زیر گنبد کبود – Telegram
زیر گنبد کبود
1.1K subscribers
94 photos
24 videos
110 links
روایت های شنیدنی و الهام بخش از جای‌جای دنیا...
Download Telegram
اینجا #آلمان 🇩🇪
شما عالی بودید!

🔸مدرسه که تعطیل شد، از معلم پسرم درباره کلاس موسیقی سوال کردم. گفت که "به پسرت بگو فردا به من یادآوری کند که اطلاعات لازم را در برگه ای برایش بنویسم. فعلا باید عجله کنم برای دیدن #فوتبال!" در حالی که داشت با عجله به سمت ماشینش می رفت، به او گفتم امیدوارم تیمتان برنده شود، و خوشحال شوید. با آن همه عجله، یک دفعه ایستاد و برگشت به سمت من، و گفت: "و البته شما هم باید خیلی خوشحال باشید. اون پنالتی کریس #رونالدو که شما گرفتیدش، واقعا باعث افتخار و خوشحالی است، حتی برای تیم های بزرگ و پرافتخار. شما عالی بودید!"

🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا #ژاپن
#چتر خیس شما در مکان های عمومی، باعث زحمت و اذیت دیگران نمی شود.

ویدئو از @iranjapan

🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
اینجا #آلمان 🇩🇪
#ایمنی_کودک در #خودرو

🔸داشتم با ماشین از کنار شرکت همسرم رد می شدم. چون فرزند یک ماهه ام در #صندلی_مخصوص_کودک عقب ماشین گریه می کرد، همانجا ایستادم. بغلش کردم و دادم دست مادرم که جلو نشسته بود. چند دقیقه ای صبر کردم تا گریه دخترم آرام شود و بگذارمش در صندلی خودش و راه بیفتیم.

🔹همان موقع همسرم و همکارش اتفاقی از شرکت آمدند بیرون و ما را دیدند. صحبت بین ما و همسرم که آمده بود کنار ماشین، خیلی کوتاه بود. اما در تمام آن یکی دو دقیقه، همکار آلمانی اش خیره خیره داخل ماشین ما را نگاه می کرد. آلمانی ها معمولا به کسانی که با آنها حرف نمی زنند یا ربط خاصی ندارند، نگاه هم نمی کنند، چه برسد به خیره شدن! یعنی اگر حتی نیم نگاهی هم به ما نمی انداخت و منتظر برگشتن همسرم می شد، کاملا عادی بود. اما همین طور خیره به ما نگاه می کرد...

🔸عصر که همسرم آمد خانه، گفت که همکارش "کای" آن روز بلافاصله بعد از برگشتن همسرم از او پرسیده که بچه چرا در بغل بوده است؟!! و همسرم که از من همین سوال را پرسیده بود، جوابش را داده که گریه می کرده و همان لحظه بغلش کرده اند و قرار نیست اینطوری راه بیفتند! اما همکارش گویا فکر کرده تاکید بیشتری لازم است، که دو سه بار دیگر تاکید کرده که مبادا چنین خطایی را حتی برای یک دقیقه #رانندگی مرتکب شوید، و از اتفاقات بدی که ممکن است بیفتد گفته... اتفاقاتی که شاید این آلمانی ها ندیده و از دور و برشان نشنیده باشند، اما ما #ایرانی ها زیاد شنیده و بعضا حتی دیده ایم!!

**پی نوشت یک: در خیابان های شهرهای آلمان حداکثر سرعت پنجاه کیلومتر بر ساعت و در بیشتر کوچه ها از جمله جایی که من رانندگی می کردم، سی کیلومتر بر ساعت است. اما تمام کودکانی که "قدشان کمتر از ۱۴۰ سانتی متر" است، باید حتی در شهرها و حتی با سرعت بسیار پایین ماشین، در صندلی مخصوص (که نوع آن بر اساس سن و قد کودک تعیین می شود- عکس👇) بنشینند و کمربندشان بسته باشد. این #قانون فقط روی کاغذ نیست و کافی است که #پلیس یا مثلا همکار آلمانی تان شما را در حال رعایت نکردن آن ببینند!!

**پی نوشت دو: در نزدیک چهار سالی که در آلمان زندگی کرده ام، تا به حال کسی را در ماشینی که چرخش می چرخد، بچه به بغل ندیده ام!

🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea

https://news.1rj.ru/str/tick_media/133
زیر گنبد کبود pinned «🔹در #اینستاگرام با ما همراه باشید: instagram.com/gonbade_kaboud 🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود... @tick_idea»
اینجا #فرانسه 🇫🇷

🔹در خیابان های #پاریس که قدم می زنید، میان آن همه زیبایی شهر، سطل های طوسی رنگ #ادرار که اطرافشان بوی تند و زننده ای پیچیده است و گاهی هم سرریز دارند، بدجوری توی ذوق می زند.

🔸اخیرا شهرداری پاریس در چند نقطه از شهر سطل های ادرار جدیدی را نصب کرده و قرار است اگر جواب بدهد، در جاهای دیگر هم از همین سطل ها(عکس👇) استفاده شود. در طراحی سطل های جدید‌ از گل و گیاه به عنوان رونما استفاده شده است. شعار "در آرامش ادرار کنید!" را هم انتخاب کرده اند تا بلکه ادرارکنندگان خیابانی(!) شهر پاریس را تشویق کند تا از آنها استفاده کنند...
https://news.1rj.ru/str/tick_media/135
🔹جنس سطل و بدنه داخلی آن از جنس چوب یا حصیر یا خاک اره است تا ادرار را تا حدی جذب کرده و تبدیل آن به کود (کمپوست) را راحت تر کند. بدنه خارجی سطل هم از جنس آنتی گرافیت ساخته شده، که هم ضدبو است و هم اجازه نمی دهد که کسی روی آن با اسپری یا... چیزی بنویسد یا نقاشی بکشد!

پی نوشت یک: ادرار در #خیابان مشکل بسیاری از شهرهای بزرگ و متمدن اروپایی مانند پاریس و #آمستردام است، به خصوص اطراف ترمینال های قطار و اتوبوس معمولا بوی ادرار به وضوح حس می شود. حتی با وجود سطل هایی که در خیابان ها نصب شده، بعضی ترجیح می دهند که کارشان را در پیاده روها و یا رو به دیوارهای شهر انجام دهند! هر سال در رسانه ها کلی از این مشکل حرف می زنند و افراد مختلفی را از طبقه های مختلف اجتماعی نشان می دهند که ادرار در خیابان را تقبیح می کنند و باز مشکل به جای خود باقی است... این راه حل اخیر را هم اندیشیده اند، بلکه با منظره گل و بلبل و وعده آرامش بیشتر، افراد را به سمت این سطل ها بکشانند، و حاصلش به جای چاله های کوچک ادرار در خیابان، بشود کمپوست!


پی نوشت دو: این مطلب با استفاده از مطلبی در کانال (@MojtabaInFrance) نوشته شده است. منبع اصلی را می توانید در لینک زیر پیدا کنید.
https://www.thelocal.fr/20170131/paris-gets-new-green-urinals-to-civilise-street-peeing


🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
اینجا #آلمان 🇩🇪
#تبلیغ برای رانندگان ممنوع!

🔹در مسیر #اتوبان های آلمان، تقریبا هیچ وقت بیلبورد یا نوشته تبلیغاتی نمی بینید. مسیر کنار اتوبان و روی پل هایی که از اتوبان ها رد می شوند، تقریبا همیشه خالی است. خیلی که بخواهند با راننده در حال رانندگی صحبت کنند و پیام بدهند، می نویسند:
Stau = Rettungsgasse
ترافیک = راه نجات
یعنی در هنگام #ترافیک حواستان باشد که مسیر #نجات را برای ماشین های امداد یا پلیس باز بگذارید.

🔸رعایتش هم می کنند. اگر در اتوبان ناگهان بخاطر ترافیک مسیر مجبور به کاهش سرعت شوید، می بینید که ماشین های لاین یک کاملا به سمت چپ لاین خودشان، و لاین دو کاملا به سمت راست لاین خودشان متمایل می شوند، حتی اگر ندانند آن جلوی ترافیک چه خبر است...

🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea

https://news.1rj.ru/str/tick_media/136
اینجا #آلمان 🇩🇪
#انتخابات ایالت ها

🔸بیلبوردی که در عکس👇 می بینید، همان که پر از خانم چادری و مانتو مقنعه های سیاه است، در یکی از خیابان های پر رفت و آمد شهر #فورت در ایالت #بایرن زده شده که امروز (۱۴ اکتبر) روز انتخابات ایالتی در آن است. روی این #بیلبورد نوشته: هر سال به شهرهای بزرگ #مسلمان در آلمان یکی اضافه می شود. کسی که این را نمی خواهد، گزینه دیگری (حزب آ.اف.د) را برای آلمان انتخاب می کند!

** پی نوشت:‌
🔹حزب آ.اف.د که ترجمه تحت اللفظی نام آن به فارسی می شود "گزینه ای دیگر برای آلمان"، معمولا از #ملی_گرا های راست و #نژادپرست های آلمانی تشکیل شده. در انتخابات اخیر نخست وزیر آلمان در سال ۲۰۱۷، این حزب در میان تعجب عده زیادی از فرهیختگان و مسئولان احزاب قدرتمند و با سابقه آلمان، محبوبیت چشمگیری پیدا کرد و توانست عنوان سومین حزب محبوب آلمان را بعد از فقط چهار سال از تاسیسش تصاحب کند. از مهمترین موضع گیری های سیاسی این حزب، مخالفت شدید با سیاست های پذیرش #پناهجو به خصوص از کشورهای مسلمان است. این حزب با قانونی شدن ازدواج #همجنسگرایان و ایده های #فمنیستی نیز شدیدا مخالف است و از نقش های سنتی مرد و زن در خانواده و اجتماع دفاع می کند. طرفدار سرسخت #اسراییل و #آمریکا هستند، و همچنین با اجباری شدن دوباره #خدمت_سربازی و نظامی پسران از سن هجده سال در آلمان موافقند.

🔸یادم هست بعد از انتخابات ۲۰۱۷، اساتید #دانشگاه ما خیلی ابراز تاسف می کردند از اینکه این حزب ۱۳ درصد آرا را آورده بود. رییس دانشگاه رسما می گفت که بعد از آمریکا و انتخاب دونالد #ترامپ در آنجا، چشممان به انتخاب مردم خودمان روشن! می گفت امیدوارم به سمتی نرویم که نسل بعدی ما هم مثل ما مجبور باشند با خجالت و سرافکندگی از آلمانی بودنشان بروند اینور و آنور دنیا! قبلا برایم تعریف کرده بود که هر وقت می رود #انگلیس یا... باید جوابگوی همه آنچه که در دوره #نازی و توسط #هیتلر اتفاق افتاده باشد و همیشه احساس کرده که اروپایی های دیگر به این خاطر با سرزنش و تحقیر نگاهشان می کنند!

🔻درباره #حجاب سیاه رنگ و حجاب رنگی در آلمان در پست بعدی خواهیم نوشت...

🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea

https://news.1rj.ru/str/tick_media/137
اینجا #آلمان 🇩🇪

🔹#حجاب داشتن در آلمان این روزها خیلی معمول و عادی شده. مخصوصا بعد از سال ۲۰۱۵ که آلمان تعداد زیادی #پناهجو از کشورهای #مسلمان پذیرفت، کم کم نگاه های تعجب آمیز به خانم های #باحجاب حتی در شهرهای کوچک هم از بین رفت. شهرهای بزرگ مثل #فرانکفورت که تقریبا به تصرف باحجاب ها در آمده (!) و در وسایل نقلیه عمومی مثل اتوبوس و مراکزخرید تعداد باحجاب ها خیلی زیاد شده.

🔸یک. نشسته بودم در #اتوبوس. یک خانم مسلمان با پوشیه و چادر سیاه رنگ وارد شد و نشست جلوی من و فرزند کوچکم. هنوز چند ایستگاه مانده بود برسم به مهدکودک. ولی تصمیم گرفتم ایستگاه بعدی از اتوبوس پیاده و سوار بعدی بشوم. همان یکی دو دقیقه هم به سختی گذشت... و فکر کردم من که خودم مسلمانم و #باحجاب، این همه ترسیدم از این خانوم (یا شاید آقای) چادری پوشیه دار!‌ چه برسه به این آلمانی ها!

🔸دو. این خانم (عکس👇) را می شناختم. هانا مادر یکی از همکلاسی های فرزندم در مهدکودک بود. یک خانم آلمانی بیست و نه ساله،‌ که همیشه به شکل همین عکسی که از او در #فروشگاه جلوی #مهدکودک گرفتم، چادر سرمه ای یا زرشکی سر می کرد. همسرش یک آقای #فلسطینی متولد آلمان بود. می گفت قبل از آشنایی با همسرش مسلمان شده و بعدا با یک مسلمان ازدواج کرده است. یک بار از او پرسیدم اینجا با حجاب و #چادر که هستی، کسی برخورد بدی با تو نمی کند؟ گفت راستش را بخواهی اولش نگاه همه جور خاصی است. اما کافی است زبان باز کنم و ببینند که لهجه ام کاملا آلمانی است. نگاه و برخوردها تغییر می کند و به عقیده ام احترام می گذارند. اما می توانم تصور کنم که اگر تو چادر سرت کنی، برخورد خوبی نخواهند داشت. #پوشیه خیلی برایشان حساسیت برانگیز است. اما با لباس بلند، مخصوصا اگر #سیاه نباشد، به راحتی کنار می آیند.

🔸سه. بنیامین که صدایش می کردیم بن، از آن شاگرد درس خوان ها بود که به ندرت با کسی حرف می زد. یک بار در مسیر بین کلاس ها در محوطه #دانشگاه با من هم قدم شد. از اون روزهای به نظر آلمانی ها خیلی گرم بود، یعنی ۲۵ درجه! من یک مانتوی سرمه ای و قرمز و شال سرمه ای پوشیده بودم که به نظرم خنک و خوب هم بود. بن نگاهی به من و لباس هام کرد و گفت: هوا خیلی گرمه،‌نه؟! میگن همین روزا به سی درجه هم می رسه. گفتم بله، گرمه واقعا. گفت پس گرمته تو هم!‌ بعد هم گفت:‌ ببین فلانی، آیا تو می دونی که رنگ های #تیره بیشتر نور رو جذب می کنن و رنگ های #روشن کمتر؟!! خب اگر گرمته و می خوای حجاب داشته باشی،‌ چرا حداقل این اصل رو رعایت نمی کنی؟!!! کمی احساس حماقت کردم، اما خندیدم و گفتم عادت کرده ام دیگه و به چشمم نمیاد! و نگاه عاقل اندرسفیهش باعث شد بگم: درست مثل خانوم هایی که اینجا وسط برف شدید و سوز سرمای زمستون، پالتوی پوست و پشم می پوشن، بعد پاهاشون تا بالا کاملا لخته، اونا هم لابد عادت می کنن و به نظرشون نمیاد دیگه! که بن حسابی خندید، و رفت که دیگه از این سوال ها و نگاه ها نکنه!...
بعدا فهمیدم که برایشان واقعا عجیب است که باحجاب ها (که از نظر آنها حتما گرمشان است) در #تابستان رنگ تیره بپوشند...

🔻ادامه دارد...

🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea

https://news.1rj.ru/str/tick_media/138
Forwarded from زیر گنبد کبود
▪️▪️ #tick_now ▪️▪️
اینجا #انگلیس 🇬🇧
گزارش یک مسلمان انگلیسی از زیارت #اربعین

🔹لهجه غلیظ بریتیش و کفش گرانقیمت نایک که پایم بود، باعث می شد نگاه ها به من کمی با تعجب و کنجکاوانه باشد. اما همین که چشم در چشم کسی می شدم، لبخند گرمی تحویلم می داد. هر کسی سعی می کرد هر طور که شده، کاری برایم بکند.

🔹مثلا برای اینکه سبک بار باشم، چند دست لباس و اسپری و چند مدل اسنک گذاشته بودم توی کوله ام و آمده بودم. اما هیچ کدام این ها لازم نشد! در مسیر پر بود از چادرهایی که در آن می توانستی غذای گرم بخوری و با تشک و پتوی تمیز و حتی نو، استراحت کنی، حتی یک عده می آمدند و با اصرار می خواستند که اجازه دهی پاهایت را ماساژ دهند.

🔹یک بار از جمعمان دور افتاده بودم که ناگهان یک پیرمرد عرب مرا کشید کنار و نشاند روی صندلی. خم شد و بدون حرف کفش ها و جورابم را با ملایمت در آورد و یک ظرف آورد که در آن آب گرم و پر از کف بود. آرام روی پاهایم آب می ریخت و ماساژ می داد. از سنش خجالت می کشیدم، اما آنقدر خسته بودم و اینکارش آنقدر به من آرامش می داد که حرفی نزدم و گذاشتم کارش را بکند. پیرمرد اشک در چشمانش بود و لبخند می زد به روی من، و مرتب خدا را شکر می کرد که به او توفیق داده پاهای مرا ماساژ بدهد... چند کیلومتر دیگر که رفتم، مردی ایستاده بود و مردم را راهنمایی می کرد که بروند داخل یک چادر بزرگ. نماز عصر را که خواندیم، خواستم بروم بیرون که نگهم داشتند غذا بخورم. یک ساعت قبلش یک ساندویچ فلافل با سس پرتقال خورده بودم و واقعا گرسنه نبودم. اما اصرار کردند که بمانم و کمی بخورم. دویست نفر آدم داخل چادر بود و پنج نفر که خالصانه پذیرایی می کردند و لبخند از لبشان دور نمی شد. مردی که دعوتمان کرده بود داخل، با اصرار از من خواست در خانه ای که آدرسش را می دهد در کربلا اقامت کنم. نپذیرفتم. خواست به من پول بدهد، گفتم به اندازه کافی همراهم هست. خواهش کرد که یک تی شرت نو از او بگیرم تا حداقل وظیفه میزبانی از زائر امام را به جا آورده باشد...

🔹در این مسیر من کودکانی را دیدم که قدم برداشتنشان هنوز قوی و سریع نشده بود. و کسانی را دیدم که بچه به بغل راه می رفتند یا از بچه دارها می خواستند که اجازه دهند کمی هم آنها بچه شان را بغل کنند و راه ببرند. کسانی بودند آنقدر پیر که آرام آرام راه می رفتند، و بعضی ها روی ویلچر یا با عصا راه می رفتند. پیرزنی را دیدم که از جنوب عراق راه افتاده بود با ویلچر، به زائرانی که ویلچرش را هل می دادند اصرار می کرد که فقط تا زمانی اینکار را بکنند که خسته نشده اند و بعد رها کنند. می گفت که می داند نفر بعدی ای خواهد بود. می گفت اگر این سفر در اربعین را نمی آمدم هیچ جور دیگر نمی توانستم به #کربلا برسم، و امیدوار بود که نه روز دیگر به کربلا برسد... سخاوت و بخشندگی کلمات خوبی نیستند برای آنچه من در اربعین دیدم! کجای دیگر در این سیاره کسی می تواند چنین چیزهایی را ببیند؟! ندیدن خود و این همه مهربانی با غریبه ها از هر جای دنیا و با هر شکل و قیافه ای؟!!

🔹بعد از هشتاد کیلومتر پیاده روی، سه روز راه رفتن و خوردن یک عالمه چای شیرین، نگاهم که به گنبد افتاد، حس کردم که بهشت روی زمین را می بینم! بعد از این سفر، قلبم طور دیگری گواهی می دهد که #حسین(ع) مردی است که قلب هر بشری را گرم می کند و هر کس با او آشنا شود، بلندی هایی از انسانیت را نشان او خواهد داد، که هرگز و هیچ کجا نخواهد دید.

** پی نوشت: این مطلب از وبسایت themuslimvibe.com انتخاب شده است. این وبسایت یک پلتفورم است برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و نظرات مسلمانان در کشورهای غربی. می توانید با سرچ مطلب The Arbaeen Walk در این سایت، مطلب را کامل بخوانید.


▪️▪️ روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
اینجا #آلمان 🇩🇪
🔸اگر چیزی شبیه این آگهی (عکس👇) را دیدید، هول نشوید!! در این آگهی که مربوط به یکی از استخرهای آلمان هست، ساعت مربوط به سانس خانم ها را اعلام کرده . خب این دوست ما هم که عشق ورزش و شنا و از این لحاظ در محرومیت چند ساله به سر می برد، سریعا رفت و بیست سی یورو پول #مایو را خرج کرد و دوست و آشنا را هم خبر کرد که یک #استخر_مخصوص_بانوان یافته ام و دسته جمعی با هم رفتند #شنا. آن دوست و آشناهایی هم که در شهرهای کوچکتر بودند حسرت خوردند که خوش به حال #فرانکفورت نشین ها، که #استخر مخصوص خانم ها دارند! از قضا این دوست ما و دوستاش رفتند و تعریف کردند که مایوها پوشیده و خوشحال داشته اند آماده پریدن در آب می شدند که دیده اند بله!! تمامی #غریق_نجات ها مرد تشریف دارن!!

🔹خب چند سال پیش بود و هنوز این آلمانی ها کانسپت را نگرفته بودند! (و البته خانم های آلمانی ای هم هستند که ترجیح می دهند در ساعت های مخصوص بانوان بروند شنا کنند.) اما در این عکس که از یک استخر در یک شهر کوچک آلمان گرفته شده و در آن اشاره شده که "در سانس خانم ها، ورود پسربچه های بالای شش سال ممنوع است" معلوم می شود که بالاخره ما #مسلمانان را درک نموده اند!!

🔸البته قضیه به این سادگی هم نیست. کلی داستان دارد و طول می کشد که این ها ما را بفهمند، و ما با این آلمانی هایی که سانس خانم ها تشریف می آورند کنار بیاییم!

🔻ادامه دارد...

🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea

https://news.1rj.ru/str/tick_media/139
اینجا #آلمان 🇩🇪
ما اینجا در دانشگاه "دفتر ارتباط با صنعت" یا دولت نداریم، اما:

🔸همه دانشجویان جدید و قدیمی دوره #دکترا را برده اند یک سفر دو روزه. برای همه هتل رزرو کرده اند و صبحانه و ناهار و شام، و تاکید که حتی بچه دارها هم بیایند و ما شرایط را فراهم می کنیم که سختشان نشود با بچه! که چه؟! که کارگاه های #آموزش_مهارت برگزار کنند تا هر چیزی را که یک #دانشجوی دکترا برای کیفیت بالاتر کارش به آن نیاز دارد، یادش بدهند.

🔹عناوین کارگاه ها: چطور یک ارائه حرفه ای در یک #کنفرانس بین المللی داشته باشم (و جزییاتی مثل اینکه در چمدانم برای سفر چه چیزهایی بگذارم؟!) چطور زمان و استرس های کاری ام را مدیریت کنم؟ چطور با یک #پژوهشگر یا استاد شاخص که دوست دارم با او کار کنم، صحبت کنم؟ چطور بین کار و فعالیت ها و زندگی شخصی ام موازنه برقرار کنم؟...

🔸بیشتر کارگاه ها در فضایی #دوستانه و به صورت داستان هایی از تجربیات قبلی دانشجویان باسابقه تر ارائه می شود.

🔹خب شما بالاخره خودتان یاد خواهید گرفت که چطور برای یک کنفرانس #مقاله تان را بفرستید، از کجا بفهمید که کدام #ژورنال را برای چاپ مقاله تان انتخاب کنید، جواب داوران ژورنال برای بازبینی مقاله تان را چگونه و با لحن و زبانی بدهید، در جلسه دفاع دکترا چگونه کارتان را ارائه کنید و با چه زبان و رویکردی جواب منتقدان را بدهید... اما برای یادگرفتن بعضی از این چیزهای ساده که معمولا نمی پرسیم، ممکن است اشتباه هایی بکنیم، خجالت زده شویم یا فرصت هایی را از دست بدهیم.

🔸شاید برایتان سوال باشد که بودجه چنین مخارجی برای دانشجویان رشته هایی مانند اقتصاد و روانشناسی و علوم سیاسی و مانند این ها که مستقیما یک پروژه صنعتی و سودآور ندارند، از کجا می آید؟ از مالیات هایی که #دولت می گیرد، بخش مهمی مخصوص دانشگاه ها جهت ارتقای سطح #پژوهش و دکتراست. نتایج پژوهش های بسیاری از همین دانشجویان مستقیما در #سیاستگذاری های عمومی استفاده می شود و نفعش می رسد به همان هایی که #مالیات پرداخت کرده اند.

🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea

https://news.1rj.ru/str/tick_media/140
اینجا #آلمان
کمی آن طرف تر از ما، موجوداتی می زی اند که کنده شدن سنگفرش #پیاده_رو برایشان عجیب و نیازمند تابلوی هشدار است!
#شهرداری

🔹🔸روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
اینجا #آلمان 🇩🇪
شمارش معکوس تا میلاد #پیامبر

🔸چهار یکشنبه مانده به میلاد #مسیح(ع)، شروع زمانی است که به آن Advent می گویند. معتقدند که هم تولد مسیح و هم عروج و بازگشت او در این مدت اتفاق افتاده و زمان مقدسی است. بعضی ها که مذهبی ترند، در این مدت از خوردن بعضی از چیزها مثل گوشت و شکلات خودداری می کنند و روز میلاد مسیح با دوست و فامیل دور هم جمع می شوند و حسابی دلی از عزا در می آورند. یکی از پسرهای همکلاسی ام در #دانشگاه می گفت که ویژگی اصلی روز آخر این است که به حد مرگ غذا می خوریم! از حرف های یوهانس فهمیدم که این ها هم مثل ما هستند: حتی آنهایی هم که روزه نمی گیرند، رسم افطار و حسابی خوردن را خوب و مفصل به جا می آورند، باشد که مقبول حق افتد!

🔹برای شمارش معکوس این روزها هم یک رسمی دارند به اسم ادونتس کلندر (Adventskalender) که بچه ها عاشق آن هستند. دیگر #مسیحی و #مسلمان و #یهودی ندارد: انقدر شور و حال به آن می دهند که آخرش همه والدین مجبور می شوند برای فرزندشان تقویم شمارش معکوس را بخرند. انواع مختلفی دارد. نوع معمول آن مقوایی و شامل ۲۴ تا شکلات است که پشت درهای بسته مقوایی با شکل های مختلف مربوط به بابا نوئل و سینت نیکولاس و ... قرار گرفته اند(عکس👇). بچه ها با همه علاقه ای که به شکلات دارند، باید صبر کنند و از اول دسامبر تا ۲۴ ام، هر روز یکی را باز کنند و بخورند. دیگر بماند بازی های پرسودی که شرکت ها برای بهره برداری از این تقویم ها راه انداخته اند! یکی ۲۴ تا جعبه درست کرده که در هر کدام یک لگوی نینجا هست، یکی روی ورزش های مختلف تمرکز کرده، یکی وسایل آرایشی و بهداشتی تولید کرده و یک درخت کریسمس خوشگل با چراغ و مخلفاتش را نزدیک صد یورو می فروشد(عکس👇)... خلاصه که از سه چهار یورو، تا صد و پنجاه یورو و حتی بیشتر ممکن است خرج کنند برای این شمارش معکوس.

🔸خانواده های مسلمان هم در فکر، که چه کنند که میلاد پیامبر #اسلام و عیدهای مذهبی را هم کمی برای بچه هایشان پررنگ تر و جذاب تر کنند. هر کاری هم که می کنی، شخصی است. فرق می کند با آنکه در #مدرسه و #مهدکودک و #تلویزیون و ... همه ذوق و شوق جشن گرفتن داشته باشند و درباره اش حرف بزنند... در کنار این همه جاذبه و رنگ و لعابی که این ها درست کرده اند، هر کاری هم که می کنی چندان به چشم بچه ها نمی آید، متاسفانه!

🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea

https://news.1rj.ru/str/tick_media/141
اینجا #آلمان 🇩🇪

🔹در هر خانه ای در آلمان حداقل باید سه نوع #سطل_آشغال باشد: مخصوص کاغذ، مخصوص پلاستیک، و باقی آشغال ها!!‌ این باقی آشغال ها ترجمه عبارت آلمانی رستمول هست، اما فکر نکنید که هر چیزی غیر از کاغذ و پلاستیک را می شود در این سطل ریخت. باتری و زباله های الکترونیک، لباس و کفش دورریختنی، شیشه و... هر کدام سطل های مخصوص خود را در خیابان ها دارند و حتما باید تفکیک شوند.

🔸عکس های سمت راست از راهروهای دو تا #مدرسه است که به بچه ها آموزش میده چه زباله ای رو در چه سطلی بریزند، و عکس سمت چپ از برگه ای در راهروی #دانشگاه، که به زبان انگلیسی نوشته که همه دانشجوها بتوانند بخوانند.

🔹در راهروهای مترو و قطار و مکان های عمومی هم اکثرا چهار پنج تا سطل هست کنار هم. رنگ های مخصوص هر نوع زباله معمولا ثابت است. اما من بعد از پنج سال هنوز وقتی نزدیک این سطل ها می شوم، #استرس می گیرم که باید چکار کنم و نگرانم که یک نفر بیاید و تذکر بدهد که اشتباه انداختی!
از وقتی که پسرم مدرسه می ره، او هم شده پلیس آشغال های خانه، و کم کم داره این استرس من به فضای خانه هم منتقل میشه!

🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea

https://news.1rj.ru/str/tick_media/142
اینجا #آلمان🇩🇪

🔹یک اخلاق این آلمانی ها هم درست کردن رویه و #استانداردسازی در هر کاری است و در اینکار اصلی که همیشه رعایت می شود، اوردیزاین یا "#احتیاط بیش از حد" است: در رویه استاندارد، هر احتمال خطری را هرچند خیلی کوچک، و حتی در مورد شغل های دست پایین تر در نظر می گیرند.

🔸این تخته های چوبی را می گذارند که نکند یک وقت برای کارگری که مشغول کار است، خطری ایجاد شود. هرجا، هر وقت کاری شبیه این قرار باشد انجام شود، اول باید دور تا دور چاله را تخته بگذارند. فرقی نمی کند جان چه کسی به #خطر بیفتد...

🔸پسر هفت ساله ام یک سکه بیست سنتی قورت داده بود. زنگ زدیم #اورژانس، گفتند تا سه روز دیگر اگر خارج نشد بیایید تا بفهمیم کجاست. بردیم و منتظر عکس #رادیولوژی بودیم که با تعجب گفتند: این یک بچه است، به این راحتی که #اشعه نمی دهیم به بچه! بعد هم یک دستگاه فلزیاب آوردند و بوق که زد گفتند ایناهاش! گفتند خطرناک نیست و بهتر است باز هم صبر کنید و دو هفته دیگر بیایید. تا فهمیدند که داریم می رویم #ایران، فوری یک نامه رسمی دادند خطاب به فرودگاه، که این بچه سکه خورده و اگر زیر گیت بوق زد، قضیه این است!! ظاهرا قبلا مورد مشابه داشته اند و رویه سازی انجام شده بود!

🔹🔸روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea

https://news.1rj.ru/str/tick_media/143
اینجا #آلمان🇩🇪
جناب رییس، شخصا پیگیر یک تماس تلفنی اشتباه!

🔹با یکی از موسسات اعطای #بورس برای #پژوهش تماس گرفته بودم. کسی گوشی را برنمی داشت و پیغام گذاشتم که می خواستم وقت بگیرم برای #مشاوره قبل از ارسال درخواستم. بلافاصله بعد از ضبط پیامم و قطع کردن تلفن، فهمیدم که شماره را اشتباهی گرفته و به جای منشی، با رییس تماس گرفته ام! بالاخره موفق شدم از طریق ایمیل و مکاتبه با منشی، وقت مشاوره بگیرم.

🔸روزی که برای مشاوره رفتم، همان اول صحبتمان خود جناب رییس به اتاق آمد و از من پرسید که آیا همان شخصی بوده ام که پیغام گذاشته یا نه. وقتی فهمید که من بوده ام گفت: متاسفانه زمانی که شما تماس گرفتید، تلفن محل کار من روی منزل دایرکت شده بود و من نمی توانستم شماره شما را ببینم. شما هم که در پیامتان شماره ای از خودتان نگذاشته بودید. من از چند روز پیش که شما تماس گرفته اید در تلاشم که بدانم چه کسی تماس گرفته بوده. از تماس اشتباهی ام با شماره مستقیم او عذرخواهی کردم، که گفت: اصلا مهم نیست. من هم فهمیدم که در پیامگیرم باید بگویم شماره شان را بگذارند تا وقتی که دایرکت می کنم به چنین مشکلی برنخورم. بهرحال خوشحالم که می بینم کار شما انجام شده است.

🔹🔸روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
اینجا #پرتغال 🇵🇹
#لیسبون و اسکوترسواران خوشحال

🔸خب یک جایی از دنیا #تاکسیرانی و آژانس شان از اسنپشان شکایت می کند، یک جایی هم مثل اینجا که #اوبر (بخوانید مادر #اسنپ و امثالهم) خیلی فعال و جدی دارد کار می کند، یک شرکت تاکسیرانی آلمانی در لیسبون تصمیم می گیرد برای بهبود #حمل_و_نقل شهری، از #اسکوتر الکتریکی استفاده کند.

🔹از حدود دو ماه پیش، ۶۰۰ تا اسکوتر برقی و یک اپلیکیشن به اسم #هایو در لیسبون به صورت آزمایشی شروع به کار کردند.

🔸برای هر بار استفاده، یک یورو هزینه ثابت و برای هر دقیقه استفاده ۱۵ سنت باید پرداخت. سرعت اسکوترهای برقی تا ۲۴ کیلومتر برساعت است.

🔹در شهر مدام اسکوتر سواران خوشحال را می بینی که شیب تند خیابان های لیسبون را به راحتی با اسکوتر برقی طی می کنند، و هر جا که بخواهند آن را رها می کنند تا نفر بعدی بردارد و...

🔸این چند جوان اسکوترهای رها شده در خیابان ها را بازرسی می کردند و خراب هایشان را می آوردند اینجا برای تعمیر... #تعمیرگاه اسکوترها کنار #دانشگاه لیسبون بود، چون دانشجوها زیاد از اینها استفاده می کنند.

🔹🔸روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
اینجا #پرتغال 🇵🇹
#لیسبون

🔸این #دوربین های مخفی برای این است که مسافران متقلب، به جای ارائه #بلیط مترو، از روی گیت ها نپرند آن طرف. با این حال، گاه گاهی بعضی ها سعی می کنند بدون اینکه صورتشان دیده شود، از روی گیت ها بپرند، یا دو نفر با یک بلیط رد شوند.
🔹این دوربین ها در #فرانسه هم هست معمولا، اما در #آلمان نه.
در #آلمان آدم های متقلب بدون نیاز به رد شدن از گیت، مثل همه وارد مترو می شوند، اما قطار که حرکت کرد، ممکن است بازرس مترو در همان واگن باشد و آن وقت است که چنین فردی به جای دو سه یورو پول بلیط، شصت هفتاد یورو باید #جریمه بدهد...

🔹🔸روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
اینجا #پرتغال 🇵🇹 #لیسبون
با #پرتغالی ها #دست_ندهید!

🔸خب آب که در #توالت هایشان نیست، مثل ما هم که بطری و آفتابه دستشان نمی گیرند بروند داخل... بعد هم که بیرون می آیند، این #شیرهای_آب دستشویی شان است که نهایتا سه ثانیه باز است و بعد به صورت خودکار قطع می شود! (ویدئو👇) ! حالا به نظر شما شایسته است که بهشان دست هم بدهیم؟!!

🔹من که هر کار کردم نتوانستم دستم را صابون بزنم. آخر هم تصمیم گرفتم تک تک دست هایم را بشویم و از یک دستم برای فشار دوباره و به جریان انداختن آب استفاده کنم!

🔸کنجکاو شدم ببینم خودشان چه می کنند!‌ حیف که جالب نبود ببینند یک خارجی دارد از آن ها فیلم می گیرد، آن هم در وسط #دستشویی، وگرنه به شما نشان می دادم که چطور تک تک از توالت می آمدند بیرون و همان یک بار که شیر را باز می کردند برایشان کافی بود؛ یک ثانیه که صرف زمان واکنش مغزشان می شد، یک ثانیه صرف حرکت دست ها به سمت آب، و نهایتا نیم تا یک ثانیه روی دستان مبارک آب می ریخت و تمام! بعد هم محل را ترک می نمودند و می آمدند سالن #کنفرانس، که از همه جا بی خبرهایی مثل من باهاشان دست بدهند!!

🔻در کشورهای دیگری مثل #آلمان و #اتریش هم دیده بودم که شیرهای آب به صورت خودکار قطع می شوند، اما نه به این سرعت! داستان مشابه در #آلمان را بعدا برایتان خواهم نوشت، که چطور آنها ما را نگاه می کردند موقع دست شستن!...

🔹🔸روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا #پرتغال 🇵🇹 #لیسبون
با #پرتغالی ها #دست_ندهید!
https://news.1rj.ru/str/tick_idea/505

🔹🔸روایت های شنیدنی و الهام بخش از#زیرگنبدکبود...
@tick_idea
#پیام_ادمین
دوستان عزیز و همراه، سلام

🔸۱) مدتی به دلایل مختلف روند کار کانال کند شده بود که از این بابت از شما عذر می خواهم و ممنونم از اینکه هنوز همراهیمون می کنید. راستش ما کانال رو به صورت حرفه ای شروع کردیم و برنامه مون این بود که همون طور ادامه پیدا کنه، اما خب نویسنده هامون بیشتر دانشجوهای دکترا هستن و مشغله هاشون با پیشروی کارشون بیشتر می شه و ما هم هدفمون فقط پر کردن محتوای کانال با هر کیفیتی نیست. از این به بعد سعی می کنیم هر هفته به طور منظم تر، با هفته ای یک یا دو پیام باشیم خدمتتون.

🔹۲) اما خب رسانه تلگرام با #اینستاگرام متفاوته. شاید ما سیصد چهارصد تا عکس از شهرها و مردم جاهای مختلف داریم که یا شاهد تصویری هستن برای مطالبی که قبلا نوشته ایم، یا هنوز وقت نکرده ایم براشون مطلب کامل و جامع بنویسیم و در کانال تلگرام بذاریم. اگر دوست دارید پیام های کوتاه تر و یهویی تر ما رو هم دنبال کنید، حتما به اینستاگرام ما 👇سر بزنید...


🔹۴) متاسفانه تلگرام آیدی ادمین مدتی است دچار اختلال شده، و به تازگی از طریق دوستانی که به آی دی شخصی ادمین دسترسی دارند، متوجه شدیم که پیام ها گاهی به دست ما نرسیده و گاهی هم پاسخ ما به دست دوستان نرسیده است. اگر سوال یا پیامتون بی پاسخ مونده عذرخواهی می کنم. لطفا به صفحه #اینستاگرام ما بپیوندید، و نظرات خودتون رو اونجا با ما در میان بگذارید.
instagram.com/gonbade_kaboud