگیرانه کافی نیست. نظام حقوقی، ظرفیتها و امکانات بسیاری را پیشروی ما گذاشته تا خود بتوانیم به سوی برقراری یک نظم عادلانه در روابط میان زوجین حرکت کنیم. بسمالله، کسی جلویمان را نگرفته.
🔸مخاطب محترمی که نام ایشان را نمیدانم، از این نوشتند که قوانین تبعیضآمیز در عمل، به هدفی که قانونگذار از وضع آنها داشته هم ضربه میزنند. برای نمونه قانونگذار با پیشفرض انحصار تأمين مالی خانواده توسط مرد و مردانهبودن بازارکار، زنان را از حق عائلهمندی و حق اولاد و بیمهی مستمری و... محروم کرده است. اما در نتیجهی این قوانین، کارفرما به استخدام زنان تمایل بیشتری نشان میدهد؛ مردان حذف میشوند و زنان با حقوق ناقص بازار را میگردانند.
🔹وکیل محترمی که اخیراً با ایشان آشنا شدم و نخواستند نامشان را منتشر کنم، روایتی از پروندهی جاری خود فرستادند که هر بار آن را مرور میکنم، احساسات متناقضی از خشم و تأسف و البته انگیزه سراغم میآید. روایت او از پروندهی موکل دهههشتادیاش را بخوانید که به قول خودش، در میانهی قانون و عرف و مردها گیر افتاده! این روایت، نشان میدهد چگونه تبعیض جنسیتی میتواند عدالت را ذبح کند.
🔸همهی اینها را که کنار هم بگذاریم، مصداقهای متعددی برای آن مییابیم. همین اصلاح قانون مهریه که الان سر زبانهاست، دقیقاً برآیند همهی این کاستیها را نشان میدهد. از ابتدا، دغدغهی شرع و فقه و قرآن در عندالمطالبه بودن مهریه و نحله بودن آن رعایت نشده. از طرف دیگر چون حقوق قانونی زوجین عادلانه نبوده، زنان از مهریه بهعنوان تنها ابزار چانهزنی استفاده کردهاند. این کژکارکردی طبیعتاً پیامدهای منفی داشته. قانونگذار با رویکرد مردانه تنها ضرر به مردان را دیده و به فکر اصلاحی افتاده که در اصل محدودکردن ابزار چانهزنی زنان است. مردان هم تصمیم نگرفتهاند در یک اقدام فرهنگی، حقوق زنان در ازدواج را واگذار کنند و با تعیین یک مهریهی معقول، چالشها را حل کنند.
نتیجه چه میشود؟ وهن شرع، سوءاستفاده از قانون، بازتولید تبعیض جنسیتی و البته، بیرغبتی به تشکیل خانواده.
✍🏻 روح الله طالبی توتی
#خانواده #زنان #تبعیض #مهریه #مردسالاری #فمینیسم #دین
@tadaeeat
❤10👍6👌4😐2
تداعیات
«فاطمه (س) برابر امّت!» ١. این که چه باعث شد تنها چند روز پس از رفتنِ پیامبر میان امت و دختر او درگیری رخ دهد، سوالی است به دارازای عمر بشریت. تاریخ هرچهقدر هم که خواسته سکوت کند، نتوانسته فریادِ شکایت فاطمه را خاموش نماید. هرچند شاید از این واقعه در گذر…
فاطمهای که بود و فاطمهای که شناختیم...
در طول سنت اسلام شیعی، دو جنبه از حیات حضرت فاطمهی زهرا آگاهانه و عامدانه برجسته شده است؛ نخست، رنج و محنت وی در وقایع پس از رحلت پیامبر است. تصویر برجستهی او در اذهان ما، مادر مظلومی است که در گیرودار درگیریهای «حرق دار»، رنج جسمی شدیدی را متحمل گشت و آسیبهایی دید که در نهایت به ترک دنیا انجامید.
جنبهی دیگر، خانهداری و خانهنشینی از سر عفاف او که بهعنوان الگویی از زن مسلمان باورمند ارائه میشود. به نقل از ایشان مشهور است که «زن زمانی به خدا نزدیکتر است که ملازم قعر خانهاش باشد.» و «بهترین چیز برای زن این است که مردان را نبیند و مردان هم او را نبینند.» حضور او در ماجراهای پس از رحلت پیامبر نیز بر مبنای «ضرورت» توجیه شده است.
اما فاطمه همین بود و بس؟ خانهنشین و رنجدیده؟
باوجود اینکه که دادههای تاریخی از زندگانی آخرین دختر پیامبر کمشمار است، در سالهای اخیر تلاش شده تا تصویر معهود از فاطمهی زهرا بر مبنای مداقه در تاریخ اصلاح گردد.
در پژوهشهای جدید، کنشگری سیاسی حضرت فاطمه بهعنوان زنی نخبه و آگاه مورد توجه قرار گرفته و عاملیت جسورانهی وی بهعنوان یک زن در ورود به نزاع قدرت و سیاست مردانه، کاوش شده است. نمونهی این دست پرداختها، گفتاری است از مرحوم استاد داود فیرحی با عنوان «فاطمه، زن و حکمرانی» که میتوانید آن را از اینجا بشنوید.
همچنین روایتهای منسوب به فاطمهی زهرا که خانهنشینی زنان را ترویج میکند، در پژوهشهای دکتر زهره اخوان مقدم به چالش کشیده شده است که تفصیل آن را میتوانید از اینجا بشنوید. دکتر اخوان نهتنها انتساب روایات مطلوبیت خانهنشینی به حضرت فاطمه را رد میکند بلکه نشان میدهد سیرهی عملی ایشان با آنچه در این روایتها گفته شده تنافی دارد.
خلاصه آنکه برای شناخت فاطمهی زهرا، باید او را آنچنان که بوده بشناسیم و بشناسانیم؛ زنی آگاه که جسورانه، مصلحتاندیشی را به پرسش گرفته است.
@tadaeeat
در طول سنت اسلام شیعی، دو جنبه از حیات حضرت فاطمهی زهرا آگاهانه و عامدانه برجسته شده است؛ نخست، رنج و محنت وی در وقایع پس از رحلت پیامبر است. تصویر برجستهی او در اذهان ما، مادر مظلومی است که در گیرودار درگیریهای «حرق دار»، رنج جسمی شدیدی را متحمل گشت و آسیبهایی دید که در نهایت به ترک دنیا انجامید.
جنبهی دیگر، خانهداری و خانهنشینی از سر عفاف او که بهعنوان الگویی از زن مسلمان باورمند ارائه میشود. به نقل از ایشان مشهور است که «زن زمانی به خدا نزدیکتر است که ملازم قعر خانهاش باشد.» و «بهترین چیز برای زن این است که مردان را نبیند و مردان هم او را نبینند.» حضور او در ماجراهای پس از رحلت پیامبر نیز بر مبنای «ضرورت» توجیه شده است.
اما فاطمه همین بود و بس؟ خانهنشین و رنجدیده؟
باوجود اینکه که دادههای تاریخی از زندگانی آخرین دختر پیامبر کمشمار است، در سالهای اخیر تلاش شده تا تصویر معهود از فاطمهی زهرا بر مبنای مداقه در تاریخ اصلاح گردد.
در پژوهشهای جدید، کنشگری سیاسی حضرت فاطمه بهعنوان زنی نخبه و آگاه مورد توجه قرار گرفته و عاملیت جسورانهی وی بهعنوان یک زن در ورود به نزاع قدرت و سیاست مردانه، کاوش شده است. نمونهی این دست پرداختها، گفتاری است از مرحوم استاد داود فیرحی با عنوان «فاطمه، زن و حکمرانی» که میتوانید آن را از اینجا بشنوید.
همچنین روایتهای منسوب به فاطمهی زهرا که خانهنشینی زنان را ترویج میکند، در پژوهشهای دکتر زهره اخوان مقدم به چالش کشیده شده است که تفصیل آن را میتوانید از اینجا بشنوید. دکتر اخوان نهتنها انتساب روایات مطلوبیت خانهنشینی به حضرت فاطمه را رد میکند بلکه نشان میدهد سیرهی عملی ایشان با آنچه در این روایتها گفته شده تنافی دارد.
خلاصه آنکه برای شناخت فاطمهی زهرا، باید او را آنچنان که بوده بشناسیم و بشناسانیم؛ زنی آگاه که جسورانه، مصلحتاندیشی را به پرسش گرفته است.
@tadaeeat
Telegram
داود فیرحی
♦️فاطمه؛ زن و حکمرانی:
🔸تأملی بر موقعیت فاطمه(س) و بحران حکمرانی در سال یازده هجرت
1⃣ مقدمه؛
-تاریخ قدسی و تاریخ تحلیلی
- هجرت و بلوغ فاطمه
- فاطمه و جامعه مردسالار عربستان
- وضع متضاد حرمت و محرومیت زن
2⃣ زمینه تاریخی - سیاسی؛
- سال یازده؛ رحلت پیامبر…
🔸تأملی بر موقعیت فاطمه(س) و بحران حکمرانی در سال یازده هجرت
1⃣ مقدمه؛
-تاریخ قدسی و تاریخ تحلیلی
- هجرت و بلوغ فاطمه
- فاطمه و جامعه مردسالار عربستان
- وضع متضاد حرمت و محرومیت زن
2⃣ زمینه تاریخی - سیاسی؛
- سال یازده؛ رحلت پیامبر…
❤18
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- دولت مخالف است، کمیسیون نظری ندارد... تصویب شد! و آن «ای جووونمِ» بسیار معنادار!
مجلس امروز در مورد کاهش سقف ضمانت کیفری از مهریه تا ١۴ سکه تصمیم گرفت. این چند ثانیه را چندین و چندبار میبینم و واکنشی جز سکوت نیست.
پ.ن: اصلاح و تلاش برای حبسزدایی در مورد محکومیتهای مالی اقدام قابل تحسینی است. اما در مورد خاص مهریه، بدون اصلاح و متعادلسازی دیگر قوانین چون حق طلاق یکطرفه، پایداری نهاد خانواده را شکننده و غیرمطمئن میسازد.
@tadaeeat
مجلس امروز در مورد کاهش سقف ضمانت کیفری از مهریه تا ١۴ سکه تصمیم گرفت. این چند ثانیه را چندین و چندبار میبینم و واکنشی جز سکوت نیست.
پ.ن: اصلاح و تلاش برای حبسزدایی در مورد محکومیتهای مالی اقدام قابل تحسینی است. اما در مورد خاص مهریه، بدون اصلاح و متعادلسازی دیگر قوانین چون حق طلاق یکطرفه، پایداری نهاد خانواده را شکننده و غیرمطمئن میسازد.
@tadaeeat
👍10🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریادهای سمیه رفیعی نتیجه داد...
مجلس با درج عبارت «عندالاستطاعه» به جای «عندالمطالبه» در اسناد ازدواج مخالفت کرد. حضور نمایندگان زن در مجلس برای چنین مواقعی نیاز است و چنین کنشگریای از آنان انتظار میرود. وگرنه اگر نمایندگان زن در برابر تصویب قوانینی که بدون نگاه زنانه طرح میشود، موضعی نگیرند، زن بودنشان چه سودی دارد؟
سمیه رفیعی، نمایندهی تهران: ما دیگر به این مجلس امیدی نداریم! /چرا باب دخالت در توافقات طرفین را باز میکنید؟ /اگر مجلس میخواهد خانواده را لِه کند، به طرح اصلاح مهریه رأی بدهد.
@tadaeeat
مجلس با درج عبارت «عندالاستطاعه» به جای «عندالمطالبه» در اسناد ازدواج مخالفت کرد. حضور نمایندگان زن در مجلس برای چنین مواقعی نیاز است و چنین کنشگریای از آنان انتظار میرود. وگرنه اگر نمایندگان زن در برابر تصویب قوانینی که بدون نگاه زنانه طرح میشود، موضعی نگیرند، زن بودنشان چه سودی دارد؟
سمیه رفیعی، نمایندهی تهران: ما دیگر به این مجلس امیدی نداریم! /چرا باب دخالت در توافقات طرفین را باز میکنید؟ /اگر مجلس میخواهد خانواده را لِه کند، به طرح اصلاح مهریه رأی بدهد.
@tadaeeat
❤15👌4🤔1
تهران، صبح، دادگاه خانواده...
✍🏻 روح الله طالبی توتی
١. نشستهام توی اتاق رسیدگی و منتظرم حرفهای وکیل زوج تمام شود تا ببینم قاضی چه میگوید. زوج خودش نیامده. وکیل او، مرد بلندقد تنومندی است که اول تا آخر ایستاده کنار جایگاه قاضی و چندباری هم دستهایش را کوبانده روی آن. قاضی مرد آرامی است و دقیق به حرفها گوش میکند. زوجه، زن میانسال که پایش را گچ گرفته و نشسته روی صندلی دقيقاً روبهروی قاضی، تقریباً چیزی نمیگوید. وکیل حرفهایش را بلند بلند میزند و میرود. ختم جلسه... قاضی برای استراحت کوچکی میرود بیرون. فعلاً جلسهی رسیدگی نیست.
٢. با قاضی مستشار که خانم جوان خوشبرخوردیست همصحبت میشوم.کاشف به عمل میآید که همرشته هستیم و احتمالاً پیشتر در مصاحبهی دکتری همدیگر را دیدهایم. پرونده را توضیح میدهد. بعد از بیست و هشت سال زندگی، زن دچار تصادف و آسیب جسمی شدید شده. مرد گفته هزینههای درمانش را نمیدهد. زن نه بیمه داشته و نه شغل و نه حمایت مالی. مهریهاش را مطالبه کرده. مرد عصبانی شده و به دادگاه گفته زن را نمیخواهد و او را طلاق بدهند. زن افتاده دنبال فهرست کردن اموال مرد و حالا وکیل در این جلسه ادعا میکرده که خانههای مرد در رهن بانک است. تا استعلام بیاید و کارها پیش برود، زن بلاتکلیف میماند.
٣. خانم قاضی با حوصله توضیح میدهد که گرفتن مهریه به این راحتیها نیست. عرف درخواست مهریه را بهمنزلهی درخواست طلاق میداند و تا به حال ندیده که زنی درخواست مهریه بدهد و مرد در مقابل، حرف از طلاق نزند. میگوید خودتان که بهتر میدانید، مهریه شده تنها حق زن برای اینکه اینجا حرفی برای گفتن داشته باشد. میگویم اگر این قانون جدید مهریه تصویب شود، دلتان میآید بر مبنایش رأی بدهید؟ لبخند میزند. جواب واضح است؛ قاضی باید طبق قانون رأی بدهد.
۴. آقای قاضی برمیگردد. او هم مرد آرام خوشبرخوردی است. میگویم آقای رئیس! زنها چهقدر از مهریه سوءاستفاده میکنند؟ میگوید همین الان خانمی هست که سه تا پروندهی مهریه در شعبهی آنها دارد. هر ماه میآید سکههایش را جمع میکند و میرود! ولی تعداد این پروندهها خیلی زیاد نیست. میگویم از مهریه بیشتر سوءاستفاده میشود یا از حق طلاق؟ باز جواب واضح است؛ حق طلاق... و تفاوتش هم اصلاً قابل مقایسه نیست. میگویم اگر مرد درخواست طلاق بدهد، شما بررسی میکنید که واقعاً درخواستش به حق است یا نه؟
۵. صادقانه میگوید نه. ولی توضیح میدهد قاضی شعبهای دیگر، درخواست طلاق مرد را به استناد قانون اساسی و منع سوءاستفاده از حق رد کرده است. یاد روایتی میافتم از پیامبر که وقتی شنید یکی از اصحاب میخواهد همسرش را طلاق بدهد گفت طلاق او گناه بزرگیست. و البته باب کراهت طلاق زوجهی صالح... بیشتر صحبت میکنیم. حرفم این است چرا شما در برابر مجلس موضع نمیگیرید؟ چرا قضات که دارند بهعینه عدم توازن قانونی حقوق زوجین را میبینند و تبعاتش را درک میکنند، به تصمیم مجلس برای کاستن از اعتبار قانونی مهریه بدون اینکه به موارد دیگر ورود کند اعتراض نمیکنند؟ جواب سرراستی نمیگیرم.
۶. چند ساعتی گذشته. دو وکیل جوان به وکالت از زن و مردی آمدهاند برای پیگیری طلاق توافقی. با خانم قاضی دربارهی تأثیرش روی نتایج نهایی پروندهها صحبت میکنیم. متوجهم که بهعنوان قاضی، نباید در نقش مددکار فرو برود. ولی نمیتوان انکار کرد که حضور قاضی زن در جلسهی دادرسی، فضای مردانهی دادگاه را تغییر داده است. آخر به این نتیجه میرسیم که تا قانون اصلاح نشود، قاضی نمیتواند تاثیر خیلی عجیبی داشته باشد.
٧. دو ساعتی گذشته. چند نفر دیگر میآیند و میروند. مرد جوان میخواهد حضانت پسرش را بگیرد، زنی برای کارهای طلاق دخترش آمده، زن و مرد دیگری با بچهی ۴ ۵ سالهای دارند امضاهای نهایی طلاق را میزنند. به خانم قاضی میگویم اگر مجلس طرح اصلاح مهریه را تصویب کرد و برای کاستیهای قانونی دیگر چارهای نیندیشید، باید چهکار کنیم؟ به آقای قاضی نگاه میکند. میگوید بهترین کار، مهریهی پایین و وکالت طلاق مشروط و تنصیف اموال است. خیال طرفین راحت میشود و اگر کار به اینجا کشید، نگران حق و حقوقشان نیستند. ما میخواهیم خانواده را حفظ کنیم. ولی وقتی قانون این طور است، کمتر پروندهای به سازش میرسد.
٨. مسئول واحد حمایت از زنان و کودکان نیست. یک ربعی پشت در میایستیم و بعد، همراه با زن جوانی که اشک میریزد سوار آسانسور میشویم. مردی بچهاش را گرفته بغل و به آینه نگاه میکند. بچه خوابش برده.
@tadaeeat
✍🏻 روح الله طالبی توتی
١. نشستهام توی اتاق رسیدگی و منتظرم حرفهای وکیل زوج تمام شود تا ببینم قاضی چه میگوید. زوج خودش نیامده. وکیل او، مرد بلندقد تنومندی است که اول تا آخر ایستاده کنار جایگاه قاضی و چندباری هم دستهایش را کوبانده روی آن. قاضی مرد آرامی است و دقیق به حرفها گوش میکند. زوجه، زن میانسال که پایش را گچ گرفته و نشسته روی صندلی دقيقاً روبهروی قاضی، تقریباً چیزی نمیگوید. وکیل حرفهایش را بلند بلند میزند و میرود. ختم جلسه... قاضی برای استراحت کوچکی میرود بیرون. فعلاً جلسهی رسیدگی نیست.
٢. با قاضی مستشار که خانم جوان خوشبرخوردیست همصحبت میشوم.کاشف به عمل میآید که همرشته هستیم و احتمالاً پیشتر در مصاحبهی دکتری همدیگر را دیدهایم. پرونده را توضیح میدهد. بعد از بیست و هشت سال زندگی، زن دچار تصادف و آسیب جسمی شدید شده. مرد گفته هزینههای درمانش را نمیدهد. زن نه بیمه داشته و نه شغل و نه حمایت مالی. مهریهاش را مطالبه کرده. مرد عصبانی شده و به دادگاه گفته زن را نمیخواهد و او را طلاق بدهند. زن افتاده دنبال فهرست کردن اموال مرد و حالا وکیل در این جلسه ادعا میکرده که خانههای مرد در رهن بانک است. تا استعلام بیاید و کارها پیش برود، زن بلاتکلیف میماند.
٣. خانم قاضی با حوصله توضیح میدهد که گرفتن مهریه به این راحتیها نیست. عرف درخواست مهریه را بهمنزلهی درخواست طلاق میداند و تا به حال ندیده که زنی درخواست مهریه بدهد و مرد در مقابل، حرف از طلاق نزند. میگوید خودتان که بهتر میدانید، مهریه شده تنها حق زن برای اینکه اینجا حرفی برای گفتن داشته باشد. میگویم اگر این قانون جدید مهریه تصویب شود، دلتان میآید بر مبنایش رأی بدهید؟ لبخند میزند. جواب واضح است؛ قاضی باید طبق قانون رأی بدهد.
۴. آقای قاضی برمیگردد. او هم مرد آرام خوشبرخوردی است. میگویم آقای رئیس! زنها چهقدر از مهریه سوءاستفاده میکنند؟ میگوید همین الان خانمی هست که سه تا پروندهی مهریه در شعبهی آنها دارد. هر ماه میآید سکههایش را جمع میکند و میرود! ولی تعداد این پروندهها خیلی زیاد نیست. میگویم از مهریه بیشتر سوءاستفاده میشود یا از حق طلاق؟ باز جواب واضح است؛ حق طلاق... و تفاوتش هم اصلاً قابل مقایسه نیست. میگویم اگر مرد درخواست طلاق بدهد، شما بررسی میکنید که واقعاً درخواستش به حق است یا نه؟
۵. صادقانه میگوید نه. ولی توضیح میدهد قاضی شعبهای دیگر، درخواست طلاق مرد را به استناد قانون اساسی و منع سوءاستفاده از حق رد کرده است. یاد روایتی میافتم از پیامبر که وقتی شنید یکی از اصحاب میخواهد همسرش را طلاق بدهد گفت طلاق او گناه بزرگیست. و البته باب کراهت طلاق زوجهی صالح... بیشتر صحبت میکنیم. حرفم این است چرا شما در برابر مجلس موضع نمیگیرید؟ چرا قضات که دارند بهعینه عدم توازن قانونی حقوق زوجین را میبینند و تبعاتش را درک میکنند، به تصمیم مجلس برای کاستن از اعتبار قانونی مهریه بدون اینکه به موارد دیگر ورود کند اعتراض نمیکنند؟ جواب سرراستی نمیگیرم.
۶. چند ساعتی گذشته. دو وکیل جوان به وکالت از زن و مردی آمدهاند برای پیگیری طلاق توافقی. با خانم قاضی دربارهی تأثیرش روی نتایج نهایی پروندهها صحبت میکنیم. متوجهم که بهعنوان قاضی، نباید در نقش مددکار فرو برود. ولی نمیتوان انکار کرد که حضور قاضی زن در جلسهی دادرسی، فضای مردانهی دادگاه را تغییر داده است. آخر به این نتیجه میرسیم که تا قانون اصلاح نشود، قاضی نمیتواند تاثیر خیلی عجیبی داشته باشد.
٧. دو ساعتی گذشته. چند نفر دیگر میآیند و میروند. مرد جوان میخواهد حضانت پسرش را بگیرد، زنی برای کارهای طلاق دخترش آمده، زن و مرد دیگری با بچهی ۴ ۵ سالهای دارند امضاهای نهایی طلاق را میزنند. به خانم قاضی میگویم اگر مجلس طرح اصلاح مهریه را تصویب کرد و برای کاستیهای قانونی دیگر چارهای نیندیشید، باید چهکار کنیم؟ به آقای قاضی نگاه میکند. میگوید بهترین کار، مهریهی پایین و وکالت طلاق مشروط و تنصیف اموال است. خیال طرفین راحت میشود و اگر کار به اینجا کشید، نگران حق و حقوقشان نیستند. ما میخواهیم خانواده را حفظ کنیم. ولی وقتی قانون این طور است، کمتر پروندهای به سازش میرسد.
٨. مسئول واحد حمایت از زنان و کودکان نیست. یک ربعی پشت در میایستیم و بعد، همراه با زن جوانی که اشک میریزد سوار آسانسور میشویم. مردی بچهاش را گرفته بغل و به آینه نگاه میکند. بچه خوابش برده.
@tadaeeat
❤21👌4
⚖️ به مناسبت روز زن، انجمن علمی فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران با همکاری انجمن علمی فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه تهران برگزار میکند:
◽️ بررسی امکان فقه زنانه نگر
◽️ جنسیت آگاهی و چالش های حقوقی احکام زنان
◽️سخنران:
روح الله طالبی توتی
دانشجوی دکتری تخصصی حقوق زنان وخانواده دانشگاه تربیت مدرس
پژوهشگر مطالعات جنسیت وزنان
🗓زمان: پنجشنبه ۲۰ آذر ماه
⏱ساعت: ۱۹ در بستر مجازی
لینک نشست :
meet.google.com/wbt-nbtu-mei
▫️Telegram:@ijalf_ut
▫️Instagram:@lawjp_ut_farabi
◽️ بررسی امکان فقه زنانه نگر
◽️ جنسیت آگاهی و چالش های حقوقی احکام زنان
◽️سخنران:
روح الله طالبی توتی
دانشجوی دکتری تخصصی حقوق زنان وخانواده دانشگاه تربیت مدرس
پژوهشگر مطالعات جنسیت وزنان
🗓زمان: پنجشنبه ۲۰ آذر ماه
⏱ساعت: ۱۹ در بستر مجازی
لینک نشست :
meet.google.com/wbt-nbtu-mei
▫️Telegram:@ijalf_ut
▫️Instagram:@lawjp_ut_farabi
❤16🤔1
تداعیات
چرا حرفهایمان متناقض است؟ حقوق زنان در کشاکش فقه، قانون و عرف ✍🏻 روح الله طالبی توتی ١. زمانی که الهه حسیننژاد به قتل رسید، جامعه با چند مسئلهی جدی درگیر شد. امنیت، وضعیت اقتصادی، خشونت علیه زنان و البته تبعیض جنسیتی در قانون قصاص. افکار عمومی بهوضوح…
🔺 از صبح که سخنگوی قوهی قضائیه از این گفت که اجرای حکم قصاص قاتل الهه حسین نژاد در انتظار «پرداخت تفاضل دیه» است، فضای مجازی دوباره به این موضوع واکنش شدیدی نشان داد. بین درگیریهای کاری، توییتها را مرور میکنم:
«مهریهمون رو باید اندازهی تفاوت دیه تعیین کنیم که اگه زدن کشتنمون، حداقل خانوادهمون مجبور نباشن به قاتل پول بدن!»
«فقط یک لحظه فکر کنید یکی دخترتون رو کُشته، بعد شما برای اینکه حق قصاص خودت رو اجرا کنی، باید چندصدمیلیون پول جور کنی بدی به خود قاتل.»
«چهقدر عالی! قاتل رو مجازات نمیکنیم چون خانوادهی مقتول پول ندادن بهش!»
«میدونستید اگه یه خانم دکتر نصفه شب که داره از بیمارستان برمیگرده توسط یک جیببر معتاد کارتنخواب چاقو بخوره و بمیره، باز هم ارزش قاتل بیشتره و باید نصف دیه رو بدن بهش تا قصاص اجرا بشه؟»
نمیتوانم باور کنم قاضی پرونده به مادهی ۴٢٨ استناد نکرده باشد. به چند دوست قاضی و وکیل پیام میدهم. از دوست دیگری که درگیر پروندهی مشابهی بوده دوباره پرسوجو میکنم تا برای هزارمین بار مطمئن شوم که استناد به تبصرهی مادهی ۵۵١ امکان دارد. دوباره ویدئوی سخنگو را میبینم. کمی تا برآشفته شدن فاصله دارم که دوست قاضیاَم پیام میدهد «مگر گفتن خانواده باید پرداخت کنه؟» و بیانیهی توضیحی قوهی قضائیه منتشر میشود که منظور سخنگو، پرداخت دیه توسط اولیای دم نبوده و به دستور دادستان، تفاضل دیه از بیتالمال پرداخت میشود.
کمی آرام میشوم و بعد دوباره به این فکر میکنم که در اصل ماجرا چه فرقی میکند؟ کجا قرار است از این امکانهای قانونی و ظرفیتهای فقهی استفاده کنیم که مهمتر از این مورد باشد؟ نمیدانم.
@tadaeeat
«مهریهمون رو باید اندازهی تفاوت دیه تعیین کنیم که اگه زدن کشتنمون، حداقل خانوادهمون مجبور نباشن به قاتل پول بدن!»
«فقط یک لحظه فکر کنید یکی دخترتون رو کُشته، بعد شما برای اینکه حق قصاص خودت رو اجرا کنی، باید چندصدمیلیون پول جور کنی بدی به خود قاتل.»
«چهقدر عالی! قاتل رو مجازات نمیکنیم چون خانوادهی مقتول پول ندادن بهش!»
«میدونستید اگه یه خانم دکتر نصفه شب که داره از بیمارستان برمیگرده توسط یک جیببر معتاد کارتنخواب چاقو بخوره و بمیره، باز هم ارزش قاتل بیشتره و باید نصف دیه رو بدن بهش تا قصاص اجرا بشه؟»
نمیتوانم باور کنم قاضی پرونده به مادهی ۴٢٨ استناد نکرده باشد. به چند دوست قاضی و وکیل پیام میدهم. از دوست دیگری که درگیر پروندهی مشابهی بوده دوباره پرسوجو میکنم تا برای هزارمین بار مطمئن شوم که استناد به تبصرهی مادهی ۵۵١ امکان دارد. دوباره ویدئوی سخنگو را میبینم. کمی تا برآشفته شدن فاصله دارم که دوست قاضیاَم پیام میدهد «مگر گفتن خانواده باید پرداخت کنه؟» و بیانیهی توضیحی قوهی قضائیه منتشر میشود که منظور سخنگو، پرداخت دیه توسط اولیای دم نبوده و به دستور دادستان، تفاضل دیه از بیتالمال پرداخت میشود.
کمی آرام میشوم و بعد دوباره به این فکر میکنم که در اصل ماجرا چه فرقی میکند؟ کجا قرار است از این امکانهای قانونی و ظرفیتهای فقهی استفاده کنیم که مهمتر از این مورد باشد؟ نمیدانم.
@tadaeeat
👌11🤔3👍2
ملاقات با مریم در تهران؛ تجربهای روحانی، زنانه و باشکوه 🕊
١. چندی پیش بود که نامگذاری ایستگاهی جدید به نام مریم مقدس در متروی تهران، توجه بسیاری از رسانههای بینالمللی را به این اقدام جلب کرد. با مرور زمان و انتشار تصاویری از ایستگاه مریم مقدس، توجهها به معماری مسیحی و المانهای کلیسایی آن جلب شد. بهویژه تندیسهایی از مریم مقدس و عیسی مسیح که تا پیش از این نمونهی آن را کمتر در فضای شهری تهران دیده بودیم. لحظهشماری میکردم برای اینکه فرصتی دست بدهد و حضوری از این ایستگاه دیدن کنم. و بالاخره در روزهای کریسمس اتفاق افتاد.
٢. صدای اعلان مترو میآید: «ایستگاه مریم مقدس». عنوان غریبی است و این را میشود در چهرهی آدمها دید. خانم جوان لبخند میزند. مرد میانسال به دخترک همراهش توضیح میدهد مریم مقدس کیست و چهقدر اینکار را با اعتماد بهنفس انجام میدهد. چند پسر دبیرستانی هم به سبک خودشان نسبت به این عنوان جدید واکنش میدهند. قرارگرفتن نام یک زن در عنوان ایستگاه مترویی مهم، سابقه نداشته.
٣. به نقشهی متروی تهران نگاه میکنم. با یک مرور متوجه میشوم حدود ۴٠ ایستگاه به نام مردان نامگذاری شده. از شاعرانی چون مولوی و فردوسی و سعدی گرفته تا شخصیتهای ملی چون امیرکبیر و استاد معین و دانشمندانی چون ابن سینا و سهروردی و البته شخصیتهای سیاسی و شهیدان. همه مرد هستند. مریم مقدس تنها نام زنانه در این میان است و از این جهت هم خاص و قابل توجه.
۴. از قطار که بیرون میآیم، مواجه میشوم با تندیس دیواری زیبایی از مریم در کنار درختی تاک با رنگآمیزی بنفش و صورتی. سمت دیگر دیوارکوبی از مسیح است و بر دیوار دیگر، تصویری از یک کلیسا در کنار یک مسجد. و نهایتا در آخرین تندیس دیواری، مریم نوزاد مقدسش را در آغوش گرفته و با لبخندی غمگین به مسافران نگاه میکند. تصویرسازیهای چشمنواز و معناداری است و فضای روحانی خاصی به ایستگاه بخشیده.
۵. سقف گیت اصلی، معماری خاصی دارد شبیه کلیساهای ایتالیایی. خوشنویسیها و سنگنوشتههایی از آیات مربوط به مریم و مسیح در قرآن و انجیل در سراسر مسیر خروج از ایستگاه نصب شده است. تندیسی از کتاب مسیح در شب قدر و شمایلی از مریم و عیسای کودک و البته، مجسمهی روحالقدس در تمثیل کبوتری با شاخهای زیتون. مسیر پلههای برقی نیز با طراحی قوسی و نورپردازی باشکوهی اجرا شده که نمیشود مجذوبش نشد.
۶. از ایستگاه که بیرون میآیم، کلیسای سرکیس مقدس در آن سمت خیابان نمایان است. ساختمان سفید کلیسا با منظرهای بلند و صلیبهای آهنی بزرگ، چشم را به خود خیره میکند. دقیقا روبهروی کلیسا و در ویترین شیشهای، تندیس ایستادهای از مریم نصب شده با همان چهرهی غمگین نقاشیهای قرون وسطایی. در پسزمینه تابلوهایی از چند شهید مسیحی قرار گرفته و اطراف تندیس با گیاهان و گلهای سفید زیبایی تزئین شده.
٧. دو دختر جوان با تندیس مریم عکس میگیرند. به چشمان مریم خیره میشوم. به او که احتمالاً مهمترین شخصیت زن تاریخ در نگاه جهانیان است. آیات سورهی مریم را مرور میکنم و به این میاندیشم که چگونه شخصیتهای زن میتوانند نادیده گرفته شوند. به یاد میآورم که اخیرا فرد مشهوری با انتقاد شدید به تندیسهای مریم در این ایستگاه، آن را مکشوفه، تنبرهنه و شلحجاب توصیف کرده بود! انگار زنانگی بهراحتی میتواند عاملی برای برچسبزنی و حذف باشد، حتی اگر مریم باشی.
۸. نمیدانم چهقدر زمان میبرد تا بار دیگر نام یک زن در فضای شهری ماندگار شود. نام زنی شاعر یا دانشمند یا سیاستمدار یا شهید. تا آن زمان، ایستگاه متروی مریم مقدس تنها حضور زنانهی جدی در تهران است که تجربهاش خالی از لطف نیست. ملاقات با مریم در تهران و تجربهای روحانی، زنانه و باشکوه.
✍🏻 روح الله طالبی توتی
@tadaeeat
١. چندی پیش بود که نامگذاری ایستگاهی جدید به نام مریم مقدس در متروی تهران، توجه بسیاری از رسانههای بینالمللی را به این اقدام جلب کرد. با مرور زمان و انتشار تصاویری از ایستگاه مریم مقدس، توجهها به معماری مسیحی و المانهای کلیسایی آن جلب شد. بهویژه تندیسهایی از مریم مقدس و عیسی مسیح که تا پیش از این نمونهی آن را کمتر در فضای شهری تهران دیده بودیم. لحظهشماری میکردم برای اینکه فرصتی دست بدهد و حضوری از این ایستگاه دیدن کنم. و بالاخره در روزهای کریسمس اتفاق افتاد.
٢. صدای اعلان مترو میآید: «ایستگاه مریم مقدس». عنوان غریبی است و این را میشود در چهرهی آدمها دید. خانم جوان لبخند میزند. مرد میانسال به دخترک همراهش توضیح میدهد مریم مقدس کیست و چهقدر اینکار را با اعتماد بهنفس انجام میدهد. چند پسر دبیرستانی هم به سبک خودشان نسبت به این عنوان جدید واکنش میدهند. قرارگرفتن نام یک زن در عنوان ایستگاه مترویی مهم، سابقه نداشته.
٣. به نقشهی متروی تهران نگاه میکنم. با یک مرور متوجه میشوم حدود ۴٠ ایستگاه به نام مردان نامگذاری شده. از شاعرانی چون مولوی و فردوسی و سعدی گرفته تا شخصیتهای ملی چون امیرکبیر و استاد معین و دانشمندانی چون ابن سینا و سهروردی و البته شخصیتهای سیاسی و شهیدان. همه مرد هستند. مریم مقدس تنها نام زنانه در این میان است و از این جهت هم خاص و قابل توجه.
۴. از قطار که بیرون میآیم، مواجه میشوم با تندیس دیواری زیبایی از مریم در کنار درختی تاک با رنگآمیزی بنفش و صورتی. سمت دیگر دیوارکوبی از مسیح است و بر دیوار دیگر، تصویری از یک کلیسا در کنار یک مسجد. و نهایتا در آخرین تندیس دیواری، مریم نوزاد مقدسش را در آغوش گرفته و با لبخندی غمگین به مسافران نگاه میکند. تصویرسازیهای چشمنواز و معناداری است و فضای روحانی خاصی به ایستگاه بخشیده.
۵. سقف گیت اصلی، معماری خاصی دارد شبیه کلیساهای ایتالیایی. خوشنویسیها و سنگنوشتههایی از آیات مربوط به مریم و مسیح در قرآن و انجیل در سراسر مسیر خروج از ایستگاه نصب شده است. تندیسی از کتاب مسیح در شب قدر و شمایلی از مریم و عیسای کودک و البته، مجسمهی روحالقدس در تمثیل کبوتری با شاخهای زیتون. مسیر پلههای برقی نیز با طراحی قوسی و نورپردازی باشکوهی اجرا شده که نمیشود مجذوبش نشد.
۶. از ایستگاه که بیرون میآیم، کلیسای سرکیس مقدس در آن سمت خیابان نمایان است. ساختمان سفید کلیسا با منظرهای بلند و صلیبهای آهنی بزرگ، چشم را به خود خیره میکند. دقیقا روبهروی کلیسا و در ویترین شیشهای، تندیس ایستادهای از مریم نصب شده با همان چهرهی غمگین نقاشیهای قرون وسطایی. در پسزمینه تابلوهایی از چند شهید مسیحی قرار گرفته و اطراف تندیس با گیاهان و گلهای سفید زیبایی تزئین شده.
٧. دو دختر جوان با تندیس مریم عکس میگیرند. به چشمان مریم خیره میشوم. به او که احتمالاً مهمترین شخصیت زن تاریخ در نگاه جهانیان است. آیات سورهی مریم را مرور میکنم و به این میاندیشم که چگونه شخصیتهای زن میتوانند نادیده گرفته شوند. به یاد میآورم که اخیرا فرد مشهوری با انتقاد شدید به تندیسهای مریم در این ایستگاه، آن را مکشوفه، تنبرهنه و شلحجاب توصیف کرده بود! انگار زنانگی بهراحتی میتواند عاملی برای برچسبزنی و حذف باشد، حتی اگر مریم باشی.
۸. نمیدانم چهقدر زمان میبرد تا بار دیگر نام یک زن در فضای شهری ماندگار شود. نام زنی شاعر یا دانشمند یا سیاستمدار یا شهید. تا آن زمان، ایستگاه متروی مریم مقدس تنها حضور زنانهی جدی در تهران است که تجربهاش خالی از لطف نیست. ملاقات با مریم در تهران و تجربهای روحانی، زنانه و باشکوه.
✍🏻 روح الله طالبی توتی
@tadaeeat
❤26🤔2
مرخصی قاعدگی؟ چرا که نه!
در یک اقدام قابل تامل، فاطمه مقصودی، نمایندهی مجلس شورای اسلامی، از دولت خواست تا مرخصی قاعدگی را به رسمیت بشناسد. این مرخصی که در برخی کشورهای پیشرفته اجرا میشود، به زنان اجازه میدهد در این روزها به خود استراحت بدهند و کمی از عوارض جسمی و روحی ناشی از تغییرات فیزیکی و هورمونی این دوره را مدیریت کنند.
نمیدانم پیشنهاد خانم مقصودی شنیده میشود یا نه. اما طرح بحث اصولی و عمومی پیرامون عادت ماهانه از منظر بهداشت قاعدگی و آگاهیبخشی در راستای افزایش سلامت جسم و روان، به زنان و مردانی که در تعامل با آنان هستند کمک میکند تا آسیبهای احتمالی کاهش یابد.
سخن گفتن از عادت ماهانه هنوز در جامعهی ایرانی یک تابوی فرهنگی است. همواره در مواجهه با افرادی که بههیچ عنوان سخن گفتن از عادت ماهانه را بر نمیتابند و این مخالفت و ستیزهجویی را به اخلاق دینی و قواعد عفت ربط میدهند، صراحتاً میگویم اگر زورتان میرسید آیهی «و یسئلونک عن المحیض...» را از قرآن حذف میکردید! عادت ماهانه تجربهای تکرارشونده و مهم برای زنان است تا آنجا که قرآن به آن توجه نشان میدهد و مهمتر اینکه از آن سخن میگوید. رخدادی طبیعی که فینفسه ارتباطی با امر جنسی ندارد، چگونه جنسیسازی شده و طرح بحث پیرامون آن غیرعفیفانه تلقی میشود؟ در حال پاسخی ندارم. اما میخواهم به این نکته توجه بدهم که پرداختن به این موضوع، به معنای بهاشتراکگذاری تجربهی فردی و شخصی از عادت ماهانه در فضای عمومی نیست، بلکه به رسمیت شناختن عوارض این تجربهی تکرارشونده است.
در عرف جامعهی ایرانی، بنا بر درکی که از حریم خصوصی و قواعد عفت داریم، تجارب مرتبط با امر جنسی را فردی و محدود به حریم شخصی خود نگه میداریم و آن را به اشتراک نمیگذاریم. اما عادت ماهانه برخلاف فعل جنسی، غیرارادی، غیرقابل کنترل و بدون نسبت با زمان و مکان خاصی است. عادت ماهانه حتی مقدمه یا پیامد فعل یا رفتارهای جنسی هم نیست. پس اصولاً مقایسهی این دو از اساس منطقی نخواهد بود.
مردان جوانی را میشناسم که در شرف ازدواج هستند و اطلاعات بسیار اندکی از عادت ماهانه دارند. بعضاً در این حد که زنان چند روزی را نماز نمیخوانند چون رحمشان خونریزی میکند! عدم آگاهی از عادت ماهانه و تاثیرات آن در زیست روزمرهی زنان، حتما باعث بروز مشکلات تعاملی خواهد شد و این حق زنان و البته مردان است که بتوانند دربارهی عادت ماهانه و عوارض آن بدانند.
البته شرایط بسیار تغییر کرده. چندی پیش برگزاری همایشی با محوریت آگاهیبخشی در حوزهی بهداشت قاعدگی در دانشگاه تهران لغو شد و بحثهای مفصلی در گروههای دانشجویی مرتبط در این زمینه به راه انداخت. جالب اینکه به جای انکار و مخالفت با هرگونه طرح بحث در اینباره، اینبار تقریبا غالب دانشجویان با گرایشهای متفاوت فکری و عقیدتی ابراز داشتند که مطالبهی دختران برای نصب دستگاههای پد بهداشتی در سرویسها باید جدی گرفته شود.
چندیست که در فضای مجازی با پویشهایی چون #از_پریود_بگو نوعی تابوشکنی آغاز شده و البته متأسفانه توجه به عادت ماهانه را به نوعی سانتیمانتالیسمِ دوستدختر دوستپسری محدود کرده است. غافل از اینکه طرح بحث رومانتیک از عادت ماهانه، اتفاقاً به کلیشهها پیرامون رفتارهای زنان در این دوره دامن میزند و نهتنها به ارتقای آگاهی عمومی در اینباره کمک نمیکند، بلکه اهمیت موضوع را نیز به حاشیه میبرد.
خلاصه اینکه نه باید با هر آنچه عرف میپسندیده همراهی کرد و نه باید تمام آنچه عرف میپسندد را کنار گذاشت. سخن گفتن از عادت ماهانه یک نیاز عمومی برای ارتقای سطح سلامت جامعه است، نه مطالبهی یک قبحشکنی برای به اشتراکگذاری حریم خصوصی زنان. در تعامل میان زوجین، پدران و دختران و دیگر زنان و مردان در محیطهای خانوادگی و عمومی، در بحرانهای طبیعی چون سیل و زلزله و در آموزشهای تربیتی دوران نوجوانی، عوارض عادت ماهانه یک واقعیت انکارنشدنی است. شنیدن پیشنهاد خانم مقصودی میتواند گام مهمی در پذیرش این واقعیت و لزوم توجه به آن باشد.
✍🏻 روح الله طالبی توتی
@tadaeeat
در یک اقدام قابل تامل، فاطمه مقصودی، نمایندهی مجلس شورای اسلامی، از دولت خواست تا مرخصی قاعدگی را به رسمیت بشناسد. این مرخصی که در برخی کشورهای پیشرفته اجرا میشود، به زنان اجازه میدهد در این روزها به خود استراحت بدهند و کمی از عوارض جسمی و روحی ناشی از تغییرات فیزیکی و هورمونی این دوره را مدیریت کنند.
نمیدانم پیشنهاد خانم مقصودی شنیده میشود یا نه. اما طرح بحث اصولی و عمومی پیرامون عادت ماهانه از منظر بهداشت قاعدگی و آگاهیبخشی در راستای افزایش سلامت جسم و روان، به زنان و مردانی که در تعامل با آنان هستند کمک میکند تا آسیبهای احتمالی کاهش یابد.
سخن گفتن از عادت ماهانه هنوز در جامعهی ایرانی یک تابوی فرهنگی است. همواره در مواجهه با افرادی که بههیچ عنوان سخن گفتن از عادت ماهانه را بر نمیتابند و این مخالفت و ستیزهجویی را به اخلاق دینی و قواعد عفت ربط میدهند، صراحتاً میگویم اگر زورتان میرسید آیهی «و یسئلونک عن المحیض...» را از قرآن حذف میکردید! عادت ماهانه تجربهای تکرارشونده و مهم برای زنان است تا آنجا که قرآن به آن توجه نشان میدهد و مهمتر اینکه از آن سخن میگوید. رخدادی طبیعی که فینفسه ارتباطی با امر جنسی ندارد، چگونه جنسیسازی شده و طرح بحث پیرامون آن غیرعفیفانه تلقی میشود؟ در حال پاسخی ندارم. اما میخواهم به این نکته توجه بدهم که پرداختن به این موضوع، به معنای بهاشتراکگذاری تجربهی فردی و شخصی از عادت ماهانه در فضای عمومی نیست، بلکه به رسمیت شناختن عوارض این تجربهی تکرارشونده است.
در عرف جامعهی ایرانی، بنا بر درکی که از حریم خصوصی و قواعد عفت داریم، تجارب مرتبط با امر جنسی را فردی و محدود به حریم شخصی خود نگه میداریم و آن را به اشتراک نمیگذاریم. اما عادت ماهانه برخلاف فعل جنسی، غیرارادی، غیرقابل کنترل و بدون نسبت با زمان و مکان خاصی است. عادت ماهانه حتی مقدمه یا پیامد فعل یا رفتارهای جنسی هم نیست. پس اصولاً مقایسهی این دو از اساس منطقی نخواهد بود.
مردان جوانی را میشناسم که در شرف ازدواج هستند و اطلاعات بسیار اندکی از عادت ماهانه دارند. بعضاً در این حد که زنان چند روزی را نماز نمیخوانند چون رحمشان خونریزی میکند! عدم آگاهی از عادت ماهانه و تاثیرات آن در زیست روزمرهی زنان، حتما باعث بروز مشکلات تعاملی خواهد شد و این حق زنان و البته مردان است که بتوانند دربارهی عادت ماهانه و عوارض آن بدانند.
البته شرایط بسیار تغییر کرده. چندی پیش برگزاری همایشی با محوریت آگاهیبخشی در حوزهی بهداشت قاعدگی در دانشگاه تهران لغو شد و بحثهای مفصلی در گروههای دانشجویی مرتبط در این زمینه به راه انداخت. جالب اینکه به جای انکار و مخالفت با هرگونه طرح بحث در اینباره، اینبار تقریبا غالب دانشجویان با گرایشهای متفاوت فکری و عقیدتی ابراز داشتند که مطالبهی دختران برای نصب دستگاههای پد بهداشتی در سرویسها باید جدی گرفته شود.
چندیست که در فضای مجازی با پویشهایی چون #از_پریود_بگو نوعی تابوشکنی آغاز شده و البته متأسفانه توجه به عادت ماهانه را به نوعی سانتیمانتالیسمِ دوستدختر دوستپسری محدود کرده است. غافل از اینکه طرح بحث رومانتیک از عادت ماهانه، اتفاقاً به کلیشهها پیرامون رفتارهای زنان در این دوره دامن میزند و نهتنها به ارتقای آگاهی عمومی در اینباره کمک نمیکند، بلکه اهمیت موضوع را نیز به حاشیه میبرد.
خلاصه اینکه نه باید با هر آنچه عرف میپسندیده همراهی کرد و نه باید تمام آنچه عرف میپسندد را کنار گذاشت. سخن گفتن از عادت ماهانه یک نیاز عمومی برای ارتقای سطح سلامت جامعه است، نه مطالبهی یک قبحشکنی برای به اشتراکگذاری حریم خصوصی زنان. در تعامل میان زوجین، پدران و دختران و دیگر زنان و مردان در محیطهای خانوادگی و عمومی، در بحرانهای طبیعی چون سیل و زلزله و در آموزشهای تربیتی دوران نوجوانی، عوارض عادت ماهانه یک واقعیت انکارنشدنی است. شنیدن پیشنهاد خانم مقصودی میتواند گام مهمی در پذیرش این واقعیت و لزوم توجه به آن باشد.
✍🏻 روح الله طالبی توتی
@tadaeeat
❤16👌8👍4🤔1
🔺ما گفتیم، خودشان نیامدند...
زنان چگونه حذف میشوند؟
١. تعجبم از این بود که چهطور ممکن است؟! یعنی یک نفر نبوده بگوید وقتی شما دارید نشستی دربارهی ناآرامیهای ١۴٠١ برگزار میکنید، نمیشود در میان ارائهدهندگان هیچ زنی وجود نداشته باشد؟ یعنی واقعاً کسی یک لحظه فکر نکرد این نشست هراندازه هم نکات مثبتی داشته باشد، بدون حضور ارائهدهندگان زن ناقص است؟ اعتراضم را به معاونت فرهنگی دانشگاه منتقل کردم و پاسخ شنیدم که «هیچکدام از اساتید خانم حاضر نشدند در نشست شرکت کنند...»
٢. در اختتامیهی مدرسهی تابستانهی «رویای انسان ایرانی معاصر»، خلاف رویهی معمولی که دارم، از میزبان زمان خواستم و به اینکه هیچ زن سخنرانی در برنامه حضور نداشت اعتراض کردم. توضیح هم دادم که چهطور میشود دربارهی رویای انسان ایرانی معاصر اندیشید ولی نظرگاه زنان را به میان نیاورد؟ پاسخ صادقانه ولی تکراری بود. «ما به چند خانم که میشناختیم گفتیم، اما متأسفانه نشد...» برای اینکه اعتراضم پیشبرنده باشد و به غرزدن شبیه نشود، چند استاد و پژوهشگر زن را معرفی کردم تا عدم شناخت، دلیل حذف نباشد.
٣. دیشب نشستی بود با عنوان «عشق در زمانهی اقتدار» از مدرسهی مجازی عشق با ارائهی دکتر مریم نصر که تنها سخنران زن بود درکنار ٢٠ سخنران مرد! قصد داشتم در انتهای برنامه حتما آن اعتراض تکراری را طرح کنم که چهطور ممکن است دربارهی عشق اندیشید و سخن گفت ولی به حداقلیترین حالت حضور زنان رضایت داد؟ نیکبختانه خود سخنران در ابتدای نشست این گلایه و اعتراض را مطرح و بر آن تأکید کرد. باز هم همان پاسخ تکراری را شنیدیم. «ما میخواستیم خانمهای بیشتری را به عنوان سخنران داشته باشیم، ولی قبول نکردند...»
۴. نمیتوانیم بگوییم تعداد متخصصان زن در حوزههای گوناگون کمتر از مردان است و از این جهت، بروز و حضور آنان هم کمتر خواهد بود. در زمانهی ما کمتر حوزهای را میتوان یافت که زنان در آن کنش علمی نداشته باشند. ممکن است کمتر شناخته شده باشند که آن هم به دلیل همین عدم شناساندن است. میخواهم در صداقت این پاسخها تردید نکنم و به این بیندیشم که چرا این موقعیت مدام تکرار میشود؟ چند پاسخ احتمالی را میتوان درنظر گرفت.
۵. ما به حضور ضمنی زنان عادت کردهایم. عدم مشارکت زنان یا مشارکت حداقلی آنان، برایمان مسئله نمیشود و مجدانه برای تغییر این وضعیت تلاش نمیکنیم. مشارکت حداقلی زنان از ما در برابر مطالبات احتمالی، رفع تکلیف میکند و احساس نمیکنیم عدم توجه به مشارکت جدی زنان، یک وضعیت خطا را بازتولید و نهادینه میکند. این جز حالتی است که اساساً به حضور زنان باور نداشته باشیم و اتفاقاً در حذف آنان بکوشیم!
۶. عامل دیگر، محدودیتهایی است که در شبکههای ارتباطی مردانه وجود دارد. اگر تجربهی کار اجرایی این چنینی داشته باشیم اذعان میکنیم که عموماً متولیان یک نشست تلاش میکنند از نزدیکترین افرادی که میشناسند دعوت به عمل بیاورند. کار اجرایی آنقدر وقتگیر و پرجزئیات است که ترجیح میدهیم با دعوت از افرادی که میشناسیم، ریسک جدیدی اضافه نکنیم. حضور محدود زنان در شبکههای ارتباطی متولیان که عمدتاً مرد هستند، منجر به حذف غیرعامدانهی آنان میشود.
٧. و اما یک دلیل مهم دیگر، شاید غیرمنعطف بودن پذیرش زنان در چارچوبهای رسمی باشد. مثلاً برای حضور در یک برنامهی تلویزیونی، قواعد مشخص پوشش برای بسیاری از زنان محدودیتی جدی به شمار میآید. چه خود زنان حاضر نباشند در پوشش معمول خود در فضاهای علمی تغییر ایجاد کنند و چه ترجیح برنامهسازان بر این باشد بهجای درگیری با روسری و هدبند و ساق دست و اندازهی مانتو، از یک متخصص مرد دعوت کنند. با افزایش شکاف میان چارچوبهای رسمی و عرف عمومی، زنان بیشتری عرصهی حضور را از دست خواهند داد.
٨. حالا شاید بتوانیم دربارهی این بهتر قضاوت کنیم که حضور ضمنی زنان، تقصیر بیدغدغگی ماست یا کمکاری خودشان که نیامدند! بنا به تجربهام از چندین سال فعالیتهای اجرایی در دانشگاه، باور دارم اگر حضور زنان برایمان مسئله باشد، میتوانیم مشارکت جدی آنان را ایجاد کنیم. هم امکانش هست، هم ظرفیتش، اگر همتش باشد...
پ.ن: پیشتر یادداشتهایی نوشته بودم با عنوان «دربارهی پدیدهی حذف زنان». مثالهای پراکندهای بود از تجربهی شخصیام با این مسئله و حالا که مرورشان میکردم، امید ورزیدم کاش که این عادت بر هم بخورد.
✍🏻 روح الله طالبی توتی
#زنان #جنسیت
@tadaeeat
زنان چگونه حذف میشوند؟
١. تعجبم از این بود که چهطور ممکن است؟! یعنی یک نفر نبوده بگوید وقتی شما دارید نشستی دربارهی ناآرامیهای ١۴٠١ برگزار میکنید، نمیشود در میان ارائهدهندگان هیچ زنی وجود نداشته باشد؟ یعنی واقعاً کسی یک لحظه فکر نکرد این نشست هراندازه هم نکات مثبتی داشته باشد، بدون حضور ارائهدهندگان زن ناقص است؟ اعتراضم را به معاونت فرهنگی دانشگاه منتقل کردم و پاسخ شنیدم که «هیچکدام از اساتید خانم حاضر نشدند در نشست شرکت کنند...»
٢. در اختتامیهی مدرسهی تابستانهی «رویای انسان ایرانی معاصر»، خلاف رویهی معمولی که دارم، از میزبان زمان خواستم و به اینکه هیچ زن سخنرانی در برنامه حضور نداشت اعتراض کردم. توضیح هم دادم که چهطور میشود دربارهی رویای انسان ایرانی معاصر اندیشید ولی نظرگاه زنان را به میان نیاورد؟ پاسخ صادقانه ولی تکراری بود. «ما به چند خانم که میشناختیم گفتیم، اما متأسفانه نشد...» برای اینکه اعتراضم پیشبرنده باشد و به غرزدن شبیه نشود، چند استاد و پژوهشگر زن را معرفی کردم تا عدم شناخت، دلیل حذف نباشد.
٣. دیشب نشستی بود با عنوان «عشق در زمانهی اقتدار» از مدرسهی مجازی عشق با ارائهی دکتر مریم نصر که تنها سخنران زن بود درکنار ٢٠ سخنران مرد! قصد داشتم در انتهای برنامه حتما آن اعتراض تکراری را طرح کنم که چهطور ممکن است دربارهی عشق اندیشید و سخن گفت ولی به حداقلیترین حالت حضور زنان رضایت داد؟ نیکبختانه خود سخنران در ابتدای نشست این گلایه و اعتراض را مطرح و بر آن تأکید کرد. باز هم همان پاسخ تکراری را شنیدیم. «ما میخواستیم خانمهای بیشتری را به عنوان سخنران داشته باشیم، ولی قبول نکردند...»
۴. نمیتوانیم بگوییم تعداد متخصصان زن در حوزههای گوناگون کمتر از مردان است و از این جهت، بروز و حضور آنان هم کمتر خواهد بود. در زمانهی ما کمتر حوزهای را میتوان یافت که زنان در آن کنش علمی نداشته باشند. ممکن است کمتر شناخته شده باشند که آن هم به دلیل همین عدم شناساندن است. میخواهم در صداقت این پاسخها تردید نکنم و به این بیندیشم که چرا این موقعیت مدام تکرار میشود؟ چند پاسخ احتمالی را میتوان درنظر گرفت.
۵. ما به حضور ضمنی زنان عادت کردهایم. عدم مشارکت زنان یا مشارکت حداقلی آنان، برایمان مسئله نمیشود و مجدانه برای تغییر این وضعیت تلاش نمیکنیم. مشارکت حداقلی زنان از ما در برابر مطالبات احتمالی، رفع تکلیف میکند و احساس نمیکنیم عدم توجه به مشارکت جدی زنان، یک وضعیت خطا را بازتولید و نهادینه میکند. این جز حالتی است که اساساً به حضور زنان باور نداشته باشیم و اتفاقاً در حذف آنان بکوشیم!
۶. عامل دیگر، محدودیتهایی است که در شبکههای ارتباطی مردانه وجود دارد. اگر تجربهی کار اجرایی این چنینی داشته باشیم اذعان میکنیم که عموماً متولیان یک نشست تلاش میکنند از نزدیکترین افرادی که میشناسند دعوت به عمل بیاورند. کار اجرایی آنقدر وقتگیر و پرجزئیات است که ترجیح میدهیم با دعوت از افرادی که میشناسیم، ریسک جدیدی اضافه نکنیم. حضور محدود زنان در شبکههای ارتباطی متولیان که عمدتاً مرد هستند، منجر به حذف غیرعامدانهی آنان میشود.
٧. و اما یک دلیل مهم دیگر، شاید غیرمنعطف بودن پذیرش زنان در چارچوبهای رسمی باشد. مثلاً برای حضور در یک برنامهی تلویزیونی، قواعد مشخص پوشش برای بسیاری از زنان محدودیتی جدی به شمار میآید. چه خود زنان حاضر نباشند در پوشش معمول خود در فضاهای علمی تغییر ایجاد کنند و چه ترجیح برنامهسازان بر این باشد بهجای درگیری با روسری و هدبند و ساق دست و اندازهی مانتو، از یک متخصص مرد دعوت کنند. با افزایش شکاف میان چارچوبهای رسمی و عرف عمومی، زنان بیشتری عرصهی حضور را از دست خواهند داد.
٨. حالا شاید بتوانیم دربارهی این بهتر قضاوت کنیم که حضور ضمنی زنان، تقصیر بیدغدغگی ماست یا کمکاری خودشان که نیامدند! بنا به تجربهام از چندین سال فعالیتهای اجرایی در دانشگاه، باور دارم اگر حضور زنان برایمان مسئله باشد، میتوانیم مشارکت جدی آنان را ایجاد کنیم. هم امکانش هست، هم ظرفیتش، اگر همتش باشد...
پ.ن: پیشتر یادداشتهایی نوشته بودم با عنوان «دربارهی پدیدهی حذف زنان». مثالهای پراکندهای بود از تجربهی شخصیام با این مسئله و حالا که مرورشان میکردم، امید ورزیدم کاش که این عادت بر هم بخورد.
✍🏻 روح الله طالبی توتی
#زنان #جنسیت
@tadaeeat
❤10👍3🙏1