ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی – Telegram
ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی
2.4K subscribers
1.21K photos
166 videos
197 files
1.38K links
دست‌نوشته‌ها و دوست‌داشته‌هایِ ترجمه‌آمیز و ادب‌‌انگیزِ مترجمی کوچک





چشم‌انتظارِ نظراتِ شما با شناسهٔ
@GoliBidgoli
Download Telegram
بیشتر اهل خواندن هستید یا شنیدن؟ یعنی خوانداری هستید یا شنیداری؟ به بیان دیگر، ترجیح می‌دهید فایل صوتی بشنوید یا فایلِ متنیِ همان صوت را بخوانید؟
anonymous poll

اهل خواندن هستم. – 168
👍👍👍👍👍👍👍 77%

اهل شنیدن هستم. – 49
👍👍 23%

👥 217 people voted so far.
ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی pinned «بیشتر اهل خواندن هستید یا شنیدن؟ یعنی خوانداری هستید یا شنیداری؟ به بیان دیگر، ترجیح می‌دهید فایل صوتی بشنوید یا فایلِ متنیِ همان صوت را بخوانید؟ anonymous poll اهل خواندن هستم. – 168 👍👍👍👍👍👍👍 77% اهل شنیدن هستم. – 49 👍👍 23% 👥 217 people voted so far.»
خوشحالی یعنی
حس کنی دوست‌داشته‌هایت برای دیگران هم پذیرفتنی‌است.

آیا کسی هست که امکان و تمایل به شرکت در این همایش را داشته باشد؟
اگر بله، مرا خبر کند.

#نامت_را_به_من_بگو
زمانه، مکتبِ اطفال گشته پندارى
که هرکه هست در او، شِکوه از فلک دارد

سلیم تهرانی
شرط دیگر روانی سخن طبیعی‌بودن آن است به اینکه تکلّف و تصنع نداشته باشد و چنین به‌ نظر آید که گوینده یا نویسنده برای ادای مطلب، هیچ به خود زحمت نداده و فکر نکرده است.
هرچند حقیقت واقع غیر از این است و طبیعی‌‌ساختن سخن منتهای صنعتگری است و نویسنده تا اندیشهٔ بسیار نکند که فکرش پخته و ذهنش بر معنی مسلط شود، طبیعی سخن نتواند گفت. ولیکن این صنعت و فکر نباید نمایان شود. کلام باید عادی به‌ نظر آید و مأنوس باشد. الفاظ و عبارات هرچه معمول‌تر و به اذهان نزدیک‌تر، بهتر. تا آنجا که سخن‌سرایی مانند صحبت‌کردن شود.
نباید تصور کرد که هنر سخنور در آن است که عباراتی بسازد که کسی نداند و گفتن نتواند؛ بلکه برعکس، سخن باید چنان طبیعی باشد که هرکس بشنود، گمان کند خود می‌تواند چنین بگوید. و شیخ سعدی این هنر را به کمال دارد؛ تا آنجا که اگر کسی سخن‌شناس دقیق نباشد، به بلندی مقام سخن او برنمی‌خورد و گمان می‌کند همه‌کس می‌تواند چنان سخن بگوید؛ ولی چون پای عمل به میان می‌آيد، همه‌کس ناف بر زمین می‌گذارد. و در همین است که گفته‌اند سخن سعدی سهل ممتنع است و به‌راستی و به‌تصدیقِ همهٔ دانشمندان و سخن‌شناسان، شیخ سعدی افصح‌المتکلمین است.
این نکته را باید خاطرنشان کنیم که شرایط و اوصافی که برای روانی سخن برشمردیم، رعایتش حسن سلیقه می‌خواهد و سخن‌گو با توجه به آن شرایط، باید قوهٔ تصرف نیز داشته باشد که روانی سخنش مانند زهد خشک و تقدس وسواسیان نشود؛ زیرا نسبت به همهٔ اصول و قوانین حتمیِ ضروری، گاهی اوقات تجاوز نیز در حدود معینی لازم می‌آید.
مثلاً گاه هست که نویسندهٔ زبردستی لفظی را از استعمال فصحا برمی‌گرداند و صورت یا معنی تازه‌‌ای به آن می‌دهد و همچنین لفظ کهنه‌ای را نو می‌کند یا لفظ نوظهوری را به رواج می‌آورد یا در ترکیب عبارت طرح نو درمی‌اندازد و سخن‌سرایان نامی همه این کارها را کرده‌‌‌اند؛ بلکه یکی از انتظاراتی که از استادان سخن می‌رود، همین است که الفاظ و جمله‌های نوظهور بدیع اختراع کنند و به قوت فصاحت و بلاغت، آن جمله‌ها را رواج داده زبان را به این وسیله پُرمایه سازند… .
گزیده‌ای از: محمدعلی فروغی، «روانی سخن»، آیین سخنوری، کتابخانهٔ دانش، ۱۳۳۰، ص۶۲ تا ۷۰.
گزیننده: مریم محمودی.

برگرفته از وبگاهِ ویراستاران

#نثر_کم‌نظیر_فارسی_بخوانیم
ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی pinned «بیشتر اهل خواندن هستید یا شنیدن؟ یعنی خوانداری هستید یا شنیداری؟ به بیان دیگر، ترجیح می‌دهید فایل صوتی بشنوید یا فایلِ متنیِ همان صوت را بخوانید؟ anonymous poll اهل خواندن هستم. – 168 👍👍👍👍👍👍👍 77% اهل شنیدن هستم. – 49 👍👍 23% 👥 217 people voted so far.»
🔹چنین کنند بزرگان
چیزکی دربارهٔ چیزها

در شمارهٔ شصت‌وسوم فصلنامهٔ مترجم، مطلبی چاپ شده است با عنوان گرته‌برداریکه حاصل هم‌صحبتیِ دو استاد است، احمدِ سمیعیِ گیلانی و علی خزاعی‌فر.
بحث دربارهٔ گرته‌برداری‌ست و سخن از ترجمهٔ کتابِ چیزها به‌قلم استاد سمیعی گیلانی هم به میان می‌آید.
در مقدمه آمده که این نوشتار حاصل اغتنام فرصتی‌ست که استاد سمیعی گیلانی در مشهد حضور یافته‌اند.
همچنین از خانم اسماعیلی که نوار گفت‌وگو را پیاده‌ کرده‌اند، تشکر کرده‌اند.
من هم در این‌جا فرصت را مغتنم می‌شمارم و می‌نویسم که بیش‌از آن‌چه ابراز‌کردنی باشد، از او ممنونم.

در بخش پایانیِ این نوشتار از زبان استاد سمیعیِ گیلانی چنین می‌خوانیم:

البته این را هم بگویم که کتابِ چیزها را خودم انتخاب نکرده بودم. این هم هست. وقتی که یک مترجم خودش انتخاب نمی‌کند، یک سری نارسایی‌ها اجتناب‌ناپذیر است. وقتی مترجم خودش کتابی را می‌خوانَد و خوشش می‌آید دلش می‌خواهد دیگران هم بخوانند و لذت ببرند. دریابندری
آشپزی‌اش خیلی خوب بود، می‌گفت ترجمهٔ کتاب مثلِ غذای خوشمزه‌ای‌ست که دلت می‌خواهد با دیگران بخوری چون طعمش را چشیده‌ای و می‌خواهی دیگران هم طعمش را بچشند.
🔹سخنی با نوآموزانِ ترجمه



از زمانی که ترجمانکراه‌اندازی شده است، گاهی نوآموزان یا دانشجویانِ تازه‌وارد سؤالاتی می‌پرسند.
صرفاً در مقام پاسخگویی به مخاطبانم، از این پس، نوشتاری خواهید خواند و ناگفته پیداست که حتی اگر پس از سال‌ها خاکِ صفحه خوردن، حرف‌هایی برای نوآموزانِ این وادی داشته باشم، خود نیز در محضر بزرگان از نو‌آموزانم. نوشتاری که در سخنی با نوآموزانِ ترجمه خواهید خواند، گاه حاصلِ وبگردی‌ست و گاه تألیف ترجمانک‌ست و گاه ترجمه‌کردی!
پیش از این هم تجربه‌نوشت‌هایی نگاشته‌ام یا با عناوینی گوناگون صحبت‌هایی در این زمینه داشته‌ام یا مخاطب را پای صحبت بزرگانِ این عرصه نشانده‌ام.

آن‌چه در ادامه می‌خوانید مقدمه‌ای‌ست بر گفتاری که حاصل وبگردی‌ست و من نه مؤلفش هستم و نه مترجمش، اما آن را اندکی ویراسته‌ام، گاهی از آن کاسته‌ام یا بر آن افزوده‌ام.
در این سلسه‌نوشتار که امروز با هم مقدمهٔ آن را با عنوان گام صفر: پیش‌گفتارخواهیم خواند، در چهارده‌گام نکاتی را با نوآموزانِ ترجمه درمیان خواهیم گذاشت.

گام صفر: پیش‌گفتار

کار ترجمه شیرین است ولی حظ‌بردن از آن به میزان علاقه‌مندی، وسعت دانش، مهارت، سرعت عمل و موفقیت مترجم بستگی دارد. چرا که اگر مترجم (مترجم تازه کار) از یک روش اصولی استفاده نکند، به پیچ و خم‌های کار واقف نباشد، از امکانات یا ضعف‌های خود بی‌اطلاع باشد، بدون تردید از راه نرسیده دچار سردرگمی و خستگی شده و چون از پیشرفت کار ناراضی و نسبت به پایان آن نومید است، دیر یا زود از کار ترجمه منزجرمی شود. این درست مثل آن است که از کسی خواسته شود بدون دانش آشپزی و ابزارها و لوازم آشپزی، غذا درست کند! لذا بدیهی است که آشنایی با یک رشته اصول منطقی و آگاهی از جنبه‌های مختلف کار، چه از لحاظ علمی و نظری و چه از لحاظ عملی، باعث پیدایش و افزایش اعتماد به‌نفس و امیدواری در مترجم شده و او را در راهی که قدم نهاده است، خوشبین‌تر، مصمّم‌تر و راسخ‌تر می‌کند.

یادآوری می‌کنیم که ترجمه، به عنوان یک علم، بخشی از زبان‌شناسی کاربردی (Applied Linguistics) است و بررسی کامل تئوری‌های ترجمه به معنای ورود به بحث‌های مفصّل و گسترده‌ای در زبان‌شناسی عمومی، زبان‌شناسی تطبیقی، جامعه‌شناسی زبان، روان‌شناسی زبان، علم بیان، علم تحلیل کلام و حتی علم مردم شناسی، فلسفه، منطق، روان‌شناسی و روان‌پزشکیِ عصبی، روان‌شناسی سیبرنتیک و غیره است که دربارۀ هر یک از آنها هزاران تحقیق صورت گرفته و هزاران کتاب یا مقاله نگاشته شده است. لذا پرداختن به جزئیات بیشتر در این زمینه‌ها و حتی طرح تمامی درسهای مربوط به دستور زبان فارسی یا انگلیسی از گنجایش این مقال خارج است.
در اینجا هدف صرفاً این است که عملیات ترجمه را گام‌به‌گام و مرحله‌به‌مرحله به مترجم نوآموز نشان دهیم تا او را با خلاصه‌ای از تصویر عوامل عینی و ذهنی و فعالیت‌های فکری و عملی‌ در فرایند ترجمه آشنا کنیم.

#نوآموزان
#گام‌_صفر

@tarjomanak
ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی via @vote
بیشتر اهل خواندن هستید یا شنیدن؟ یعنی خوانداری هستید یا شنیداری؟ به بیان دیگر، ترجیح می‌دهید فایل صوتی بشنوید یا فایلِ متنیِ همان صوت را بخوانید؟ anonymous poll اهل خواندن هستم. – 168 👍👍👍👍👍👍👍 77% اهل شنیدن هستم. – 49 👍👍 23% 👥 217 people voted so far.
ضمن سپاس از همراهی شما
ممنونم از اینکه علاوه بر مشارکت در نظرسنجی برای گزینه‌ها و واژه‌های به‌کار رفته در صورت سؤال اهمیت قائل بودید.


بعضی‌ها هم اهلِ شنیدن هستند و هم نوشتن، برای آنان که ترجیح می‌دهند متن را بخوانند و لذت ببرند.

حالا که بیشتر اهل خواندن هستید، گزیدهٔ بعضی از گفت‌وگوهایی را که پیاده می‌کنم یا گزیدهٔ گزارش‌هایی را که با توجه به فایل‌های صوتی تنظیم می‌کنم، با اشتیاق بیشتری شما به اشتراک خواهم گذاشت. چنان که پیش‌تر نیز چنین اقدامی را دیده و ثمرهٔ آن را در ترجمانک خوانده‌اید.

شب‌اندیشه‌هایتان دلنشین، خواب‌هایتان نوشین.
🔹 ترجمه‌ای که عطار و ژنرال بیلیف را به دنیا می‌آوَرَد!

جناب بهادر باقری که دکتری زبان‌وادبیات فارسی هستند، آورده‌اند که کتابی نوشته‌اند که فروردینِ سالِ آینده منتشر خواهد شد.
موضوعِ کتاب خاطراتِ طنز ایشان و دوستانشان است.
وی با بیان این که نام عطار و ژنرال بیلیف را برای کتاب برگزیده است، دربارهٔ علت این نام‌گزینی می‌نویسد:


 آن سال‌ها که دانشگاه‌ها هرکدام جداگانه کنکور تشریحی دکتری برگزار می‌کردند، پرسش‌های آزمون زبان انگلیسی تخصصی برای داوطلبان زبان و ادبیات فارسی دانشگاهمان را من طرح می‌کردم. یک سال، متنی از دائرة المعارف دربارۀ عطار آورده بودم بدین شرح:
General belief is that Attar was killed by Mongols in Nishabur.

ترجمه: «باور عمومی چنان است (همگان برآنند) که عطار در نیشابور به دست مغولان کشته شد.» 
وقتی برگه‌ها را تصحیح می‌کردم، دیدم یکی از دانشجویان این جمله را چنین ترجمه کرده‌است:
"عطار در نیشابور به دست ژنرال بیلیف که مُنگُل بود کشته شد!"

@tarjomanak
آموزشِ زبانِ فارسی به غیرِفارسی‌زبانان(آزفا) از آن رشته‌هایی‌ست که گویی این روزها بیش‌از پیش از آن سخن به‌میان می‌آید.

اگر به آزفا علاقه‌مند هستید، پیشنهاد ترجمانک‌ شرکت در دوره‌ای‌ست که:
💠 مرکز زبان تهران
با همکاریِ دانشگاه مذاهب اسلامی، مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی ایرانیان و انجمن دوستداران ایران برگزار می‌کند:
💠 تربیت مدرس آزفا
- طول دوره: ۴۲ ساعت در یک ماه (پنجشنه‌ها و جمعه‌ها)
-آغاز دوره: ۲۵ بهمن ۱۳۹۷
- هزینهٔ دوره: ۴۰۰ هزار تومان
همراه با گواهی پایان دوره

-امکان همکاری با شعب مختلف نهادهای دست‌اندر‌کاراین دوره پس از دریافت گواهی پایان دوره

نشانی محل برگزاری: تهران، چهارراه ولی‌عصر، ابتدای مظفر شمالی، مرکز زبان تهران

ثبت‌نام‌و کسب اطلاعات بیشتر:
@tehranlc

T.me/tarjomanak
ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی
این فرسته را به این سبب بازفرست کردم که امروز به گفت‌وگویی رادیویی گوش می‌دادم با محوریت موضوعیِ تقابل ادبیات تألیفی‌وترجمه‌ای. گفت‌وگوی رئیس انجمن صنفی مترجمان و یکی از اعضای انجمن داستان‌نویسان در رادیو گفت‌وگو. مثل آدم‌های شغل‌شیفته نشستم و فقط از آن قسمت‌هایی…
در صحبت از توازن بین آثار ترجمه‌ای و تألیفی، از دو منظر باید به قضیه نگاه کنیم، یکی میزان تولید است و یکی میزان فروش. حجم آثار تولیدی در حوزۀ ترجمه بسیار رشد داشته. از چه منظر؟ برای این که ما عضو کنوانسیون برن نیستیم، قانون داخلی برای کپی‌رایت نداریم، و این باعث شده، هر کسی که اراده کند، بتواند اثری را ترجمه کند، حجم تولید بالاست. آمار دقیق‌تر آمار فروش است که با مخاطب سروکار دارد و این است که می تواند ما را به‌طور منطقی راهنمایی کند. ما اگر می‌خواهیم حجم تولید را کنترل کنیم، در حوزۀ ترجمه، حتماً باید قانون کپی‌رایت را در ایران داشته باشیم و آن موقع می‌توانیم اوضاع را رصد کنیم. الآن امکان‌پذیر نیست. اگر الآن از من بپرسید گردش مالی در حوزۀ ترجمه چقدر است، نمی‌توانم آمار دقیق به شما بدهم. اگر قانون کپی رایت را در کشور داشته باشیم، که فعلاً تحت عنوان لایحۀ جامع مالکیت فکری در مجلس در دست بررسی‌ست؛ امیدواریم با این فضا، مشکل رصد تولید حل بشود. اما اگر با مخاطب کار داریم، باید حتماً ریشه‌های فرهنگی این موضوع را پیدا کنیم.

-بخشی از گفته‌های محمدرضا اربابی (رئیس انجمن صنفی مترجمان تهران) در برنامۀ گفت‌وگوی فرهنگی، پخش‌شده از رادیو گفت‌وگو، بیست‌و پنجم آبان‌ هزاروسیصدونودوهفت.

@tarjomanak

‌برای کسب اطلاعات بیشتر دربارهٔ کپی‌رایت می‌توانید نوشتاری با عنوان چترِقانون یا کلاهِ لایحه، کدام‌ بر سرِ کپی‌رایت می‌نشیند را در شمارۀ دهم فصلنامۀ صنعت ترجمه مطالعه کنید. آن نوشتار حاصلِ نشستنِ ترجمانک پای صحبت‌های برخی ار دغدغه‌مندان این امر در کشور است.
ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی
◾️خوبانِ پارسی‌گوی یک معنی با دو صورت از زبان استاد سخن: دیده را فایده آن است که دلبر بیند چون نبیند، چه بُوَد فایده بینایی را ای کاش مرا نظر نبودی چون حظِّ نظر برابرم نیست چشمانتان روشن به دیدار، حتی اگر در خوابْ بیدار.
حافظ چنین می‌سراید:

شاه‌نشینِ چشمِ من تکیه‌گهِ خیالِ توست
جای دعاست شاهِ من، بی‌تو مباد جای تو

توضیحات دوست خوبم، خانم مرضیهٔ نکوکار دربارهٔ این بیت:


شاه‌نشین به صدر مجلس و جای مخصوص نشستن شاه گویند و در این مصرع مراد از شاه‌نشینِ چشم مردمکِ دیده است که در جای دیگری، حافظ از آن با تعبیرِ «رواقِ منظرِ چشم» یاد کرده است.
به‌گمانم، در این مصرع حافظ خطاب به معشوق می‌گوید که خیال و تصویر تو همیشه در چشم من است.
و آنچه بر زیبایی این بیت می‌افزاید، عبارت «جای تو» در مصرع دوم این بیت است؛ آن‌جا که می‌فرماید: «جای دعاست، شاه من، بی تو مباد جای تو»
که مراد از «جای تو» چشم است و حافظ دعا می‌کند که اگر تو نباشی، چشم من مباد!
اندر خدمت و خیانت مترجم


چند روز پیش، یکی از اعضای کانال، پیامی فرستاد و سؤالی پرسید با این مضمون که «مترجم هستم و گاه، عده‌ای عیبم می‌کنند که چرا واژه می‌سازم و می‌گویند مترجم فقط ناقل است و نباید واژه بسازد. نظرتان چیست؟» رأی بنده که مطلقاً بر همگانی‌بودن واژه‌سازی و واژه‌پردازی است، با نگاه‌ قیّم‌مئابانه و انحصارطلبانه به زبان سخت مخالفم و در صددم که یک یادداشت مفصل هم دراین‌باره بنویسم.

اما الآن می‌خواهم از خودِ این بحث بگذرم و گریزی بزنم به ابولحسن نجفی و دیدگاه او درباره‌ی مترجمان. آن‌چه از گفت‌ونوشت‌ او در خاطر داریم، معمولاً خرده‌گیری از مترجمان کم‌سواد و ترجمه‌های شتاب‌زده بوده است. به‌‌بیان رساتر، نظرات وی و انتقادات شدیدش شاید در نگاه نخست، او را فردی ضدِمترجم نشان دهد؛ اما واقعیت چیز دیگری است. در این دیپار، نظر وی را درباره‌ی مترجمان می‌خوانیم:


به‌نظر من تا چهل‌پنجاه سال پیش، ترجمه‌ها خدمت بسیار بزرگی به زبان فارسی کرده‌اند. در تأیید این نظر می‌توانم مثالی بیاورم. کتاب گفتار در روش اثر رنه دکارت را یکی از ایرانیان زمان ناصرالدین‌شاه به‌توصیه‌ی آرتور گوبینو ترجمه کرد. این متن هنوز چاپ نشده، ولی نسخه‌ی خطی آن محفوظ مانده است. از این ترجمه می‌توان دریافت که مترجم فرد فاضلی بوده و مطلب را نسبتاً خوب فهمیده است. بااین‌حال، این را هم به‌راحتی می‌توان دریافت که زبان فارسی در آن دوره، در بیان افکار فلسفی و دقایق فکری بسیار الکن و ناتوان بوده است.

حدود چهل‌پنجاه سال بعد از آن ترجمه، محمدعلی فروغی یک بار دیگر آن کتاب را ترجمه کرد و ما می‌بینیم که ترجمه‌ی او شاه‌کار فصاحت است. من معتقدم که زبان فارسی این تحول و توانایی را مدیون کار مترجمان است. زبان فارسی در بیان مطالب جهان مدرن ناتوان بود و ترجمه‌ها این امکان را برای زبان فارسی فراهم کردند که بتواند مفاهیم جدید را بیان کند؛ اما امروزه ترجمه‌های شتاب‌زده و مترجمانی که معمولاً جز اطلاعی دست‌وپاشکسته از زبان خارجی چیز دیگری نمی‌دانند، لطمات بزرگی به زبان فارسی وارد آورده‌اند.

منبع: [به‌کوشش] امید طبیب‌زاده، جشن‌نامهٔ ابوالحسن نجفی، چ۱، تهران: نیلوفر، ۱۳۹۰، ص ۱۷۳ و ۱۷۴.


هم این دیپار ابوالحسن نجفی نشان می‌دهد، هم خوانده‌ها و شنیده‌های خودم گواهی می‌دهند که واژه‌سازی مترجمان، زبان فارسی را چالاک و بارور و باطراوت کرده است و بسیاری از واژه‌های رایج در زبان فارسی را مترجم‌ها ساخته‌اند. شماری از قدَرترین واژه‌سازان ما نیز از قِبَل ترجمه به واژه‌سازی پرداخته‌اند. داریوش آشوری شاید سرنمون آنان باشد. البته این‌که واژه‌ی نوساخته با اقبال مواجه گردد و رواج یابد، بحث دیگری است که به عوامل مختلف و متعددی مربوط می‌شود.


#دیپار #فارسی #واژه #واژه‌سازی

@moeennaamak
ترجمانک | فاطمه مدیحی‌ بیدگلی
#تجربه‌نوشت_روز۵_بخش_اول چهاردهم آبان نود‌وهفت امروز صبح که چشم‌هایم را باز کردم، دیدم از گروه خانم راثی فراخوانده شده‌ام. ماجرا از این قرار بود که در گروه برای واژه‌ای دنبال معادل می‌گشتند، خانم راثی (که استاد بنده هستند)، نظرش را نوشته بود و این‌طور…
#تجربه‌نوشت_روز

دیروز هم از آن روزهایی بود که لابه‌لای همهٔ ملال‌هایش، مجالی پیش آمد برای این‌که برق شادی چشمانم را حس کنم وقتی که ناگهان درخشید، اینجوری:😍

فراخوان خانم راثی بود، برای فکرباران دربارهٔ معادل یک واژه و این برای من یعنی حیات دوباره! مخصوصاً که در آن جمع، آن‌چنان شاگرد خوبی هم نیستم اما از‌قلم نیفتاده‌ام.

واژهٔ موردبحث Neophilia بود، چند معادل برایش پیشنهاد شد. پیشنهادم نوشیفتگی، مقبول افتاد و عیشم کامل شد.

#واژه
#واژه‌ای_خواهم_ساخت
دردناک‌ترین خاطره وقتی بود که من رفتم و تو هم گذاشتی بروم.

مترجم: بهروز صفرزاده
گزین‌گویه‌ها
دردناک‌ترین خاطره وقتی بود که من رفتم و تو هم گذاشتی بروم. مترجم: بهروز صفرزاده
چه بود؟ جز خفگی، جز سکوت و بیم نبود
شبیهِ خانه... ولی خانهٔ قدیم نبود

میان برف پریدیم و سهم‌مان چیزی
به‌جز نوازشِ شلیکِ مستقیم نبود

تگرگ می‌زد و طوفان گرفته بود اما
کسی به فکر دو گنجشکِ روی سیم نبود

کسی به گربهٔ نزدیکِ تُنگ سنگ نزد
کسی به یاد دو تا ماهیِ یتیم نبود

تو را به گریه قسم: بازگرد... آن بوسه
برای آن که خداحافظی کنیم نبود

من و تو دور شدیم و خدا نگاه نکرد
من و تو دور شدیم و خدا کریم نبود

حامد ابراهیم پور
Geek or Nerd ?

The words "nerd" and "geek" are often used interchangeably, as if they mean the same thing. They actually don't.

The words "nerd" and "geek" are often used interchangeably, as if they mean the same thing. They actually don't:

geek - An enthusiast of a particular topic or field. Geeks are “collection” oriented, gathering facts and mementos related to their subject of interest. They are obsessed with the newest, coolest, trendiest things that their subject has to offer.

nerd - A studious intellectual, although again of a particular topic or field. Nerds are “achievement” oriented, and focus their efforts on acquiring knowledge and skill over trivia and memorabilia.


Read more:

lish.ir/19YJ

@tarjomanak
دنیا عاشقانه دوستت نداره که به یادِ خوبیات، هی بدی‌هات‌و نادیده بگیره...

#شیدا_به_مجنون_معاصر_می‌نویسد
ما اهلِ دانش رفته‌رفته به هرچه اهلِ ایمان است بدگمان شده‌ایم. و این بدگمانی، ما را رفته‌رفته به نتیجه‌گیری‌هایی باژگونه‌یِ نتیجه‌گیری‌هایِ روزگارانِ پیشین رسانده است؛ یعنی هرجا که قوّتِ ایمان بسیار به‌نمایش گذاشته می‌شود حکایت از ضعفِ برهان دارد و ناممکنیِ درونمایه‌یِ ایمان. ما هیچ انکار نمی‌کنیم که ایمان مایه‌یِ سعادت است بلکه درست به‌همین دلیل بر آنیم که ایمان چیزی را اثبات نمی‌کند. ایمانِ قوی که مایه‌یِ سعادت است برانگیزنده‌ی شک نسبت‌به درونمایه‌یِ ایمان است و نه‌تنها هیچ حقیقتی را پایه‌گذاری نمی‌کند که پایه‌گذارِ یک امکانِ ویژه‌یِ فریب است.

#نیچه
#تبارشناسی_اخلاق
مترجم: داریوش آشوری