🇺🇸مطالعات آمریکا🇺🇸 – Telegram
🇺🇸مطالعات آمریکا🇺🇸
209 subscribers
382 photos
326 videos
23 files
272 links
سیاست، اقتصاد، تاریخ، فرهنگِ ایالات متحده

https://news.1rj.ru/str/usstudies/4
Download Telegram
افزایش محبوبیت ترامپ در میان سیاه‌پوستان

هیل

بر اساس نظرسنجی جدیدی مشخص شد که میزان محبوبیت دونالد ترامپ در میان رای‌دهندگان سیاه‌پوست و لاتین‌تبار آمریکا ۹ درصد رشد داشته است. بر اساس این نظرسنجی که از سوی هیل و هریس ایکس و در بازه زمانی ۲۲ تا ۲۵ اوت انجام شد، ۲۴ درصد از رای‌دهندگان سیاه‌پوست گفتند، اقدامات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا را تایید می‌کنند؛ در حالی‌که ۷۶ درصد نیز با آن مخالف بودند.
در این نظرسنجی میزان محبوبیت ترامپ نسبت به نظرسنجی ۸ تا ۱۱ اوت ۹ درصد رشد داشت. همچنین در این نظرسنجی مشخص شد میزان حمایت از ترامپ در میان جمعیت رای‌دهنده هیسپانیک(لاتین‌تبار) دو درصد رشد داشته و به ۳۲ درصد رسیده در حالی‌که در نظرسنجی قبلی این میزان ۳۰ درصد بود. همچنین در نظرسنجی ۲۲ تا ۲۵ اوت مشخص شد که ۴۴ درصد از رای‌دهندگان اقدامات ترامپ را به عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا تایید می‌کنند. ۸۲ ‌درصد از جمهوری خواهان ترامپ را تایید کرده و ۱۸ درصد از وی ناراضی بودند. ۸۷ درصد از رای‌دهندگان دموکرات و ۶۴ درصد از رای‌دهندگان مستقل نیز از وی ناراضی بودند. این نظرسنجی مشخص کرد که محبوبیت رئیس جمهوری آمریکا همچنان در میان رای‌دهندگان حومه شهری و شهری کم است و هر کدام فقط ۴۲ درصد از وی راضی هستند. میزان حمایت‌ها از ترامپ در میان رای‌دهندگان روستایی همچنان قوی و روی عدد ۵۳ درصد باقی مانده است. روز پنج‌شنبه، ترامپ به‌طور رسمی کاندیداتوری جمهوری‌خواهان را برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ پذیرفت.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸

https://www.google.com/amp/s/thehill.com/hilltv/what-americas-thinking/514174-poll-trump-approval-rises-among-black-hispanic-voters%3famp
اولویت‌های سیاست داخلی و خارجی از نگاه جو بایدن

شورای راهبردی

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
پس‌ازآنکه جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور سابق، نامزدی دموکرات‌ها برای ریاست جمهوری آمریکا را رسماً پذیرفت، یکی از مشاوران اصلی وی در سیاست خارجی اظهار داشت که سیاست خارجی بایدن باید بر احیای آمریکا در داخل، تقویت ائتلاف‌ها و ایجاد تیمی از دموکراسی‌ها برای حل مهم‌ترین چالش‌های جهانی متمرکز شود.
جیک سالیوان، مشاور سیاست خارجی جو بایدن در گفتگو با وب‌سایت شورای آتلانتیک آمریکا به بررسی چگونگی تغییر سیاست آمریکا توسط دولت بایدن پرداخته و بر اهمیت بازسازی قدرت داخلی آمریکا و شبکه شرکای جهانی این کشور در مواجهه با رقابت فزاینده با چین و روسیه تأکید کرده است.

سیاست خارجی از خانه آغاز می‌شود

بدون قدرت داخلی هیچ موفقیتی حاصل نخواهد شد. ازنظر سالیوان، یکی از شالوده‌های اصلی رویکرد بایدن در سیاست خارجی این است که آمریکا «اگر در منابع قدرت داخلی خود ازجمله در زیرساخت‌ها، نوآوری، کارگران، سیستم مهاجرت و البته دموکراسی سرمایه‌گذاری نکند، در سیاست خارجی موفق نخواهد شد». اگرچه بسیاری از دولت‌های جدید در سیاست خارجی معمولاً به سراغ تعدیل سیاست‌های آمریکا در خارج می‌روند، اما سالیوان هشدار می‌دهد که «آمریکا باید کارهای زیادی در داخل انجام دهد» که مقابله با همه‌گیری کرونا ویروس و مبارزه با نژادپرستی سیستمی ازجمله‌ی آن‌هاست.

منافع زودگذر کافی نیست. سالیوان معتقد است که «در سال‌های آتی هر کس در سیاست خارجی آمریکا کار کند، نباید به منافع زودگذر رویدادهای داخلی اکتفا کند، زیرا این امر برای ظرفیت آمریکا به‌عنوان یک بازیگر فعال جهانی اساسی است». بازسازی قدرت داخلی آمریکا به توان‌بخشی موضع جهانی آمریکا کمک خواهد کرد. همچنین، حل‌وفصل بسیاری از مسائل داخلی جامعه آمریکا، اهمیت ارزش‌های دموکراتیک را به شرکای بین‌المللی گوشزد کرده و رقابت با چین را از موضع قدرت دنبال خواهد کرد.

تمرکز بر ائتلاف‌ها

سالیوان معتقد است یکی از تفاوت‌های مهم بین بایدن با ترامپ، دیدگاه آن‌ها نسبت به ائتلاف‌های آمریکاست. درحالی‌که رئیس‌جمهور فعلی «ائتلاف‌ها را یک دارایی تلقی نکرده و بیشتر به‌عنوان یک‌بار اضافی می‌بیند، اما قدرت آمریکا در زمان همکاری با متحدان دموکراتیک همفکر خود برای دست‌یابی به اهداف مشترک، بیشتر می‌شود».

تغییرات یک‌شبه اتفاق نخواهد افتاد. ازنظر سالیوان، انتخاب بایدن بلافاصله به تغییر عقیده شرکا نسبت به واشنگتن منجر نخواهد شد. بلکه، مقامات آمریکا باید «ضمن اذعان به کاستی‌ها و رفتارهای دم‌دمی‌مزاج، راهی بهتر برای آینده نشان دهند».

نهادها حائز اهمیت هستند. دولت بایدن بازتعامل با نهادهای بین‌المللی را در دستور کار قرار خواهد داد که تفاوت چشمگیری با تردیدگرایی دولت ترامپ در قبال سازمان‌هایی نظیر سازمان ملل، سازمان تجارت جهانی و سازمان بهداشت جهانی خواهد داشت.

علاوه بر این، بایدن باید گامی فراتر نهاده و با ایجاد گروهی قدرتمند از شرکای دموکراتیک همفکر، جبهه دموکراتیک جدیدی ایجاد کند. چراکه اکنون وقت آن است که آمریکا دموکراسی‌های همفکر جهان را گرد هم بیاورد و اولویت‌های روشنی برای مسائلی نظیر ظهور چین، تغییرات اقلیمی، همه‌گیری کووید-19 و تجارت تنظیم کند.

اولویت‌های نخست

سالیوان اظهار کرد که پیوستن به توافق اقلیمی پاریس و تلاش برای تقویت آن، بازگشت به برجام و توافق هسته‌ای با ایران، سازمان‌دهی دموکراسی‌های جهان، تخلیه نیروهای آمریکا از افغانستان و بررسی مجدد روابط چین-آمریکا برخی از اولویت‌های نخست دولت بایدن خواهد بود. مقابله با پکن و مسکو در عین همکاری با آن‌ها ضروری است و تجربه قبلی بایدن برای جلوگیری از اقدامات تهاجمی رهبران روسیه و هم‌زمان، پیگیری حوزه‌های منافع متقابل، سودمند خواهد بود.

ادامه مطلب⬇️
تعدیل ابزارها

سالیوان معتقد است که بسیاری از دارایی‌های بین‌المللی که آمریکا برای پیشبرد سیاست خارجی خود از آن‌ها بهره برده است، نیاز فوری به تقویت دارند. همچنین، تشکیلات سیاست خارجی آمریکا باید به تجدیدنظر در مورد روش‌های پیگیری اهداف خویش بپردازند. آمریکا باید ساختار امنیت ملی را طوری متوازن سازد که دیپلماسی و ابزار‌های غیرنظامی قدرت را بر کاربرد نیروی نظامی ترجیح دهد. سالیوان تأکید می‌کند که نیروی نظامی آمریکا در مناطقی نظیر خاورمیانه و جنوب آسیا به‌طورکلی کاهش یابد و به‌جای آن بر تعاملات اقتصادی و دیپلماتیک تأکید شود.

سالیوان همچنین معتقد است که بحث‌های اجرایی در حزب دموکرات بر لزوم دیدگاه‌های جدید در تصمیم‌گیری سیاست خارجی تأکید کرده و از مشارکت نمایندگان کارگری و فعالان زیست‌محیطی در تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی خبر می‌دهد. اگرچه بسیاری از رسانه‌ها به شکاف بالقوه در داخل حزب دموکرات در مورد سیاست خارجی متمرکز هستند اما به نظر سالیوان، اتفاق‌نظر ترقی خواهان و میانه‌روها به‌ویژه در مسائلی نظیر پایان دادن به جنگ‌ها، تمرکز بر طبقه متوسط و طبقه کارگر در سیاست خارجی آمریکا و رهبری دموکراسی‌های جهان در برابر رهبران فاسد بیش از اختلافات آن‌هاست.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸


https://www.atlanticcouncil.org/blogs/new-atlanticist/adviser-on-bidens-foreign-policy-start-at-home-and-repair-alliances/
آمریکا بلاروس را تحریم می‌کند

دنیای‌اقتصاد

آمریکا به‌دنبال اعمال تحریم‌هایی علیه مینسک به‌دلیل تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری و خشونت علیه معترضان است. در حالی که معترضان به نتایج انتخابات همچنان با نادیده گرفتن تمامی هشدارها و تهدیدها در خیابان‌ها هستند و فراخوانی برای تعطیلی ادارات و نهادهای دولتی داده شده، سازمان ملل نیز دولت مینسک را به شکنجه فعالان سیاسی متهم کرده است. به گزارش رویترز یکی از مقام‌های ارشد وزارت خارجه آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرد: واشنگتن در حال بررسی وضع تحریم‌هایی علیه هفت شخص حقیقی است که گفته می‌شود در تقلب انتخاباتی و خشونت علیه معترضان در بلاروس نقش داشتند. وی گفت: این اقدام علیه افرادی است که آرای مردم را دزدیدند و علیه اعتراضات صلح‌آمیز که بیانگر آزادی‌های بنیادین است، خشونت به خرج دادند. لیتوانی، لتونی و استونی علیه لوکاشنکو و ۲۹ مقام دیگر بلاروس ممنوعیت سفر وضع کرده‌اند. اتحادیه اروپا نیز در حال بررسی فهرستی از افرادی است که باید به‌دلیل اقدامات خشونت‌آمیز و دست داشتن در تقلب انتخابات ریاست‌جمهوری بلاروس تحریم شوند. در همین حال کارشناسان سازمان ملل دولت بلاروس را به بدرفتاری با مخالفان و شکنجه زندانیان سیاسی متهم کرده‌اند. مطابق اسناد بیش از ۴۵۰ نفر شکنجه و دست‌کم شش نفر از معترضان ناپدید شده‌اند.
کارشناسان سازمان ملل دولت الکساندر لوکاشنکو را به برخورد خشن و بی‌رحمانه با شرکت‌کنندگان در تظاهرات اعتراضی متهم کرده‌اند. به گفته کارشناسان سازمان ملل، آنها اسنادی در دست دارند که نشان می‌دهد دولت از انتخابات ریاست‌جمهوری تاکنون بیش از ۴۵۰ مورد شکنجه و بدرفتاری با مخالفان سیاسی مرتکب شده است؛ انتخاباتی که در نهم اوت برگزار و نتایج آن با اعتراضات گسترده روبه‌رو شد. در هفته‌های گذشته حدود ۶۵۰۰ نفر از معترضان دستگیر شده‌اند که بسیاری از آنها حتی در تظاهرات شرکت نداشتند یا مانند خبرنگاران تنها برای تهیه گزارش به خیابان رفته بودند. از شش نفر از دستگیرشدگان هیچ نشانی در دست نیست. روز سه‌شنبه (اول سپتامبر) و در آغاز سال تحصیلی نیز، صدها دانشجو و دانش‌آموز به خیابان رفتند و علیه حکمرانی ۲۶ ساله لوکاشنکو شعار دادند. عده قابل‌توجهی از معترضان که دانشجو هستند رژیم را با دشنام «فاشیست» مورد خطاب قرار می‌دهند، اما در عین حال مراقب هستند به هیچ خشونتی دست نزنند و به ماموران برای مداخله بهانه ندهند. معترضان خواهان گفت‌وگو با حکومت هستند، اما دولت لوکاشنکو تاکنون از برقراری هرگونه دیالوگ با مخالفان خودداری کرده است. همزمان نیروهای اپوزیسیون کارمندان ادارات را در سراسر کشور به اعتصاب فراخوانده‌اند. بنا به گزارش‌هایی که در اینترنت منتشر شده است، در شهر صنعتی گرودنو، در نزدیکی مرز لهستان، کار اداری به طور کامل متوقف شده است. در پایتخت بسیاری از کارکنان و کارمندان به جای رفتن به اداره با تابلوهایی با شعار «همبستگی» به خیابان رفتند. رسانه‌های محلی گزارش دادند که روز سه‌شنبه اعتراض‌های دیگری نیز در دو واحد بزرگ صنعتی بلاروس بر پا شد. این دو واحد، دو کارخانه تراکتورسازی در مینسک هستند که به سبک کار کارخانه‌ها در نظام اقتصادی شوروی پیشین فعالیت می‌کنند. کارکنان شهرک فناوری«‌های‌تک بلاروس» در مینسک نیز به راهپیمایی این افراد پیوستند. بسیاری از مردم بلاروس نسبت به درستی انتخاباتی که در ۹ اوت برگزار شد، تردید دارند و آن را آلوده به تقلب می‌دانند. بنا به نتیجه رسمی انتخابات الکساندر لوکاشنکو، پس از ۲۶ سال حکمرانی ، بار دیگر با کسب بیش از ۸۰ درصد آرا به پیروزی رسید. سوتلانا تیخانوفسکایا، رقیب لوکاشنکو در انتخابات ریاست‌جمهوری که به طور رسمی گفته شد تنها حدود ۱۰ درصد آرا را به دست آورده، از بیم دستگیری خود و فرزندانش به کشور همسایه لیتوانی گریخته است.  با این حال تیخانوفسکایا همچنان از دور به هدایت جنبش اعتراضی ادامه می‌دهد؛ زیرا اعتقاد دارد که حکومت لوکاشنکو از نظر مردم بلاروس و در نگاه جهان دیگر هیچ مشروعیتی ندارد.

@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
ایران و خاورمیانه پسا آمریکایی

سهراب انعامی علمداری، تحلیلگر مسائل راهبردی 

IPSC

@usstudies
🇺🇸🇺🇸

پس از آنکه «فرید زکریا» استاد آمریکایی روابط بین الملل در سال 2008 با کتاب «جهان پسا آمریکایی» مختصات جهانی را ترسیم کرد که در آن ایالات متحده افزون بر محدودیت های ساختاری، در حوزه های اقتصادی و هژمونی سیاسی نیز در حال افول است، برخی دیگر از تحلیل گران نیز از سال های 2011 میلادی به این سو، مختصات خاورمیانه ای را ترسیم کردند که آمریکا در آن زیست اقتصادی- سیاسی و نقش هژمونیک کمتری خواهد داشت.

حضور قدرت های جهانی در خاورمیانه اگرچه با حضور پرتغال و اسپانیا درقرون شانزدهم و  هفدهم میلادی آغاز شد، اما به حضور مسلط انگلستان تا سال 1972 میلادی رسید و در نهایت از دهه 70 میلادی جای خود را به حضور آمریکا به عنوان یک بازیگر مداخله گر در خاورمیانه داد. 

اما سال های پس از 2011 میلادی، خاورمیانه چهره متفاوت تری از گذشته به خود گرفت؛ خاورمیانه ای که از همان سال های 1915 و فروپاشی امپراتوری عثمانی محل زایش ژئوپلتیکی و نیز تضادها و کشمکش های استراتژیکی بود، در طی این سال ها، پس از عبور از این کشمکش های نظم شکن به یک آشوب منطقه ای رسید. چنین روند و وضعیتی، ساختار و نظم منطقه‌ای را با وجود تداوم اقتدارگرایی، جنگ های بین دولتی و نیابتی، تروریسم به ویژه ظهور گروه داعش و امنیت آشوب زده دچار دگردیسی بنیادین ساخت.

این روندهای ساختار برانداز پرسش های مهمی را درباره نقش یابی ساختاری آمریکا در این منطقه و نقش قدرت های منطقه ای مانند جمهوری اسلامی ایران به ذهن متبادر می سازد؛ پرسش هایی که به مولفه های تحولی مانند ساختار، ائتلاف ها و موازنه راهبردی  بازمی گردد. 

روند و وضعیت مدیریت امنیت منطقه ای چگونه خواهد بود؟ و اینکه آیا منطقه شاهد افول نقش آمریکا به عنوان یک بازیگر مداخله گر و ضلع سوم موازنه خواهد بود؟ یا به بیان بهتر، این منطقه پس از دهه ها حضور ایالات متحده، یک خاورمیانه پسا آمریکایی را تجربه خواهد کرد؟ و در نهایت در یک خاورمیانه پسا آمریکایی، نقش جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک بازیگر مهم منطقه ای چیست؟  

گیدئون رز از نظریه پردازان واقع گرایی نئوکلاسیک بر این باور است که خاورمیانه پسا آمریکایی در چارچوب مفهوم موازنه فراساحلی« Offshor Balancing» و مدیریت ائتلافی آشوب قابل تبیین خواهد بود. 

در موازنه سازی ساحلی کنش راهبردی آمریکا مبتنی بر الگوهای کنش راهبردی- اقتصادی است و در این چارچوب تلاش می کند تا امنیت سازی منطقه ای را از طریق سازوکارهای معادله قدرت و همکاری های کنش نیابتی تنظیم کند.-

آمریکا تلاش می کند از طریق گسترش همکاری های ائتلافی- نیابتی با عربستان سعودی(کارگزار نیابتی) و امارات متحده عربی و نقش دهی راهبردی به این کشورها، افزون بر کاهش هزینه های اقتصادی، معادله قدرت، موازنه و ائتلاف را در جهت مدیریت آشوب، مدیریت نیروهای گریز از مرکز و تنش های بین دولتی شکل دهد.  

ژنرال کنت مک‌کنزی رئیس فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا(سنتکام) در مصاحبه‌ای که با روزنامه واشنگتن پست در 28 تیر 99 داشت، ضمن اشاره به این رویکرد، تاکید می کند که آمریکا باوجود کاهش شمار نیروهای نظامی خود در منطقه، همچنان یک شریک ثابت قدم برای متحدان خود باقی می‌ماند.

همچنین در این چارچوب، ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در دسامبر2019 با یادداشتی تحت عنوان «خاورمیانه پسا آمریکایی» ضمن اشاره به آغاز روندهای پسا آمریکایی در خاورمیانه، ریشه های چنین وضعیت و روندی را با دوران جورج دبلیو بوش و مداخله گسترده آمریکا در این منطقه پیوند می دهد و تاکید دارد که کنش راهبردی آمریکا در خاورمیانه در چارچوب هزینه زیاد و نتیجه کم انجام شده و اکنون آمریکا باید خود را از چنین معادله ای خارج کند. 

به نظر می رسد آنچه که به کانون اصلی خاورمیانه پسا آمریکایی تبدیل شده باشد، تمرکز بر نقش ایران در این منطقه است.

ادامه مطلب⬇️
مهمترین هدف راهبردی آمریکا در خاورمیانه پسا آمریکایی کاهش مشروعیت و محدودسازی قدرت و کنش راهبردی ایران است. در این چارچوب آمریکا تلاش می کند تا از طریق ساز وکارهای دیپلماسی قدرت، تقویت ائتلاف های نظامی، تحریم جامع و موازنه سازی راهبردی به محدودسازی قدرت ایران در فضای منطقه ای اقدام کند. 

براین مبنا پاسخ به چگونگی اجرای یک سیاست خارجی کارآمد در خاورمیانه می تواند دستورکار و دورنمای خاورمیانه پسا آمریکایی را نیز ترسیم کند.  

اگرچه به نظر می رسد که آمریکا بنا به سنت دیپلماسی قدرت تلاش دارد تا از طریق  محدودسازی تحرک راهبردی، وزن ژئوپلیتیکی و عمق راهبردی ایران را در منطقه کاهش دهد اما به نظر می رسد که الگوی ترکیبی دولت قوی- منطقه ای قدرتمند می تواند ابزاری کارآمد برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه پسا آمریکایی باشد.

جمهوری اسلامی ایران طی سال های گذشته تلاش کرده تا با پیگیری راهبرد تعامل سازنده و سیاست تنش زدایی مرحله ای و نقطه ای ضمن اینکه بر محدودیت های ساختاری در منطقه آشوب زده خاورمیانه فائق آید، افزون برآن، مدیریت بحران های امنیتی، فضای تنش یک سویه علیه ایران را نیز تعدیل کند. 

نخستین مولفه این رویکرد کاهش نقش قدرت‌های فرامنطقه‌‌ای در روند اجماع منطقه‌‌ای و دومین مؤلفه همکاری و مشارکت بازیگران منطقه‌ای در ساختار امنیتی، بویژه همکاری بازیگران مهم منطقه ای مانند ایران و ترکیه و برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس همچون کویت و قطر در حل و فصل چالش‌های مشترک نظیر تروریسم و مدیریت الگوهای تعاملاتی گروه‌های قومی – مذهبی فروملی با واحدهای ملی است.

اما حضور و نقش یابی ایران در خاورمیانه پسا آمریکایی نمی تواند تنها در شکل الگوی «منطقه ی قدرتمند»، راهبردی تلقی شود، در این چارچوب سیاست گذاری خارجی باید به دنبال بهره گیری از ساز و کارهای مبتنی بر دولت قوی برآید. 

راهبرد دولت قوی مبتنی بر عملگرایی راهبردی-تاکتیکی، کنشگری و مشارکت فعال در نظم سازی و کاهش تهدیدات از طریق سیاست قدرت و ائتلاف گرایی راهبردی خواهد بود. چنین روندی می تواند به متعادل سازی محیط منطقه ای متناسب با موقعیت راهبردی ایران و تهدیدات ساختاری و امنیتی در خاورمیانه بیانجامد. 

در فرجام به نظر می رسد که خاورمیانه پسا آمریکایی اگرچه در معنای حذف ساختارمند ایالات متحده از روندها و فرایندهای امنیت منطقه ای نیست اما خاورمیانه با کاهش وزن راهبردی آمریکا روبرو خواهد شد که قدرت های منطقه ای همچون ایران، عربستان سعودی، ترکیه و قطر نقش بیشتری ایفا خواهند کرد. 

در این چارچوب، جمهوری اسلامی ایران می تواند با افزایش مقدورات ساختاری و کاهش محذورات راهبردی و فشارهای سیستمی و با پیگیری یک سیاست واقع گرایانه، عملگرایانه و تعاملی- تعادلی وزن راهبردی و ژئوپلیتیک خود را در محیط امنیت منطقه ای افزایش دهد.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
آمریکا ۱۴ فرد و شرکت را در رابطه با صنعت پتروشیمی ایران تحریم کرد


وزارت خزانه داری آمریکا در چارچوب سیاست موسوم به فشار حداکثری علیه ایران، شماری از افراد و شرکت های مختلف را در فهرست تحریم قرار داد.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از شبکه خبری «آر تی عربی» روسیه، وزارت خزانه داری آمریکا عصر امروز (پنج شنبه) اعلام کرد که در چارچوب سیاست موسوم به فشار حداکثری علیه ایران، ۱۱ شرکت و سه فرد را در فهرست تحریم های خود قرار داده است.

وزارت خزانه داری آمریکا در بیانیه خود ضمن ادعای این که افراد و شرکت های مذکور در زمینه انرژی با تهران همکاری می کنند جایی که در حمل و فروش محصولات پتروشیمی ایران سهیم هستند، افراد تحریم شده را دو شهروند چین و یک شهروند ایران معرفی کرد.

در بیانیه این وزارتخانه همچنین آمده که از مجموع ۱۱ شرکت تحریم شده از سوی آمریکا، مقر شش شرکت در هنگ کنگ، مقر سه شرکت در امارات و مقر دو شرکت دیگر نیز در ایران قرار دارد.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺سقوط نرخ بیکاری در ایالات‌متحده به زیر 10 درصد

🔹از ابتدای شیوع ویروس کرونا در ایالات‌متحده نرخ بیکاری در این کشور به طرز فزاینده‌ای افزایش یافت اخیراً به زیر 10 درصد رسیده است.

🔹نرخ بیکاری در ایالات‌متحده از دوره اوباما شروع به کاهش کرد و در دوره ترامپ نیز این روند کاهشی ادامه یافت اما در سال 2020 به علت شیوع کرونا در ایالات‌متحده نرخ بیکاری در این کشور به بالای 10 درصد رسید.

🔹در ادامه سیاست‌های اقتصادی دولت ترامپ و با ارائه حدود 1.4 میلیون شغل از سوی شرکت‌ها و نهادها بار دیگر نرخ بیکاری در ایالات‌متحده به زیر 10 درصد رسیده است.

📎https://www.bbc.com/news/business-54029361

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
آیا کنگره سیاست روسیه را در اختیار خود گرفته است؟

@usstudies
🇺🇸🇺🇸

بر اساس قاعده کلی واشنگتن، رئیس‌جمهور سیاست خارجی را تدوین می‌کند و کنگره تنها به اصلاح آن می‌پردازد. بااین‌حال، در سال‌های اخیر کنگره ابتکارات بیشتری نشان داده و به گسترش تحریم‌ها، جابه‌جایی نیروهای آمریکا به نزدیکی مرزهای روسیه و ارتقای حقوق بشر پرداخته است. آیا این اختیارات کنگره در دوره رئیس‌جمهور بعدی نیز ادامه خواهد داشت؟
ویلیام کارتنی در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده آمریکایی رند آن را منتشر کرد؛ نوشت: سند 1974 جکسون- ونیک نمونه‌ای از سنت پیشبرد سیاست در قبال مسکو توسط کنگره آمریکا محسوب می‌شود. طرفداران این سند، آن را به خاطر استفاده از منافع تجاری آمریکا به‌عنوان اهرمی برای ترغیب اتحاد شوروی به اجازه دادن برای مهاجرت هرچه بیشتر یهودیان تحسین می‌کردند؛ اما رئیس‌جمهور نیکسون هشدار می‌داد که جکسون- ونیک ممکن است رهبران شوروی را عصبانی کرده و نتیجه معکوس داشته باشد. از آن زمان، روسای جمهور آمریکا این رویه را ابزاری بیهوده یا دخالتی نامطلوب قلمداد کرده‌اند.

روسای جمهور معاصر آمریکا (جرج بوش پدر، بیل کلینتون، بوش پسر، باراک اوباما و دونالد ترامپ) دوره خود را با امید بهبودی روابط با روسیه آغاز کرده‌اند. اوباما به دنبال «بازتنظیم» روابط با مسکو بوده و ترامپ هم به دنبال دوستی با رئیس‌جمهور ولادیمیر پوتین است.

این رویکرد فوایدی نیز داشته است. پوتین به اوباما اجازه داد تا از طریق روسیه تسلیحات برای نیروهای ناتو در افغانستان ارسال شود. سال 2002 آمریکا و روسیه در مورد پیمان SORT برای کاهش تسلیحات هسته‌ای راهبردی مستقر شده به توافق رسیدند و سپس در سال 2010 این سلاح‌ها را بیش‌ازپیش در پیمان استارت نو کاهش دادند. همچنین، هر دو کشور در موردتوافق هسته‌ای سال 2015 با ایران همکاری کردند.

بااین‌وجود، در همه دولت‌ها، روابط با روسیه در نهایت به بن‌بست خورده است. آمریکا به همکاری موشکی روسیه با ایران در دهه 1990، حمله به گرجستان در سال 2008 و اوکراین در سال 2014، مداخله در سوریه در سال 2015 و مداخله در انتخابات آمریکا در سال 2016 اعتراض کرده است. این اقدامات و دیگر اقدامات مخرب روسیه، بازتابی در کنگره داشته و به طرح‌هایی در سه حوزه مهم منجر شده است.

کنگره از تحریم‌ها حمایت کرده است. سال 2012 کنگره علیرغم مخالفت اوباما، قانون ماگنیتسکی را تصویب کرد. این قانون مؤید تحریم‌ها علیه ناقضان حقوق بشر بوده و بنام یک وکیلی است که با فساد مبارزه می‌کرد و به گفته طرفداران این قانون، در شرایط «غیرانسانی» زندان فوت کرده است.

کنگره که از اکراه ترامپ در مجازات روسیه به خاطر مداخله در انتخابات آمریکا ناامید بود، سال 2017 «قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم» را تصویب کرد. ترامپ این لایحه را امضا کرد، اما از اجرای آن عقب‌نشینی کرد.

کنگره بودجه اقدامات نظامی را تأمین کرده است. رهبران کنگره از اوباما و ترامپ خواستند تا تسلیحات غیر مرگبار ازجمله موشک ضدتانک جاولین (Javelin) در اختیار اوکراین قرار دهد و ترامپ به آن عمل کرد.

کنگره به تأمین بودجه برنامه‌ای پرداخته است که توسط اوباما آغاز شد و در زمان ترامپ نیز ادامه یافت و به طرح دفاع اروپا موسوم است. این طرح قدرت نظامی آمریکا در اروپا را برای اولین بار از زمان جنگ سرد افزایش داده و برخی از نیروهای آمریکا را به نزدیکی روسیه منتقل کرده است.

اخیراً، نمایندگان جمهوری‌خواه به خاطر عدم پاسخ ترامپ به گزارش‌های ادعایی در مورد کمک روسیه به شبه‌نظامیان طالبان برای کشتن نیروهای آمریکا در افغانستان، خواستار پاسخ‌دهی رئیس‌جمهور شدند.

در برخی موضوعات ازجمله خروج یک‌طرفه از پیمان سلاح‌های هسته‌ای میان برد در سال گذشته، توافق دوحزبی حاصل نمی‌شود؛ اما هر دو حزب در مورد گزارش‌های معتبر از تخلفات روسیه نگرانی یکسانی دارند.

ادامه مطلب⬇️
احکام و انتقادات کنگره عمدتاً بازتابی از بی‌اعتمادی آن‌ها به روسای جمهوری است که در برابر مسکو قاطعانه عمل نمی‌کنند. در مورد اوباما، کنگره طرح «بازتنظیم» وی را اغراق‌آمیز تلقی کرده و مناقشه فزاینده با روسیه به تصویب قانون ماگنیتسکی کمک کرد. در مورد ترامپ، کنگره ستایش وی از پوتین و تلاش ترامپ برای به چالش کشیدن ارزیابی‌های تشکیلات اطلاعاتی آمریکا در مورد مداخله روسیه در انتخابات را برنمی‌تابد.

در دوره روسای جمهور اخیر، نقش کنگره در تعدیل سیاست آمریکا در قبال روسیه مفید بوده است؛ اما در مواجهه با سیلی از مسائل فوری، کنگره فاقد زمان و منابع کافی برای تغییر در سیاست خارجی است. در بسیاری از موارد، همانند دوره کنونی، فعالیت کنگره و دولت در مورد سیاست روسیه در مسیر خلاف هم بوده است؛ اما یک رویکرد جامع و سازنده می‌تواند به تثبیت این سیاست، تقویت بازدارندگی و بازسازی اعتماد متحدان آمریکا کمک کند.

پیروز انتخابات ریاست جمهوری نوامبر احتمالاً به دنبال بازبرقراری مسیر سنتی سیاست خارجی دولت آمریکا ازجمله در قبال روسیه خواهد بود. این امر مستلزم جلب اعتماد هرچه بیشتر رهبران سیاست خارجی هر دو حزب در کنگره است تا با همکاری آن‌ها سیاست‌هایی پایدار، هماهنگ و معتبر اتخاذ شود. در صورت تزلزل رئیس‌جمهور در قبال روسیه، کنگره آمریکا احتمالاً به رهبری خود ادامه خواهد داد.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸

https://www.rand.org/blog/2020/08/has-congress-captured-russia-policy.html
Forwarded from THE POLITICS
🔺سناریوی دموکرات‌ها در کنوانسیون2020 برای غلبه بر ترامپ
✍️محمدحسین اشرفی/ کارشناس روابط بین الملل و مطالعات آمریکا

کنوانسیون انتخاباتی حزب دموکرات ایالات‌متحده، طی چهار روز، البته با تأخیری که مسبب آن ویروسی ناخوانده بود از دوشنبه 27 مرداد تا پنجشنبه 30 مردادماه در حالی برگزار شد که برخلاف عرف کنوانسیون‌ها در این کشور، این حزب، برگزاری مراسم، به‌صورت مجازی را در دستور کار خود قرار داد. کاملا هریس در چهارشنبه و جو بایدن در پنجشنبه‌شب به‌طور رسمی نامزدی حزب را پذیرفتند و وارد کارزار نبرد با ترامپ شدند. چهار شب مذکور برای دموکرات‌ها برخلاف جمهوری‌خواهان از اهمیت خاصی برخوردار بود چراکه برای جمهوری‌خواهان بدین سبب که اساساً رقابتی در کار نبوده، مرحلۀ مذکور، مُبَیِّن محفلی تشریفاتی بوده است.

مطالعه کامل مطلب در وبسایت سیاست

📎https://thepolitics.ir/research/2020/09/08/772/

@thepoliticss
ایران به دموکرات ها دل خوش نکند

شیرین هانتر

دیپلماسی ایرانی

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
از سال 2017 که دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده شد، روابط این کشور با ایران به طور مداوم به وخامت گراییده و این روند پس از خروج آمریکا از برجام در ماه مه 2018 تسریع شده است. ایالات متحده علیه فروش نفت ایران و بسیاری از دیگر بخش های اقتصادی تحریم اعمال کرد. حتی شیوع ویروس کرونا هم که تا به امروز بیش از 20 هزار قربانی در ایران گرفته، هیچ تاثیری در ترغیب دولت ترامپ به تسهیل کارزار «اعمال فشار حداکثری» و موافقت او با واردات بیشتر توسط ایران نداشت.

ایران ابتدا ایران با آنچه «صبر استراتژیک» توصیف می کند، واکنش نشان داد و سعی کرد امضاکنندگان اروپایی برجام را متقاعد کند برای کاهش مشکلات اقتصادی و مالی ناشی از تحریم های ایالات متحده راهی بیابند. ایران حتی به ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، محتاطانه واکنش نشان داد. اما این استراتژی نتیجه نداد. از این رو، ایران برای ایجاد هزینه برای ایالات متحده، افزایش گام به گام سطح ذخایر اورانیوم غنی شده را آغاز کرد. به رغم صبر و احتیاط ایران، ایالات متحده فشارها را افزایش داد و درصدد تمدید تحریم تسلیحات متعارف سازمان ملل علیه ایران برآمد. این تلاش در شورای امنیت به شکست انجامید و حتی متحدان اصلی ایالات متحده یعنی بریتانیا، آلمان و فرانسه به آن رای ممتنع دادند. ناکامی آمریکا در شورای امنیت نشان دهنده شدت مخالفت دیگر کشورها با سیاست ایالات متحده در قبال ایران بود؛ سیاستی که صرفا مبتنی بر فشار است و هیچ انگیزه ای برای ترغیب ایران به مصالحه ایجاد نمی کند. نهایتا مایک پومپئو، وزیر امور خارجه دولت امریکا با استناد به «ساز و کار بازگشت تحریم های سازمان ملل» برای اعمال مجدد تحریم های سازمان ملل (تحریم های پیش از برجام) اقدام کرد؛ اما با توجه به خروج آمریکا از برجام، این اقدام غیرقانونی خوانده و رد شد. با این حال، پمپئو اعلام کرد تحریم ها علیه ایران 20 سپتامبر با تایید سازمان ملل یا بدون آن، مجددا اعمال خواهند شد.

پاسخ دموکراتیک

به رغم اینکه دولت ترامپ اظهارات و اقدامات ضدایرانی خود را افزایش داده، دموکرات ها در انتقاد از سیاست های او چندان واضح نبوده اند. انتقاد اصلی آنها این است که سیاست های ترامپ هیچ تاثیری در سقوط دولت ایران یا وادار کردن آن به پذیرش خواسته های ایالات متحده یا متوقف کردن فعالیت های ایران در خاورمیانه نداشته اند. آنها از این مساله ناراحت هستند که سیاست های دولت ترامپ بیشتر از ایران، ایالات متحده را در سطح بین المللی منزوی کرده اند.

دموکرات ها حتی پس از بحران کووید 19 در ایران هم به هزینه انسانی تحریم های ایالات متحده اشاره ای نکردند. به علاوه، آنها هیچ برنامه مشخصی درباره چگونگی انجام کارها در صورت روی کار آمدن ارائه نداده اند. به طور خلاصه، رویکرد آنها به مساله ایران بیشتر مبتنی بر انتقاد از ترامپ بوده و نه ارائه جایگزین های مناسب برای سیاست های او. 

در مواردی که حرف از جزئیات شده، اظهارات مشاوران سیاست خارجی جو بایدن، نامزد دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، به مواضع دولت ترامپ بسیار نزدیک بوده است. در رابطه با برجام، بر خلاف انتظار عمومی مبنی بر پیوستن مجدد دولت بایدن به این توافق، خوانش دقیق اظهارات مشاوران بایدن چندان امیدبخش نیست. برای نمونه، تونی بلینکن، نامزد احتمالی سمت مشاور امنیت ملی بایدن، گفته ایالات متحده تنها پس از بازگشت ایران به تعهدات هسته ای به برجام باز خواهد گشت. یکی از برداشت ها از این اظهارات این است که ایران باید پیش از بازگشت آمریکا به توافق روند افزایش ذخایر اورانیوم غنی شده را معکوس کند. به علاوه، بلینکن به این مساله اشاره کرده که در دوره توافق موقت همه تحریم ها برجا خواهند ماند. احتمال موافقت ایران با چنین شرطی اندک است. با سابقه ای که آمریکا در رابطه با برجام دارد، ایران بدون اطمینان از بازگشت آن به برجام و کاهش تحریم ها، قدم هایی که در عقب نشینی از برجام برداشته است معکوس نخواهد کرد.

ادامه⬇️
بلینکن همچنین گفته ایالات متحده مذاکره درباره توافق طولانی تر و بهتر با ایران را خواستار است، اما توضیحی درباره منظور خود از واژه «بهتر» ارائه نداده. آیا منظور او این است که حق غنی سازی ایران را نفی کند؟ آیا منظور او این است که توافق جدید باید موشک های ایران و فعالیت های منطقه ای آن را نیز تحت پوشش قرار دهد؟ اگر این تفسیر صحیح باشد، نمی توان انتظار داشت در ریاست جمهوری بایدن پیشرفتی در حل اختلاف بین آمریکا و ایران حاصل شود. ایران از حق خود برای غنی سازی یا از موشک هایش نمی گذرد مگر اینکه این خواسته ها در چارچوب یک برنامه گسترده تر کاهش سلاح در منطقه مطرح شوند. موشک های ایران توانایی بازدارندگی اصلی آن به شمار می روند.

سایر مشاوران بایدن به ویژه جیک سالیوان در عین تاکید بر دیپلماسی از حفظ فشار موجود علیه ایران سخن گفته اند. 

محدودیت های دیپلماسی

به نظر می رسد مشاوران بایدن بر این باورند که دیپلماسی می تواند به خودی خود مسائل را حل کند؛ اما اینطور نیست. دیپلماسی تنها زمانی موفق می شود که تمایل به سازش در دو طرف وجود داشته باشد. زمانی که دیپلماسی تنها برای اولتیماتوم استفاده شود، حتی اگر مودبانه و نرم باشد، باز هم شکست می خورد. باراک اوباما به این دلیل موفق به دستیابی به توافق با ایران شد که به مصالحه و ایجاد انگیزه برای ایران تمایل داشت. اما در اظهارات بایدن هیچ نشانه ای دال بر آمادگی یا تمایل او به سازش دیده نمی شود.

شاید تفسیر اظهارات بلینکن و دیگر افراد پیش بینی قاطعی از رویکرد آتی بایدن ارائه ندهند و بهتر است که اینطور باشد؛ اما اگر این اظهارات منعکس کننده نظرات و تمایلات بایدن باشند، امید چندانی به بهبود روابط ایالات متحده و ایران وجود نخواهد داشت.

یک رویکرد سازنده تر دولت احتمالی دموکرات برای نزدیک شدن به ایران این است که آمریکا مجددا به برجام بازگردد و دست کم بخشی از تحریم ها را لغو کند و از ایران بخواهد به تعهدات برجامی بازگردد. دولت بایدن باید به تدریج مجوز همکاری با ایران را برای شرکت های آمریکایی صادر کند و از این طریق مسیر گفت و گو درباره موضوعات منطقه ای و سایر مسائل را هموار کند.

برای ممکن شدن هر گونه گشایشی در روابط، ایران هم باید سهم خود را انجام دهد. ایران دیر یا زود متوجه این موضوع خواهد شد که مجبور است در خصوص مسائل منطقه ای و نگرانی های مشترک با ایالات متحده و سایر قدرت های غربی گفت و گو کند. بدون برگزاری چنین گفت و گوهایی حتی اگر ایالات متحده به برجام برگردد، باز هم نمی توان انتظار داشت روابط اقتصادی به طور کامل در سطح منطقه ای و بین المللی عادی شوند.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸


https://responsiblestatecraft.org/2020/08/31/joe-biden-must-elaborate-his-iran-policy/
فصل بگم بگم در انتخابات آمریکا

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
از اولین دوشنبه ماه سپتامبر (دوشنبه هفته‌جاری) که در آمریکا روز کارگر بود، رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا شکل جدی‌تری به‌خود گرفت. کمپین‌های انتخاباتی از این به بعد، تمرکز خود را روی جذب آرای کسانی می‌گذارند که در قالب حزبی رای نمی‌دهند و اصطلاحا به آنها «مرددین» گفته می‌شود. آنان که تقریبا حدود 15 درصد جمعیت رای‌دهندگان را تشکیل می‌دهند، تعیین‌کننده‌ پیروز انتخابات هستند. به‌همین دلیل از پایان روز کارگر تا روز انتخابات این وظیفه اساسی مبارزه انتخاباتی است که بالاترین درصد را از بین این رای‌دهندگان غیرمتعهد جلب کند. با توجه به اینکه این ۱۵درصد تا آخرین روزهای پایانی انتخابات نظر خود را شکل نمی‌دهند و در نظرسنجی‌ها نیز نمی‌توان ردی از آنان یافت، کمپین‌ها بیشتر از اینکه این افراد درصد رای را به‌سمت خود جذب کنند، تلاش می‌کنند آنان را از کاندیدای رقیب و حزبش دور کنند. برای این کار کمپین‌ها وارد افشاگری علیه جریان رقیب می‌شوند.

در تقویم انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، افشاگری علیه کاندیدای دیگر، عمدتا در آخرین ماه منتهی به انتخابات ریاست‌جمهوری یعنی ماه اکتبر (مهرماه) به شکل جدی آغاز می‌شود. در این کشور، اکتبر به «ماه رسوایی» معروف است. با شروع این ماه، هر کمپین به شکلی جدی و سازمان‌یافته علیه کاندیدای حزب رقیب دست به افشاگری‌ می‌زند. انتخاب ماه اکتبر برای رسوا کردن از این جهت حائز اهمیت است کاندیدایی که علیه او افشاگری صورت می‌گیرد، فرصت چندانی تا ماه نوامبر برای ترمیم جایگاه ازدست‌رفته خود نخواهد داشت. طبیعی است افشاگری‌ها در این بازه، عمدتا به کمپین نامزد رقیب مرتبط باشد. این را که چه روزی در ماه اکتبر پروژه رسوایی در انتخابات کلید بخورد، نظرسنجی‌های انتخاباتی مشخص می‌کنند. با افزایش اختلاف رای کاندیداها در نظرسنجی‌ها، کمپین مقابل، با یک افشاگری قابل‌تامل به‌دنبال راهی برای متوقف کردن روند رو به رشد محبوبیت کاندیدای رقیب است.

ادامه ⬇️


http://farhikhtegandaily.com/news/45592/-فصل-بگم-بگم-در-انتخابات-آمریکا/