Closeup. – Telegram
Closeup.
793 subscribers
123 photos
22 videos
12 links
آدمیزاد.
Download Telegram
بیداریای شبونه مثل راه رفتن رو لبه‌ی تیغه. یه طرفش خواب ابدیه، یه طرفش حقیقتی که نمی‌خوای باهاش رو‌به‌رو بشی.
دست‌فروشه کنار خیابون با صدای بلند می‌خندید، انگاری دنیا رو جدی نگرفته بود.
دوستان سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه.
این ماه، سه مورد با اولویت‌های مختلف داریم.
مورد اول:
خانواده‌ای هستند که پدرِ خانواده بنّا هست و متاسفانه به دلیل دیسک کمر چند ماهی هست از کار افتاده، مادرِ خانواده خانه‌دار و دو بچه مدرسه‌ای و با پدربزرگ پیرشون با هم زندگی می‌کنند. حالا سه ماه اجاره عقب افتاده دارند که صاحب‌خونه‌شون تنها درآمدش این اجاره است و گفته اگر تا ۵‌ام دی واریز نکنند، بیرونشون می‌کنه، هم‌چنین از لحاظ مواد غذایی هم وضعیت بدی دارن و نیاز به یک سبد کالا دارند. ١۳ میلیون اجاره‌ی عقب افتاده، ۱/۵ میلیون هزینه‌ی تهیه سبد کالا، در مجموع ۱۴/۵ میلیون تومان نیاز دارند؛ خانواده‌ی آبرودار و گرفتاری هستند، به خصوص که به زودی صاحب‌خونه حکم تخلیه می‌گیره.
مورد دوم:
عزیزی هست برای دوره شیمی درمانی خودش نیازمند هزینه است، شاغل بوده و کارگاهشون چندماهی هست تعطیل شده و درآمدی جز یارانه ندارند، ۲/۵ میلیون تومان نیاز دارند تا این دوره رو انجام بدن.
مورد سوم :
یک عزیزی که پدرش زندان هست، به دلایل مالی با این‌که درسش خیلی خوبه و هزینه ثبت نام در کنکور(هم کنکور عادی و هم فرهنگیان) رو ندارند، جهت ثبت نام به حدود ۶۰۰ هزار تومان نیاز دارند، نذر فرهنگی کنید برای این امر.
در مجموع به ١٧ میلیون و ۶٠٠ هزار تومان نیاز داریم.
در این امور، مثل همیشه سهیم باشیم. دمتون گرم.
۵۰۴۱۷۲۱۲۱۱۵۰۸۶۲۸
روحنواز.
بتمن هم که باشی باید قبل نجات شهر یه فلافل بزنی. هرچی کثیف‌تر، گیرایی بیشتر.
شب مثل آینه‌ست. بی‌پرده خودت رو می‌بینی. زخم‌ها، خستگی‌ها، امیدهای نصفه‌نیمه.
یه وقتایی «نمی‌تونم» قوی‌ترین جمله‌ایه که می‌گی. نه از ضعف، از شجاعت این‌که قبول کنی آدمیزادی.
نیازم فریاده، ترجیحم سکوت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی پیام واریزی میاد:
جناب قاضی! من آرزوهام رو بادبادکه، رفت..
رفع چه فیلتری؟
مصطفا زنگ زده می‌گه یه پسره رو دیدم داشت فحش می‌داد یاد تو افتادم. آخه یزید :))
Forwarded from فصل‌ِپرتقال
اقا من خیلی دوس دارم به سلایق مختلف احترام بذارم بشرط اینکه با سلایقتون تو صورت ما تف نکنید دیگه -
از کوچه‌ای که بوی خاک بارون‌خورده می‌ده، بیا.
قدم بزنیم، آروم، بی‌عجله، جوری‌که انگار زمان وایساده فقط ما موندیم. شهر خاموشه چشمای تو، تنها چیزیه که توو این تاریکی می‌درخشه. باد که می‌خوره به صورتم، یادم میاد که زندگی همینه، یه لحظه خنک، یه لحظه داغ، ولی وقتی تو هستی همه‌چی یه‌جور دیگه‌ست. نه آسون‌تر، فقط واقعی‌تر. نمی‌دونم آینده چیه، ولی اگه قرار باشه هر چیزی رو از دست بدم، یه لحظه از این شب رو با تو عوض نمی‌کنم. با من قدم بزن من هوای تورو نفس می‌کشم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به ندای درونت گوش بده.
ندای درونم: