این کاربر گفت چی اذیتش میکنه ولی با این حال باز هم اذیت شد پس تصمیم گرفت که دیگه چیزی نگه و ساکت بمونه.
گاهی وقتا دردی که میکشی اونقدر طولانی مدت ادامه پیدا میکنه که دیگه هیچکس یادش نمیاد تو داری رنج میکشی داری میشکنی.
این کاربر به سختی همراه با کلی تلاش برای نکشتن خودش روزش رو تموم میکنه بعد یهو روز بعدی شروع میشه.
این کاربر میتونه با جدیت کامل و مرگ بار زل بزنه بهت ولی با این حال بازم متوجه نشه داری درمورد چی صحبت میکنی.
از این کاربر نپرسید "حالت چطوره" دیگر از حال گذشته فقط دارم سعی میکنم تا پایان هفته خودمو نکشم.
این کاربر میبخشه ولی دیگه هیچوقت مثل قبل با ذوق نگاه نمیکنه، با هیجان گوش نمیده، منتظر نمیمونه، اهمیت نمیده.