این کاربر دراما میخواد ولی نه تو زندگی خودش بلکه تو زندگی بقیه چون خودش فقط تماشاگره.
این کاربر از خواب بیدار شد رفت درس ، موقع حموم درس ، موقع غذا درس ، رفت بیرون درس ، برگشت خونه درس ، موقع دستشویی درس ، موقع خواب درس و حتی تو قبر در حال مرگم درس ، تا کی درس ؟
کو برف ؟ کو هوای °100- درجه ؟ کو تاریکی و مه ؟ کو بیرون رفتن های دو نفره ؟ کو هات چاکلت ، قهوه و چایی داغ ؟
این کاربر ذوق و هیجانش رو نسبت به چیزای که قبلاً خوشحالش میکردن از دست داده و این ناراحتش میکنه.
رابطه تاکسیک ؟ فقط رابطه این کاربر و خواب ، من هی میدوم دنبالش اون هی فرار میکنه من میخوامش اون نمیخوادم.
این کاربر از نظر ذهنی و جسمی خسته شده است ، لطفاً اجازه دهید فقط برای مدت کوتاهی بمیرد بعداً زندگی میکند.