✳️ یک یادآوری دوستانه😊
🔺 لطفا کتاب هایی را که مدتهاست از کتابخانه به امانت گرفته اید، برگردانید تا دوستان دیگرتان هم شانس استفاده از آنها را داشته باشند.
(کتابخانه مرکزی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی)
@utcanlib
🔺 لطفا کتاب هایی را که مدتهاست از کتابخانه به امانت گرفته اید، برگردانید تا دوستان دیگرتان هم شانس استفاده از آنها را داشته باشند.
(کتابخانه مرکزی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی)
@utcanlib
🤍 هرکو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید
در رهگذار باد، نگهبان لاله بود
🌸 بیستم مهر ماه، روز بزرگداشت حافظ شیرازی، گرامی باد
@utcanlib
در رهگذار باد، نگهبان لاله بود
🌸 بیستم مهر ماه، روز بزرگداشت حافظ شیرازی، گرامی باد
@utcanlib
🔺افزایش ساعت کاری کتابخانه
🔺با توجه به درخواست های مکرر دانشجویان
محترم، از روز شنبه ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۳، ساعت کاری سالن های مطالعه کتابخانه مرکزی دانشکدگان تا ساعت ۱۸ افزایش یافت.
@utcanlib
🔺با توجه به درخواست های مکرر دانشجویان
محترم، از روز شنبه ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۳، ساعت کاری سالن های مطالعه کتابخانه مرکزی دانشکدگان تا ساعت ۱۸ افزایش یافت.
@utcanlib
کتابخانه مرکزی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی pinned «🔺افزایش ساعت کاری کتابخانه 🔺با توجه به درخواست های مکرر دانشجویان محترم، از روز شنبه ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۳، ساعت کاری سالن های مطالعه کتابخانه مرکزی دانشکدگان تا ساعت ۱۸ افزایش یافت. @utcanlib»
پرسشنامه بالا مربوط به پایان نامه سرکار خانم یوسفیان از دانشجویان دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی است.
نشست رویکرد اجتماعی به آب
🔴موضوع نشست: "مدیریت مشارکتی آب؛ تجربه خراسان رضوی"
دوشنبه 30 مهر ماه
⏰08:00 الي 12:00
محل برگزاري: سالن شهید عباسپور شرکت مدیریت منابع آب ایران
پخش زنده از آپارات
🔴برگزاركنندگان: شرکت مدیریت منابع آب ایران با همکاری انجمن روابط عمومی ایران، ماهنامه "مهراب" و اندیشکده تدبیر آب
🟣محورهای نشست:
- دستاوردهای مدیریت مشارکتی آب در خراسان رضوی به روایت شرکت آب منطقهای
- اقدامات مدیریت مشارکتی آب در خراسان رضوی به روایت تشکلهای کشاورزی
- چالشها و راهکارهای پیشروی مدیریت مشارکتی آب به روایت نمایندگان تشکلهای کشاورزی
- روایت خاتم (خبرنگاران افتخاری تشکلهای مردمی)
- هم-رانی آب: جامعه، دولت و جایگاه تشکلهای گروداران در اندرنسب حکمرانی منابع آب (به روایت نوید وزوایی پژوهشگر اجتماعی)
- گفتگوی عمومی پیرامون موضوعات مطرح شده در نشست
لينك ثبتنام:
https://www.wrm.ir/cs/FormGen/92/175
🔴موضوع نشست: "مدیریت مشارکتی آب؛ تجربه خراسان رضوی"
دوشنبه 30 مهر ماه
⏰08:00 الي 12:00
محل برگزاري: سالن شهید عباسپور شرکت مدیریت منابع آب ایران
پخش زنده از آپارات
🔴برگزاركنندگان: شرکت مدیریت منابع آب ایران با همکاری انجمن روابط عمومی ایران، ماهنامه "مهراب" و اندیشکده تدبیر آب
🟣محورهای نشست:
- دستاوردهای مدیریت مشارکتی آب در خراسان رضوی به روایت شرکت آب منطقهای
- اقدامات مدیریت مشارکتی آب در خراسان رضوی به روایت تشکلهای کشاورزی
- چالشها و راهکارهای پیشروی مدیریت مشارکتی آب به روایت نمایندگان تشکلهای کشاورزی
- روایت خاتم (خبرنگاران افتخاری تشکلهای مردمی)
- هم-رانی آب: جامعه، دولت و جایگاه تشکلهای گروداران در اندرنسب حکمرانی منابع آب (به روایت نوید وزوایی پژوهشگر اجتماعی)
- گفتگوی عمومی پیرامون موضوعات مطرح شده در نشست
لينك ثبتنام:
https://www.wrm.ir/cs/FormGen/92/175
🟣یکم آبان ماه، روز بیهقی و روز نثر فارسی است.
🔺تاریخ بیهقی یا تاریخ مسعودی، اثر به جا مانده از ابوالفضل بیهقی نویسنده قرن 5 قمری(یازدهم میلادی) و دبیر دیوان سلسله غزنویان است.
🔺در زیر پیام شادروان دکتر علی خلیلی، استاد برجسته هواشناسی کشاورزی دانشگاه تهران و همشهری بیهقی(سبزوار) را به مناسبت این روز مرور می کنیم:
@utcanlib
🔺تاریخ بیهقی یا تاریخ مسعودی، اثر به جا مانده از ابوالفضل بیهقی نویسنده قرن 5 قمری(یازدهم میلادی) و دبیر دیوان سلسله غزنویان است.
🔺در زیر پیام شادروان دکتر علی خلیلی، استاد برجسته هواشناسی کشاورزی دانشگاه تهران و همشهری بیهقی(سبزوار) را به مناسبت این روز مرور می کنیم:
@utcanlib
با سلام.
روز یکم آبان روز بزرگداشت بیهقی از بزرگان و پیشگامان نثر پارسی است . به این مناسبت مفید دانستم نگارش وی از سیل غزنین را باز نشر کنم .
یک چنین نوشته و توصیفی زینت
هر کتاب هیدرولوژی و ستایشی
ازنثر مو شکافانه اوست . حوصله
و فراغتی یافتید خواندنش غنیمت
است. شاید این وصف یک سیل PMF از یک بارش PMP ، بوده است . بیهقی وصف این سیل بنیان کن
را چنین گزارش کرده است . به عنوان یک شاهکار ادبی . تقدیم به شما .
بخوانید و لذت ببرید .
۱۴۰۲/۸/۱ 👇
سیل غزنین :
روز شنبه میان دو نماز، بارانکی خردخرد میبارید؛ چندان که زمین را اندکی تر میکرد و گروهی از گلهداران در بستر رود غزنین فرود آمده و گاوها را آنجا نگه داشته بودند. هرچه گفتند از آنجا برخیزید که در راه گذر سیل ماندن خطاست، فرمان نمیبردند تا باران قویتر شد. پس، کاهلانه برخاستند و خویشتن را به پای دیوارهایی افکندند که به کوی آهنگران پیوسته است و پناهگاهی پیدا کردند که آن هم خطا بود، اما آرامیدند.
روز یکم آبان روز بزرگداشت بیهقی از بزرگان و پیشگامان نثر پارسی است . به این مناسبت مفید دانستم نگارش وی از سیل غزنین را باز نشر کنم .
یک چنین نوشته و توصیفی زینت
هر کتاب هیدرولوژی و ستایشی
ازنثر مو شکافانه اوست . حوصله
و فراغتی یافتید خواندنش غنیمت
است. شاید این وصف یک سیل PMF از یک بارش PMP ، بوده است . بیهقی وصف این سیل بنیان کن
را چنین گزارش کرده است . به عنوان یک شاهکار ادبی . تقدیم به شما .
بخوانید و لذت ببرید .
۱۴۰۲/۸/۱ 👇
سیل غزنین :
روز شنبه میان دو نماز، بارانکی خردخرد میبارید؛ چندان که زمین را اندکی تر میکرد و گروهی از گلهداران در بستر رود غزنین فرود آمده و گاوها را آنجا نگه داشته بودند. هرچه گفتند از آنجا برخیزید که در راه گذر سیل ماندن خطاست، فرمان نمیبردند تا باران قویتر شد. پس، کاهلانه برخاستند و خویشتن را به پای دیوارهایی افکندند که به کوی آهنگران پیوسته است و پناهگاهی پیدا کردند که آن هم خطا بود، اما آرامیدند.
و بر آن جانب رود که سوی افغان شال است، در میان آن درختان تا آن دیوارهای آسیا، بسیار استران سلطانی بسته و آخورها را کنار هم ساخته و چادرها برپا کرده و بیخیال نشسته بودند. آن هم خطا بود؛ که در راه گذر سیل بودند.
پل بامیان در آن روزگار اینچنین نبود بل پلی بود قوی با ستونهای استوار و پشتوانههای نیرومند، اندکی کوتاه، و بر آن دو ردیف دکان در برابر یکدیگر؛ چنانکه اکنون است و چون از سیل تباه شد، عبویه بازرگان، آن مرد پارسای نیکوکار -خدا بیامرزدش-چنین پلی ساخت؛ یک دهنه به این نیکویی و زیبایی، و اثر نیکو ماندنی است و از مردم چنین چیزها میماند. باران در پسینگاهان چنان شد که همانندش را به یاد نداشتند و تا دیری پس از نماز خفتن پیوسته میبارید و پاسی از شب گذشته، سیلی در رسید که پیران کهن اقرار کردند چنین سیلی را به یاد نمیآرند و با درختان بسیاری که از بیخ برکنده و با خود میآورد، ناگهان سر رسید. گلهداران جستند و جان به در بردند و نیز استرداران و سیل گاوان و استران را در ربود و به پل رسید و گذر تنگ بود.
چگونه ممکن میشد که آنهمه گلولای و درخت و چارپا یکباره بتوانند بگذرند؟ و دهانه بسته شد؛ چنانکه آب راه گذر نداشت و بر روی پل افتاد و دنباله سیل، همچون لشکر آشفته، از راه میرسید و آب از بستر رودخانه بالا زد و در بازارها روان شد و به بازار صرافان رسید و خسارتهای بسیار به بار آورد، و بزرگترین هنرش اینکه پل را با دکانها از جا برکند و راه خود را دریافت و کاروانسراهای زیادی را که در راهش بودند ویران کرد و بازارها همه از بین رفتند و آب تا زیر باروی قلعه آمد؛ چنانکه در قدیم و پیش از روزگار یعقوب لیث بود. و این سیل بزرگ چندان به مردم زیان رساند که هیچ حسابگری از پس اندازههایش برنمیآید و دیگر روز، مردم در دو سوی رود به تماشا ایستاده بودند و چیزی به ظهر نمانده سیل از پا افتاد. مدتی پل نبود و مردمان بهسختی از این کرانه رود به آن کرانه و از آن به این میآمدند تا آنگاه که باز پلها ساختند و از چند زابلی مورد اعتماد شنیدم که پس از فرونشستن سیل، مردمان زر و سیم و جامه تباهشده مییافتند که سیل آنجا افکنده بود. و ایزد بزرگ و توانا میتواند بداند چه نعمتی به بیچیزان رسید.
پل بامیان در آن روزگار اینچنین نبود بل پلی بود قوی با ستونهای استوار و پشتوانههای نیرومند، اندکی کوتاه، و بر آن دو ردیف دکان در برابر یکدیگر؛ چنانکه اکنون است و چون از سیل تباه شد، عبویه بازرگان، آن مرد پارسای نیکوکار -خدا بیامرزدش-چنین پلی ساخت؛ یک دهنه به این نیکویی و زیبایی، و اثر نیکو ماندنی است و از مردم چنین چیزها میماند. باران در پسینگاهان چنان شد که همانندش را به یاد نداشتند و تا دیری پس از نماز خفتن پیوسته میبارید و پاسی از شب گذشته، سیلی در رسید که پیران کهن اقرار کردند چنین سیلی را به یاد نمیآرند و با درختان بسیاری که از بیخ برکنده و با خود میآورد، ناگهان سر رسید. گلهداران جستند و جان به در بردند و نیز استرداران و سیل گاوان و استران را در ربود و به پل رسید و گذر تنگ بود.
چگونه ممکن میشد که آنهمه گلولای و درخت و چارپا یکباره بتوانند بگذرند؟ و دهانه بسته شد؛ چنانکه آب راه گذر نداشت و بر روی پل افتاد و دنباله سیل، همچون لشکر آشفته، از راه میرسید و آب از بستر رودخانه بالا زد و در بازارها روان شد و به بازار صرافان رسید و خسارتهای بسیار به بار آورد، و بزرگترین هنرش اینکه پل را با دکانها از جا برکند و راه خود را دریافت و کاروانسراهای زیادی را که در راهش بودند ویران کرد و بازارها همه از بین رفتند و آب تا زیر باروی قلعه آمد؛ چنانکه در قدیم و پیش از روزگار یعقوب لیث بود. و این سیل بزرگ چندان به مردم زیان رساند که هیچ حسابگری از پس اندازههایش برنمیآید و دیگر روز، مردم در دو سوی رود به تماشا ایستاده بودند و چیزی به ظهر نمانده سیل از پا افتاد. مدتی پل نبود و مردمان بهسختی از این کرانه رود به آن کرانه و از آن به این میآمدند تا آنگاه که باز پلها ساختند و از چند زابلی مورد اعتماد شنیدم که پس از فرونشستن سیل، مردمان زر و سیم و جامه تباهشده مییافتند که سیل آنجا افکنده بود. و ایزد بزرگ و توانا میتواند بداند چه نعمتی به بیچیزان رسید.