UpdateMD آپدیت ام دی – Telegram
UpdateMD آپدیت ام دی
4.64K subscribers
135 photos
87 videos
6 files
798 links
کانال تلگرامی «آپدیت ام دی»: تازه‌های پزشکی از رفرنس‌های معتبر

ضمنا برای بحث و تبادل نظر، می‌توانید به «گروه آپدیت ام دی» هم ملحق شوید:
https://news.1rj.ru/str/updatemd_group
Download Telegram
ساخت یک واکسن آزمایشی برای پیشگیری از شوک آلرژیک (آنافیلاکسی)

✍️ دکتر علی‌اصغر هنرمند

برخی افراد به خاطر آلرژی در صورت مواجهه با ماده‌ی حساسیت‌زا (مثلا خوردن اتفاقی بادام زمینی) دچار یک واکنش شدید به نام آنافیلاکسی می‌شوند که در موارد شدید می‌تواند منجر به مرگ شود.

حالا پژوهشگران یک واکسن آزمایشی ساخته‌اند که فعلا در موش‌ها توانسته تا یک سال جلوی این رخداد را بگیرد.

این واکسن با مسدود کردن مولکولی که سیستم ایمنی را به حالت بیش‌فعالی وادار می‌کند، از موش‌ها در برابر آنافیلاکسی (شوک آلرژیک) محافظت می‌کند.

نام این واکسن IgE-K است و توسط پژوهشگران فرانسوی ساخته شده. این واکسن سیستم ایمنی را آماده می‌کند تا آنتی‌بادی‌هایی تولید کند که IgE را هدف قرار می‌دهند و از اتصال آن به گیرنده‌هایش در سلول‌های ایمنی جلوگیری می‌کند.

پژوهشگران امیدوارند که به زودی بتوانند تست‌های انسانی این واکسن را هم شروع کنند.

https://updatemd.com/medicines/4470/

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
👍7👏31
برای نخستین بار: کشف یک «ژن خاص» عاملِ ابتلا به بیماری روان

✍️ دکتر علی‌اصغر هنرمند

دانشمندان برای نخستین بار یک ژنِ خاص پیدا کرده‌اند که می‌تواند مستقیماً باعث بروز بیماری روانی شود.

در این پژوهش، تغییرات در ژنی به نام GRIN2A با بروز علائم روان‌پزشکی، به‌ویژه اسکیزوفرنی زودهنگام (در کودکی یا اوایل نوجوانی) مرتبط شده.

تصور فعلی این است که اختلالات روانی مثل افسردگی ماژور یا اسکیزوفرنی، نتیجه‌ی تأثیر صدها یا هزاران تغییر ژنتیکی و عوامل محیطی است که با هم تعامل دارند.

اما این مطالعه نشان می‌دهد که در مورد GRIN2A ممکن است یک ژنِ واحد به‌تنهایی عامل بیماری باشد.

از نظر عملکرد، GRIN2A بخشی از گیرنده‌های گلوتامات در مغز را کُد می‌کند؛ گیرنده‌هایی که در فعالیت تحریک‌کننده‌ی نورون‌ها نقش دارند و اختلال در آن‌ها با صرع و اسکیزوفرنی در ارتباط است.

البته تعداد بیماران این پژوهش کم بوده و فعلا نتیجه‌گیری‌ها محدود است، اما این یافته‌ها نشان می‌دهد که همه‌ی اختلالات روانی لزوماً از ترکیب تعداد زیادی ژن نمی‌آیند و در برخی موارد می‌توان آن‌ها را بر اساس یک تغییر ژنتیکی مشخص شناسایی و شاید حتی درمان کرد.

این مطالعه در مجله‌ی Molecular Psychiatry منتشر شده است.

https://updatemd.com/neurology-psychiatry/4475/

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
👍12👏1
چرا بدن ما زیر بار استرس‌های بی‌پایان کم می‌آورد؟

✍️ دکتر علی‌اصغر هنرمند

دو پژوهشگر به نام‌های «کالین شاو» و «دنیل لانگمن» در یک تحلیل به یک نکته‌ی مهم پرداخته‌اند: سرعت تغییر جهان بسیار بیشتر از سرعت انطباق بیولوژی انسان است و این موضوع، سلامت ما را به‌شدت تحت تاثیر قرار داده است.

آنها می‌گویند که بدن انسان طی هزاران سال برای دنیایی پر از تحرک، تماس مستقیم با طبیعت و استرس‌های کوتاه‌مدت و مقطعی تنظیم شده است؛ نه برای فشار دائمی، نشستن‌های طولانی و محرک‌های بی‌وقفه‌ی زندگی مدرن.

پژوهش‌های تازه نشان می‌دهند که محیط‌های صنعتی، با فعال‌ نگه داشتن مداوم سیستم استرس، هم سلامت جسم را فرسوده می‌کنند و هم توانایی تولید‌مثل را کاهش می‌دهند.

کافی است به دو نشانه‌ی مهم نگاه کنیم: کاهش جهانی نرخ باروری و افزایش چشمگیر بیماری‌های التهابی مزمن؛ هر دو تصویری نسبتاً واضح از این ناهماهنگی بیولوژیک به ما می‌دهند.

ریشه‌های تکاملی در برابر واقعیت صنعتی
برای صدها هزار سال، انسان‌ها در قالب جوامع شکارچی/گردآورنده زندگی کرده‌اند.

این سبک زندگی چند ویژگی مهم داشت:
- تحرک مداوم در طول روز.

- استرس‌های شدید اما کوتاه‌مدت (مثل خطر حمله‌ی حیوانات یا کمبود ناگهانی غذا).

- حضور دائمی در دل طبیعت، نور روز، هوای آزاد و مناظر طبیعی.

اما صنعتی شدن، تنها در عرض چند قرن اخیر، با افزودن آلودگی‌های صوتی و نوری، میکروپلاستیک‌ها، سموم دفع آفات، نورهای مصنوعی، غذاهای فرآوری‌شده و نشستن‌های طولانی‌مدت، این شرایط را به کلی دگرگون کرده، در حالی که بدن ما برای چنین وضعیتی طراحی نشده.

پارادوکس «شیر» و استرس مزمن
یکی از نکات محوری در این تحلیل، تفاوت بین استرس اجدادی و استرس مدرن است.

در محیط‌های باستانی، ما برای مواجهه با «استرس‌های حاد» سازگار شده بودیم؛ مثلاً حمله‌ی یک درنده. شیر گاهی حمله می‌کرد و شما باید آماده‌ی جنگیدن یا فرار می‌بودید. نکته‌ی مهم اینجاست که شیر بالاخره می‌رفت و استرس تمام می‌شد.

اما در دنیای امروز اوضاع متفاوت است: محرک‌های استرس‌زای مدرن مثل ترافیک، فشار کاری، ضرب‌الاجل‌های شغلی، شبکه‌های اجتماعی، سر و صدای مداوم شهری، دقیقاً همان مسیرهای بیولوژیکی را فعال می‌کنند، که زمانی برای فرار از درندگان به کار می‌رفتند (البته در مورد ما باید خیلی‌ چیزهای دیگر مثل تورم، قیمت دلار، آلودگی و… را هم به این لیست اضافه کرد).

بدن ما طوری واکنش نشان می‌دهد که انگار همه‌ی این استرس‌ها شیر هستند! چه بحث با رئیس‌تان باشد و چه صدای ترافیک، سیستم عصبی ما در برابر همه آنها پاسخ بسیار قدرتمندی می‌دهد.

اما تفاوت مهم با گذشته این است که دیگر خبری از دوره‌های ریکاوری و استراحت نیست؛ انگار صف بی‌پایانی از شیرها مقابل‌مان است که همگی می‌خواهند ما را بخورند.

به عبارت دیگر، سیستم استرس که برای «ضربه‌های کوتاه و شدید» طراحی شده بود، امروز زیر بار «فشار مداوم» لِه می‌شود. نتیجه‌اش همان چیزی است که به شکل خستگی مزمن، اضطراب، افسردگی، اختلال خواب و فرسودگی شدید جسمی و روانی می‌بینیم.

نظر شما در این مورد چیست؟

https://updatemd.com/neurology-psychiatry/4479/

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
👍228👎2😢1
ارتباط یک شیرین‌کننده‌ رژیمی محبوب با بیماری‌های کبدی

✍️ دکتر علی‌اصغر هنرمند

یک پژوهش تازه زنگ خطری جدی برای طرفداران خوراکی‌های «بدون قند» به صدا درآورده: سوربیتول (Sorbitol)، یکی از رایج‌ترین الکل‌های قندی که در انواع محصولات «کم‌کالری» استفاده می‌شود، در بدن می‌تواند رفتاری شبیه فروکتوز داشته باشد و به کبد و متابولیسم بدن فشار بیاورد.

سال‌ها این تصور وجود داشت که شیرین‌کننده‌های مصنوعی مثل آسپارتام، سوکرالوز و همین الکل‌های قندی، انتخاب‌هایی «سالم‌تر» از شکر تصفیه‌شده (گلوکز) هستند. اما نتایج تازه‌ای که در مجله معتبر Science Signaling منتشر شده، این باور رایج را به چالش کشیده است.

سوربیتول: فروکتوز پنهان در لباس رژیمی
محققان می‌گویند که ساختار شیمیایی سوربیتول فقط یک «تغییر کوچک» با فروکتوز فاصله دارد؛ تغییری آن‌قدر جزئی که اجازه می‌دهد سوربیتول در بدن، پاسخ‌هایی بسیار شبیه فروکتوز ایجاد کند.

پیش از این هم ارتباط مصرف فروکتوز با رشد برخی سلول‌های سرطانی و بروز بیماری کبد چرب غیرالکلی (که حدود ۳۰ درصد بزرگسالان جهان را درگیر کرده) نشان داده شده بود. حالا به نظر می‌رسد سوربیتول می‌تواند به نوعی «منبع پنهان فروکتوز» در بدن باشد.

این پژوهش که روی گورخرماهی‌ها انجام شده نشان می‌دهد بدن ما از دو مسیر مختلف در معرض سوربیتول قرار می‌گیرد:
۱. مصرف مستقیم از طریق غذا:
آدامس‌ها و آبنبات‌های رژیمی.
برخی میوه‌های هسته‌دار.

۲. تولید درونی توسط خود بدن:
آنزیم‌های روده بعد از مصرف غذاهای پرکربوهیدرات می‌توانند گلوکز اضافی را به سوربیتول تبدیل کنند؛ یعنی حتی اگر خودتان سوربیتول نخورید، بدن‌تان ممکن است آن را بسازد.

نقش حیاتی میکروبیوم روده: همه‌چیز به باکتری‌ها بستگی دارد
پژوهشگران در مطالعات حیوانی نشان داده‌اند که سرنوشت سوربیتول در بدن تا حد زیادی به ترکیب باکتری‌های روده وابسته است:

سناریوی نسبتاً بی‌خطر:
اگر برخی باکتری‌های خاص (مثلاً جنس Aeromonas) در روده حضور داشته باشند، سوربیتول را تجزیه می‌کنند و آن را به ترکیبات بی‌ضرر تبدیل می‌کنند.

سناریوی پرخطر:
اگر این باکتری‌ها در روده فرد وجود نداشته باشند، سوربیتولِ تجزیه‌نشده مستقیماً به سمت کبد حرکت می‌کند.

وقتی سیستم اشباع می‌شود: نقطه‌ای که کبد وارد ماجرا می‌شود
مشکل اصلی از جایی شروع می‌شود که مجموع سوربیتول موجود در بدن – چه از راه تغذیه و چه از راه تبدیل گلوکز – از ظرفیت تجزیه‌ی باکتری‌های روده بالاتر برود.

در این وضعیت، حتی اگر باکتری‌های مفید هم حضور داشته باشند، دیگر از پس حجم سوربیتول برنمی‌آیند. سوربیتول اضافی به کبد می‌رسد، آنجا به فروکتوز تبدیل می‌شود و زمینه را برای بروز یا تشدید بیماری کبد چرب فراهم می‌کند.

جمع‌بندی: در دنیای شیرین‌کننده‌ها هم «ناهار مجانی» وجود ندارد
این تحقیق نشان می‌دهد تصور رایج مبنی بر اینکه «الکل‌های قندی به‌سادگی از بدن دفع می‌شوند و بی‌خطرند» احتمالاً درست نیست. برعکس، سوربیتول می‌تواند وارد بافت‌های بدن شود و در شرایطی، رفتاری شبیه شکر معمولی و حتی فروکتوز از خودش نشان دهد و به کبد آسیب بزند.

پیام نهایی پژوهشگران روشن است: در تلاش برای فرار از قند، نباید خیال کنیم راه‌حل‌های کاملاً بی‌هزینه‌ای وجود دارد. در بسیاری از موارد، مسیری که برای دور زدن شکر انتخاب می‌کنیم، ممکن است در نهایت از کبد بگذرد و به اختلالات کبدی ختم شود.

https://updatemd.com/nutrition-supplement/4484/

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
16👍3😱1👾1
یک پژوهش جدید نشان داده که بیش از سه چهارم جمعیت جهان به اندازه‌ی کافی امگا۳ دریافت نمی‌کنند!

در این مطالعه مشخص شده که فاصله‌ی میان میزان امگا۳ مصرفی افراد و مقادیر توصیه شده هم بسیار قابل توجه است.

قبلا در یک اپیزود به اهمیت مصرف امگا۳ کافی و مقدار مناسب مصرف پرداخته بودیم. ویدیوی آن در لینک زیر در دسترس شما است 👇
https://www.youtube.com/watch?v=aQHgB2X9vQg
👍141
UpdateMD آپدیت ام دی
ارتباط یک شیرین‌کننده‌ رژیمی محبوب با بیماری‌های کبدی ✍️ دکتر علی‌اصغر هنرمند یک پژوهش تازه زنگ خطری جدی برای طرفداران خوراکی‌های «بدون قند» به صدا درآورده: سوربیتول (Sorbitol)، یکی از رایج‌ترین الکل‌های قندی که در انواع محصولات «کم‌کالری» استفاده می‌شود،…
هنرِ آویختنِ گوشی پزشکی: چه زمانی باید از طبابت بالینی خداحافظی کرد؟

بازنشستگی پایانِ پزشک بودن نیست؛ بلکه تکاملِ سفر یک درمانگر است.

✍️ دکتر علی‌اصغر هنرمند

دکتر توشار چوکشی (Dr. Tushar Chokshi) یک متخصص بیهوشی ساکن هند است که در زمینه آموزش پزشکی بسیار فعال است. او در یک مقاله‌ی جالب به موضوع زمان مناسب بازنشستگی پزشکان پرداخته که خلاصه‌ای از آن را در اینجا ملاحظه می‌کنید:


رویارویی با حقیقتی که از آن می‌گریزیم
برای بسیاری از پزشکان، واژهٔ «بازنشستگی» طنینی ناخوشایند دارد. پزشکی برای یک طبیب، تنها یک شغل نیست؛ بلکه هویت، معنا، نظم روزمره و جایگاه اجتماعی اوست.

اما حکمت‌های کهن و علم مدرن، هر دو یک حقیقت را فریاد می‌زنند: هر مرحله از زندگی، موسیقی خاص خود را دارد. دانستنِ اینکه کِی و چگونه با وقار از «درمانگر فعال» به «استاد فرزانه» تغییر نقش دهیم، ضامن حفظ کرامت شخصی و ایمنی بیماران است.


چهار فصلِ معنوی زندگی
متون کهن شرقی، زندگی انسان را به چهار مرحلهٔ هوشمندانه تقسیم می‌کنند:

1. براهمه‌چاریه (دورهٔ آموختن): سال‌های جوانی و تحصیل.

2. گریهاستا (دورهٔ مسئولیت): زمانِ کار، خانواده و ساختن زندگی.

3. واناپراستا (دورهٔ گذار): زمانِ کم‌کردن تعلقات و حرکت به سمت نقشِ راهنما و مربی.

4. سَنیاس (دورهٔ رهایی): زمانِ آرامش مطلق و کمال معنوی.


متاسفانه در دنیای مدرن، آموزش طولانی و فشار کاری باعث می‌شود اکثر پزشکان در حدفاصلِ مرحلهٔ دوم و سوم گرفتار شوند و هرگز طعم شیرین آرامش در مرحلهٔ چهارم را نچشند.


واقعیت‌های فیزیولوژیک: وقتی ذهن و بدن سیگنال می‌دهند
آمارها دروغ نمی‌گویند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که توانایی‌های شناختی بین سنین ۴۰ تا ۷۵ سالگی حدود ۲۰ درصد کاهش می‌یابد. اگرچه تجربه و دانش یک پزشک مسن بی‌نظیر است، اما سرعت پردازش ذهنی، دقت در تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای و توان جسمی با افزایش سن اُفت می‌کند.

تضاد خطرناک اینجاست: با وجود کاهش توان، در اغلب اوقات اعتمادبه‌نفس همچنان بالا می‌ماند.

اینجاست که پزشک باید هوشیار باشد: آیا من هنوز همان دقتِ ۱۰ سال پیش را دارم؟


چرا خداحافظی سخت است؟ سندرمِ «پزشکی یعنی همه چیز»
چرا برخی پزشکان تا آخرین نفس طبابت می‌کنند؟ دلایل متعددی وجود دارد:

- هویتِ تک‌بعدی: آنها جز پزشکی، خود را با هیچ چیز دیگری تعریف نکرده‌اند.

- تلهٔ مالی و اجتماعی: عادت به درآمد بالا و احترامی که در بیمارستان می‌بینند.

- فقدان سرگرمی: سیستم آموزشی سنگین پزشکی، فرصتی برای یادگیری هنر، ادبیات یا فلسفه باقی نگذاشته است. بسیاری از پزشکان «زندگی کردن» بیرون از بیمارستان را بلد نیستند.

- ترس از پوچی: هراس از اینکه صبح بیدار شوند و جایی برای رفتن نداشته باشند.


اما یک حقیقت تلخ وجود دارد: اگر خودتان زمان رفتن را انتخاب نکنید، بدن شما (با بیماری) یا بیماران شما (با مراجعه نکردن)، شما را بازنشسته خواهند کرد.


بهترین زمان برای بازنشستگی چه وقت است؟
هیچ عدد جادویی‌ای وجود ندارد. بازنشستگی برای یک جراح مغز و اعصاب ممکن است زودتر از یک روانپزشک باشد. اما نشانه‌ها را جدی بگیرید:

1. وقتی کارهای روتین هم شما را بیش‌ازحد خسته می‌کند.

2. وقتی یادگیری تکنیک‌های جدید برایتان زجرآور می‌شود.

3. وقتی همکاران جوان‌تر، همان کار را سریع‌تر و دقیق‌تر انجام می‌دهند.

4. وقتی استرسِ کار، بر لذتِ درمان غلبه می‌کند.


قانون طلایی:
شریف‌ترین زمان برای بازنشستگی وقتی است که مردم بپرسند: «چرا می‌خواهی بروی؟»
نه زمانی که با نگاهشان بگویند: «چرا هنوز نرفته‌ای؟»


فصل دوم: تغییر نقش از «بازیکن» به «مربی»
همان‌طور که یک قهرمان ورزشی در دوران بازنشستگی به مربی یا مفسر تبدیل می‌شود، پزشک نیز می‌تواند بدون تیغ بیستوری و گوشی پزشکی مؤثر باشد:

- مربی‌گری: انتقال حکمت و تجربه به نسل جوان که در کتاب‌ها یافت نمی‌شود.

- مدیریت و سیاست‌گذاری: اصلاح سیستم سلامت با نگاه کلان.

- آموزش و پژوهش: تولید علم و نوشتن مقالاتی که فرصتِ آن را نداشتید.

- فعالیت‌های اجتماعی: داوطلب شدن در خیریه‌ها و آموزش بهداشت عمومی.


 کلام آخر: وقارِ پایان
بزرگترین سرمایه‌ای که در خطر است، پول نیست؛ بلکه سلامتی و زمان شماست. سال‌ها سلامتی خود را خرجِ پول درآوردن کردید؛ نگذارید سال‌های باقیمانده صرفِ خرج کردنِ همان پول برای بازگرداندن سلامتی شود.

موفقیت واقعی در چگونه طبابت کردن نیست؛ بلکه در چگونه و با چه وقاری به پایان رساندنِ آن است.

https://updatemd.com/miscellaneous/4489/

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd
👌168👍3👎1
نقابِ قدرت: آیا واقعاً برای موفقیت باید «بدجنس» بود؟

✍️ دکتر علی‌اصغر هنرمند

سایت «وب‌ام‌دی» در مقاله‌ای جالب به موضوع «افسانه‌ی نبوغِ ماکیاولیست‌ها و چند نکته برای زنده‌ماندن کنارشان» پرداخته که بد ندیدم خلاصه‌ای از آن را با شما به‌اشتراک بگذارم:

احتمالاً شما هم این تصور را دارید (یا حتی یک‌جایی در ذهن‌تان پذیرفته‌اید) که برای دوام آوردن در فضای بی‌رحمِ تجارت یا بعضی جمع‌های اجتماعی، باید کمی حیله‌گر، سرد و حسابگر بود؛ چیزی شبیه شخصیت‌هایی که در فیلم‌ها و سریال‌ها می‌بینیم.

به این تیپ شخصیتی می‌گویند ماکیاولیستی (به نام نیکولو ماکیاولی). آدم‌هایی بدبین، بهره‌کش و دو رو که اهداف شخصی‌شان را بی‌وقفه دنبال می‌کنند؛ حتی اگر برای بقیه هزینه داشته باشد.

و بخش آزاردهنده‌ی ماجرا اینجاست: گاهی می‌بینید همین افراد از نردبان ترقی بالا می‌روند، قدرت می‌گیرند، پول بیشتری درمی‌آورند… در حالی که خیلی‌ها «می‌دانند» با چه جنسی طرف‌اند…


چرا این‌ افراد بعضی وقت‌ها موفق می‌شوند؟
دکتر اولگ پترنکو (دانشیار مدیریت دانشگاه اوکلاهما) می‌گوید: «ما افراد ماکیاولیستی زیادی را در سطوح مدیریتی می‌بینیم.» در یک پژوهش هم نشان داده مدیرانی که ویژگی‌های ماکیاولیستی دارند، نسبت به سایر مدیران ارشد درآمد بالاتری دارند.

و همین‌جاست که آن سؤال معروف می‌آید سراغ‌تان:
«این آدم‌های ..…. چطور این‌قدر موفق شد؟»

محققان روانشناسی و کسب‌وکار هم دقیقاً دنبال همین سؤال‌اند. نتیجه‌ی کلی تحقیقات این است: ماکیاولیست‌ها معمولاً آن چیزی نیستند که در نگاه اول به نظر می‌رسند.

افسانه‌ی «نبوغِ بدبینانه»
هسته‌ی اصلی ماکیاولیسم معمولاً بدبینی است:
این باور که آدم‌ها اساساً با منفعت شخصی حرکت می‌کنند و نمی‌شود بهشان اعتماد کرد.

به زبان ساده: وقتی شما دنیا را این‌طور ببینید، خیلی راحت‌تر می‌توانید به خودتان حق بدهید که برای جلو افتادن، اخلاق را دور بزنید: قانون‌شکنی، شایعه‌پراکنی، بازی‌های پشت پرده و…

جیسون دالینگ (استاد روانشناسی صنعتی/سازمانی) می‌گوید:
«آن‌ها احساس نمی‌کنند باید از هنجارهای اخلاقی پیروی کنند، چون فکر می‌کنند رفتار قابل‌پیش‌بینی و اخلاقی باعث می‌شود دیگران از آنها سوءاستفاده کنند.»

اما یک سوءتفاهم بزرگ اینجا رخ می‌دهد:
خیلی‌ها بدبینی را با هوش اشتباه می‌گیرند.
دالینگ به این می‌گوید: «توهم نبوغ بدبینانه».

جالب اینجاست که در مطالعات گسترده (روی حدود ۲۰۰ هزار نفر از ۳۰ کشور) دیده شده افراد بدبین، در آزمون‌های توانایی شناختی و شایستگی تحصیلی، لزوماً بهتر نیستند؛ حتی گاهی ضعیف‌تر عمل می‌کنند. و بعضی از آن‌ها خودشان هم ته دلشان می‌دانند آن‌قدر که ژستش را می‌گیرند «تیز» نیستند؛ پس می‌روند سراغ بازی‌های ماکیاولیستی تا کمبود را جبران کنند.

چرا ما بدبینی را جذاب می‌بینیم؟
چون بدبین بودن می‌تواند ژستِ «دنیا‌دیدگی» بدهد. از نظر تکاملی هم آدمی که فقط مراقب خودش است، ممکن است در نگاه دیگران «بقاگر» به نظر برسد. و البته رسانه‌ها هم در این رابطه کمک‌های زیادی کرده‌اند: از شخصیت سرسی لنیستر در سریال گیم آو ترونز گرفته تا والتر وایت در سریال بریکینگ بد.

با این حال یک نکته واقعی است: ماکیاولیست‌ها معمولاً در بازی دادن آدم‌ها مهارت دارند؛ چیزی که در مذاکره، متقاعدسازی یا سیاستِ محیط کار می‌تواند به دردشان بخورد.


اعتمادِ شما، سرمایه‌ی آن‌هاست
دکتر دانیل جونز (دانشیار مدیریت دانشگاه نوادا) می‌گوید: اغلب آدم‌ها به‌طور پیش‌فرض روی حالت اعتماد تنظیم شده‌اند و این برای کارکرد جامعه لازم است. به این می‌گویند نظریه‌ی پیش‌فرض حقیقت: ما معمولاً حرف طرف مقابل را «در ابتدا» درست فرض می‌کنیم.

ماکیاولیست‌ها دقیقاً از همین نقطه استفاده می‌کنند: آن‌ها خودشان پیش‌فرضشان بی‌اعتمادی است، اما اعتماد را تقلید می‌کنند. کاری می‌کنند شما راحت‌تر درد دل کنید، اطلاعات بدهید، ضعف‌هایتان را لو بدهید… ولی خودشان یا چیزی نمی‌دهند، یا فقط وقتی می‌دهند که بتوانند بیشتر بیرون بکشند.

شبکه‌های اجتماعی هم ابزار خوبی برایشان شده: مدیریت وجهه. یک چهره‌ی براق و خوش‌پُز، برای روزی که بخواهند از همان تصویر استفاده کنند.


وقتی نقاب ترک می‌خورد
دالینگ می‌گوید: ماکیاولیست‌ها مخصوصاً در ابتدای مسیر (یا در روابط کوتاه‌مدت) اغلب با اعتمادبه‌نفس و کاریزما ظاهر می‌شوند. اما هرچه زمان می‌گذرد، ترک‌ها مشخص‌تر می‌شود.

یک مسیر رایج برای رشدشان این است:
هر ۶ تا ۱۸ ماه محیط را عوض می‌کنند؛ شرکت، تیم، جمع دوستانه و… تا مجبور نشوند هزینه‌ی رفتارشان را بدهند. اما آن‌هایی که واقعاً به قله می‌رسند، معمولاً یاد می‌گیرند «سیاسی‌تر» و «ظاهرالصلاح‌تر» باشند. چون اگر سنگدلی‌شان خیلی آشکار شود، پیشرفت‌شان متوقف می‌شود.

مشکل اصلی: خیلی وقت‌ها رهبرهای بدی می‌شوند
👍108
با اینکه این آدم‌ها حسِ قدرت و هوش ساطع می‌کنند، اما تحقیقات نشان می‌دهد اغلب رؤسای وحشتناکی هستند و در معیارهای عملکرد (هم عینی، هم ذهنی) می‌توانند ضعیف‌تر عمل کنند.

چون ترفندهایی که برای «رسیدن» جواب داده، همیشه برای «اداره کردن» جواب نمی‌دهد. پترنکو می‌گوید بعضی وقت‌ها وقتی تحت فشارند یا کنترل را از دست رفته می‌بینند، بیش از حد روی همان نقطه قوتشان (حیله‌گری) فشار می‌آورند و اوضاع را بدتر می‌کنند.

آن‌ها معمولاً در محیط‌هایی بهتر رشد می‌کنند که:

- ساختار شُل است و قوانین مبهم‌اند.
- نظارت جدی نیست.
- فقط «نتیجه نهایی» مهم است، نه روش رسیدن.

و یک نکته‌ی کمتر گفته‌شده:
این سبک زندگی برای خودشان هم سمی است. دالینگ می‌گوید ماکیاولیست‌ها معمولاً استرس بالاتری دارند، چون واقعاً باور دارند «هیچ‌کس قابل اعتماد نیست» و همیشه باید مراقب پشت سر باشند. بلیکل هم از پیامدهای سنگین بدبینی روی سلامت و روابط اجتماعی می‌گوید. جمع‌بندی ساده: این‌ها معمولاً آدم‌های آرام و متعادلی نیستند.

این‌ها چطور این‌طور شدند؟ (ژنتیک یا تجربه؟)
تحقیقات می‌گوید ماکیاولیسم احتمالاً ترکیبی از ژنتیک و تجربیات منفی زندگی است.

دالینگ اشاره می‌کند خود ماکیاولی در فضای سیاسیِ پرآشوب و خیانت‌خیز زندگی می‌کرده؛ زندگی در محیط‌های بی‌ثبات می‌تواند این باور را بسازد که «اعتماد کردن یعنی آسیب دیدن».

جونز هم یک پرسش مهم مطرح می‌کند: آیا جامعه‌ی امروز (با مقایسه‌های بی‌وقفه و زندگیِ نمایشی در شبکه‌های اجتماعی) بچه‌هایی بدبین‌تر و سنگدل‌تر تربیت می‌کند؟ احتمالاً بله.


آیا ماکیاولیست‌ها می‌توانند کار خوب هم بکنند؟
بله. حتی از فرانکلین روزولت به عنوان نمونه‌ای یاد می‌شود که مهارت‌های سیاسی‌اش را در جهت اهداف بزرگ‌تر به کار گرفت.
جمع‌بندی جونز این است: ماکیاولیسم همیشه و مطلقاً «سم» نیست. اگر منافع شخصی‌شان با منافع عمومی هم‌راستا شود، ممکن است خروجی مفید هم داشته باشد.
اما اگر این دو از هم جدا شوند… شما عملاً دارید با شیطان معامله می‌کنید، و معمولاً یک جایی باید تاوانش را بدهید.

راهنمای بقا: کنار ماکیاولیست‌ها چه کنیم؟

۱) شطرنج بازی کنید (اما نه برای همیشه)
جونز می‌گوید: با آن‌ها مثل یک بازی شطرنجِ سرد و حسابگرانه برخورد کنید، نه یک رابطه‌ی شخصی.

اگر مجبورید با یک رئیس سمی کار کنید، هدف اول «بقا»ست. موقت بمانید، مسیر خروج بسازید.

و یک نکته مهم: دنبال کیش‌ومات کردن‌شان نباشید. شما معمولاً نمی‌توانید کاری کنید که یک ماکیاولیست دستش رو شود؛ فقط بازی را پیچیده‌تر می‌کنید.


۲) قیمت خودتان را مشخص کنید
هزینه‌ها را واقعی حساب کنید: سلامت روان، فرسودگی، زمان از دست‌رفته، حتی هزینه‌ی تراپی.

اگر عددِ نهایی با حقوق و مزایایی که می‌گیرید نمی‌خواند، احتمالاً بهترین تصمیم این است که جای دیگری بروید.


۳) کاری را بکنید که آن‌ها نمی‌کنند
دالینگ می‌گوید: روابط واقعی و همکاری‌محور بسازید. هنجارهای مثبت را در تیم تقویت کنید.

رفتارهای فریبکارانه را «قابل مشاهده» کنید (درست و حرفه‌ای، نه با دعوا). چون افراد با ماکیاولیسم بالا به هزینه و ریسک حساس‌اند؛ اگر بفهمند اینجا فریب «خرج دارد»، رفتارش را تعدیل می‌کنند.

و جمله‌ی آخر از بلیکل:
«به او نشان بده همکاری با تو، به نفع خودش است.»

شما چند نفر را با چنین شخصیتی می‌شناسید و نظرتان در این مورد چیست؟

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
👍186👏2🤯2😢1
🔗 بهترین تصاویر علمی سال ۲۰۲۵ از نگاه ژورنال نیچر


در خود سایت نیچر ببینید زیباتر است:
https://www.nature.com/immersive/d41586-025-03935-3/index.html


کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک توریست انگلیسی هنگام سفر به استرالیا با یک «بچه اختاپوس بامزه!» مواجه شده و با آن بازی می‌کند.

اما نکته اینجا است که او نمی‌دانسته مشغول بازی با یکی از سمی‌ترین موجودات روی زمین است.

این هشت‌پا با نام blue-ringed octopus نوعی سم عصبی دارد که قدرت آن ۱۰۰۰ برابر سیانور است و در صورت گزش، هیچ پادزهری هم برایش در دسترس نیست.

احتمالا خود اختاپوس از فرط تعجب بابت رفتار این شخص، فراموش کرده نیش بزند!

مرد توریست بعد از انتشار ویدیو، تازه متوجه شده که مشغول بازی با جان خود بوده است…

ضمنا اختاپوس، بچه هم نبوده و اندازه‌ی بالغش حدود ۱۰ الی ۱۲ سانتی‌متر است.


کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
😱27😁123😨1
بیش از نیمی از قربانیان خودکشی هیچ علائم هشدار‌دهنده‌ای ندارند!

✍️ دکتر علیرضا آروین

خیلی از خانواده‌هایی که عزیزی را به خاطر خودکشی از دست می‌دهند، خود را سرزنش می‌کنند و از خود می‌پرسند: «چطور متوجه نشدیم که ممکن است چنین اتفاقی بیفتد؟»

حالا یک پژوهش تازه که نتایج آن در ژورنال JAMA منتشر شده، نشان داده که در بسیاری از این موارد، هیچ علامت واضحی از پیش وجود نداشته.

در این مطالعه مشخص شده که بیش از ۵۰ درصد افرادی که به دنبال خودکشی جان خود را از دست داده‌اند، هیچ سابقه‌ای از افکار یا اقدام قبلی نداشته‌اند. حتی بسیاری از آن‌ها به افسردگی یا اختلالات روان هم مبتلا نبوده‌اند!

این موضوع باعث شده محققان به دنبال عوامل خطری بروند که تا امروز توجه کمتری به آنها شده؛ عواملی مانند دردهای مزمن، التهاب و برخی بیماری‌های جسمی مثل مشکلات تنفسی (و البته قاعدتا باید عوامل اجتماعی را هم در نظر داشت).

تا امروز بیشتر برنامه‌های پیشگیری از خودکشی، روی شناسایی و درمان افسردگی تمرکز داشته‌اند. اما یافته‌های تازه نشان می‌دهند که این مسیر، همه‌ی افراد در معرض خطر را شناسایی نمی‌کند. به همین خاطر، خیلی‌ها ممکن است از زیر رادار ابزارهای غربالگری فعلی عبور کنند.

در کنار این موضوع، پژوهشگران حالا به دنبال کشف عواملی هستند که از افراد در برابر اقدام به خودکشی محافظت می‌کنند. برای مثال، می‌خواهند بدانند چه چیزهایی باعث می‌شود برخی افراد با وجود فشارهای شدید زندگی، باز هم تاب‌آور باقی بمانند؟

اگر بتوانیم این عوامل محافظ را بهتر بشناسیم، شاید بتوان راه‌های موثرتری برای پیشگیری از خودکشی پیدا کرد.

https://updatemd.com/neurology-psychiatry/4493/

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
👍128🤔2👏1
تنفس از راه باسن: راه‌حلی جایگزین برای مواقعی که ریه‌ها از کار می‌افتند!؟

✍️ دکتر علیرضا آروین

شاید ایده‌اش در نگاه اول بیشتر شبیه شوخی باشد، اما پشتش یک سؤال جدی خوابیده: اگر ریه‌ها نتوانند اکسیژن را وارد خون کنند و ونتیلاتور هم کافی نباشد، آیا بدن راه دیگری برای اکسیژن‌گیری دارد؟

یک پزشک و پژوهشگر ژاپنی به نام «Takanori Takebe» چند سال است روی همین ایده کار می‌کند که آیا می‌شود از مسیر دستگاه گوارش و روده‌ها برای رساندن اکسیژن به خون کمک گرفت؟

این پزشک ژاپنی می‌گوید جرقه‌ی این فکر وقتی زده شد که پدرش به‌خاطر عفونت شدید ریه، زیر دستگاه ونتیلاتور رفت. دیدن تهاجمی بودن این روش، و این نگرانی که «اگر ونتیلاتور جواب ندهد چه؟»، او را به سمت این پرسش کشاند که آیا می‌توان راه کمکی دیگری برای تامین اکسیژن بیمار پیدا کرد.

او می‌گوید یکی از دانشجوهای آزمایشگاهش کتابی را معرفی کرده بود که توضیح می‌داد بعضی حیوانات می‌توانند بخشی از اکسیژن را از مسیرهایی غیر از ریه بگیرند؛ مثلا از پوست یا بخش‌هایی از دستگاه گوارش.

از طرف دیگر، روده‌ها پر از رگ‌های خونی‌اند. همان دلیلی که باعث می‌شود برخی داروها مثل انواع شیاف‌ها بتوانند از راه روده جذب شده و وارد جریان خون شوند. همین شباهت، این سؤال را ایجاد کرد: اگر بعضی مواد از این مسیر جذب می‌شوند، آیا «اکسیژن» هم می‌تواند؟

او بر اساس همین ایده و با کمک و همکارانش یک روش درمانی طراحی کرد که در آن مایعی به نام پرفلورودکالین (perfluorodecalin) از راه مقعد وارد روده می‌شود. این مایع می‌تواند با اکسیژن غنی‌سازی شود و از نظر تئوری، اکسیژن را آزاد کند و همزمان دی‌اکسیدکربن را از بدن بگیرد.

در آزمایش‌های حیوانی روی موش و خوک، تنقیه‌ی این مایعِ غنی‌شده با اکسیژن کمک کرده بود حیوانات در شرایط کم‌اکسیژن، بتوانند دوام بیاورند. نتایج این مطالعات نشان داده که حدود ۴۰۰ میلی‌لیتر از این مایع توانسته بود سطح اکسیژن خون خوک‌ها را برای حدود ۱۹ تا ۳۰ دقیقه بالا نگه دارد.

حتی دیده شده بود رنگ خون نمونه‌گیری‌شده از این حیوانات، از تیره و کم‌اکسیژن به روشن‌تر و پر‌اکسیژن‌ تغییر کرده؛ مدرکی که نشان می‌داد این ایده ممکن است واقعاً بتواند جواب دهد!

پژوهشگران در قدم اول ایمنی این روش را در انسان بررسی کرده‌اند. در یک مطالعه روی ۲۷ داوطلب، بین ۲۵ میلی‌لیتر تا ۱.۵ لیتر از مایع تنقیه شد و از افراد خواستند یک ساعت آن را نگه دارند.

در بسیاری از کسانی که ۱.۵ لیتر دریافت کرده بودند، مطالعه به‌خاطر ایجاد درد شکم متوقف شد. اما بیشتر افرادی که حدود ۱ لیتر مایع گرفته بودند، فقط نفخ و درد شکم خفیف داشتند و به خوبی آن را تحمل کردند.

قدم بعدی در مطالعات بالینی این است که مشخص شود آیا این روش واقعاً در انسان هم اکسیژن را به جریان خون می‌رساند یا نه؟

البته این ایده جنجالی، مخالفان و موافقان زیادی دارد. مخالفان می‌گویند حتی ریه‌ی آسیب‌دیده هم معمولاً برای تبادل گازها از هر عضو دیگری بهتر عمل می‌کند، چون اصولاً برای همین کار ساخته شده.

از آن طرف یک محدودیت مهم هم مطرح می‌شود: گفته شده تنقیه‌ی حدود نیم لیتر از این مایع، اکسیژن لازم برای فقط دو دقیقه فعالیت بدن را فراهم می‌کند؛ یعنی برای اینکه تبدیل به یک روش واقعاً درمانی شود، باید حجم‌های بالا و به‌صورت مداوم استفاده شود که در عمل ساده نیست.

اما موافقان می‌گویند حتی اگر این روش جایگزین ریه نباشد، شاید به‌عنوان یک پل کوتاه‌مدت به درد بخورد: مثلاً چند دقیقه‌ی حیاتی در شرایط اورژانسی (مثل آمبولانس یا انتقال بیمار) که بیمار موقتاً اکسیژن کافی نمی‌گیرد و هدف فقط خرید زمان است.

https://updatemd.com/future/4497/

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
👍16😁119🗿5🤣4👏3
آیا تزریق ماهیانه‌ می‌تواند جایگزین مصرف روزانه کورتون در آسم شدید شود؟

✍️ دکتر علیرضا آروین

برخی از مبتلایان به آسم شدید، برای کنترل علائم بیماری ناچار به مصرف روزانه قرص‌های کورتیکواستروئیدی (کورتون) هستند؛ داروهایی که اگرچه مؤثرند، اما در بلندمدت می‌توانند عوارض قابل توجهی به‌همراه داشته باشند.

حالا یک مطالعه‌ جدید که نتایج آن به‌تازگی منتشر شده، نشان می‌دهد که تزریق ماهیانه یک آنتی‌بادی می‌تواند گزینه‌ای ایمن‌تر برای این بیماران باشد.

در شرایطی که آسم با اسپری‌های استنشاقی به‌خوبی کنترل نمی‌شود، پزشکان ناچار به تجویز استروئید خوراکی می‌شوند. این داروها با کاهش التهاب راه‌های هوایی، علائم آسم و خطر حملات شدید را کم می‌کنند.

اما مشکل اینجاست که مصرف روزانه کورتون با عوارض جدی همراه است؛ از افزایش خطر ابتلا به دیابت و عفونت‌ها گرفته تا مشکلات استخوانی و متابولیک.

در سال‌های اخیر، مطالعات نشان داده بودند که تزریق ماهیانه یک آنتی‌بادی مونوکلونال به نام تِزِپه‌لومب (Tezepelumab) در مقایسه با تزریق دارونما، باعث کنترل بهتر آسم شدید می‌شود؛ موضوعی که منجر به صدور مجوز استفاده از این دارو در بسیاری از کشورها شد.

با این حال، یک پرسش مهم بی‌پاسخ مانده بود: آیا تزریق این دارو می‌تواند نیاز بیماران به مصرف روزانه کورتون را کاهش دهد یا حتی به‌طور کامل حذف کند؟ مطالعه‌ی جدید دقیقاً به همین سؤال پرداخته است.

در این پژوهش، ۲۹۸ بیمار مبتلا به آسم شدید که تحت درمان با اسپری‌های استنشاقی و قرص‌های استروئیدی بودند، به مدت یک سال و به‌صورت ماهیانه تزپه‌لومب دریافت کردند.

در پایان یک سال، حدود نیمی از شرکت‌کنندگان توانستند مصرف قرص‌های استروئیدی را به‌طور کامل قطع کنند. علاوه بر این، در حدود ۴۰ درصد از بیماران، دوز کورتون به‌قدری کاهش یافته بود که خطر عوارض جانبی آن به حداقل می‌رسید.

جمع‌بندی این مطالعه نشان می‌دهد که تزریق ماهیانه تزپه‌لومب می‌تواند یک گزینه‌ی عملی و موثر برای بیماران مبتلا به آسم شدید باشد و وابستگی آن‌ها به مصرف روزانه کورتون را به‌طور قابل توجهی کاهش دهد.

https://updatemd.com/evidence-based-medicine/4501/

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
👍64
🔉 اپیزود جدید پادکست آپدیت اِم دی منتشر شد:

🟢 همیشه بهانه ما این است که برای ورزش «وقت ندارم!».

اما پژوهش‌های جدید، یک جور کد تقلب در بدن پیدا کرد‌ه‌اند که معادلات را بر هم می‌زند...

در اپیزود جدید یاد بگیرید که چطور با «اسنک‌های ورزشی» بدن‌تان را هک کنید👇

🔗 مشاهده در یوتیوب

🎧 شنیدن در کست‌باکس
👍185🥰1
🧭 چهارمین پیمایش ملی مهاجرت نیروی انسانی در حوزه سلامت

👩‍⚕️👨‍⚕️ ویژه همکاران علوم پزشکی

فرهیخته گرامی،
🤝 با مشارکت و تکمیل پرسشنامه‌ی «میل به مهاجرت و عوامل مؤثر بر آن»،
🌱 در خلق آینده‌ای بهتر برای نظام سلامت کشور سهیم شوید.

📝 لینک پرسشنامه:
🔗 https://survey.porsline.ir/s/iyCJ92m

🏛 پژوهشکده آینده‌پژوهی در سلامت
4
چرا گاهی چند دقیقه قبل از به صدا درآمدن آلارم از خواب بیدار می‌شویم؟

✍️ دکتر علیرضا آروین

احتمالاً برای شما هم پیش آمده که دقایقی قبل از زنگ خوردن آلارم، از خواب بیدار شده باشید؛ بدون هیچ صدای خارجی یا محرک مشخصی. انگار بدن‌تان خودش متوجه شده که زمان بیدار شدن رسیده است.

این تجربه شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما در واقع اتفاقی نیست. عامل اصلی این پدیده «ساعت درونی» بدن شماست. اما این ساعت چگونه کار می‌کند؟

در مغز ما تجمعی از سلول‌های عصبی وجود دارد که به آن «هسته‌ی سوپراکیاسماتیک» گفته می‌شود. این مجموعه نقش ساعت اصلی بدن را ایفا می‌کند.

نورون‌های این ناحیه، گذر زمان را دنبال کرده و با هماهنگ‌سازی ریتم‌های درونی بدن، از جمله ریتم شبانه‌روزی (سیرکادین)، فرآیندهایی مثل خواب، دمای بدن و احساس گرسنگی را تنظیم می‌کنند.

داشتن برنامه‌ی خواب و بیداری منظم، همراه با روتین‌های ثابت غذا خوردن و فعالیت بدنی، به ساعت بدن کمک می‌کند تا الگوی زندگی شما را یاد بگیرد.

به مرور، بدن پیش‌بینی می‌کند که هر فعالیت معمولاً در چه ساعتی انجام می‌شود و بر همان اساس، ترشح هورمون‌های مرتبط را تنظیم می‌کند.

برای مثال، در ساعات ابتدایی صبح و همزمان با نزدیک شدن به زمان بیدار شدن، سطح هورمون کورتیزول در خون دچار جهش می‌شود. این هورمون نقش مهمی در افزایش هوشیاری و آماده‌سازی بدن برای شروع روز دارد.

در افرادی که هر روز تقریباً در ساعت مشخصی از خواب بیدار می‌شوند و با نور طبیعی روز مواجه هستند، ساعت بدن به‌تدریج یاد می‌گیرد که زمان بیداری آن‌ها چه ساعتی است.

در نتیجه، پیش از آنکه آلارم به صدا درآید، بدن آرام‌آرام وارد فاز بیداری می‌شود: دمای بدن افزایش پیدا می‌کند، ترشح ملاتونین (هورمون خواب) کاهش می‌یابد و سطح کورتیزول شروع به بالا رفتن می‌کند.

البته ماجرا همیشه این نیست! اگر چند دقیقه قبل از آلارم بیدار می‌شوید و احساس سرحالی و انرژی دارید، احتمالاً ریتم شبانه‌روزی‌تان به‌خوبی تنظیم شده است.

اما اگر اغلب زودتر از آلارم بیدار می‌شوید و همچنان احساس خستگی و خواب‌آلودگی دارید، این می‌تواند نشانه‌ای از کاهش کیفیت خواب باشد.

در چنین شرایطی، بهتر است به بهداشت خواب‌تان توجه بیشتری کنید و عادات خواب و بیداری خود را بازبینی کنید. در برخی موارد هم ممکن است نیاز باشد برای بهبود وضعیت خواب، از پزشک کمک بگیرید.

https://updatemd.com/hot-topics/4519/

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
👌126👍3🙏1
بفرمایید شکلات!

شما کدام را قبل از بقیه میل می‌فرمایید؟ 🙃

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
😁18🍓3👎1😍1👀1
سایکوز هوش مصنوعی: وقتی چت‌بات‌ها به جای کمک، آتش هذیان را تندتر می‌کنند و آنچه پزشکان باید بدانند

✍️ دکتر علی‌اصغر هنرمند

چند وقتی است که گزارش‌هایی از یک پدیده‌ی نگران‌کننده افزایش یافته: افرادی که بعد از درگیریِ افراطی با چت‌بات‌ها، علائمی شبیه به روان‌پریشی (Psychosis) پیدا کرده‌اند یا علائم قبلی‌شان تشدید شده است.

این ماجرا را در رسانه‌ها با اسم‌هایی مثل «سایکوز چت‌جی‌پی‌تی» یا «سایکوز هوش مصنوعی» می‌بینید. اما اجازه دهید یک نکته‌ی مهم را همان ابتدا مطرح کنیم:

فعلاً تعریف علمی دقیق یا تشخیص رسمیِ پزشکی برای آن وجود ندارد و اطلاعات تجربی‌مان کم است. با این حال، کیس‌هایی که روایت شده‌اند، الگوهای مشترکی دارند: هذیان‌های بزرگ‌منشی، پارانویا، و گاهی رنگ‌وبوی مذهبی یا عاشقانه.


ماجرا از کجا جدی شد؟
پای داستان‌های واقعی وسط است؛ داستان‌هایی که در بعضی گزارش‌های رسانه‌ای (مثل بلومبرگ و لس‌آنجلس تایمز) به پرونده‌های خانواده‌هایی می‌رسد که می‌گویند عزیزشان بعد از تعاملات طولانی با چت‌بات‌ها دچار وخامت سلامت روان شده‌اند. آنها تفکرات هذیانی‌‌شان تشدید شده، از زندگی روزمره کناره‌گیری کرده، و حتی در برخی روایت‌ها ماجرا به خودکشی ختم شده است.


مقیاس استفاده از چت‌بات‌ها، ترسناک است
یکی از علت‌های اصلی نگرانی این است که این ابزارها در حاشیه‌ زندگی قرار نگرفته‌اند و رشدشان آنقدر سریع بوده که الان وسط زندگی مردم‌اند. بیش از ۸۰۰ میلیون نفر در هفته از ChatGPT استفاده می‌کنند و هر هفته بیش از ۲.۵ میلیارد پیام ارسال می‌شود! و تازه مهم‌تر اینکه خیلی‌ها برای نیازهای عمیقاً شخصی سراغش می‌روند.

جالب است بدانید که ۲۲ درصد از جوانان ۱۸ تا ۲۱ ساله مشخصاً برای «توصیه‌های سلامت» روان از چت‌بات‌ها استفاده می‌کنند (همان سنی که شروع روان‌پریشی هم می‌تواند در آن دیده شود).


آیا چت‌بات «باعث» روان‌پریشی می‌شود؟
فعلاً شواهد قطعی نداریم که بگوییم «خودِ چت‌بات‌ها» به صورت مستقیم باعث ایجاد روان‌پریشی می‌شوند. اما
طبق داده‌های ناشناس‌سازی‌شده‌ی منتشرشده توسط خود شرکت OpenAI، در یک هفته‌ی معمولی سیستم: حدود ۵۶۰,۰۰۰ کاربر را با نشانه‌های احتمالی روان‌پریشی یا مانیا شناسایی می‌شود و حدود ۱.۲ میلیون کاربر هم با نشانه‌های تمایل به خودکشی.


چه کسانی بیشتر در خطرند؟
برخی روانپزشکان یک الگوی تکراری را گزارش کرده‌اند: طی چند ماه اخیر با بیمارانی مواجه شده‌اند که تجربه‌ی روان‌پریشی‌شان به شکل معناداری با استفاده‌ی افراطی از چت‌بات‌ها گره خورده بود.

البته آنها می‌گویند که «هوش مصنوعی تنها عامل نبوده». در این بیماران چیزهای دیگری هم دیده می‌شود از جمله از دست دادن شغل، مصرف الکل یا محرک‌ها، سابقه‌ی اختلالات خلقی، استرس، کم‌خوابی و انزوا.

اما وجه مشترک اصلی آنها غوطه‌وری طولانی‌مدت در مکالمه با هوش مصنوعی بود.

حتی در یک مورد، گفت‌وگو درباره‌ی فیزیک کوانتوم که به شکلی عادی شروع شده بود، کم‌کم به چیزی شبه‌مذهبی تبدیل شده بود.


یک تفاوت عجیب: سرعتِ شعله‌ور شدن
نکته ترسناک اینجاست که علائم در چندین مورد تنها طی چند روز تعامل مداوم شدت یافته بود. این سرعت با روند معمول «اولین دوره روان‌پریشی» که به طور میانگین ۲۲ ماه طول می‌کشد، تفاوت فاحشی دارد.

انگار استفاده از هوش مصنوعی سبب می‌شود که بروز علائم روی دور تند بیفتد.


چت‌بات دقیقاً چه می‌کند که خطرناک می‌شود؟
این مدل‌ها «فکر» نمی‌کنند؛ هدف‌شان پیش‌بینی متن است، نه تشخیص، نه درمان و نه ‌به‌چالش کشیدن باور غلط. نتیجه‌اش این است که برای ادامه‌ی مکالمه، ممکن است ناخواسته به یک ذهن آسیب‌پذیر خوراک بدهند.

چند مکانیسم که احتمالا بیشترین تاثیر را دارند به این شرح است:
6👍5👾2😁1🕊1
1. الگوهای تاریک (Dark Patterns)
برخی بات‌های «همدم» با تاکتیک‌های احساسی (مثل القای گناه یا ترسِ از دست دادن) کاری می‌کنند کاربر بماند و گفتگو را ادامه دهد. گفته شده این الگوها می‌توانند درگیری را تا ۱۴ برابر بالا ببرند.

2. چاپلوسی/موافقت‌گرایی (Sycophancy)
هوش مصنوعی تمایل دارد تایید کند. یک مطالعه در Nature نشان داده آن‌ها ۵۰٪ بیشتر از انسان‌ها اعمال کاربران را تایید می‌کنند. اگر کاربر یک باور عجیب مطرح کند، احتمال همراهی بالا می‌رود.

3. انسان‌انگاری (Anthropomorphism)
وقتی جواب‌ها روان و همدلانه‌اند، کاربر حس می‌کند طرف مقابل «یک موجود زنده» است. این می‌تواند به باورهای خداگونه/اسطوره‌ای درباره‌ی هوش مصنوعی دامن بزند.

4. آینه‌واری (Mirroring)
بات‌ها لحن و احساسات خود کاربر را بازتاب می‌دهند. در شرایط گفتگوی واقعی، یک انسان ممکن است با شما مخالفت کند، اما چت‌بات معمولاً چنین نمی‌کنند.

5. فروپاشی منطقی در مکالمات طولانی
گاهی در گفت‌وگوهای طولانی، انسجام سخن هوش مصنوعی از بین می‌رود و تناقض‌ها بیشتر می‌شوند؛ و همین می‌تواند ذهنِ از قبل آشفته را آشفته‌تر کند.


پزشک باید چه کند؟ (راهنمای عملی)

پیشنهادهای کاربردی به این شرح است:

۱. افشای دیجیتال را عادی کنید:
شما به عنوان پزشک در مورد کیفیت خواب یا مصرف مواد سوال می‌پرسید، درست مثل آنها در مورد هوش مصنوعی هم بپرسید: «برای حرف زدن درباره‌ی احساسات‌تان از چت‌بات‌ها استفاده می‌کنید؟»

۲. آموزش روانی (Psychoeducation):
شفاف توضیح دهید که این ابزارها «فکر» نمی‌کنند و فقط متن را پیش‌بینی می‌کنند.

۳. مرزبندی:
محدود کردن زمان استفاده، مخصوصاً وقتی بیمار بی‌خواب است، تنهاست، یا در پریشانی شدید قرار دارد.

۴. علائم هشدار را جدی بگیرید:
کناره‌گیری از روابط واقعی، یا باور به اینکه چت‌بات «زنده است» یا «بینش ویژه دارد»، زنگ خطر است.

۵. تقویت اتصال انسانی:
تاکید کنید که هوش مصنوعی جای درمانگر/دوست واقعی را نمی‌گیرد.

البته همه چیز سیاه نیست. یک مطالعه‌ی بالینی از محققان دارتموث نشان داده «چت‌بات‌های درمانی» که با طراحی دقیق و نظارت بالینی ساخته می‌شوند، می‌توانند علائم افسردگی و اضطراب را کاهش دهند.

اما تفاوت کلیدی اینجاست که مدل‌های عمومی برای «درمان» و بهبود «سلامت روان» کاربر ساخته نشده‌اند.

https://updatemd.com/neurology-psychiatry/4525/

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
👍84🌚2
مهارت‌های کلیدی برای سال ۲۰۳۰

کانال «آپدیت اِم دی» در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/updatemd

آپدیت اِم دی در یوتیوب:
https://www.youtube.com/@UpdateMD
👍5🤔4🤨2