باگ این کاربر اونجاست که وقتی صحبت میکنه حس میکنه مزاحم و آزار دهندست و وقتی صحبت نمیکنه حس میکنه حوصله سر بره.
از اینکه یه حرفی رو هی تکرار میکنم و روش پا فشاری میکنم ولی کسی گوش نمیده و بعداً میان میگن چرا بهمون نگفتی و فلان ، جداً بیزارم.
این کاربر برای پاییز و هوای ابری و بارونی ذوق زده بود ولی دستی نیست که بشه گرفت و رفت قدم زد.
نمیدونم چجوری توصیف کنم ولی وقتی بارون میاد احساس میکنم مهمم ، با ارزشم ، قدرتمندم ، main character ام.
خدا میدونست که اگه میتونستم خوابم رو تنظیم کنم خیلی قدرتمند میشدم پس این قدرت رو ازم گرفت.
برام سواله چرا تا یکی پیام میده و همون لحظه سین میکنی و جواب میدی سریع از پیوی میره بیرون؟ میری دنیا رو نجات میدی یا چی؟