1.Introduce: فعل به معنای معرفی کردن،نشان دادن،آشنا کردن،باب کردن.
introduction:مقدمه،معرفی.
حرف اضافه ای که همراه با introduce به کار برده میشود،to هستش.
2.psychology:روانشناسی
Psychologist: روانشناس
Psychological:روانی،مربوط به روانشناسی
3.define :فعل به معنای تعریف کردن،شناسایی کردن
definition:define اسم فعل
4.behave:فعل به معنای رفتار کردن
behavior: اسم به معنای رفتار
behavioral:صفت به معنای رفتاری
5.Overt:صفت به معنای آشکار
6.covert:صفت به معنای پنهان
7.external :صفت به معنای خارجی
8.internal:صفت به معنای داخلی
9.observe:فعل به معنای مشاهده کردن
observable:قابل مشاهده
non-observable: غیر قابل مشاهده
10.predict:پیش بینی کردن
prediction:پیش بینی
11.train:آموزش دادن،تعلیم دادن
training:آموزش
12.granted:اعطا شده
13.require:لازم داشتن.خواستن.مستلزم بودن
14(انواع مدارک دانشگاهی):
1.associate's degree:مقطع کاردانی
2.bachelor's degree:مقطع کارشناسی
3.master's degree:مقطع کارشناسی ارشد
4.doctorate:دکتری
introduction:مقدمه،معرفی.
حرف اضافه ای که همراه با introduce به کار برده میشود،to هستش.
2.psychology:روانشناسی
Psychologist: روانشناس
Psychological:روانی،مربوط به روانشناسی
3.define :فعل به معنای تعریف کردن،شناسایی کردن
definition:define اسم فعل
4.behave:فعل به معنای رفتار کردن
behavior: اسم به معنای رفتار
behavioral:صفت به معنای رفتاری
5.Overt:صفت به معنای آشکار
6.covert:صفت به معنای پنهان
7.external :صفت به معنای خارجی
8.internal:صفت به معنای داخلی
9.observe:فعل به معنای مشاهده کردن
observable:قابل مشاهده
non-observable: غیر قابل مشاهده
10.predict:پیش بینی کردن
prediction:پیش بینی
11.train:آموزش دادن،تعلیم دادن
training:آموزش
12.granted:اعطا شده
13.require:لازم داشتن.خواستن.مستلزم بودن
14(انواع مدارک دانشگاهی):
1.associate's degree:مقطع کاردانی
2.bachelor's degree:مقطع کارشناسی
3.master's degree:مقطع کارشناسی ارشد
4.doctorate:دکتری
❤1
لغات:
۱.major:عمده،بزرگ،مهم
majority:اکثریت
۲.subfield:شاخه،رشته ی فرعی، زیر شاخه
sub: مادون، تابع، تحت
field : رشته
۳.clinical psychology: روانشناسی بالینی
۴.counseling: مشاوره
counsel: مشورت، مشورت دادن
۵.cause: باعث شدن، علت، سبب
۶.treatment: درمان
treat: درمان کردن
treatable:قابل درمان
untreatable: غیر قابل درمان
۷.graduate school:دوره ی بعد از لیسانس
۸.especialize:تخصص گرفتن، متخصص شدن
۹.diagnose: تشخیص دادن
diagnosable:قابل تشخیص
۱۰.emotional:عاطفی،هیجانی،احساسی
emotion:احساس، عاطفه
emotionally:قید به معنای با احساس
۱۱.mental:روحی،فکری،روانی
mental health:سلامت روان
۱۲.cognitive:شناختی
۱۳.processing:پردازش
process:پردازش،فرایند،پردازش گردن
۱۴.information:اطلاعات
inform:آگاه کردن،خبر دادن
۱۵.memory:حافظه
memorable:به یادماندنی،فراموش نشدنی
۱۶.concept:مفهوم،فکر
conception: ادراک،فهم
۱۷.formation:سازمان،شکل
form:فرم دادن،شکل دادن
۱۸.comparative:قیاسی،نسبی،صفت تفضیلی
compare:مقایسه کردن
توجه:حرف اضافه همراه این فعل with است.مثل compare something with something
۱۹.across: از وسط،سرتاسر،ازمیان
۲۰.species:انواع
۲۱.include:شامل بودن،دربرداشتن
including:شامل
۲۲.develope:بسط دادن،گسترش دادن
development:رشد،پیشرفت
developmental:رشد
۲۳.age_related: مرتبط با سن
۲۴.prenatal: پیش از تولد
۲۵.period:دوره
۲۶.through: سراسر،تمام،کامل
۱.major:عمده،بزرگ،مهم
majority:اکثریت
۲.subfield:شاخه،رشته ی فرعی، زیر شاخه
sub: مادون، تابع، تحت
field : رشته
۳.clinical psychology: روانشناسی بالینی
۴.counseling: مشاوره
counsel: مشورت، مشورت دادن
۵.cause: باعث شدن، علت، سبب
۶.treatment: درمان
treat: درمان کردن
treatable:قابل درمان
untreatable: غیر قابل درمان
۷.graduate school:دوره ی بعد از لیسانس
۸.especialize:تخصص گرفتن، متخصص شدن
۹.diagnose: تشخیص دادن
diagnosable:قابل تشخیص
۱۰.emotional:عاطفی،هیجانی،احساسی
emotion:احساس، عاطفه
emotionally:قید به معنای با احساس
۱۱.mental:روحی،فکری،روانی
mental health:سلامت روان
۱۲.cognitive:شناختی
۱۳.processing:پردازش
process:پردازش،فرایند،پردازش گردن
۱۴.information:اطلاعات
inform:آگاه کردن،خبر دادن
۱۵.memory:حافظه
memorable:به یادماندنی،فراموش نشدنی
۱۶.concept:مفهوم،فکر
conception: ادراک،فهم
۱۷.formation:سازمان،شکل
form:فرم دادن،شکل دادن
۱۸.comparative:قیاسی،نسبی،صفت تفضیلی
compare:مقایسه کردن
توجه:حرف اضافه همراه این فعل with است.مثل compare something with something
۱۹.across: از وسط،سرتاسر،ازمیان
۲۰.species:انواع
۲۱.include:شامل بودن،دربرداشتن
including:شامل
۲۲.develope:بسط دادن،گسترش دادن
development:رشد،پیشرفت
developmental:رشد
۲۳.age_related: مرتبط با سن
۲۴.prenatal: پیش از تولد
۲۵.period:دوره
۲۶.through: سراسر،تمام،کامل
1.educate:آموزش و پروش، تحصیلات،اموزش
education:تربیت کردن
educational:تربیتی
2.issue:صادر کردن
3.such as: همچون
4.designing: طرح کردن،قصد کردن
5.curricula:دوره تحصیلات
6.method:روش
7.experiment: آزمایش
experimental:آزمایشی
8.rely on: اعتماد کردن،تکیه کردن
9.science: دانش
scientific: علمی
10.area:ناحیه،حوزه،مساحت
11.sensation:احساس
12.percept:دریافت ادراکی
perception:ادراک
13.industrial:صنعتی
industry:صنعتی
14.organize:سازمان دادن
organization:سازمان
organizational:سازمان
15.general:کلی،عمومی
generally:معمولا،عمومی
16.optimum:بهینه،مطلوب
17.select:برگزیدن
selecting: انتخاب
18.employee:کارمند،مستخدم
19.marketing:بازاریابی،داد و ستد
20.product:محصول،فرآورده
production:ایجاد
21.directly:مستقیما
22.recommend:پیشنهاد کردن،توصیه کردن
recommendation:پیشنهاد
23.individual:فردی
24.referred:ارجاع داده شده،اشاره شده
25.concern:نگران بودن،اهمیت دادن
26.aspect:وجه،جنبه
27.interact(with):اثر متقابل داشتن،تعامل داشتن
28.for instance: برای مثال
29.aggressive:پرخاشگر،تهاجمی
30.friendship:دوستی
education:تربیت کردن
educational:تربیتی
2.issue:صادر کردن
3.such as: همچون
4.designing: طرح کردن،قصد کردن
5.curricula:دوره تحصیلات
6.method:روش
7.experiment: آزمایش
experimental:آزمایشی
8.rely on: اعتماد کردن،تکیه کردن
9.science: دانش
scientific: علمی
10.area:ناحیه،حوزه،مساحت
11.sensation:احساس
12.percept:دریافت ادراکی
perception:ادراک
13.industrial:صنعتی
industry:صنعتی
14.organize:سازمان دادن
organization:سازمان
organizational:سازمان
15.general:کلی،عمومی
generally:معمولا،عمومی
16.optimum:بهینه،مطلوب
17.select:برگزیدن
selecting: انتخاب
18.employee:کارمند،مستخدم
19.marketing:بازاریابی،داد و ستد
20.product:محصول،فرآورده
production:ایجاد
21.directly:مستقیما
22.recommend:پیشنهاد کردن،توصیه کردن
recommendation:پیشنهاد
23.individual:فردی
24.referred:ارجاع داده شده،اشاره شده
25.concern:نگران بودن،اهمیت دادن
26.aspect:وجه،جنبه
27.interact(with):اثر متقابل داشتن،تعامل داشتن
28.for instance: برای مثال
29.aggressive:پرخاشگر،تهاجمی
30.friendship:دوستی
لغات جلسه ۴:
1.historical:تاریخی
history:تاریخ
2.approach: دیدگاه
3.begin:آغاز کردن،شروع کردن
4.laboratory:آزمایشگاه
5.occur:اتفاق افتادن،رخ دادن
6.merger:ادغام
7.philosophy:فلسفه
8.analysis:تحلیل
9.introspection:درون نگری
10.conscious:هشیار
11.experience:تجربه
12.since:بعد از
13.several:جداگانه،چندین،چندتا
14.structuralism:ساختارگرایی
structure:ساختار
15.examine:آزمایش کردن
16.mind:ذهن
17.content:گنجایش،محتوا،خشنود،راضی
18.state:حالت
19.reduce:خواهش دادن
20.basic:بنیادی
21.functionalism:کارکردگرایی
function:تابع
22.adapt:سازگار کردن،وفق دادن
23.enviroment:محیط
24.influence:نفوذ
25.theory:نظریه
26:evolution:تکامل
1.historical:تاریخی
history:تاریخ
2.approach: دیدگاه
3.begin:آغاز کردن،شروع کردن
4.laboratory:آزمایشگاه
5.occur:اتفاق افتادن،رخ دادن
6.merger:ادغام
7.philosophy:فلسفه
8.analysis:تحلیل
9.introspection:درون نگری
10.conscious:هشیار
11.experience:تجربه
12.since:بعد از
13.several:جداگانه،چندین،چندتا
14.structuralism:ساختارگرایی
structure:ساختار
15.examine:آزمایش کردن
16.mind:ذهن
17.content:گنجایش،محتوا،خشنود،راضی
18.state:حالت
19.reduce:خواهش دادن
20.basic:بنیادی
21.functionalism:کارکردگرایی
function:تابع
22.adapt:سازگار کردن،وفق دادن
23.enviroment:محیط
24.influence:نفوذ
25.theory:نظریه
26:evolution:تکامل
لغات جلسه ۵
1.stress:فشار روانی
stressed:مضطرب
2.consciousness: هشیاری
unconsciousness:ناهشیاری
3.psychoanalysis: روانکاوی
4.emphasize:تایید کردن،اهمیت دادن
5.argue:بحث کردن،گفت و گو کردن
6.driven:تحریک شده،کنترل شده
drive:تحریک کردن،کنترل کردن
7.sexual:جنسی
8.urge:ترغیب کردن،اصرار کردن
9.conflict:تضاد
10.date:تاریخ،زمان
11.childhood:دوران کودکی
12.gestaltگشتالت
13.perception:ادراک
14.stimuli:محرک ها
15.percieve:ادراک کردن
16.whole:کل
17.entity:هویت،ذات
18.rather than:نسبت به
19.greater:بزرگتر
20.sum: مجموع
21.humanistic:بشر دوستانه
22.enormous:بزرگ،عظیم
23.potential:توان
24.growth:رشد
25.ability:توانایی،توانش
26.make choice:انتخاب کردن
27.uniqueness:یگانگی
1.stress:فشار روانی
stressed:مضطرب
2.consciousness: هشیاری
unconsciousness:ناهشیاری
3.psychoanalysis: روانکاوی
4.emphasize:تایید کردن،اهمیت دادن
5.argue:بحث کردن،گفت و گو کردن
6.driven:تحریک شده،کنترل شده
drive:تحریک کردن،کنترل کردن
7.sexual:جنسی
8.urge:ترغیب کردن،اصرار کردن
9.conflict:تضاد
10.date:تاریخ،زمان
11.childhood:دوران کودکی
12.gestaltگشتالت
13.perception:ادراک
14.stimuli:محرک ها
15.percieve:ادراک کردن
16.whole:کل
17.entity:هویت،ذات
18.rather than:نسبت به
19.greater:بزرگتر
20.sum: مجموع
21.humanistic:بشر دوستانه
22.enormous:بزرگ،عظیم
23.potential:توان
24.growth:رشد
25.ability:توانایی،توانش
26.make choice:انتخاب کردن
27.uniqueness:یگانگی
لغات جلسه ۶
1.representation: بازنمایی
2.remembering: یادآوری
3.consist:شامل بودن،عبارت بودن
4.perceiving: درک کردن،ادراک کردن
5.base on: مبتنی بر
6.proposing:پیشنهاد کردن
7.prediction: پیش بینی
8.designing:طرح کردن، قصد کردن
9.conduct:هدایت کردن
10.communicating:ارتباط
11.sample:نمونه
12.population:جمعیت
13.subset:زیرمجموعه
14.select:برگزیده
15.participate:شرکت داشتن،دخالت کردن
16.participant:شرکت کننده
17.make up:درست کردن،جبران کردن،ترغیب کردن
1.representation: بازنمایی
2.remembering: یادآوری
3.consist:شامل بودن،عبارت بودن
4.perceiving: درک کردن،ادراک کردن
5.base on: مبتنی بر
6.proposing:پیشنهاد کردن
7.prediction: پیش بینی
8.designing:طرح کردن، قصد کردن
9.conduct:هدایت کردن
10.communicating:ارتباط
11.sample:نمونه
12.population:جمعیت
13.subset:زیرمجموعه
14.select:برگزیده
15.participate:شرکت داشتن،دخالت کردن
16.participant:شرکت کننده
17.make up:درست کردن،جبران کردن،ترغیب کردن
لغات
1.stratified sample: نمونه لایه ای
2.relevent:مرتبط
3.subgroup:خرده گروه
4.randomly:به صورت تصادفی
5.proportion:تناسب
6.actually:در عمل، در حقیقت
7.replication:تکرار
8.refer to: اشاره داشتن،ارجاع داشتن
9.condition:شرایط
10.in order to:تا اینکه،برای اینکه
11.ensure:مطمئن شدن
12.reliability:پایایی،ثبات
13.determine:تعیین،تعیین کردن
14.cause-and-effect:علت و معلول
15.require:مستلزم است
16.systematically: به طور نظامدار
17.manipulate:دستکاری کردن
18.variable:متغیر
19.independent variable:متغیر مستقل
20.dependent variable: متغیر وابست
1.stratified sample: نمونه لایه ای
2.relevent:مرتبط
3.subgroup:خرده گروه
4.randomly:به صورت تصادفی
5.proportion:تناسب
6.actually:در عمل، در حقیقت
7.replication:تکرار
8.refer to: اشاره داشتن،ارجاع داشتن
9.condition:شرایط
10.in order to:تا اینکه،برای اینکه
11.ensure:مطمئن شدن
12.reliability:پایایی،ثبات
13.determine:تعیین،تعیین کردن
14.cause-and-effect:علت و معلول
15.require:مستلزم است
16.systematically: به طور نظامدار
17.manipulate:دستکاری کردن
18.variable:متغیر
19.independent variable:متغیر مستقل
20.dependent variable: متغیر وابست
لغات جلسه ۸🌸
1.at least: حداقل
2.expose:در معرض قرار دادن.
3.meaning: به این معنا
4.control group:گروه کنترل یا گروه گواه
5.respond:پاسخ
6.compare:مقایسه کردن
7.determine:مشخص می کند،تعیین میکند
8.assign:اختصاص دادن
9.random assignment: تشخیص تصادفی
10.equal: مساوی،برابر
11.chance:شانس
12.guarantee:تضمین کردن
13.similar:شبیه
14.characteristic:ویژگی
15.quasi-experiment:شبه آزمایش
1.at least: حداقل
2.expose:در معرض قرار دادن.
3.meaning: به این معنا
4.control group:گروه کنترل یا گروه گواه
5.respond:پاسخ
6.compare:مقایسه کردن
7.determine:مشخص می کند،تعیین میکند
8.assign:اختصاص دادن
9.random assignment: تشخیص تصادفی
10.equal: مساوی،برابر
11.chance:شانس
12.guarantee:تضمین کردن
13.similar:شبیه
14.characteristic:ویژگی
15.quasi-experiment:شبه آزمایش
1.subject bise:سوگیری آزمودنی
2.occure:اتفاق افتادن
3.research:پژوهش
4.bieng studied:تحت بررسی
5.expect:انتظار
6.placebo:دارونما
7.inactive:بی اثر
8.substance:ماده
9.believe:باور کردن
10.experience:تجربه کردن
11.administer drug:داروی مورد استفاده شده
12 observe: مشاهده گر
13.influence:تاثیر گذاشتن
14.measure:اندازه گیری کردن
15.record:ضبط کردن
16.double-blind:بی نام مضاعف,دوسر کور
17.being assigned:اختصاص یافتن
18.single-subject:تک آزمودنی
19.over time:در طول زمان
20.control:گواه
21.nonexperimental method:روش های غیر آزمایشی
22.discuss:بحث
23.correlation research:پژوهش مبتنی بر همبستگی
24.value:ارزش
25.inverse:معکوس
2.occure:اتفاق افتادن
3.research:پژوهش
4.bieng studied:تحت بررسی
5.expect:انتظار
6.placebo:دارونما
7.inactive:بی اثر
8.substance:ماده
9.believe:باور کردن
10.experience:تجربه کردن
11.administer drug:داروی مورد استفاده شده
12 observe: مشاهده گر
13.influence:تاثیر گذاشتن
14.measure:اندازه گیری کردن
15.record:ضبط کردن
16.double-blind:بی نام مضاعف,دوسر کور
17.being assigned:اختصاص یافتن
18.single-subject:تک آزمودنی
19.over time:در طول زمان
20.control:گواه
21.nonexperimental method:روش های غیر آزمایشی
22.discuss:بحث
23.correlation research:پژوهش مبتنی بر همبستگی
24.value:ارزش
25.inverse:معکوس
1.correlation coefficient:ضریب همبستگی
2.represent:نشان میدهد
3.range:دامنه
4.indicate:بیان میکند
5.perfectly:به طور کامل
6.closer:نزدیک تر
7.weaker:ضعیف تر
8.strong:نیرومند
9.however:با این همه
10.conclusion:نتیجه
11.naturalistic observation:مشاهده طبیعی
12.natural setting:زمینه طبیعی
13.unobtrusive:بدون مداخله
14.interobserver reliability:ثبات میان مشاهده گر
15.amount:میزان
16.agreement:توافق
17.simultaneously:به طور همزمان
18.case study:مورد پژوهشی
19.in-depth study:ژرف کاوی
20.interview:مصاحبه
21.servey study:روش زمینه یابی
22.collecting:جمع آوری کردن
23.questionnair:پرسشنامه
2.represent:نشان میدهد
3.range:دامنه
4.indicate:بیان میکند
5.perfectly:به طور کامل
6.closer:نزدیک تر
7.weaker:ضعیف تر
8.strong:نیرومند
9.however:با این همه
10.conclusion:نتیجه
11.naturalistic observation:مشاهده طبیعی
12.natural setting:زمینه طبیعی
13.unobtrusive:بدون مداخله
14.interobserver reliability:ثبات میان مشاهده گر
15.amount:میزان
16.agreement:توافق
17.simultaneously:به طور همزمان
18.case study:مورد پژوهشی
19.in-depth study:ژرف کاوی
20.interview:مصاحبه
21.servey study:روش زمینه یابی
22.collecting:جمع آوری کردن
23.questionnair:پرسشنامه
لغات جلسه ۱۱
1.comparing:مقایسه
2.strengths:نقاط قوت
3.weakness:نقاط ضعف
4.relationship:رابطه
5.error:اشتباه
6.sampling:نمونه گیری
7.generalize:تعمیم دادن
8.determine:تعیین کردن
9.gather:جمع کردن
10.naturally:به صورت طبیعی
11.usual setting:زمینه طبیعی
12.intensive:فشرده
13.individuals:افراد
14.time consuming:وقت گیر
15.expensive:گران
16.relatively:نسبتا
17.period:مدت
18.response:پاسخ
19.valid:روا
1.comparing:مقایسه
2.strengths:نقاط قوت
3.weakness:نقاط ضعف
4.relationship:رابطه
5.error:اشتباه
6.sampling:نمونه گیری
7.generalize:تعمیم دادن
8.determine:تعیین کردن
9.gather:جمع کردن
10.naturally:به صورت طبیعی
11.usual setting:زمینه طبیعی
12.intensive:فشرده
13.individuals:افراد
14.time consuming:وقت گیر
15.expensive:گران
16.relatively:نسبتا
17.period:مدت
18.response:پاسخ
19.valid:روا
Forwarded from UT_Pazoki
#لغات هم ریشه در زبان
🔺leg به معنای قانون می باشد
کلماتی که از این ریشه هستند:
◾️ legal: قانونی
◾️illegal: غیرقانونی
◾️legality: قانون مداری
◾️legacy: ارثیه قانونی
◾️legislation: قانون گذاری
@niravanpsychology
🔺leg به معنای قانون می باشد
کلماتی که از این ریشه هستند:
◾️ legal: قانونی
◾️illegal: غیرقانونی
◾️legality: قانون مداری
◾️legacy: ارثیه قانونی
◾️legislation: قانون گذاری
@niravanpsychology
Forwarded from UT_Pazoki
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم آموزشی_کارتونی.....اختلال اضطراب جدایی در کودکان🍀
Forwarded from UT_Pazoki
#نکته کنکوری🔥🔥
🎯 در Dsm4 شایع ترین اختلال در کودکان اضطراب جدایی بود....اما در Dsm5 شایع ترین اختلال در کودکان اختلال یادگیری است
🔴 توجه: شایع ترین اختلال اضطرابی در کودکان، اضطراب جدایی است
به تفاوت این دو دقت داشته باشید😉
@niravanpsychology
🎯 در Dsm4 شایع ترین اختلال در کودکان اضطراب جدایی بود....اما در Dsm5 شایع ترین اختلال در کودکان اختلال یادگیری است
🔴 توجه: شایع ترین اختلال اضطرابی در کودکان، اضطراب جدایی است
به تفاوت این دو دقت داشته باشید😉
@niravanpsychology
Forwarded from UT_Pazoki
جلسه ۱۵(ادامه لیندالیل خوانی )
1.communication:ارتباط
2.nervous system:سیستم عصبی
3.electrical:الکتریکی
4.between:درمیان،در بین
5.chemical:شیمیایی
6.fill:پر کردن.اجرا کردن
7.surround:احاطه کردن
8.charge:شارژ کردن.بار کردن
9.molecule:مولکول
10.ion:یکم
11.rest:استراحت
12.distribution:توزیع
13.outside:بیرون
14.resting potential:پتانسیل استراحت
15.stable:ثابت
16.inactive:غیرفعال
17.polarized:قطبی شده
18.brief:کوتاه
19.stimulate:انگیختن.تحریک کردن
20.depolarize:بدون قطبی کردن
21.resultant:برانگیختن
22.inflow:ورودی
23.spike:خیزک
24.impulse:تکانه
25.generate:تولید کردن.حاصل کردن
26.firing:شلیک
27.refractory:مقاوم
28.proposition:قضیه
29.mean:میانگین.اعتدال
30.magnitude:مقدار
31.original:اصیل
32.weak:ضعیف
33.strong:قوی
@niravanpsychology
1.communication:ارتباط
2.nervous system:سیستم عصبی
3.electrical:الکتریکی
4.between:درمیان،در بین
5.chemical:شیمیایی
6.fill:پر کردن.اجرا کردن
7.surround:احاطه کردن
8.charge:شارژ کردن.بار کردن
9.molecule:مولکول
10.ion:یکم
11.rest:استراحت
12.distribution:توزیع
13.outside:بیرون
14.resting potential:پتانسیل استراحت
15.stable:ثابت
16.inactive:غیرفعال
17.polarized:قطبی شده
18.brief:کوتاه
19.stimulate:انگیختن.تحریک کردن
20.depolarize:بدون قطبی کردن
21.resultant:برانگیختن
22.inflow:ورودی
23.spike:خیزک
24.impulse:تکانه
25.generate:تولید کردن.حاصل کردن
26.firing:شلیک
27.refractory:مقاوم
28.proposition:قضیه
29.mean:میانگین.اعتدال
30.magnitude:مقدار
31.original:اصیل
32.weak:ضعیف
33.strong:قوی
@niravanpsychology
Forwarded from UT_Pazoki
جلسه ۱۶:
1.figure: شکل
2.pass: گذشتن،عبور کردن
3.message:پیام
4.neurotransmitter:انتقال دهنده عصبی
5.presynaptic:پیش سیناپس
6.neural:عصبی
7.postsynaptic:پس سیناپس
8.specific:مخصوص،ثابت.مشخص
9.receptor:گیرنده
10.lock:قفل
11.kind:نکنه
12.excite:تحریک کردن
13.inhibit:بازداری کردن
14.excitatory:تحریک
15.abbreviation:کوتاه سازی
16.acetylcholine:استیل کولین
17.muscle:عضله
18.arousal:تحریک
19.attention:توجه
20.sexuality:جنسی،تمایلات جنسی
21.posture:وضع اندامی،حالت
22.aggression: پرخاشگری
23.thirst:تشنگی
24.disease:بیماری
@niravanpsychology
1.figure: شکل
2.pass: گذشتن،عبور کردن
3.message:پیام
4.neurotransmitter:انتقال دهنده عصبی
5.presynaptic:پیش سیناپس
6.neural:عصبی
7.postsynaptic:پس سیناپس
8.specific:مخصوص،ثابت.مشخص
9.receptor:گیرنده
10.lock:قفل
11.kind:نکنه
12.excite:تحریک کردن
13.inhibit:بازداری کردن
14.excitatory:تحریک
15.abbreviation:کوتاه سازی
16.acetylcholine:استیل کولین
17.muscle:عضله
18.arousal:تحریک
19.attention:توجه
20.sexuality:جنسی،تمایلات جنسی
21.posture:وضع اندامی،حالت
22.aggression: پرخاشگری
23.thirst:تشنگی
24.disease:بیماری
@niravanpsychology
Forwarded from UT_Pazoki
لغات #جلسه ۱۷
1.central: مرکزی
2.regulate: تنظیم کردن
3.anxiety: اضطراب
4.major: عمده
5.movment: حرکت
6.excitatory: تحریک
7.mood:خلق
8.appetite: میل
9.drug: دارو
10.stimulate: تحریک کردن
11.neuromodulator: تنظیم کننده عصبی
12.neuropeptide: نوروپپتید
13.naturally: به طور طبیعی
14.sensitively: حساس
15.directly: به طور مستقیم
16.instead: به جای
17.specific: خاص
18.gray matter: ماده خاکستری
19.white matter: ماده سفید
20.consist of: شامل
21.myelinated: میلین شده
22.cerebral cortex: شعر مغز
23.surface: سطح
24.fissure:شکاف
25.convoution: انقباض
26.perception: ادراک
27.complex: پیچیده
28.evolutionary:تکاملی
29.developed: توسعه یافته
30.structure:ساختار
@niravanpsychology
1.central: مرکزی
2.regulate: تنظیم کردن
3.anxiety: اضطراب
4.major: عمده
5.movment: حرکت
6.excitatory: تحریک
7.mood:خلق
8.appetite: میل
9.drug: دارو
10.stimulate: تحریک کردن
11.neuromodulator: تنظیم کننده عصبی
12.neuropeptide: نوروپپتید
13.naturally: به طور طبیعی
14.sensitively: حساس
15.directly: به طور مستقیم
16.instead: به جای
17.specific: خاص
18.gray matter: ماده خاکستری
19.white matter: ماده سفید
20.consist of: شامل
21.myelinated: میلین شده
22.cerebral cortex: شعر مغز
23.surface: سطح
24.fissure:شکاف
25.convoution: انقباض
26.perception: ادراک
27.complex: پیچیده
28.evolutionary:تکاملی
29.developed: توسعه یافته
30.structure:ساختار
@niravanpsychology