Forwarded from 🇺🇸مطالعات آمریکا🇺🇸
اگر شهروند ایالات متحده بودید کدام گزینه رو برای ریاست جمهوری بر کشورتون ترجیح میدادید؟
Anonymous Poll
38%
دونالد ترامپ
23%
جو بایدن
15%
محمود احمدی نژاد
23%
ترجیح میدم بشینم منچ بازی کنم و در انتخابات شرکت نکنم.
#انتخابات_آمریکا
🔺️ترامپ و فهرست دشمنانش
#دونالد_ترامپ رییسجمهور آمریکا: من فقط در برابر #جو_بایدن نیستم، بلکه در برابر رسانههای چپگرا، غولهای بزرگ فناوری و باتلاق واشنگتن نیز مبارزه میکنم.
▫️منظور ترامپ از "باتلاق واشنگتن" یک صنعت بزرگ لابیگری در پایتخت آمریکاست که از تصویب قوانین خاصی به نفع بخشها و شرکتهای خاص حمایت میکند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺️ترامپ و فهرست دشمنانش
#دونالد_ترامپ رییسجمهور آمریکا: من فقط در برابر #جو_بایدن نیستم، بلکه در برابر رسانههای چپگرا، غولهای بزرگ فناوری و باتلاق واشنگتن نیز مبارزه میکنم.
▫️منظور ترامپ از "باتلاق واشنگتن" یک صنعت بزرگ لابیگری در پایتخت آمریکاست که از تصویب قوانین خاصی به نفع بخشها و شرکتهای خاص حمایت میکند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺نتایج نظرسنجیهای دوم تا سیزدهم اکتبر در مورد ترجیح رای دهندگان آمریکایی در انتخابات ریاست جمهوری
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺رتبه بندی مناظرات ریاست جمهوری ایالات متحده بر اساس تعداد مخاطب و بازدید
🔻مناظره ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۶ کلینتون - ترامپ در رده نخست و مناظره جورج بوش و دوکاکیس در ۲۵ سپتامبر ۱۹۸۸ در رده آخر
🔻مناظره ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۰ ترامپ - بایدن در رتبه سوم پرمخاطب ترین مناظرات تاریخ ریاست جمهوری ایالات متحده قرار دارد.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔻مناظره ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۶ کلینتون - ترامپ در رده نخست و مناظره جورج بوش و دوکاکیس در ۲۵ سپتامبر ۱۹۸۸ در رده آخر
🔻مناظره ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۰ ترامپ - بایدن در رتبه سوم پرمخاطب ترین مناظرات تاریخ ریاست جمهوری ایالات متحده قرار دارد.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Forwarded from 🇪🇺 EuroAtlantic |یوروآتلانتیک 🇺🇸
تقابل سناریوها در انتخابات ایران و آمریکا(بخش اول)
دکتر رحیم بایزیدی
مدیر گروه روابط بینالملل
پژوهشکده تحقیقات راهبردی
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
انتخابات پنجاهونهم ریاستجمهوری آمریکا در شرایطی برگزار میشود که دوقطبیهای گفتمانی در بسیاری از کشورها روزبهروز در حال برجستهتر شدن هستند. تقابل گفتمانهای لیبرال و محافظهکار در آمریکا، چپ و راست در جهان، اجماع پکن و اجماع واشنگتن در شرق و غرب و حتی اصولگرا و اصلاحطلب در ایران به یکی از نقاط عطف سرنوشتساز در رقابتهای سیاسی رسیدهاند. گفتمانهای رقیب در عرصه سیاست خارجی نیز بخشی از این تقابل گفتمانی به شمار میآیند. در کنار روند صعودی تقابل گفتمانهای رقیب در عرصه فکر و عمل سیاسی؛ روند دیگری شامل روند فزاینده تاثیرپذیری کشورها از معادلات داخلی سایر کشورها در حال بروز و ظهور است.
اگر زمانی بحرانها و تحولات سیاسی محدود به داخل مرزهای یک کشور یا در نهایت یک منطقه بود، اما در عصر حاضر تاثیرپذیری بینالمللی از تحولات داخلی سایر کشورها بیشتر و گسترده تر از سابق شده است؛ به خصوص اگر آن کشور، ایالات متحده آمریکا باشد که بیشترین نفوذ سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی را در سطح جهانی دارد. شاید به همین دلیل است که توجه دولتها بیش از پیش به لابی گری در مراکز جهانی قدرت، معطوف شده است تا از این طریق با صرف هزینههای کمتر، به اهداف مطلوب خود در سیاست خارجی دست یابند.
در چنین فضایی باید با این کلیشه غیرعقلانی که «انتخابات آمریکا تاثیری بر فضای رقابتهای گفتمانی در سیاست خارجی ایران ندارد» به مبارزه برخاست، چراکه نه تنها تصویری وارونه از حقیقت را به جلوه میکشد، بلکه میتواند تصمیمسازان سیاسی را به بیراهه بکشاند. لذا پرسش اساسی که مطرح میشود، نه در مورد ماهیت اثرگذاری، بلکه پیرامون میزان و چگونگی اثرگذاری رویدادهای سیاسی بر همدیگر است. در این مورد خاص، اثرگذاری پنجاهونهمین انتخابات ریاستجمهوری آمریکا (نوامبر ۲۰۲۰) بر سیزدهمین انتخابات ریاستجمهوری ایران (خرداد ۱۴۰۰) تحلیل میشود.
ورای پرداختن به شانس موفقیت هر یک از کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری آمریکا و سناریوهای سه گانه مطرح در این زمینه (پیروزی ترامپ، پیروزی بایدن، یا حصول یک نتیجه مورد اختلاف)؛ این یادداشت، بازه زمانی تحلیل خود را از ۲۰ ژانویه (یکم بهمن)؛ یعنی زمانی که رئیسجمهور جدید آمریکا بر اساس قانون اساسی این کشور استقرار یافته، تا ۲۸ خرداد یعنی انتخابات ریاستجمهوری ایران، در نظر میگیرد. با این فرض، در نهایت، سناریوهای سه گانه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، به دو سناریوی ممکن، یعنی پیروزی نهایی ترامپ جمهوری خواه یا پیروزی نهایی بایدن دموکرات، تقلیل پیدا خواهد کرد.
مفروض اساسی این نوشته در این است که «معیشت، نه تنها در آمریکا، بلکه در بیشتر کشورهای جهان و از جمله ایران، تعیینکنندهترین عامل در انتخابات است.» در آمریکا با استناد به نظرسنجیهای متعددی که انجام شده، وضعیت اقتصادی، بخش عمدهای از سبد رای مردم این کشور را به خود اختصاص داده و تنها بخش کوچکی از آن، برای سایر حوزهها همچون سیاست خارجی باقی میماند. حتی در ایران نیز آقای روحانی پیروزی خود در انتخابات ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ را بیشتر مدیون گفتمان معیشت بود تا گفتمان سیاست خارجی. استراتژی انتخاباتی آقای روحانی مبتنی بر پیونددهی معیشت با سیاست خارجی بود؛ تا در مرحله بعد با ارائه برنامه مذاکرات هستهای، خود را بهعنوان پرچمدار گفتمان معیشت جلوه دهد. به عبارتی سادهتر، آقای روحانی در هر دو انتخابات یازدهم (۱۳۹۲) و دوازدهم (۱۳۹۶)، وعده حل معیشت از مسیر سیاست خارجی را مطرح ساخت.
بهصورت کلی و البته تحتتاثیر راهبرد پیوند معیشت و سیاست خارجی دولت یازدهم و دوازدهم، پیوند اقتصاد و روابط خارجی کشور در طول ۷ سال اخیر، تعمیق بیشتری یافته است که بعضا منشأ آسیبهای بسیاری هم در حوزه اقتصادی و هم در حوزه سیاسی بوده است. در چنین فضایی شاید به جرات بتوان گفت که در هیچ برههای از تاریخ ۴۲ سال اخیر، اینچنین انتخابات آمریکا بر ساحت اقتصادی و سیاسی ایران و بهطور خاص گفتمانهای رقیب در عرصه سیاست خارجی کشور، اثرگذار نبوده تا جایی که در فاصله ۸ ماهه تا خرداد ۱۴۰۰ همه در انتظار نتیجه انتخابات آمریکا هستند.
سناریوهای چهار گانه انتخابات آمریکا و ایران
اگر گفتمانهای سیاست خارجی ایران پیرامون مذاکره یا عدم مذاکره با غرب و بهطور خاص آمریکا را در دوره زمانی پیش از انتخابات ریاستجمهوری مورد بررسی قرار دهیم؛ و با این مفروض که جریان اعتدال نیز در گفتمان سیاسی خود، در رده اصلاحطلبان قرار میگیرد میتوانیم دو گفتمان مقاومت یا مذاکره را استخراج کنیم که نماینده دو جناح سیاسی اصلی در کشور (اصولگرایی و اصلاحطلبی شامل اعتدالیون) نیز هستند.
ادامه⬇️
دکتر رحیم بایزیدی
مدیر گروه روابط بینالملل
پژوهشکده تحقیقات راهبردی
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
انتخابات پنجاهونهم ریاستجمهوری آمریکا در شرایطی برگزار میشود که دوقطبیهای گفتمانی در بسیاری از کشورها روزبهروز در حال برجستهتر شدن هستند. تقابل گفتمانهای لیبرال و محافظهکار در آمریکا، چپ و راست در جهان، اجماع پکن و اجماع واشنگتن در شرق و غرب و حتی اصولگرا و اصلاحطلب در ایران به یکی از نقاط عطف سرنوشتساز در رقابتهای سیاسی رسیدهاند. گفتمانهای رقیب در عرصه سیاست خارجی نیز بخشی از این تقابل گفتمانی به شمار میآیند. در کنار روند صعودی تقابل گفتمانهای رقیب در عرصه فکر و عمل سیاسی؛ روند دیگری شامل روند فزاینده تاثیرپذیری کشورها از معادلات داخلی سایر کشورها در حال بروز و ظهور است.
اگر زمانی بحرانها و تحولات سیاسی محدود به داخل مرزهای یک کشور یا در نهایت یک منطقه بود، اما در عصر حاضر تاثیرپذیری بینالمللی از تحولات داخلی سایر کشورها بیشتر و گسترده تر از سابق شده است؛ به خصوص اگر آن کشور، ایالات متحده آمریکا باشد که بیشترین نفوذ سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی را در سطح جهانی دارد. شاید به همین دلیل است که توجه دولتها بیش از پیش به لابی گری در مراکز جهانی قدرت، معطوف شده است تا از این طریق با صرف هزینههای کمتر، به اهداف مطلوب خود در سیاست خارجی دست یابند.
در چنین فضایی باید با این کلیشه غیرعقلانی که «انتخابات آمریکا تاثیری بر فضای رقابتهای گفتمانی در سیاست خارجی ایران ندارد» به مبارزه برخاست، چراکه نه تنها تصویری وارونه از حقیقت را به جلوه میکشد، بلکه میتواند تصمیمسازان سیاسی را به بیراهه بکشاند. لذا پرسش اساسی که مطرح میشود، نه در مورد ماهیت اثرگذاری، بلکه پیرامون میزان و چگونگی اثرگذاری رویدادهای سیاسی بر همدیگر است. در این مورد خاص، اثرگذاری پنجاهونهمین انتخابات ریاستجمهوری آمریکا (نوامبر ۲۰۲۰) بر سیزدهمین انتخابات ریاستجمهوری ایران (خرداد ۱۴۰۰) تحلیل میشود.
ورای پرداختن به شانس موفقیت هر یک از کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری آمریکا و سناریوهای سه گانه مطرح در این زمینه (پیروزی ترامپ، پیروزی بایدن، یا حصول یک نتیجه مورد اختلاف)؛ این یادداشت، بازه زمانی تحلیل خود را از ۲۰ ژانویه (یکم بهمن)؛ یعنی زمانی که رئیسجمهور جدید آمریکا بر اساس قانون اساسی این کشور استقرار یافته، تا ۲۸ خرداد یعنی انتخابات ریاستجمهوری ایران، در نظر میگیرد. با این فرض، در نهایت، سناریوهای سه گانه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، به دو سناریوی ممکن، یعنی پیروزی نهایی ترامپ جمهوری خواه یا پیروزی نهایی بایدن دموکرات، تقلیل پیدا خواهد کرد.
مفروض اساسی این نوشته در این است که «معیشت، نه تنها در آمریکا، بلکه در بیشتر کشورهای جهان و از جمله ایران، تعیینکنندهترین عامل در انتخابات است.» در آمریکا با استناد به نظرسنجیهای متعددی که انجام شده، وضعیت اقتصادی، بخش عمدهای از سبد رای مردم این کشور را به خود اختصاص داده و تنها بخش کوچکی از آن، برای سایر حوزهها همچون سیاست خارجی باقی میماند. حتی در ایران نیز آقای روحانی پیروزی خود در انتخابات ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ را بیشتر مدیون گفتمان معیشت بود تا گفتمان سیاست خارجی. استراتژی انتخاباتی آقای روحانی مبتنی بر پیونددهی معیشت با سیاست خارجی بود؛ تا در مرحله بعد با ارائه برنامه مذاکرات هستهای، خود را بهعنوان پرچمدار گفتمان معیشت جلوه دهد. به عبارتی سادهتر، آقای روحانی در هر دو انتخابات یازدهم (۱۳۹۲) و دوازدهم (۱۳۹۶)، وعده حل معیشت از مسیر سیاست خارجی را مطرح ساخت.
بهصورت کلی و البته تحتتاثیر راهبرد پیوند معیشت و سیاست خارجی دولت یازدهم و دوازدهم، پیوند اقتصاد و روابط خارجی کشور در طول ۷ سال اخیر، تعمیق بیشتری یافته است که بعضا منشأ آسیبهای بسیاری هم در حوزه اقتصادی و هم در حوزه سیاسی بوده است. در چنین فضایی شاید به جرات بتوان گفت که در هیچ برههای از تاریخ ۴۲ سال اخیر، اینچنین انتخابات آمریکا بر ساحت اقتصادی و سیاسی ایران و بهطور خاص گفتمانهای رقیب در عرصه سیاست خارجی کشور، اثرگذار نبوده تا جایی که در فاصله ۸ ماهه تا خرداد ۱۴۰۰ همه در انتظار نتیجه انتخابات آمریکا هستند.
سناریوهای چهار گانه انتخابات آمریکا و ایران
اگر گفتمانهای سیاست خارجی ایران پیرامون مذاکره یا عدم مذاکره با غرب و بهطور خاص آمریکا را در دوره زمانی پیش از انتخابات ریاستجمهوری مورد بررسی قرار دهیم؛ و با این مفروض که جریان اعتدال نیز در گفتمان سیاسی خود، در رده اصلاحطلبان قرار میگیرد میتوانیم دو گفتمان مقاومت یا مذاکره را استخراج کنیم که نماینده دو جناح سیاسی اصلی در کشور (اصولگرایی و اصلاحطلبی شامل اعتدالیون) نیز هستند.
ادامه⬇️
Forwarded from 🇪🇺 EuroAtlantic |یوروآتلانتیک 🇺🇸
بهطور کلی دو سناریوی محتمل در انتخابات آمریکا در مواجهه با سناریوهای دوگانه انتخاباتی در ایران، تشکیلدهنده یک ماتریس ۲ در ۲ خواهند بود که حاصل آن ۴ سناریوی مختلف خواهد بود. با توجه به تقدم زمانی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا و اثراتی که این رخداد میتواند در فاصله ۵ ماهه از روی کار آمدن دولت جدید آمریکا (۱ بهمن ۱۳۹۹) تا سیزدهمین انتخابات ریاستجمهوری ایران (۲۸ خرداد ۱۴۰۰)، بر فضای اقتصادی و سیاسی کشور داشته باشد، ۴ سناریوی فوق👆🏻 قابل تحقق هستند.
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
Forwarded from 🇪🇺 EuroAtlantic |یوروآتلانتیک 🇺🇸
تقابل سناریوها در انتخابات ایران و آمریکا(بخش پایانی)
دکتر رحیم بایزیدی،
مدیر گروه روابط بینالملل پژوهشکده تحقیقات راهبردی
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
سناریوی اول: دولت جمهوریخواه در آمریکا (ترامپ) و دولت اصولگرا در ایران
پیروزی ترامپ در انتخابات ۱۳ آبان، نه تنها منجر به تشدید فشارهای تحریمی علیه ایران خواهد شد، بلکه امکان مذاکره و تماس آمریکا و ایران را در حوزههای مختلف هستهای و غیرهستهای به نازلترین سطح خود در ۴ دهه اخیر کاهش میدهد. تشدید احتمالی فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی آمریکا پس از انتخاب مجدد ترامپ، تا زمان برگزاری انتخابات ریاستجمهوری ایران در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، نه تنها مقبولیت سیاسی گفتمان مذاکره در سیاست خارجی جمهوی اسلامی ایران را کاهش خواهد داد، بلکه منجر به تضعیف این گفتمان در سطوح اجتماعی نیز خواهد شد. تاکید دولت جمهوریخواه آمریکا بر کمپین فشار حداکثری علیه ایران، و تاکید همزمان دولت اصولگرا بر تقویت محور مقاومت در سطح منطقه، ممکن است منجر به تشدید مناقشات منطقهای ایران و آمریکا از سطح جنگ نیابتی به جنگ محدود شود. همچنین فروپاشی برجام از محتملترین پیامدهای سناریوی اول است.
سناریوی دوم: دولت جمهوریخواه در آمریکا (ترامپ) و دولت اصلاحطلب یا اعتدالگرا در ایران
گرچه نظرسنجیهای عمومی در آمریکا عمدتا پیروزی جو بایدن را پیشبینی کردهاند، اما نظام انتخاباتی آمریکا، وزن بیشتری را به ایالتهای چرخشی داده که اتفاقا اختلاف دو کاندیدا در آن کمتر از سطح فدرال است. لذا تحولات هفتههای منتهی به انتخابات، اثرگذاری بسیاری بر نتیجه انتخابات خواهد داشت که میتواند منجر به پیروزی دونالد ترامپ شود. عوامل دیگری که میتواند منجر به پیروزی دونالد ترامپ شود، بروز اختلاف و در نهایت ارجاع پرونده انتخابات آمریکا به مجلس نمایندگان و یا دیوان عالی است که در هر دو نهاد، جمهوریخواهان از اکثریت برخوردارند. گرچه پیروزی دونالد ترامپ مقبولیت گفتمان مذاکره در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، را تضعیف خواهد کرد؛ اما این جریان در انتخابات یازدهم و دوازدهم ریاستجمهوری، با پیونددهی معیشت جامعه با سیاست خارجی در ایجاد دوگانه پارادوکسیکال «تحریم-مذاکره» موفق عمل کرد و با اتکا بر همین رویکرد، در انتخابات ریاستجمهوری پیروز شد. با این وجود جریانهای طرفدار مذاکره در انتخابات ۱۴۰۰، احتمالا به دوگانههای قدرتمندتری همچون «جنگ-مذاکره» در رقابتهای سیاسی پناه خواهند برد به نحوی که انتخاب جناح مقابل را مترادف با ورود به عرصه جنگ برساخته نمایند و از این طریق جامعه رای دهندگان ایرانی را در مقابل دوراهی برساخته «جنگ یا گریز از جنگ» قرار دهند.
سناریوی سوم: دولت دموکرات در آمریکا (بایدن) و دولت اصولگرا در ایران
سناریوی سوم مبتنی بر پیروزی بایدن در انتخابات آمریکا و روی کار آمدن یک دولت اصولگرا در ایران است. تحقق این سناریو میتواند در نتیجه کاهش مقبولیت دولتهای مستقر در دو کشور (دولت جمهوریخواه در آمریکا و دولت اعتدالی در ایران) رخ دهد. تجربه ۷ ساله دولتهای یازدهم و دوازدهم، مقبولیت این جریان و میزان مشارکت اصلاحطلبان که حامیان اصلی جریان اعتدالی بودند را تحتتاثیر قرار خواهد داد که اثرگذاری مستقیمی بر انتخابات ایران نیز خواهد داشت. با روی کار آمدن جو بایدن و در صورت عدم تحقق مذاکره میان دولت دوازدهم و دموکراتها (در فاصله ۵ ماهه از شروع دولت بایدن تا انتخابات ایران)، امکان مذاکره و کسب نتیجه میان اصولگرایان و دموکراتها دور از ذهن خواهد بود. در این سناریو، تنها حالت همکاری و مذاکره میان دو کشور، بر سر مساله هستهای و برجام خواهد بود. به عبارتی دیگر، احتمالا آمریکا به برجام بازخواهد گشت و مذاکرات ایران نیز صرفا در رابطه با بازگشت و تعهد مجدد آمریکا به برجام خواهد بود.
سناریوی چهارم: دولت دموکرات در آمریکا (بایدن) و دولت اصلاحطلب یا اعتدالگرا در ایران
در چارچوب این سناریو، ابتدا دولت بایدن در انتخابات نوامبر ۲۰۲۰ پیروز خواهد شد و در ایران نیز اصلاحطلبان یا اعتدالیون موفق خواهند شد که نهاد ریاستجمهوری را برای چهار سال دیگر در اختیار بگیرند. با توجه به تعاملاتی که دولت ایران با بخشی از بدنه حاکمیت آمریکا در دوران اوباما داشته و بعضا این تعاملات تداوم پیدا کرده است؛ میتوان ادعا کردکه پیروزی بایدن در آمریکا میتواند نقش مهمی در پیروزی اصلاحطلبان در ایران داشته باشد. به خصوص اینکه در بازه ۵ ماهه از به قدرت رسیدن بایدن در ۲۰ ژانویه (۱ بهمن) تا انتخابات ایران (۲۸ خرداد) و در صورت بازگشت آمریکا به برجام، دولت این کشور احتمالا با هدف اثرگذاری بر انتخابات ایران، مجوز آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران در سایر کشورها را صادر کند.
ادامه⬇️
دکتر رحیم بایزیدی،
مدیر گروه روابط بینالملل پژوهشکده تحقیقات راهبردی
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
سناریوی اول: دولت جمهوریخواه در آمریکا (ترامپ) و دولت اصولگرا در ایران
پیروزی ترامپ در انتخابات ۱۳ آبان، نه تنها منجر به تشدید فشارهای تحریمی علیه ایران خواهد شد، بلکه امکان مذاکره و تماس آمریکا و ایران را در حوزههای مختلف هستهای و غیرهستهای به نازلترین سطح خود در ۴ دهه اخیر کاهش میدهد. تشدید احتمالی فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی آمریکا پس از انتخاب مجدد ترامپ، تا زمان برگزاری انتخابات ریاستجمهوری ایران در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، نه تنها مقبولیت سیاسی گفتمان مذاکره در سیاست خارجی جمهوی اسلامی ایران را کاهش خواهد داد، بلکه منجر به تضعیف این گفتمان در سطوح اجتماعی نیز خواهد شد. تاکید دولت جمهوریخواه آمریکا بر کمپین فشار حداکثری علیه ایران، و تاکید همزمان دولت اصولگرا بر تقویت محور مقاومت در سطح منطقه، ممکن است منجر به تشدید مناقشات منطقهای ایران و آمریکا از سطح جنگ نیابتی به جنگ محدود شود. همچنین فروپاشی برجام از محتملترین پیامدهای سناریوی اول است.
سناریوی دوم: دولت جمهوریخواه در آمریکا (ترامپ) و دولت اصلاحطلب یا اعتدالگرا در ایران
گرچه نظرسنجیهای عمومی در آمریکا عمدتا پیروزی جو بایدن را پیشبینی کردهاند، اما نظام انتخاباتی آمریکا، وزن بیشتری را به ایالتهای چرخشی داده که اتفاقا اختلاف دو کاندیدا در آن کمتر از سطح فدرال است. لذا تحولات هفتههای منتهی به انتخابات، اثرگذاری بسیاری بر نتیجه انتخابات خواهد داشت که میتواند منجر به پیروزی دونالد ترامپ شود. عوامل دیگری که میتواند منجر به پیروزی دونالد ترامپ شود، بروز اختلاف و در نهایت ارجاع پرونده انتخابات آمریکا به مجلس نمایندگان و یا دیوان عالی است که در هر دو نهاد، جمهوریخواهان از اکثریت برخوردارند. گرچه پیروزی دونالد ترامپ مقبولیت گفتمان مذاکره در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، را تضعیف خواهد کرد؛ اما این جریان در انتخابات یازدهم و دوازدهم ریاستجمهوری، با پیونددهی معیشت جامعه با سیاست خارجی در ایجاد دوگانه پارادوکسیکال «تحریم-مذاکره» موفق عمل کرد و با اتکا بر همین رویکرد، در انتخابات ریاستجمهوری پیروز شد. با این وجود جریانهای طرفدار مذاکره در انتخابات ۱۴۰۰، احتمالا به دوگانههای قدرتمندتری همچون «جنگ-مذاکره» در رقابتهای سیاسی پناه خواهند برد به نحوی که انتخاب جناح مقابل را مترادف با ورود به عرصه جنگ برساخته نمایند و از این طریق جامعه رای دهندگان ایرانی را در مقابل دوراهی برساخته «جنگ یا گریز از جنگ» قرار دهند.
سناریوی سوم: دولت دموکرات در آمریکا (بایدن) و دولت اصولگرا در ایران
سناریوی سوم مبتنی بر پیروزی بایدن در انتخابات آمریکا و روی کار آمدن یک دولت اصولگرا در ایران است. تحقق این سناریو میتواند در نتیجه کاهش مقبولیت دولتهای مستقر در دو کشور (دولت جمهوریخواه در آمریکا و دولت اعتدالی در ایران) رخ دهد. تجربه ۷ ساله دولتهای یازدهم و دوازدهم، مقبولیت این جریان و میزان مشارکت اصلاحطلبان که حامیان اصلی جریان اعتدالی بودند را تحتتاثیر قرار خواهد داد که اثرگذاری مستقیمی بر انتخابات ایران نیز خواهد داشت. با روی کار آمدن جو بایدن و در صورت عدم تحقق مذاکره میان دولت دوازدهم و دموکراتها (در فاصله ۵ ماهه از شروع دولت بایدن تا انتخابات ایران)، امکان مذاکره و کسب نتیجه میان اصولگرایان و دموکراتها دور از ذهن خواهد بود. در این سناریو، تنها حالت همکاری و مذاکره میان دو کشور، بر سر مساله هستهای و برجام خواهد بود. به عبارتی دیگر، احتمالا آمریکا به برجام بازخواهد گشت و مذاکرات ایران نیز صرفا در رابطه با بازگشت و تعهد مجدد آمریکا به برجام خواهد بود.
سناریوی چهارم: دولت دموکرات در آمریکا (بایدن) و دولت اصلاحطلب یا اعتدالگرا در ایران
در چارچوب این سناریو، ابتدا دولت بایدن در انتخابات نوامبر ۲۰۲۰ پیروز خواهد شد و در ایران نیز اصلاحطلبان یا اعتدالیون موفق خواهند شد که نهاد ریاستجمهوری را برای چهار سال دیگر در اختیار بگیرند. با توجه به تعاملاتی که دولت ایران با بخشی از بدنه حاکمیت آمریکا در دوران اوباما داشته و بعضا این تعاملات تداوم پیدا کرده است؛ میتوان ادعا کردکه پیروزی بایدن در آمریکا میتواند نقش مهمی در پیروزی اصلاحطلبان در ایران داشته باشد. به خصوص اینکه در بازه ۵ ماهه از به قدرت رسیدن بایدن در ۲۰ ژانویه (۱ بهمن) تا انتخابات ایران (۲۸ خرداد) و در صورت بازگشت آمریکا به برجام، دولت این کشور احتمالا با هدف اثرگذاری بر انتخابات ایران، مجوز آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران در سایر کشورها را صادر کند.
ادامه⬇️
Forwarded from 🇪🇺 EuroAtlantic |یوروآتلانتیک 🇺🇸
بر اساس آمارهای مختلف میزان داراییهای مسدودشده ایران در خارج از کشور بین ۴۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است که در صورت دستیابی دولت به بخشی از این منابع مالی، قیمت ارز که در سالهای اخیر بهعنوان یکی از شاخصهای مهم عدم موفقیت دولت در نظر گرفته شده است، کاهش خواهد یافت.
با توجه به امکان آزادسازی برخی از منابع مالی مسدودشده ایران در کشورهایی از قبیل چین، عراق، ژاپن، کرهجنوبی یا لوکزامبورگ، دولت آمریکا حتی اگر تنها بخشی از این منابع را آزاد کند (که البته در ازای آن نیز امتیازاتی را طلب خواهد کرد)؛ قدرت پولپاشی و تزریق منابع مالی دولت دوازدهم را به طرز چشمگیری افزایش خواهد داد. آزادسازی این منابع مالی دقیقا در بازه ۵ ماهه تا انتخابات ایران، میتواند سیاستهای مالی دولت را نیز تحتتاثیر قرار داده و برای ایجاد رونق کوتاهمدت در اقتصاد، سختگیریهای مالیاتی را کاهش دهد. بازگشت آمریکا به برجام همچنین میتواند فرصت تبلیغات سیاسی را برای دولت دوازدهم در ماههای پیش از انتخابات فراهم سازد که به تقویت مجدد راهبرد پیوند معیشت و سیاست خارجی دولت میانجامد؛ راهبردی که در ۷ سال اخیر ناموفق بوده است.
تحقق این سناریو تا حدودی منافع آمریکا را نیز تامین خواهد کرد چراکه احتمالا دولت آمریکا در قبال آزادسازی منابع مالی متعلق به ایران، انتظار امضای توافقات بیشتری را در حوزههای فرابرجامی همچون مسائل منطقهای و تسلیحاتی از ایران طلب خواهد کرد. این توافقات تنها در صورتی به نتیجه خواهند رسید که دموکراتها در آمریکا و اصلاحطلبان یا اعتدالیون (گفتمان مذاکره) در ایران دولت را در دست داشته باشند.
نتیجه
مذاکره ایران و آمریکا در شرایطی تحقق پیدا خواهد کرد که جناحهای چپ در هر دو دولت ایران و آمریکا، قدرت را در اختیار داشته باشند. بارزترین نمود تاریخی آن توافق برجام بود که حاصل همزمانی سه ساله دولت دموکرات در آمریکا و دولت اعتدالی در ایران بود.کمترین احتمال مذاکره نیز در صورتی خواهد بود که جناحهای راست، قدرت را در هر دو کشور در اختیار داشته باشند. در صورتی که جناحهای غیرهمسو در هر یک از دو کشور نیز در راس قدرت باشند (دولت دموکرات در آمریکا و دولت اصولگرا در ایران یا دولت جمهوریخواه در آمریکا و دولت اصلاحطلب در ایران)، احتمال مذاکره پایین خواهد بود که نمود بارز آن در زمان دولت اصلاحات در ایران و دولت جمهوریخواه بوش در آمریکا رخ داد. دوره دیگر آن نیز در دوران دولت اصولگرای احمدی نژاد در ایران و دولت دموکرات اوباما در آمریکا بود که با وجود مذاکرات فنی، اما توافقی شکل نگرفت. به هر ترتیب، گفتمان مذاکره با آمریکا در سالهای اخیر تحتتاثیر ناکارآمدی برجام، در ضعیفترین موقعیت خود در ۴۲ سال اخیر قرار گرفته و لذا این گفتمان برای ورود به عرصه انتخابات سیزدهم ایران به دوگانه قویتری از «دوگانه شکست خورده تحریم و معیشت» نیاز دارد و چه بسا به برجستهسازی «دوگانه جنگ و صلح» اقدام کند. به هر روی، پیروزی بایدن و بازی سیاسی وی در زمین دولت دوازدهم، میتواند همچون سوختی باشد که چرخ دولت دوازدهم را در ردایی جدیدتر تا ۴ سال دیگر نیز بچرخاند؛ و در مقابل پیروزی مجدد دونالد ترامپ، شاید میخی باشد بر تابوت «گفتمان مذاکره با آمریکا» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران.
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
با توجه به امکان آزادسازی برخی از منابع مالی مسدودشده ایران در کشورهایی از قبیل چین، عراق، ژاپن، کرهجنوبی یا لوکزامبورگ، دولت آمریکا حتی اگر تنها بخشی از این منابع را آزاد کند (که البته در ازای آن نیز امتیازاتی را طلب خواهد کرد)؛ قدرت پولپاشی و تزریق منابع مالی دولت دوازدهم را به طرز چشمگیری افزایش خواهد داد. آزادسازی این منابع مالی دقیقا در بازه ۵ ماهه تا انتخابات ایران، میتواند سیاستهای مالی دولت را نیز تحتتاثیر قرار داده و برای ایجاد رونق کوتاهمدت در اقتصاد، سختگیریهای مالیاتی را کاهش دهد. بازگشت آمریکا به برجام همچنین میتواند فرصت تبلیغات سیاسی را برای دولت دوازدهم در ماههای پیش از انتخابات فراهم سازد که به تقویت مجدد راهبرد پیوند معیشت و سیاست خارجی دولت میانجامد؛ راهبردی که در ۷ سال اخیر ناموفق بوده است.
تحقق این سناریو تا حدودی منافع آمریکا را نیز تامین خواهد کرد چراکه احتمالا دولت آمریکا در قبال آزادسازی منابع مالی متعلق به ایران، انتظار امضای توافقات بیشتری را در حوزههای فرابرجامی همچون مسائل منطقهای و تسلیحاتی از ایران طلب خواهد کرد. این توافقات تنها در صورتی به نتیجه خواهند رسید که دموکراتها در آمریکا و اصلاحطلبان یا اعتدالیون (گفتمان مذاکره) در ایران دولت را در دست داشته باشند.
نتیجه
مذاکره ایران و آمریکا در شرایطی تحقق پیدا خواهد کرد که جناحهای چپ در هر دو دولت ایران و آمریکا، قدرت را در اختیار داشته باشند. بارزترین نمود تاریخی آن توافق برجام بود که حاصل همزمانی سه ساله دولت دموکرات در آمریکا و دولت اعتدالی در ایران بود.کمترین احتمال مذاکره نیز در صورتی خواهد بود که جناحهای راست، قدرت را در هر دو کشور در اختیار داشته باشند. در صورتی که جناحهای غیرهمسو در هر یک از دو کشور نیز در راس قدرت باشند (دولت دموکرات در آمریکا و دولت اصولگرا در ایران یا دولت جمهوریخواه در آمریکا و دولت اصلاحطلب در ایران)، احتمال مذاکره پایین خواهد بود که نمود بارز آن در زمان دولت اصلاحات در ایران و دولت جمهوریخواه بوش در آمریکا رخ داد. دوره دیگر آن نیز در دوران دولت اصولگرای احمدی نژاد در ایران و دولت دموکرات اوباما در آمریکا بود که با وجود مذاکرات فنی، اما توافقی شکل نگرفت. به هر ترتیب، گفتمان مذاکره با آمریکا در سالهای اخیر تحتتاثیر ناکارآمدی برجام، در ضعیفترین موقعیت خود در ۴۲ سال اخیر قرار گرفته و لذا این گفتمان برای ورود به عرصه انتخابات سیزدهم ایران به دوگانه قویتری از «دوگانه شکست خورده تحریم و معیشت» نیاز دارد و چه بسا به برجستهسازی «دوگانه جنگ و صلح» اقدام کند. به هر روی، پیروزی بایدن و بازی سیاسی وی در زمین دولت دوازدهم، میتواند همچون سوختی باشد که چرخ دولت دوازدهم را در ردایی جدیدتر تا ۴ سال دیگر نیز بچرخاند؛ و در مقابل پیروزی مجدد دونالد ترامپ، شاید میخی باشد بر تابوت «گفتمان مذاکره با آمریکا» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران.
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
🔺️بر اساس تازهترین نظرسنجی سراسری انجام شده توسط نیویورک تایمز و کالج سیهنا درباره نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، نامزد دموکراتها برای انتخابات ریاست جمهوری نُه درصد از رئیس جمهور کنونی آمریکا پیش است.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
#کتاب
📘احزاب سیاسی و انتخابات در آمریکا؛ فرآیند الکتورال (انتخاب)
✍️نویسندگان: مارک دی برور و ال سندی مایسل
زبان کتاب: انگلیسی
📄تعداد صفحات: 735
انتشارات: Rowman & Littlefield
دانلود در لینک زیر
📎https://news.1rj.ru/str/usstudies/514
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
📘احزاب سیاسی و انتخابات در آمریکا؛ فرآیند الکتورال (انتخاب)
✍️نویسندگان: مارک دی برور و ال سندی مایسل
زبان کتاب: انگلیسی
📄تعداد صفحات: 735
انتشارات: Rowman & Littlefield
دانلود در لینک زیر
📎https://news.1rj.ru/str/usstudies/514
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Parties_and_Elections_in_America_The_Electoral_Process_by_Mark_D.pdf
12 MB
#کتاب
📘احزاب سیاسی و انتخابات در آمریکا؛ فرآیند الکتورال (انتخاب)
✍️نویسندگان: مارک دی برور و ال سندی مایسل
زبان کتاب: انگلیسی
📄تعداد صفحات: 735
انتشارات: Rowman & Littlefield
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
📘احزاب سیاسی و انتخابات در آمریکا؛ فرآیند الکتورال (انتخاب)
✍️نویسندگان: مارک دی برور و ال سندی مایسل
زبان کتاب: انگلیسی
📄تعداد صفحات: 735
انتشارات: Rowman & Littlefield
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺بایدن میتواند برجام را احیا کند؟
🌐دنیای اقتصاد
در شرایطی که سیاست آمریکا در قبال ایران یکی از موضوعات مهم کمپینهای انتخاباتی بایدن و ترامپ است، باید به این پرسش پاسخ داد که آیا بایدن قادر به احیای برجام خواهد بود یا خیر. با وجود وعده بایدن برای احیای برجام در صورت ورود به کاخسفید، موانع عظیمی وجود دارند که موجب دشواری در این امر و نیز مذاکرات مجدد بین تهران و واشنگتن در دوره احتمالی ریاستجمهوری جو بایدن میشوند.
به گزارش گروه اقتصاد بینالملل روزنامه «دنیایاقتصاد»، وبسایت گلوبال ویلیج در مقالهای با بررسی رویکرد دولت تحت رهبری جو بایدن در قبال ایران مینویسد: «دولت ترامپ فشار ریسمانی که اقتصاد ایران را با آن محاصره کرده بیش از پیش افزایش داده است. او در هشتم اکتبر دور تازهای از تحریمها را که بتواند بهطور کامل این کشور را از سیستم مالی جهان خارج کند، اعلام کرد».
تحریمهای دولت ترامپ علیه ۱۸ بانک اصلی ایران، یکی از وسیعترین اقداماتی است که در ماههای اخیر از سوی واشنگتن و علیه ایران صورت گرفته است. این فرمان اجرایی همچنین موسسات غیرایرانی را که با بانکهای ایرانی تجارت کنند، جریمه میکند تا بهطور موثر دست این بانکها از سیستم مالی بینالمللی کوتاه شود. مهمتر آنکه، تحریمها، شرکتهای خارجی که به تجارت با این بانکها بپردازند را نیز جریمه میکنند؛ به این صورت که به آنها ۴۵ روز فرصت داده میشود که یا تعامل خود با این بانکها را متوقف کنند یا هدف «تحریمهای طرف ثالث» قرار بگیرند.
مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالاتمتحده در سپتامبر گفت: «ایالاتمتحده انتظار دارد تا تمامی اعضای سازمانملل بهطور کامل در راستای پایبندی به این اقدامات گام بردارند. اگر کشورهای عضو نتوانند به وظایف خود در اجرای این تحریمها عمل کنند، ایالاتمتحده آماده است تا از اختیارات داخلی خود در اعمال پیامدها برای آنهایی که قصور میکنند، استفاده کند و اطمینان یابد که ایران از طریق انجام اقدامات ممنوع در سازمانملل، منتفع نمیشود.» دور پیشین تحریمهای ایران که در نتیجه حصول توافق هستهای ۲۰۱۵ برداشته شدند، از جنس «تحریم طرف ثالث» بودند؛ به این معنا که هر دولت یا کسبوکاری که با ایران تجارت داشته باشد، دیگر نمیتواند در فعالیتهای بازرگانی با دولت آمریکا و شرکتهای تجاری این کشور وارد شود.
ابهام آگاهانه در رویکرد بایدن
جو بایدن، نامزد دموکراتها در انتخابات ریاستجمهوری بهطور آگاهانه بیانیههای خود را در مورد ایران دوپهلو و مبهم نگه داشته تا بتواند خلأ موجود در سیاست ایران خود را بپوشاند. از سوی دیگر، او یک قول انتخاباتی میدهد تا در صورت ورود به کاخسفید، بازگشت آمریکا به توافق برجام را مدنظر قرار دهد. اما از طرفی، او در ماه ژوئن در توییتر نوشت: «اشتباه نکنید: ایران همچنان یک بازیگر بد است که از حقوق بشر سوءاستفاده میکند و حامی فعالیتهای تروریستی در سراسر منطقه است. آنچه ما نیاز داریم، رئیسجمهوری است که اقدامات استراتژیکی را برای مقابله با تهدید ایران اتخاذ و جایگاه آمریکا در جهان را ترمیم کند، ارزش دیپلماسی اصولی را به رسمیت بشناسد و ملت و امنیت ما را از طریق انجام همکاری استراتژیک با متحدان آمریکا، تقویت کند.»
با این حال، حتی اگر فرض کنیم که با وجود نفوذ لابیهای صهیونیستی در واشنگتن که ترامپ را وادار به خروج از برجام کردند، بایدن در ترمیم برجام صادق است، بعید است بتواند تا آخر به لفاظیهای گزاف انتخاباتی خود با استفاده از تصمیمات محسوس سیاسی ادامه دهد. دونالد ترامپ نیز بارها در ماههای منتهی به انتخابات ۲۰۱۶ و در جریان چهار سال ریاستجمهوری خود گفته که توافق هستهای با ایران که از سوی دولت اوباما امضا شده بود، «توافقی ناعادلانه» بوده است که در ازای دریافت «هیچچیز» برای آمریکا، امتیازات بزرگی را به ایران میدهد. متاسفانه در کلام ترامپ اندک ردی از واقعیت نیز وجود دارد چراکه دولت اوباما در حالی توافق هستهای با ایران را در جولای ۲۰۱۵ امضا کرد که تحت فشار ناشی از خطا در سیاست خاورمیانه بود و قصد داشت تا همکاری ایران را در سوریه و عراق جلب و از این طریق بتواند حفظ آبرو کند.
🔹سابقه سیاست خاورمیانهای واشنگتن
برای فهم اینکه دولت اوباما چه خطاهایی را در سوریه و عراق انجام داد، باید سابقه سیاست خاورمیانهای واشنگتن را مورد توجه قرار داد. درگیری داخلی ۹ ساله در سوریه، موجب خلق هزاران گروه شبهنظامی نظیر داعش شد و پس از آنکه این نزاع در سال ۲۰۱۴ با عبور از مرزها به خاک عراق رسید، این بحران عامل اصلی حملات تروریستی مرتبط با داعش در اروپا از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ بود.
⬇️ادامه مطلب⬇️
🌐دنیای اقتصاد
در شرایطی که سیاست آمریکا در قبال ایران یکی از موضوعات مهم کمپینهای انتخاباتی بایدن و ترامپ است، باید به این پرسش پاسخ داد که آیا بایدن قادر به احیای برجام خواهد بود یا خیر. با وجود وعده بایدن برای احیای برجام در صورت ورود به کاخسفید، موانع عظیمی وجود دارند که موجب دشواری در این امر و نیز مذاکرات مجدد بین تهران و واشنگتن در دوره احتمالی ریاستجمهوری جو بایدن میشوند.
به گزارش گروه اقتصاد بینالملل روزنامه «دنیایاقتصاد»، وبسایت گلوبال ویلیج در مقالهای با بررسی رویکرد دولت تحت رهبری جو بایدن در قبال ایران مینویسد: «دولت ترامپ فشار ریسمانی که اقتصاد ایران را با آن محاصره کرده بیش از پیش افزایش داده است. او در هشتم اکتبر دور تازهای از تحریمها را که بتواند بهطور کامل این کشور را از سیستم مالی جهان خارج کند، اعلام کرد».
تحریمهای دولت ترامپ علیه ۱۸ بانک اصلی ایران، یکی از وسیعترین اقداماتی است که در ماههای اخیر از سوی واشنگتن و علیه ایران صورت گرفته است. این فرمان اجرایی همچنین موسسات غیرایرانی را که با بانکهای ایرانی تجارت کنند، جریمه میکند تا بهطور موثر دست این بانکها از سیستم مالی بینالمللی کوتاه شود. مهمتر آنکه، تحریمها، شرکتهای خارجی که به تجارت با این بانکها بپردازند را نیز جریمه میکنند؛ به این صورت که به آنها ۴۵ روز فرصت داده میشود که یا تعامل خود با این بانکها را متوقف کنند یا هدف «تحریمهای طرف ثالث» قرار بگیرند.
مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالاتمتحده در سپتامبر گفت: «ایالاتمتحده انتظار دارد تا تمامی اعضای سازمانملل بهطور کامل در راستای پایبندی به این اقدامات گام بردارند. اگر کشورهای عضو نتوانند به وظایف خود در اجرای این تحریمها عمل کنند، ایالاتمتحده آماده است تا از اختیارات داخلی خود در اعمال پیامدها برای آنهایی که قصور میکنند، استفاده کند و اطمینان یابد که ایران از طریق انجام اقدامات ممنوع در سازمانملل، منتفع نمیشود.» دور پیشین تحریمهای ایران که در نتیجه حصول توافق هستهای ۲۰۱۵ برداشته شدند، از جنس «تحریم طرف ثالث» بودند؛ به این معنا که هر دولت یا کسبوکاری که با ایران تجارت داشته باشد، دیگر نمیتواند در فعالیتهای بازرگانی با دولت آمریکا و شرکتهای تجاری این کشور وارد شود.
ابهام آگاهانه در رویکرد بایدن
جو بایدن، نامزد دموکراتها در انتخابات ریاستجمهوری بهطور آگاهانه بیانیههای خود را در مورد ایران دوپهلو و مبهم نگه داشته تا بتواند خلأ موجود در سیاست ایران خود را بپوشاند. از سوی دیگر، او یک قول انتخاباتی میدهد تا در صورت ورود به کاخسفید، بازگشت آمریکا به توافق برجام را مدنظر قرار دهد. اما از طرفی، او در ماه ژوئن در توییتر نوشت: «اشتباه نکنید: ایران همچنان یک بازیگر بد است که از حقوق بشر سوءاستفاده میکند و حامی فعالیتهای تروریستی در سراسر منطقه است. آنچه ما نیاز داریم، رئیسجمهوری است که اقدامات استراتژیکی را برای مقابله با تهدید ایران اتخاذ و جایگاه آمریکا در جهان را ترمیم کند، ارزش دیپلماسی اصولی را به رسمیت بشناسد و ملت و امنیت ما را از طریق انجام همکاری استراتژیک با متحدان آمریکا، تقویت کند.»
با این حال، حتی اگر فرض کنیم که با وجود نفوذ لابیهای صهیونیستی در واشنگتن که ترامپ را وادار به خروج از برجام کردند، بایدن در ترمیم برجام صادق است، بعید است بتواند تا آخر به لفاظیهای گزاف انتخاباتی خود با استفاده از تصمیمات محسوس سیاسی ادامه دهد. دونالد ترامپ نیز بارها در ماههای منتهی به انتخابات ۲۰۱۶ و در جریان چهار سال ریاستجمهوری خود گفته که توافق هستهای با ایران که از سوی دولت اوباما امضا شده بود، «توافقی ناعادلانه» بوده است که در ازای دریافت «هیچچیز» برای آمریکا، امتیازات بزرگی را به ایران میدهد. متاسفانه در کلام ترامپ اندک ردی از واقعیت نیز وجود دارد چراکه دولت اوباما در حالی توافق هستهای با ایران را در جولای ۲۰۱۵ امضا کرد که تحت فشار ناشی از خطا در سیاست خاورمیانه بود و قصد داشت تا همکاری ایران را در سوریه و عراق جلب و از این طریق بتواند حفظ آبرو کند.
🔹سابقه سیاست خاورمیانهای واشنگتن
برای فهم اینکه دولت اوباما چه خطاهایی را در سوریه و عراق انجام داد، باید سابقه سیاست خاورمیانهای واشنگتن را مورد توجه قرار داد. درگیری داخلی ۹ ساله در سوریه، موجب خلق هزاران گروه شبهنظامی نظیر داعش شد و پس از آنکه این نزاع در سال ۲۰۱۴ با عبور از مرزها به خاک عراق رسید، این بحران عامل اصلی حملات تروریستی مرتبط با داعش در اروپا از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ بود.
⬇️ادامه مطلب⬇️
از زمان آغاز بحران سوریه در آگوست ۲۰۱۱ تا پیش از ژوئن ۲۰۱۴ که همزمان با یورش داعش به استانهای موصل و الانبار عراق بود، یک معاهده غیررسمی بین قدرتهای غربی، متحدان منطقهای آنها و گروههای شبهنظامی (تروریستی) علیه ایران و محور مقاومت وجود داشت. در راستای این توافق ضمنی، شبهنظامیان در کمپهایی که در مناطق مرزی ترکیه و اردن وجود داشتند آموزش دیده و تجهیز میشدند تا بتوانند با دولت سوریه مبارزه کنند. ترتیبات این معاهده غیررسمی که بین غرب و گروههای تندرو (تروریستی) وجود داشت، تا آگوست ۲۰۱۴ بسیار هم موثر بود. در این زمان دولت اوباما در یک چرخش از سیاست تغییر رژیم در سوریه، تصمیم گرفت که حملات هوایی را علیه داعش که در مبارزه با دولت بشار اسد بود، انجام دهد. این تصمیم به آن دلیل اتخاذ شد که داعش پا را از گلیم خود درازتر کرد و به عراق یورش برد، کشوری که آمریکا تنها حدود دو سال قبل، نظامیان خود را از آن خارج کرده بود.
پس از معکوس شدن سیاست قدرتهای غربی در سوریه و متعاقب آن، دخالت نظامی روسیه برای حمایت از دولت اسد در سپتامبر ۲۰۱۵، پیشرویهای تروریستها در سوریه و عراق متوقف شد. این شبهنظامیان نیز خیال کردند که غربیها به هدف آنها خیانت کردهاند. خشمی که این خیانت در دل داعشیها کاشت موجب شد تا آنها برای انتقام از غرب دست به اسلحه ببرند.
🔹بایدن و بازگشت به برجام
توافق هستهای ایران نه یک توافق بینالمللی از نظر قوانین آمریکا بود و نه یک توافق کاملا دولتی. برجام تنها بهعنوان یک «تعهد سیاسی» دستهبندی شد. به دلیل نفوذ لابیهای صهیونیستی در واشنگتن، مخالفت با برجام در گفتار سیاسی آمریکا به قدری شدید بود که عملا دولت اوباما امید به تصویب آن را در کنگره از دست داد و تنها کاری که توانست انجام دهد جلب آرای کافی از سوی دموکراتهای مخالف توافق بود تا مانع از تصویب طرح جمهوریخواهان برای ابطال وتوی ریاستجمهوری شود.
اما میراث دولت اوباما مانع از اقدامات دولت ترامپ نشد و از آنجا که هدف شکست داعش در اکتبر ۲۰۱۷ به ثمر نشست، واشنگتن نیز احساس کرد که میتواند بهطور یکجانبه از توافق هستهای با ایران خارج شود و بار دیگر تحریمهای فلجکننده «شخص ثالث» علیه بخشهای مالی و نفتی ایران بازگشتند. یکی از موانع دیگر برای ترمیم برجام، فناوری موشک بالستیک ایران است. اگر بایدن قرار باشد که توافق هستهای را پس از ورود به کاخسفید زنده کند، باید در مورد توافقی مذاکرات را از سربگیرد که شامل برنامه موشکی بالستیک ایران در کنار برنامه هستهای شود؛ این در حالی است که تهران توان موشکی خود را «بازدارندگی استراتژیک» علیه دشمنان منطقهای خود میداند.
🔹نقش منفی اسرائیل
اما اسرائیلیها نیز در این معادله حضور خواهند داشت. در جریان جنگ ۶ روزه سال ۲۰۰۶ با لبنان، صدها راکت از سوی حزبالله لبنان، نیروی همپیمان ایران به شهرهای مختلف اسرائیل شلیک شدند. اگرچه این راکتها چندان هدفمند شلیک نمیشدند اما این حملات موجب شد تا استراتژیستهای اسرائیلی از خواب بیدار شوند و این احتمال را بررسی کنند که در صورت انتقال دانش موشکی ایران به حزبالله که حوزه عملیاتی آن بیخ گوش مرزهای اسرائیل است، چه اتفاقی رخ میدهد.
از این رو لابیگران صهیونیستی در واشنگتن، دولت اوباما را که البته بایدن نیز معاون آن بود، متقاعد کردند تا یک جنگ داخلی را علیه دمشق و حزبالله لبنان، همپیمانان ایران هماهنگی و راهاندازی کند تا محور مقاومت تحت حمایت ایران علیه اسرائیل خلع ید شود.
⬇️ادامه مطلب⬇️
پس از معکوس شدن سیاست قدرتهای غربی در سوریه و متعاقب آن، دخالت نظامی روسیه برای حمایت از دولت اسد در سپتامبر ۲۰۱۵، پیشرویهای تروریستها در سوریه و عراق متوقف شد. این شبهنظامیان نیز خیال کردند که غربیها به هدف آنها خیانت کردهاند. خشمی که این خیانت در دل داعشیها کاشت موجب شد تا آنها برای انتقام از غرب دست به اسلحه ببرند.
🔹بایدن و بازگشت به برجام
توافق هستهای ایران نه یک توافق بینالمللی از نظر قوانین آمریکا بود و نه یک توافق کاملا دولتی. برجام تنها بهعنوان یک «تعهد سیاسی» دستهبندی شد. به دلیل نفوذ لابیهای صهیونیستی در واشنگتن، مخالفت با برجام در گفتار سیاسی آمریکا به قدری شدید بود که عملا دولت اوباما امید به تصویب آن را در کنگره از دست داد و تنها کاری که توانست انجام دهد جلب آرای کافی از سوی دموکراتهای مخالف توافق بود تا مانع از تصویب طرح جمهوریخواهان برای ابطال وتوی ریاستجمهوری شود.
اما میراث دولت اوباما مانع از اقدامات دولت ترامپ نشد و از آنجا که هدف شکست داعش در اکتبر ۲۰۱۷ به ثمر نشست، واشنگتن نیز احساس کرد که میتواند بهطور یکجانبه از توافق هستهای با ایران خارج شود و بار دیگر تحریمهای فلجکننده «شخص ثالث» علیه بخشهای مالی و نفتی ایران بازگشتند. یکی از موانع دیگر برای ترمیم برجام، فناوری موشک بالستیک ایران است. اگر بایدن قرار باشد که توافق هستهای را پس از ورود به کاخسفید زنده کند، باید در مورد توافقی مذاکرات را از سربگیرد که شامل برنامه موشکی بالستیک ایران در کنار برنامه هستهای شود؛ این در حالی است که تهران توان موشکی خود را «بازدارندگی استراتژیک» علیه دشمنان منطقهای خود میداند.
🔹نقش منفی اسرائیل
اما اسرائیلیها نیز در این معادله حضور خواهند داشت. در جریان جنگ ۶ روزه سال ۲۰۰۶ با لبنان، صدها راکت از سوی حزبالله لبنان، نیروی همپیمان ایران به شهرهای مختلف اسرائیل شلیک شدند. اگرچه این راکتها چندان هدفمند شلیک نمیشدند اما این حملات موجب شد تا استراتژیستهای اسرائیلی از خواب بیدار شوند و این احتمال را بررسی کنند که در صورت انتقال دانش موشکی ایران به حزبالله که حوزه عملیاتی آن بیخ گوش مرزهای اسرائیل است، چه اتفاقی رخ میدهد.
از این رو لابیگران صهیونیستی در واشنگتن، دولت اوباما را که البته بایدن نیز معاون آن بود، متقاعد کردند تا یک جنگ داخلی را علیه دمشق و حزبالله لبنان، همپیمانان ایران هماهنگی و راهاندازی کند تا محور مقاومت تحت حمایت ایران علیه اسرائیل خلع ید شود.
⬇️ادامه مطلب⬇️
جنگطلبان در واشنگتن بهطور کامل از پیامدهای اقدامات خود در سوریه آگاه بودند اما با این وجود، به سیاست بیمار پرورش شبهنظامیان در کمپهای مناطق مرزی سوریه با ترکیه و اردن ادامه دادند تا بتوانند دولت ضد صهیونیستی بشار اسد را تضعیف کنند. در نتیجه نفوذ گسترده لابیهای اسرائیلی در واشنگتن بود که دولت اوباما بهطور عامدانه صداهای هشدارآمیز را مبنی بر اینکه جنگ نیابتی در سوریه میتواند موجب تولد گروههای تندرو و رادیکال شود، ساکت کرد. در طول این سالها، اسرائیل نهتنها کمکهای تسلیحاتی و پزشکی را در اختیار شبهنظامیان (تروریست) و بهویژه گروههای زیرمجموعه ارتش آزاد سوریه و النصره که شاخه القاعده در سوریه بود، گذاشت بلکه نیروی هوایی آن نیز عملا نقش نیروی هوایی شبهنظامیان سوریه را ایفا کرد و صدها حمله هوایی را در جریان جنگ داخلی ۹ ساله در سوریه عملیاتی کرد. رئیس ستاد مشترک ارتش وقت اسرائیل در مصاحبهای با نیویورکتایمز در ژانویه سال گذشته تایید کرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل پیشنهادش را در ژانویه ۲۰۱۷ برای تشدید حملات هوایی پذیرفت. تنها در سال ۲۰۱۸، نیروی هوایی اسرائیل دو هزار بمب را در سوریه رها کرد. هدف این دست از حملات هوایی در سوریه، فناوری و تاسیسات موشکی ایرانی بود که از سوی تهران در اختیار دمشق و حزبالله لبنان قرار گرفته بود، چراکه یک تهدید جدی را برای امنیت منطقهای اسرائیل ایجاد میکرد.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Forwarded from 🇪🇺مطالعات اروپا و بریتانیا🇬🇧
🔴#برگزاری_رویداد #اصلاحیه🔴
🔹به مناسبت نودمین سال تأسیس پادشاهی سعودی؛
گروه مطالعات بریتانیا برگزار می کند؛
🔺لارنس، استعمار بریتانیا و پادشاهی عربی سعودی
ارائه: امیرحسین عسکری
🔘مروری بر نقش پادشاهی متحده و سیاست های این کشور در تأسیس و ظهور پادشاهی سعودی
📆تاریخ: 29 اکتبر 2020 برابر با پنجشنبه 8 آبان 1399
⏰زمان؛ 17:30 تا 19:30 به وقت لندن برابر با 21:00 تا 23:00 به وقت تهران
@Britishstudies
🇪🇺🇬🇧
🔹به مناسبت نودمین سال تأسیس پادشاهی سعودی؛
گروه مطالعات بریتانیا برگزار می کند؛
🔺لارنس، استعمار بریتانیا و پادشاهی عربی سعودی
ارائه: امیرحسین عسکری
🔘مروری بر نقش پادشاهی متحده و سیاست های این کشور در تأسیس و ظهور پادشاهی سعودی
📆تاریخ: 29 اکتبر 2020 برابر با پنجشنبه 8 آبان 1399
⏰زمان؛ 17:30 تا 19:30 به وقت لندن برابر با 21:00 تا 23:00 به وقت تهران
@Britishstudies
🇪🇺🇬🇧
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ببینید
🔺فاجعه ای به نام جو بایدن برای آمریکا؛ از سرقت ادبی تا نژاد پرستی و اینک راند سوم
🔹آیا آنچه را که #محسن_رضایی در ایران نتوانست به آن برسد، بایدن می تواند؟
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺فاجعه ای به نام جو بایدن برای آمریکا؛ از سرقت ادبی تا نژاد پرستی و اینک راند سوم
🔹آیا آنچه را که #محسن_رضایی در ایران نتوانست به آن برسد، بایدن می تواند؟
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺دموکراتها دست به دامان اجداد آمریکاییها شدند.
🔹کاملا هریس: "به خاطر افتخار به اجدادمان رای بدهید".
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹کاملا هریس: "به خاطر افتخار به اجدادمان رای بدهید".
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Forwarded from THE POLITICS
🔺انتخابات امریکا؛ مشترکات سنت محافظه کاری در بریتانیا و ایالات متحده
✍️امیرحسین عسکری
🔹پادشاهی متحده بریتانیا و ایرلند شمالی (UKNI) و ایالات متحده امریکا (USA) دو کشور در دو سوی اتلانتیک هستند که در دوره پس از جنگ جهانی دوم روابط آنها از یک اتحاد معمولی فراتر رفته است و برخی تحلیل گران بر این باورند که جدا از مشابهتها در نامگذاری شهرها و سنت حزبی و حتی نامگذاری احزاب در ابتدای مسیر تحزب در ایالات متحده، این دو کشور دارای یک سپهر و فضای سیاسی مشترکی هستند. منظور از سنت و فضای سیاسی رویکرد کلی افکار عمومی در این دو کشور است که منجر به ظهور و تداوم دولتها میشود. به عبارت دیگر، سنت سیاسی و فضای سیاسی اشاره به روح غالب در یک ملت دارد که بر اساس آن ایستار سیاسی و نگرشهای آنان سمت و سوی خاصی را به معرض نمایش میگذارد. شاید بتوان بهنوعی بارزترین ویژگی سنت سیاسی و یا سپهر سیاسی را در نظامهای پارلمانی بر اساس فراز و فرود دولتها در نظر گرفت. ازآنجاکه این دولتها مبتنی بر انتخابات و بر اساس برساختهای از افکار عمومی شهروندان ظهور و تداوم مییابند میتوان تا حدودی بر سنت سیاسی غالب در کشورها پی برد.
🔘مطالعه کامل مطلب در The Politics
📎https://thepolitics.ir/research/2020/10/21/821/
@thepoliticss
✍️امیرحسین عسکری
🔹پادشاهی متحده بریتانیا و ایرلند شمالی (UKNI) و ایالات متحده امریکا (USA) دو کشور در دو سوی اتلانتیک هستند که در دوره پس از جنگ جهانی دوم روابط آنها از یک اتحاد معمولی فراتر رفته است و برخی تحلیل گران بر این باورند که جدا از مشابهتها در نامگذاری شهرها و سنت حزبی و حتی نامگذاری احزاب در ابتدای مسیر تحزب در ایالات متحده، این دو کشور دارای یک سپهر و فضای سیاسی مشترکی هستند. منظور از سنت و فضای سیاسی رویکرد کلی افکار عمومی در این دو کشور است که منجر به ظهور و تداوم دولتها میشود. به عبارت دیگر، سنت سیاسی و فضای سیاسی اشاره به روح غالب در یک ملت دارد که بر اساس آن ایستار سیاسی و نگرشهای آنان سمت و سوی خاصی را به معرض نمایش میگذارد. شاید بتوان بهنوعی بارزترین ویژگی سنت سیاسی و یا سپهر سیاسی را در نظامهای پارلمانی بر اساس فراز و فرود دولتها در نظر گرفت. ازآنجاکه این دولتها مبتنی بر انتخابات و بر اساس برساختهای از افکار عمومی شهروندان ظهور و تداوم مییابند میتوان تا حدودی بر سنت سیاسی غالب در کشورها پی برد.
🔘مطالعه کامل مطلب در The Politics
📎https://thepolitics.ir/research/2020/10/21/821/
@thepoliticss
#انتخابات_آمریکا
دریادار مکریون:
🔸به بایدن رأی دهید
دریادار مکریون فرمانده سابق نیروهای ویژه ایالات متحده و سرتیم گروه دستگیرکننده بنلادن در اقدامی بیسابقه گفت که در رأیی زودهنگام، به #جو_بایدن رأی داده است.
او در بیانیهای نوشت که اگرچه فردی محافظهکار است ولی احساس خطر کرده و به نامزد دموکراتها رأی میدهد، و از دیگران نیز خواست که چنین کنند.
این نخستین باری است که دریادار مکریون آشکارا موضعی سیاسی درباره انتخابات میگیرد.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
دریادار مکریون:
🔸به بایدن رأی دهید
دریادار مکریون فرمانده سابق نیروهای ویژه ایالات متحده و سرتیم گروه دستگیرکننده بنلادن در اقدامی بیسابقه گفت که در رأیی زودهنگام، به #جو_بایدن رأی داده است.
او در بیانیهای نوشت که اگرچه فردی محافظهکار است ولی احساس خطر کرده و به نامزد دموکراتها رأی میدهد، و از دیگران نیز خواست که چنین کنند.
این نخستین باری است که دریادار مکریون آشکارا موضعی سیاسی درباره انتخابات میگیرد.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸