در فردای مشهد بخوانید:سنترالیسم ژورنالیستی علیه نیروهای گریز از مرکز؟
@FardayeMashhad
@FardayeMashhad
سنترالیسم ژورنالیستی، علیه نیروهای گریز از مرکز...!
سال هاست که مخالفت با مرکز گرایی به عنوان یک پارادایم در گفتمان توسعه ی دنیای امروز مطرح است. چنان که مرکز گرایان اصولا به حاشیه رانده شده و به عنوان نیروهای مرتجعی شناخته می شوند، که دانسته یا نادانسته، گفتمان های واپس گرا را مدد می رسانند و به روند توسعه ی پایدار لطمه می زنند. انباشت سرمایه و فرصت های ناشی از آن در کلان شهرها سبب تقویت ناکارآمدی سیاسی و مشکل تر کردن مدیریت شهری شده و سبب افزایش آسیب های اجتماعی ای چون فساد و فقر می شود. حدود چند دهه است که در کشورهای توسعه یافته سیل حرکت از کلان شهرها به سمت شهرستان ها ، شهرک ها و بیش از همه دهکده هاست. تا جایی که جهان متحد آینده را دهکده ی کوچک جهانی نام می نهند. ضدیت با مرکز گرایی فقط شامل هسته های تفکری ادبیات توسعه در علوم انسانی نیست. بلکه در علوم طبیعی نیز با طرح فرضیه ی بیگ بنگ نقش و اهمیت افزایش لحظه به لحظه ی وسعت جهان امری جدی و غیر قابل انکار می نماید. در عالم حقوق و قضا نیز جریان عدم تمرکز مقابل تراکم گرایی قدرت قرار گرفته و آن را به شدت آزرده است. برای جهان وطن ها و انترناسیونالیست ها نیز شرایطی شبیه این در برخورد با مرکز گرایی وجود دارد. آن چنان که قبله ی امال قرار دادن مراکز قدرت در پیشرفت و تعالی ممالک امری نزدیک به فاشیسم و نژاد پرستی محسوب می گردد. تمرکز یک قدرت در نزد گروه یا فردی خاص یا فرهنگی گزینش شده و مخصوص، بی شک فساد ایجاد خواهد کرد. ایران نیز در این وانفزا، کشوری مرکز زدی محسوب می شود که همگی تصمیمات خود درباره ی بودجه، فرهنگ، قدرت و... را حتی برای دورتین و خاص ترین خرده فرهنگ هایش از مرکز خویش دارد. این موضوع از آن دسته مسائلیست که ریشه در سنت های تاریخی پیش از انقلاب ایران داشته و پس از انقلاب نیز با همان شیب شدید ادامه یافته است. حال می خواهم به یکی از این پرونده ها که اخیرا نیز جنجالی شده بپردازم. چنان که یک انتصاب ساده و عادی جوانی توانمند اما غیر مرکز نشین، معرکه ای بزرگ را در تهران علیه ادبیات نیروهای قدرت مند گریز از مرکز به راه انداخته است. به شکلی که انگار بزرگ ترین مسئله ی کشور همین اکنون این موضوع بوده و باید تمام تمرکز در تحلیل های فضای مجازی و جامعه ی مدنی برای حل آن به نفع مرکز دوستان، بسیج گردد! پیش از این نیز مواردی را به صورت تجربه ی شخصی یا منقول از دیگران در خصوص برخورد های خاص با غیر مرکز گرایان با کد معروف "شهرستانی" شنیده ام و شنیده اید اما چون شناخت دقیقی طرف اول موضوع نداشتم، شاید خیلی با نکته نسجی نمی شد وارد موضوع گردم. از قضا اما طرف اول قضیه را این بار به خوبی می شناسم. در موضع گیری های خاص و نسبتا متحد اخیر، از روزنامه نگار و فعال مدنی بگیر تا حزبی ها و آن دیگر...مدام به علی رزاقی بهار در گوشه و کنار تاختند و انگار هر کسی که می خواست بگوید: "انا رجل" یک نیش تری به او زد! باری، او واقعا کیست؟ یک ژورنالیست و دکترای علوم سیاسی که با 32 سال سن از مکتب مشهد، که هدف بیشترین حملات دانسته و نادانسته ی سنترالیست ها قرار گرفت. هر چند که اخیرا بر سر دو موضوع کوچک با این دوست قدیمی شدیدا بحث کردیم و هنوز هم اثرش بینمان باقیست، ولی آماج حملات آن چنان علیهش شدید و غیر منصفانه و ندیده، نشناخته بود که دلم را به حقیقتا به درد آورد. چرا باید با امواج مجازی بدون این که درک صحیحی از ماهیت آن داشته باشیم همراه شویم؟ پس فرق ما با آن هایی که مدام از تقدس گرایی و تقلید های کورکورانه شان انتقاد می کنیم چیست؟ آیا باید با رفتار یر حرفه ای مان شبیه جریانات مقابل شویم؟ رزاقی بهار را حدود 11 سال است که می شناسم. در دانشکده ی حقوق مشهد تا مقطع ارشد علوم سیاسی خوانده. در همان زمان اندر شاخه جوانان حزب مشارکت مشهد بسیار فعال بود. پس از مدتی از آنان جدا شد و به انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پیوست. آن روزها دبیر مجموعه بودم شاهدم که جلسه ای در دانشگاه نبود که علی در آن جا علیه اصول گرایان و جریان حامی احمدی نژاد با شجاعت نظر ندهد و نظرات پر هزینه اش را پشت تریبون نگوید. پس از جریانات سال 88 دو بار دستگیر و روانه ی زندان شد. در حالی که متاهل بود و زن و بچه داشت. چند ماهی را در حبس گذراند. سپس در سال 92 هسته ی اصلی جوانان اصلاح طلب حامی روحانی را در مشهد و خراسان تشکیل داد که کاری پر خطر برایش محسوب می شد.نیز در مقاطعی به عنوان مشاور در تشکیلات دولت مشغول شد. هم زمان نمایندگی نشریه ی فرهیختگان در خراسان را عهده دار شد و خیلی با کیفیت به کارش ادامه داد.
سال هاست که مخالفت با مرکز گرایی به عنوان یک پارادایم در گفتمان توسعه ی دنیای امروز مطرح است. چنان که مرکز گرایان اصولا به حاشیه رانده شده و به عنوان نیروهای مرتجعی شناخته می شوند، که دانسته یا نادانسته، گفتمان های واپس گرا را مدد می رسانند و به روند توسعه ی پایدار لطمه می زنند. انباشت سرمایه و فرصت های ناشی از آن در کلان شهرها سبب تقویت ناکارآمدی سیاسی و مشکل تر کردن مدیریت شهری شده و سبب افزایش آسیب های اجتماعی ای چون فساد و فقر می شود. حدود چند دهه است که در کشورهای توسعه یافته سیل حرکت از کلان شهرها به سمت شهرستان ها ، شهرک ها و بیش از همه دهکده هاست. تا جایی که جهان متحد آینده را دهکده ی کوچک جهانی نام می نهند. ضدیت با مرکز گرایی فقط شامل هسته های تفکری ادبیات توسعه در علوم انسانی نیست. بلکه در علوم طبیعی نیز با طرح فرضیه ی بیگ بنگ نقش و اهمیت افزایش لحظه به لحظه ی وسعت جهان امری جدی و غیر قابل انکار می نماید. در عالم حقوق و قضا نیز جریان عدم تمرکز مقابل تراکم گرایی قدرت قرار گرفته و آن را به شدت آزرده است. برای جهان وطن ها و انترناسیونالیست ها نیز شرایطی شبیه این در برخورد با مرکز گرایی وجود دارد. آن چنان که قبله ی امال قرار دادن مراکز قدرت در پیشرفت و تعالی ممالک امری نزدیک به فاشیسم و نژاد پرستی محسوب می گردد. تمرکز یک قدرت در نزد گروه یا فردی خاص یا فرهنگی گزینش شده و مخصوص، بی شک فساد ایجاد خواهد کرد. ایران نیز در این وانفزا، کشوری مرکز زدی محسوب می شود که همگی تصمیمات خود درباره ی بودجه، فرهنگ، قدرت و... را حتی برای دورتین و خاص ترین خرده فرهنگ هایش از مرکز خویش دارد. این موضوع از آن دسته مسائلیست که ریشه در سنت های تاریخی پیش از انقلاب ایران داشته و پس از انقلاب نیز با همان شیب شدید ادامه یافته است. حال می خواهم به یکی از این پرونده ها که اخیرا نیز جنجالی شده بپردازم. چنان که یک انتصاب ساده و عادی جوانی توانمند اما غیر مرکز نشین، معرکه ای بزرگ را در تهران علیه ادبیات نیروهای قدرت مند گریز از مرکز به راه انداخته است. به شکلی که انگار بزرگ ترین مسئله ی کشور همین اکنون این موضوع بوده و باید تمام تمرکز در تحلیل های فضای مجازی و جامعه ی مدنی برای حل آن به نفع مرکز دوستان، بسیج گردد! پیش از این نیز مواردی را به صورت تجربه ی شخصی یا منقول از دیگران در خصوص برخورد های خاص با غیر مرکز گرایان با کد معروف "شهرستانی" شنیده ام و شنیده اید اما چون شناخت دقیقی طرف اول موضوع نداشتم، شاید خیلی با نکته نسجی نمی شد وارد موضوع گردم. از قضا اما طرف اول قضیه را این بار به خوبی می شناسم. در موضع گیری های خاص و نسبتا متحد اخیر، از روزنامه نگار و فعال مدنی بگیر تا حزبی ها و آن دیگر...مدام به علی رزاقی بهار در گوشه و کنار تاختند و انگار هر کسی که می خواست بگوید: "انا رجل" یک نیش تری به او زد! باری، او واقعا کیست؟ یک ژورنالیست و دکترای علوم سیاسی که با 32 سال سن از مکتب مشهد، که هدف بیشترین حملات دانسته و نادانسته ی سنترالیست ها قرار گرفت. هر چند که اخیرا بر سر دو موضوع کوچک با این دوست قدیمی شدیدا بحث کردیم و هنوز هم اثرش بینمان باقیست، ولی آماج حملات آن چنان علیهش شدید و غیر منصفانه و ندیده، نشناخته بود که دلم را به حقیقتا به درد آورد. چرا باید با امواج مجازی بدون این که درک صحیحی از ماهیت آن داشته باشیم همراه شویم؟ پس فرق ما با آن هایی که مدام از تقدس گرایی و تقلید های کورکورانه شان انتقاد می کنیم چیست؟ آیا باید با رفتار یر حرفه ای مان شبیه جریانات مقابل شویم؟ رزاقی بهار را حدود 11 سال است که می شناسم. در دانشکده ی حقوق مشهد تا مقطع ارشد علوم سیاسی خوانده. در همان زمان اندر شاخه جوانان حزب مشارکت مشهد بسیار فعال بود. پس از مدتی از آنان جدا شد و به انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پیوست. آن روزها دبیر مجموعه بودم شاهدم که جلسه ای در دانشگاه نبود که علی در آن جا علیه اصول گرایان و جریان حامی احمدی نژاد با شجاعت نظر ندهد و نظرات پر هزینه اش را پشت تریبون نگوید. پس از جریانات سال 88 دو بار دستگیر و روانه ی زندان شد. در حالی که متاهل بود و زن و بچه داشت. چند ماهی را در حبس گذراند. سپس در سال 92 هسته ی اصلی جوانان اصلاح طلب حامی روحانی را در مشهد و خراسان تشکیل داد که کاری پر خطر برایش محسوب می شد.نیز در مقاطعی به عنوان مشاور در تشکیلات دولت مشغول شد. هم زمان نمایندگی نشریه ی فرهیختگان در خراسان را عهده دار شد و خیلی با کیفیت به کارش ادامه داد.
انتشار نشریه ی بارثاوا در خراسان با توجه به نگاه های مخصوصی که به هنر و فرهنگ در آن سامان وجود دارد، کار آسانی نبود و خیلی ها او را از پی گیری روندی که در حمایت اختصاصی از هنر و فرهنگ آغاز کرده بود، به خاطر دردسرهایش منع می کردند. اما وی باز هم به کارش ادامه داد و هر شماره بر غنای کار افزود. تا جایی که امروز یکی از امیدهای جریان بیداری در خراسان است. جایی که محل اصلی توطئه علیه جریان مقابل روشنگریست. اما گویا مرکز نشینان اصلاح طلب هم اندیش ما از پذیرش فعالیت رزاقی بهار در گروه نشریات همشهری چندان خوشحال نیستند! شوربختانه آن عزیزان سرشاخه های جریان هم فکر خویش را در خراسان اصولا نمی شناسند و این اتفاقا هیچ ارتباطی با رزومه ی درخشان دوست عزیز مذکور ندارد. بلکه بیش تر مشکل این است که انتخاب افراد شایسته فقط از شهرستان تهران بزرگ ممکن است و اگر از مشهد مقدس، اصفهان نصف جان و تبریز کلان شهر شخص یا طیفی را انتخاب نماییم، به بی راه رفته ایم. پس مشکل ما با جغرافیای افراد است نه چیز دیگر! باری،فارغ از این جریان. به به غیرت بچه محلی ام برخورد و خواستم بپرسم که حقیقتا پذیرش چنین سمتی برای وی در این اوضاع مالی نشریات بیشتر ریسک است تا فرصت!؟ چه کسی حاضر بود مسئولیت اداری و مالی و...گروه نشریات همشهری را در چنین اوضاعی قبول کند؟ این حرکت بیشتر به یک قمار مطلبوعاتی می ماند تا سمتی حقیقی که دوستان از صدارتش توسط وی واهمه دارند. اما ریشه مناسبتات مالی او کجاست؟ شعار شفافیت البته که خوب است. به شرطی که بخواهیم بدانیم. تا جایی که من از سال های پیشین می دانم، خاندان رزاقی ثروتشان را از راه کسب و کار رقابتی و حلال در بازار پوشاک خراسان دارند و در میان جریان نو بورژوازی این جهان شهر، شناخته شده هستند. پیش از انقلاب هم ثروتشان را صرف حمایت از آن جریان انقلاب نمودند. پس از ظهور جریان اصلاحات نیز این سرمایه را در آشکار و نهان صرف آن حمایت از آن کردند. شک ندارم که رزاقی توان ایجاد تحول در مجموعه ی مجلات همشهری را خواهد داشت. چون دغدغه و تجربه مندی لازم را دارد. اگر جوانی 36 ساله می تواند وزیر ارتباطات شود، بی شک یک جوان 32 ساله را می توان در جایگاه مدیریت بخشی از موسسه ی بزرگ همشهری دید. اما امروز چرا باید به طور آگاهانه و نا آگاهانه توسط افرادی از الیت روزنامه نویس ها این گونه به او تهاجم شود؟ ایا تا کنون که رفقایی از ملک صاحب قران طهران بر مسند کار گروه نشریات همشهری بوده اند چه گلی به سر آن مجموعه ها زده اند که با وجود ظرفیت فراوان رسانه ای اکنون در آستانه ی ورشکستی قرار گرفته است؟ بهتر است تا تمرکز گرایی در قدرت، ثروت و روشنگری را به عنوان یک کژدیسه ی اجتماعی بنگریم و فارغ از کیس مطروحه به عنوان یک مولفه ی ضدیت با ادبیات توسعه به آن خیره شویم تا ریشه خیلی از واپس گرایی ها را عینا ببنیم. والسلام...
@FardayeMashhad
امیرحسین نوربخش- 7/6/97
@FardayeMashhad
امیرحسین نوربخش- 7/6/97
محسن قدیمی باقرآباد:
تشکلهای سیاسی دانشگاه آزاد مشهد به مترسک تبدیل شدهاند!
http://khorasan.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=137464
تشکلهای سیاسی دانشگاه آزاد مشهد به مترسک تبدیل شدهاند/ کانون تئاتر و موسیقی تعطیل است
عضو هیئت رئیسه پارلمان دانشجویی و شورای هماهنگی تشکلهای دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد گفت: اخیرا در دانشگاه آزاد مشهد شاهد بودیم که انجمنهای علمی به سمت تعطیلی رسمی رفتند و تشکلهای سیاسی علنا به عنوان مترسک فعالیت میکنند و کانونهای فرهنگی هم به فراموشی سپرده شدهاند.@FardayeMashhad
تشکلهای سیاسی دانشگاه آزاد مشهد به مترسک تبدیل شدهاند!
http://khorasan.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=137464
تشکلهای سیاسی دانشگاه آزاد مشهد به مترسک تبدیل شدهاند/ کانون تئاتر و موسیقی تعطیل است
عضو هیئت رئیسه پارلمان دانشجویی و شورای هماهنگی تشکلهای دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد گفت: اخیرا در دانشگاه آزاد مشهد شاهد بودیم که انجمنهای علمی به سمت تعطیلی رسمی رفتند و تشکلهای سیاسی علنا به عنوان مترسک فعالیت میکنند و کانونهای فرهنگی هم به فراموشی سپرده شدهاند.@FardayeMashhad
ایسنا | خراسان رضوی
تشکلهای سیاسی دانشگاه آزاد مشهد به مترسک تبدیل شدهاند/ کانون تئاتر و موسیقی تعطیل است
عضو هیئت رئیسه پارلمان دانشجویی و شورای هماهنگی تشکلهای دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد گفت: اخیرا در دانشگاه آزاد مشهد شاهد بودیم که انجمنهای علمی به سمت تعطیلی رسمی رفتند و تشکلهای سیاسی علنا به عنوان مترسک فعالیت میکنند و کانونهای فرهنگی هم به فراموشی…
https://www.isna.ir/news/96101809739/%DA%AF%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1
@FardayeMashhad
@FardayeMashhad
ایسنا
گرجی: ساختار قانون اساسی و نهادهای سیاسی مورد تغییر باید قرار گیرد
یک حقوقدان گفت: تا وقتی بازنگری مناسب در قانون اساسی و ساختار نهادهای سیاسی و اداری نظام صورت نگیرد، به بهبود در جامعه امیدی نمیرود.
http://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy961205606.html
@FardayeMashhad
علی اکبر گرجی: قانون اساسی هم تابع خواست ملت است
باید گفت در میان کشورهای کمتر توسعه یافته، قانون اساسی ایران ظرفیت دفاع از حقوق زنان را دارد و،در مورد حقوق زنان نیز تردیدی وجود ندارد که حقها و آزادیهای
@FardayeMashhad
علی اکبر گرجی: قانون اساسی هم تابع خواست ملت است
باید گفت در میان کشورهای کمتر توسعه یافته، قانون اساسی ایران ظرفیت دفاع از حقوق زنان را دارد و،در مورد حقوق زنان نیز تردیدی وجود ندارد که حقها و آزادیهای
sarpoosh
علی اکبر گرجی: قانون اساسی هم تابع خواست ملت است
باید گفت در میان کشورهای کمتر توسعه یافته، قانون اساسی ایران ظرفیت دفاع از حقوق زنان را دارد و،در مورد حقوق زنان نیز تردیدی وجود ندارد که حقها و آزادیهای
پارلمانی شدن نظام و بازنگری در قانون اساسی
علی اکبر گرجی
در حال حاضر، نظام سیاسی ایران به معنای دقیق کلمه نه ریاستی است، نه پارلمانی. حتی به معنای دقیق کلمه نیمه پارلمانی یا نیمه ریاستی هم نیست. همانطور که پیشتر، در کتاب حقوقی سازی سیاست توضیح دادهام، نظام جمهوری اسلامی ایران نظامی خاص و به تعبیری سویی ژنریک است.
اما اگر ایده ای را که برخی از نمایندگان مطرح کردند و آن مبتنی بر حذف فرایند انتخاب مستقیم ریاست جمهوری و سپردن آن به مجلس بود، اجرایی کنیم مستلزم تغییر در بسیاری از اصول قانون اساسی از جمله اصول ۹۹، و ۱۱۳ تا ۱۲۱ و بسیاری دیگر از اصول خواهد بود.
اساسا، با چنین تغییری ساختار قدرت در ایران دچار دگرگونی قابل توجهی خواهد شد و حتی مشروعیت اولیه نظام هم با چالش های جدی روبرو خواهد شد.
پرسش این است که آیا اساسا ظرفیت قانونی و سیاسی ایران در مقطع کنونی آماده پذیرش تغییرات در نظام انتخاباتی هست و آیا قانون اساسی اجازه چنین تغییری را میدهد ؟
از لحاظ قانونی منعی برای متحول کردن ساختار سیاسی وجود ندارد، اما این تحول الزاما باید در چهارچوب اصل ۱۷۷ قانون اساسی و طی شدن مراحل بازنگری و عدم تخطی از اصول فراقانون اساسی صورت پذیرد. به عنوان مثال، یکی از اصول فراقانون اساسی در اصل ۱۷۷ مساله جمهوریت نظام یا دیگری مساله اسلام است. هیچ بازنگری مجاز به نادیده گرفتن این دو نیست. به دیگر سخن، از منظر حقوقی هرگونه تغییر در قانون اساسی ممنوع است مگر آنکه با حفظ حریم اسلام و جمهوریت باشد.
مساله بعدی این است که آیا انجام این تغییرات در برهه کنونی محتمل و جدی است؟
بی تردید، زمان بازنگری در قانون اساسی فرارسیده و حتی دیر هم شده است. رهبری نظام هم بر قابلیت بازنگری در این قانون تاکید کرده اند و خرد سیاسی هم حکم می کند که این امر هرچه سریعتر انجام شود. منتهی ملاحظاتی در این باره وجود دارد. اولا، هیات هایی که برای تشخیص مصادیق اصول قابل بازنگری و کم و کیف آن تشکیل می شوند، باید بسیار زبده، بی طرف و دارای شان و جایگاه تخصصی بالا در حوزه حقوق اساسی باشند. گاه نگرانی ها حاکی از نبود چنین شرایطی است.
از لحاظ میزان احتمال انجام بازنگری هم نمی توان پیش بینی دقیق ارائه کرد. اما چون ابتکار بازنگری در دست رهبری نظام است، می توان حدس زد که ایشان به کاستی ها و ناکارآمدی های قانون اساسی فعلی آگاه است و دغدغه رفع این نواقص برای ایشان هم جدی است. وانگهی، نکته ای که نباید فراموش شود این است که بازنگری در قانون اساسی یعنی تعیین سرنوشت ملت و نظام سیاسی برای چند دهه آینده. طبیعتا چنین امری نباید با احساسات و جهت گیری های سیاسی محقق شود. اینجا دیگر جایی برای پیگیری منافع تنگ نظرانه حزبی و جناحی نیست. این عرصه، عرصه دولت و ملت و خودنمایی حاکمان واقعی است.@FardayeMashhad
علی اکبر گرجی
در حال حاضر، نظام سیاسی ایران به معنای دقیق کلمه نه ریاستی است، نه پارلمانی. حتی به معنای دقیق کلمه نیمه پارلمانی یا نیمه ریاستی هم نیست. همانطور که پیشتر، در کتاب حقوقی سازی سیاست توضیح دادهام، نظام جمهوری اسلامی ایران نظامی خاص و به تعبیری سویی ژنریک است.
اما اگر ایده ای را که برخی از نمایندگان مطرح کردند و آن مبتنی بر حذف فرایند انتخاب مستقیم ریاست جمهوری و سپردن آن به مجلس بود، اجرایی کنیم مستلزم تغییر در بسیاری از اصول قانون اساسی از جمله اصول ۹۹، و ۱۱۳ تا ۱۲۱ و بسیاری دیگر از اصول خواهد بود.
اساسا، با چنین تغییری ساختار قدرت در ایران دچار دگرگونی قابل توجهی خواهد شد و حتی مشروعیت اولیه نظام هم با چالش های جدی روبرو خواهد شد.
پرسش این است که آیا اساسا ظرفیت قانونی و سیاسی ایران در مقطع کنونی آماده پذیرش تغییرات در نظام انتخاباتی هست و آیا قانون اساسی اجازه چنین تغییری را میدهد ؟
از لحاظ قانونی منعی برای متحول کردن ساختار سیاسی وجود ندارد، اما این تحول الزاما باید در چهارچوب اصل ۱۷۷ قانون اساسی و طی شدن مراحل بازنگری و عدم تخطی از اصول فراقانون اساسی صورت پذیرد. به عنوان مثال، یکی از اصول فراقانون اساسی در اصل ۱۷۷ مساله جمهوریت نظام یا دیگری مساله اسلام است. هیچ بازنگری مجاز به نادیده گرفتن این دو نیست. به دیگر سخن، از منظر حقوقی هرگونه تغییر در قانون اساسی ممنوع است مگر آنکه با حفظ حریم اسلام و جمهوریت باشد.
مساله بعدی این است که آیا انجام این تغییرات در برهه کنونی محتمل و جدی است؟
بی تردید، زمان بازنگری در قانون اساسی فرارسیده و حتی دیر هم شده است. رهبری نظام هم بر قابلیت بازنگری در این قانون تاکید کرده اند و خرد سیاسی هم حکم می کند که این امر هرچه سریعتر انجام شود. منتهی ملاحظاتی در این باره وجود دارد. اولا، هیات هایی که برای تشخیص مصادیق اصول قابل بازنگری و کم و کیف آن تشکیل می شوند، باید بسیار زبده، بی طرف و دارای شان و جایگاه تخصصی بالا در حوزه حقوق اساسی باشند. گاه نگرانی ها حاکی از نبود چنین شرایطی است.
از لحاظ میزان احتمال انجام بازنگری هم نمی توان پیش بینی دقیق ارائه کرد. اما چون ابتکار بازنگری در دست رهبری نظام است، می توان حدس زد که ایشان به کاستی ها و ناکارآمدی های قانون اساسی فعلی آگاه است و دغدغه رفع این نواقص برای ایشان هم جدی است. وانگهی، نکته ای که نباید فراموش شود این است که بازنگری در قانون اساسی یعنی تعیین سرنوشت ملت و نظام سیاسی برای چند دهه آینده. طبیعتا چنین امری نباید با احساسات و جهت گیری های سیاسی محقق شود. اینجا دیگر جایی برای پیگیری منافع تنگ نظرانه حزبی و جناحی نیست. این عرصه، عرصه دولت و ملت و خودنمایی حاکمان واقعی است.@FardayeMashhad
واکنش پروانه سلحشوری به منتقدان نطق میاندستور او در مجلس
♻️پروانه سلحشوری، نماینده مردم تهران در مجلس با انتشار توییتی در پاسخ به منتقدان به نطر میان دستورش در جلسه امروز مجلس شورای اسلامی نوشت: «امروز با اتکا به خداوند و براساس مسئولیتی که بر دوشم است، واقعیتهای جامعه را بیان نمودم.»
♻️سلحشوری در نطق خود خواست تا برای حل مشکلات با بازنگری در قانون اساسی موافقت کنند.
♻️سلحشوری خواستار آزادی میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی از حصر خانگی شده بود.
♻️سلحشوری در توییت خود بار دیگر تأکید کرده "راه برونرفت از وضعیت فعلی را برگزاری همهپرسی" میداند.@FardayeMashhad
♻️پروانه سلحشوری، نماینده مردم تهران در مجلس با انتشار توییتی در پاسخ به منتقدان به نطر میان دستورش در جلسه امروز مجلس شورای اسلامی نوشت: «امروز با اتکا به خداوند و براساس مسئولیتی که بر دوشم است، واقعیتهای جامعه را بیان نمودم.»
♻️سلحشوری در نطق خود خواست تا برای حل مشکلات با بازنگری در قانون اساسی موافقت کنند.
♻️سلحشوری خواستار آزادی میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی از حصر خانگی شده بود.
♻️سلحشوری در توییت خود بار دیگر تأکید کرده "راه برونرفت از وضعیت فعلی را برگزاری همهپرسی" میداند.@FardayeMashhad
✅حجت الاسلام علی عسکری سرپرست دفتر برنامه ریزی و هماهنگی دولت و مجلس شد
طی حکمی از سوی معاون امور مجلس ریاست جمهوری، حجت الاسلام والمسلمین علی عسکری به عنوان سرپرست دفتر برنامه ریزی و هماهنگی دولت و مجلس منصوب شد.
به گزارش نسیم امروز، حسینعلی امیری معاون امور مجلس ریاست جمهوری با صدور حکمی حجت الاسلام علی عسکری را با حفظ سمت به عنوان سرپرست دفتر برنامه ریزی و هماهنگی دولت و مجلس منصوب کرد.
در متن این حکم خطاب آمده است:
نظر به تعهد و سوابق اجرایی و تجربیات جنابعالی در دوره نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی به موجب این حکم و با حفظ سمت به عنوان سرپرست دفتر برنامه ریزی و هماهنگی روابط دولت و مجلس منصوب می شوید.
امید است که با تمسک به الطاف الهی در انجام وظایف محوله در راستای هماهنگی و فعال ترنمودن دفتر ویژه دولت به منظور بهبود و ارتقاء سطح تعامل دولت و مجلس شورای اسلامی و با رعایت اصول قانون مداری، اعتدالگرایی و منشور اخلاقی دولت تدبیر و امید در جهت تحقق آرمانهای نظام جمهوری اسلامی ایران تحت زعامت مقام معظم رهبری موید و موفق باشید.
گفتنی است : حجت الاسلام والمسلمین علی عسکری هم اکنون علاوه بر سمت فعلی؛ مشاور معاون امور مجلس ریاست جمهوری است.
وی در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم مشهد انتخاب و در طول این دوره نائب رئیس کمیسیون اصل نود وعضوکمیسیون ویژه اقتصادی اصل44 قانون اساسی بود.
حجت الاسلام و المسلمین علی عسکری که دارای تحصیلات حوزوی خارج فقه و اصول از حوزه های علمیه قم و مشهد است، مدرسی حوزه و دانشگاه ؛ عضویت در سپاه پاسداران و حضور فعال در جبهه و دفاع مقدس؛ انجام ماموریتهای فرهنگی در کشور فرانسه از سوی بیت مقام معظم رهبری ؛ قائم مقامی دفتر نماینده ولی فقیه در خراسان بزرگ؛ عضویت در شورای مدیریت حوزه علمیه خراسان؛ عضویت در شورای عالی فرهنگی آستان قدس رضوی؛ مشاور و رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ مشاور رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ عضویت در شورای فرهنگ عمومی کشور؛ عضویت در شورای مشورتی امور قوای سه گانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاون پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی را در کارنامه فعالیت های خود دارد.
تالیف چهارکتاب ، پنج جزوه درسی و ارائه بیش از هشتاد مقاله علمی و متنوع در مجله های معتبر از دیگر فعالیت های فرهنگی ایشان است
@FardayeMashhad
طی حکمی از سوی معاون امور مجلس ریاست جمهوری، حجت الاسلام والمسلمین علی عسکری به عنوان سرپرست دفتر برنامه ریزی و هماهنگی دولت و مجلس منصوب شد.
به گزارش نسیم امروز، حسینعلی امیری معاون امور مجلس ریاست جمهوری با صدور حکمی حجت الاسلام علی عسکری را با حفظ سمت به عنوان سرپرست دفتر برنامه ریزی و هماهنگی دولت و مجلس منصوب کرد.
در متن این حکم خطاب آمده است:
نظر به تعهد و سوابق اجرایی و تجربیات جنابعالی در دوره نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی به موجب این حکم و با حفظ سمت به عنوان سرپرست دفتر برنامه ریزی و هماهنگی روابط دولت و مجلس منصوب می شوید.
امید است که با تمسک به الطاف الهی در انجام وظایف محوله در راستای هماهنگی و فعال ترنمودن دفتر ویژه دولت به منظور بهبود و ارتقاء سطح تعامل دولت و مجلس شورای اسلامی و با رعایت اصول قانون مداری، اعتدالگرایی و منشور اخلاقی دولت تدبیر و امید در جهت تحقق آرمانهای نظام جمهوری اسلامی ایران تحت زعامت مقام معظم رهبری موید و موفق باشید.
گفتنی است : حجت الاسلام والمسلمین علی عسکری هم اکنون علاوه بر سمت فعلی؛ مشاور معاون امور مجلس ریاست جمهوری است.
وی در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم مشهد انتخاب و در طول این دوره نائب رئیس کمیسیون اصل نود وعضوکمیسیون ویژه اقتصادی اصل44 قانون اساسی بود.
حجت الاسلام و المسلمین علی عسکری که دارای تحصیلات حوزوی خارج فقه و اصول از حوزه های علمیه قم و مشهد است، مدرسی حوزه و دانشگاه ؛ عضویت در سپاه پاسداران و حضور فعال در جبهه و دفاع مقدس؛ انجام ماموریتهای فرهنگی در کشور فرانسه از سوی بیت مقام معظم رهبری ؛ قائم مقامی دفتر نماینده ولی فقیه در خراسان بزرگ؛ عضویت در شورای مدیریت حوزه علمیه خراسان؛ عضویت در شورای عالی فرهنگی آستان قدس رضوی؛ مشاور و رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ مشاور رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ عضویت در شورای فرهنگ عمومی کشور؛ عضویت در شورای مشورتی امور قوای سه گانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاون پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی را در کارنامه فعالیت های خود دارد.
تالیف چهارکتاب ، پنج جزوه درسی و ارائه بیش از هشتاد مقاله علمی و متنوع در مجله های معتبر از دیگر فعالیت های فرهنگی ایشان است
@FardayeMashhad
پیش به سوی تاسیس نخستین محله ی حقوقی ایران و جهان در مشهد..! شهر قانون مدار، شهروند حق مدار...
@FardayeMashhad
@FardayeMashhad
حاج بکتاش ولی کیست؟ وی صوفی قرن سیزدهم میلادی و بنیان گذار طریقت بکتاشیه است که در سال ۱۲۰۹ میلادی در نیشابور شهری در خراسان بزرگ به دنیا آمد. نام کامل و حقیقی او و نسب او را محمد بن ابراهیم بن موسی خراسانی گفته اند. اما او در بلاد ترکیه و اناتولی به حاجی بکتاش ولی مشهور است. بنابر گزارشِات تاریخی، بکتاش سیدی از نسل امام موسی کاظم و مرید لقمان خراسانی یکی از قطب های سلسله ی خواجه احمد یسوی بوده است. وی آثر منثور و منظومی نیز دارد به زبان های ترکی و عربی. و ترجمة خطیب اوغلی، شاعر قرن نهم. بنابراین ترجمهها، کتاب هایش دارای چهار بابِ شریعت، طریقت، حقیقت و معرفت بودهاست. در هر باب دربارة مرگ، احوال دل، تصوف، زاهد، عارف و محب است که مقام انسان در آن ستایش شدهاست. بکتاشیه از طریقت های مهم صوفیانه در آناتولی است. بکتاش در نیمه اول قرن هفتم هجری از خراسان به آناتولی مهاجرت کرد. ورود او به آناتولی با قیام باباییان همزمان بود و احتمالا حاج بکتاش ولی، خلیفة بابا الیاس خراسانی، رهبر این قیام بود. حاج بکتاش با پرهیز از رویارویی نظامی با دولت سلجوقیان روم، مسیر فکری باباییان را دنبال کرد و با بهره گیری از عناصری، چون باورهای مذهبی ترکان قبل از اسلام، افکار صوفیانه رایج در آناتولی، مسیحیت و...مکتبی را بنیان گذاشت که در روزگار عثمانی از طریقت های رسمی شد و سپاهیان نظامی ینی چری را تحت نفوذ معنوی خود گرفت. پس از آن نیز بکتاشیه از جریان هایی، مانند حروفیه و تبلیغات شیوخ صفوی تاثیر پذیرفت. با این همه، علوی گری و بکتاشی گری کم تر محل توجه محققان ایرانی بوده است.@FardayeMashhad
تمثال "حاجی بکتاش ولی" بنیان گذار خراسانی(اهل نیشابور) طریقت بکتاشیه در ترکیه و آناتولی...
@FardayeMashhad
@FardayeMashhad
مصطفی کواکبیان: نامهای تدارک دیدهایم که خدمت مقام معظم رهبری بدهیم و از ایشان بخواهیم برای بازنگری در قانون و شکلگیری جمهوریت سوم اقدام کنند.
@FardayeMashhad
@FardayeMashhad
معاون دادستان مرکز خراسان رضوی:
🔴 ام.آی.آر پلنگ باغ وحش مشهد باید هرچه سریعتر انجام شود
مشهد- ایرنا
🔹- معاون دادستان مرکز خراسان رضوی در امور اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم گفت: پلنگ شش ساله باغ وحش مشهد به نام 'ارس' باید هرچه سریعتر برای تشخیص طبی ام.آی.آر شود تا روند درمانش ادامه یابد.
🔹قاضی محمد بخشی محبی روز پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: مرداد ماه امسال موضوع حال نامساعد این پلنگ در باغ وحش مشهد توسط فعالان محیط زیست مطرح شد.
🔹وی ادامه داد: با توجه به حال نامساعد این پلنگ اقداماتی توسط کارشناسان دامپزشکی و محیط زیست خراسان رضوی انجام شد اما انجام ام.آی.آر برای تشخیص بیماری و اقدام طبی به منظور بهبودی این پلنگ ضروری است لذا در هفته جاری موضوع انجام سریع این اقدام از سوی دادستانی به اداره کل دامپزشکی و محیط زیست استان ابلاغ شد.
🔹معاون دادستان مرکز خراسان رضوی گفت: تاکنون دستگاههای متولی نتوانسته اند مرکزی برای انجام ام.آی.آر این حیوان پیدا کنند اما سازمانهای مردم نهاد هنوز پیگیر این موضوع هستند. باید هرچه سریعتر این اقدام انجام شود.
طبق پرونده پزشکی پلنگ شش ساله باغ وحش مشهد، ارس چند سال پیش به دلایل نامشخص دچار حملات تشنجی و عصبی بوده و هر چند ماه یکبار دچار تشنج می شده است.
با حضور تیم تخصصی دامپزشکی و محیط زیست خراسان رضوی عکسبرداریهای اولیه، سونوگرافی، معاینه کامل و نمونه برداریهای مختلف از این حیوان انجام شد. ام.آی.آر گام دوم تشخیص بیماری این پلنگ است که هنوز عملیاتی نشده است.
107 گونه و 680 نمونه جانوری در باغ وحش مشهد نگهداری می شوند. این گونه ها شامل 64 گونه بومی و 43 گونه غیربومی و نمونه های جانوری شامل 240 پستاندار، 393 پرنده و 47 خزنده و دو زیست است.
@FardayeMashhad
🔴 ام.آی.آر پلنگ باغ وحش مشهد باید هرچه سریعتر انجام شود
مشهد- ایرنا
🔹- معاون دادستان مرکز خراسان رضوی در امور اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم گفت: پلنگ شش ساله باغ وحش مشهد به نام 'ارس' باید هرچه سریعتر برای تشخیص طبی ام.آی.آر شود تا روند درمانش ادامه یابد.
🔹قاضی محمد بخشی محبی روز پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: مرداد ماه امسال موضوع حال نامساعد این پلنگ در باغ وحش مشهد توسط فعالان محیط زیست مطرح شد.
🔹وی ادامه داد: با توجه به حال نامساعد این پلنگ اقداماتی توسط کارشناسان دامپزشکی و محیط زیست خراسان رضوی انجام شد اما انجام ام.آی.آر برای تشخیص بیماری و اقدام طبی به منظور بهبودی این پلنگ ضروری است لذا در هفته جاری موضوع انجام سریع این اقدام از سوی دادستانی به اداره کل دامپزشکی و محیط زیست استان ابلاغ شد.
🔹معاون دادستان مرکز خراسان رضوی گفت: تاکنون دستگاههای متولی نتوانسته اند مرکزی برای انجام ام.آی.آر این حیوان پیدا کنند اما سازمانهای مردم نهاد هنوز پیگیر این موضوع هستند. باید هرچه سریعتر این اقدام انجام شود.
طبق پرونده پزشکی پلنگ شش ساله باغ وحش مشهد، ارس چند سال پیش به دلایل نامشخص دچار حملات تشنجی و عصبی بوده و هر چند ماه یکبار دچار تشنج می شده است.
با حضور تیم تخصصی دامپزشکی و محیط زیست خراسان رضوی عکسبرداریهای اولیه، سونوگرافی، معاینه کامل و نمونه برداریهای مختلف از این حیوان انجام شد. ام.آی.آر گام دوم تشخیص بیماری این پلنگ است که هنوز عملیاتی نشده است.
107 گونه و 680 نمونه جانوری در باغ وحش مشهد نگهداری می شوند. این گونه ها شامل 64 گونه بومی و 43 گونه غیربومی و نمونه های جانوری شامل 240 پستاندار، 393 پرنده و 47 خزنده و دو زیست است.
@FardayeMashhad
با دوچرخه# شهریور عیادت اعضای کانون همرکابان شهری از ارس پلنگ شش ساله در باغ وحش مشهد .تشنج جان این حیوان نادر را تهدید می کند.او نیازمند ام آر آی برای تشخیص بیماریش است
@FardayeMashhad
@FardayeMashhad