ساحره 🏳‍⚧ (زن، زندگی، آزادی) – Telegram
ساحره 🏳 (زن، زندگی، آزادی)
8.37K subscribers
398 photos
173 videos
1 file
53 links
زن زندگی آزادی 🕊 ژن ژیان ئازادی
🛣 同じ道 🌅 空を見て、綺麗でしょ~
あの空は私たちのゴールです。
She her them ;
🏳️‍⚧️ radfem
Download Telegram
یک اتفاق وحشتناک دیگه در UK اینه که طی چند سال گذشته درصد مقبولیت افراد ترنس برای اولین بار سقوط وحشتناکی داشته و اکثریت مردم زنان ترنس رو تهدیدی برای جامعه میبینن. سال 2018 اکثریت مردم هیچ مشکلی با حضور زنان ترنس در فضاهای زنانه نداشتن. سال 2022 اکثریت مردم مخالف حضور زنان ترنس بودن و امسال این درصدها به طرز خطرناکی غالبن. تنها اتفاقی که بین سال 2018 تا 2022 افتاد این بود که مقالات منفی و مخرب درباره زنان ترنس "چهار برابر" بیشتر منتشر شدن. اینطوریه که پروپگاندای ترنسفوبیک افکار مردم رو شکل میده و به همین دلیله که تمام چیزهای ترنسفوبیک و یا هموفوبیکی که در توییتر پخش میشه، مثل تمام دروغ‌هایی که قبلا فکت چک کردم به UK برمیگرده.
😨109👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
اصالت انتخاب
شنیدین میگن یه زن چه انتخاب کنه که جراحی پلاستیک انجام بده و تزریق کنه و لابیا پلاستی کنه و چه اینکارو نکنه انتخاب کرده و باید به انتخابش احترام گذاشت؟ یا انتخاب زنی که حجاب داره و زنی که نداره یکیه و هردو محترمن؟ یا خونه داری و اشتغال و استقلال هردو انتخابن و باید ازشون حمایت کرد؟ یا...
همه‌ی این‌ها به "اصالت انتخاب" مربوطه.

اگر بخوایم وارد این مبحث بشیم اول نیازه که بدونیم اصالت انتخاب یعنی چی؟ به طور خلاصه یعنی انتخاب‌هایی که زندگی افراد رو شکل میدن کاملا آگاهانه، مستقل، آزادانه و خودمختار باشن. یعنی من کاملا بدونم دارم چی رو انتخاب میکنم، چرا انتخاب میکنم و آزاد باشم که اون چیز رو انتخاب نکنم یا هرچیز دیگه‌ای که خواستم رو جایگزین اون انتخاب کنم؛ و این انتخاب من مستقل باشه. یعنی خودم با میل خودم انتخاب کنم نه تحت تاثیر جامعه/خانواده/فرهنگ یا جبر و ترس.
حالا برخی از اگزیستانسیالیست فمینیست‌ها، بر اساس نظریه‌ی اصالت انتخاب، "انتخاب محوری" رو اساس فعالیت خودشون قرار دادن و شاخه Choice Feminism رو بوجود آوردن. "فمینیسم انتخاب" معتقده که زنان هر انتخابی بکنن یک فعالیت فمینیستیه و این نوع فعالیت‌های زنان نیست که فمینیسم رو شکل میده بلکه خودِ "انتخاب کردن" اساس فمینیسمه؛ حالا فرقی نداره که این انتخاب زنستیزانه و تداوم بخش فرهنگ مردسالارانه و سنتی باشه یا نه، در هر صورت یک انتخاب فمینیستیه، نمیشه قضاوتشون کرد و باید اون‌ها رو پذیرفت و مورد احترام قرار داد.
ولی اکثریت اکتیویست‌ها و فمینیست‌ها بخصوص فمینیست‌های رادیکال معتقدن که زندگی انقدر قشنگ و بی نقص نیست که انتخاب‌ها اصالت داشته باشن.
درواقع فشارهای اجتماعی، فرهنگی، جنسی و جنسیتی، اقتصادی، دینی، نژادی، سیاسی و هرگونه از ستم علیه اقشار فرودست، اصالت انتخاب اون قشر رو میگیره، و به اقشار فرادست و در قدرت براساس امتیازهایی که دارن، انتخاب‌های بیشتر و غیر معقول اعطا میکنه.
نقدهایی که به فمینیسم انتخابی وارد میشه هم در همین راستاست. مثلا نادیده گرفتن مردسالاری، نادیده گرفتن شکاف طبقاتی و امتیاز اقشار نسبت به هم، تقلیل حقوق زنان به زیست فردی و حمایت از انتخاب‌هایی که انتخاب دیگر زنان رو سلب میکنه.
درواقع افراد وقتی تحت ستم قرار میگیرن انتخاب‌هاشون بشدت محدود و ناعادلانه میشه و گاهی حتی فرصت انتخاب بین بدتر و بدترین گزینه‌هارو هم از دست میدن ولی در فمینیسم انتخاب این واقعیت به هیچ وجه مطرح نیست.

کافیه به دلایلی که زنان دست به انتخاب میزنن فکر کنیم و اونا رو در چند دسته بندی ساده قرار بدیم:
1. فشارهای اجتماعی/فرهنگی/دینی:
در هر جامعه و فرهنگ و دین، برای زنان اصول و نقش‌های جنسیتی در نظر گرفته شده. در این شرایط زنان انتخاب میکنن تا زنده بمونن، طرد نشن، حمایت اجتماعی خودشون رو از دست ندن یا از فرزندانشون محافظت کنن و با مجازات‌های دینی مواجه نشن.
2. سلطه نژادی/طبقاتی/جغرافیایی:
محرومیت و فقر ناشی از اقلیت نژادی و اتنیکی بودن باعث محدودیت در انتخاب‌ها میشه و گاهی قدرت انتخاب رو کاملا از زنان سلب میکنه. عدم دسترسی زنان به امکانات آموزشی و بهداشتی از انتخاب‌ها نشات نمیگیره بلکه نتیجه‌ی تبعیض جغرافیایی و طبقاتیه و گاهی باعث میشه زنان حتی درک درستی از زندگی زنان دیگه خارج از محیط کوچکی که در اون زندگی میکنن نداشته باشن. یا زنان عموما بدلیل فقر و وابستگی مالی به مردان امکان استقلال و در نتیجه انتخاب‌های مستقل رو ندارن. مثلا زنان روستایی انتخاب نمیکنن که تحصیل رو کنار بذارن و در شرایط سخت کار کنن و در کودکی ازدواج کنن. این یک مسیر از پیش نوشته شده برای اون‌هاست.
3. نقش‌های خانوادگی و تربیتی:
خانواده اولین نهاد اجتماعیه و آموزه‌های تربیتی خانواده‌ها بخش عظیمی از دلایل انتخاب زنان رو شکل میده. پوشش، علایق و رفتار "مناسب" برای زنان از بدو تولد یا حتی گاهی پیش از تولد و در دوره جنینی (!) توسط دیگران مشخص میشه و زنان تا بلوغ و لحظه‌ی ترک خانواده یا ازدواج براساس همین اصول تربیت و تعلیم میبینن.
4. سلطه جنسی و خشونت خانگی:
زنانی که تحت خشونت خانگی زندگی میکنن هم براساس ترس و قوانین نانوشته ای که در منزلشون حاکمه دست به انتخاب میزنن. اون ها انتخاب نمیکنن چون مایلن، انتخاب میکنن تا نمیرن.
5. نابرابری‌های قانونی و حقوقی:
طبیعتا زنان با وجود محدودیت‌های قانونی زیادی هم مواجه هستن که تاثیرشون انتخابات حیاتی اون‌هارو شکل میده. مثل ممنوعیت سقط جنین یا استفاده از لوازم محافظتی جنسی میتونه یک زن مجبور به پذیرش مادری کنه. یا نابرابری‌های حقوقی درباره ازدواج مثل حق طلاق، اشتغال، تحصیل، ارث و... که قبلا توضیح دادم زنان رو مجبور به خانه نشینی میکنه.
82😨2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
- مردستیزی واقعی نیست
برای شروع باید به معنای "ستیز" بپردازیم. در جامعه شناسی، به ستم سیستماتیک علیه یک قشر، ستیز گفته میشه. ستیز یکسری ویژگی ها داره.
اول اینکه ستیز بوسیله نهادهای مختلف در جامعه تثبیت میشه. بوسیله روابط بین مردم، دین و مذهب، سیستم آموزشی، تربیت کودکان، نهاد خانواده هسته‌ای، خانه، محل کار، قوانین و سیاست.
دوم اینکه در ستیز، یک قشر به صورت ساختاری بر اقشار دیگه برتری داره و از ستم کردن به اون اقشار سود میبره و صاحب امتیاز میشه. به عبارت ساده تر، قشری که به دیگران ستیز میکنه، دنبال کسب امتیاز از استثمار اون‌هاست.
سوم اینکه ستیز، طی نسل‌ها بازتولید میشه و دارای یک تاریخ قابل توجهه. اغلب اقشاری که از ستیز نفع میبرن، به دنبال آموزش گسترده‌ی مصادیق اون ستیز به دیگران هستن و از رسانه‌ها، نهاد های مذهبی، قانونگذاری و... استفاده میکنن.
چهارم اینکه ستیز با پشتوانه‌ی تثبیت شدن و آموزش گسترده در جوامع، شروع به مشروع جلوه کردن میکنه. یعنی افراد بعنوان یک واقعیت انکار ناپذیر به مصادیق اون ستیز رجوع میکنن.
پنجم اینکه ستیز، سیستماتیکه و به طور گسترده و همه جانبه از سوی تمام جوامع با قدرت زیادی یک قشر خاص رو هدف میگیره و نه به صورت موردی و سلیقه‌ای.

این به خوبی ثابت میکنه که مردان هرگز نمیتونن هدف ستیز باشن. مردان در راس هرم قدرتن، صاحب ادیان و دولت‌ها هستن، قانون و سیاست رو مینویسن، در جایگاه رهبری و مدیریت تک تک چیزها قرار دارن، سرپرستان خانوار هستن و در خانواده هسته‌ای پدرسالار شخص اول شمارده میشن. این قدرت اول بودن مردان در تمام عرصه ها برای هزاران سال ادامه داشته و داره و خواهد داشت. هیچ زنی قادر به اعمال ستم سیستمی و گسترده علیه مردان نیست ولی مردان برای هزاران سال تک تک زنان جهان رو پست و حقیر شماردن و حتی به جنازه دختران نوزاد هم برای تجاوزگری یورش بردن.
ساخته شدن لفظ "مردستیزی" فقط یک دهن کجی به مبارزات فمینیست‌ها در جهت احقاق حقوق زن هاست. شاید باور نکنید ولی سافرجتها که حق رای برای زنان میخواستن هم مردستیز خطاب میشدن. با ظهور جنبش فمینیستی پیشروی طالب حق رای، مردان به طور گسترده ای کاریکاتور هایی از زنان کشیده بودن که اگر زنان موفق بشن رای بدن، دیگه بچه بدنیا نمیارن و کارهای خونه رو انجام نمیدن و اینکار توطئه شیطانی برای ناراحت کردن مردهاست. اون‌ها به طور وحشتناکی ابتدایی ترین حق یک زن یعنی "انتخاب کردن" رو یک امر مردستیزانه به تصویر میکشیدن. این باید بهتون نشون بده که مردستیزی از نگاه مردان مورد ظلم واقع شدن نیست، بلکه از دست دادن امتیازات جنسیتیه که به واسطه مرد بودن بدست اوردن. در کشور خود ما، دخترانی که در سن زیر ۱۵ سال به همسری مردان درومدن و چندین بار بچه زاییدن، هرروزه سر بریده میشن و مردان قاتل سر اون هارو با افتخار در شهر نمایش میدن و در نهایت حتی سه سال حبس رو هم نمیگذرونن چون مالک همسر و دختر خودشون هستن و قتل همسر برای "حفظ آبرو" در قوانین ایران بدون مجازات تعریف شده. ولی کافیه در توییتر به یه مرد بگی ابله تا بشی بدترین ادم روی زمین چون مردستیزی کردی! امیدوارم دیگه بدلیل این گزاره‌ی غلط به مردان سواری ندید. اگر قرار بود ما نگران چیز مضحکی مثل "مردستیزی" باشیم، حتی حق رای دادن هم نداشتیم و با دیوانگان و کودکان در یک دسته از انتخاب کردن محروم میشدیم چه برسه تحصیل و سواد اموزی و اشتغال و شهروند بودن.
شما با اعتقاد داشتن به مردستیزی، فمینیست بهتری نمیشین. حتی برابری خواه هم نمیشین. بلکه زمینه رو برای عقب روندن جنبش زنان فراهم میکنید.


«مردها از این می‌ترسند که زن‌ها به آن‌ها بخندند و زن‌ها می‌ترسند که مردها جانشان را بگیرند.»

مارگارت اتوود
👍21237
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
پوسترهایی که مردان در زمان سافرجت‌ها علیه اون‌ها پخش میکردن.
این پوسترها زنان خواهان حق رای رو پیرزن‌هایی لزبین، مردستیز، زشت و حسود جلوه میدادن که میخوان مردها رو مجبور به انجام کارهای خونه کنن. این کاریکاتور ها زنان و دختران خواهان حق رای رو افرادی که عقده مرد شدن دارن و میخوان جای دامن شلوار بپوشن معرفی میکرد‌. اون ها همچین در این پوستر ها به مردان توصیه میکردن که اگر همسرانشون حق رای میخوان باید فک اون هارو ببندن و از پایین به فرق سرشون پیچ و مهره کنن که هرگز نتونن حرف بزنن.
👍12515
سافرجت ها فمینیست های اوایل قرن بیستم بودن که مخصوصا در بریتانیا و امریکا برای حق رای و سایر حقوق شهروندی زنان مبارزه میکردن. اون ها Suffragist بودن که به معنای فعالین جنبش حق رای بود ولی مردان برای تحقیر اون‌ها واژه Suffragette رو بهشون نسبت دادن چون پسوند ette یعنی محقر و کوچک. ولی سافرجت ها این لغت رو برای خودشون بازتعریف کردن و کاری کردن که بعد از یک قرن زنان هنوز از اسم سافرجت ها با افتخار یاد میکنن. یکی از مهمترین سافرجت ها امیلی دیویسون بود که ممکنه شنیده باشین در طول مسابقه اسب دوانی خودشو به اسب پادشاه بریتانیا رسوند ولی متاسفانه زیر اسب رفت و کشته شد. مراسم خاکسپاری اون چنان پرشور برگذار شد که یکی از مهمترین اتفاقات در کسب حق رای زنان بریتانیایی شناخته میشه. یا امیلین پانکهرست و دخترانش که WSPU یا اتحادیه سیاسی اجتماعی زنان رو تاسیس کردن و اقدامات رادیکال مانند شکستن شیشه مراکز دولتی، ایجاد اتش سوزی، بمب گذاری، حمله به افسران پلیس، اعتصاب غذا در زندان، تشویق زن ها به کار در کارخانه ها و... رو انجام میدادن. اون بعد از اینکه از طریق اعتراضات بدون خشونت به هیچ حقی نرسیده بود شعار (عمل، نه حرف) رو ساخت و دست به اقدامات رادیکال زد. خلاصه در نهایت بریتانیا به زنان حق رای داد ولی فقط به زنان بالای سی سال و هشت سال بعد قانونش رو عوض کرد و سن رای دهندگان زن رو مساوی با مردان قرار داد. امریکا هم حق رای زنان رو در قانون اساسی به رسمیت شمرد.
👍9419
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
مگر من یک زن نیستم؟
"خب فرزندانم، حالا که انقدر سرو صدا برپا شده حتما چیزی در جای درست خودش نیست. من فکر میکنم حالا که سیاهپوستان جنوب و زنان شمال همگی حقوق خود را خواستارند، مردان سفیدپوست بزودی بایستی این وضعیت را درست کنند. ولی این همه بحث و جنجال برای چیست؟ مردی که آنجاست میگوید زن ها باید برای سوار شدن به درشکه کمک بگیرند و با کمک ما از بالای چاله ها بگذرند و همیشه بهترین جایگاه را داشته باشند. هیچوقت کسی من را کمک نکرد که سوار درشکه بشوم و یا از چاله های گل رد بشوم و یا هیچوقت کسی به من جایگاه خوبی نداد!
مگر من یک زن نیستم؟ به من نگاه کنید! به بازوان من نگاه کنید! من شخم زدم و کشت کردم و به انبار بردم. هیچ مردی در اینکار بهتر از من نیست. مگر من یک زن نیستم؟ من اندازه مردان کار میکنم و اندازه مردان میخورم. البته وقتی غذایی پیدا کنم و بتوانم شلاق ها را تاب بیاورم. و مگر من زن نیستم؟ من سیزده فرزند بدنیا اوردم و دیدم که تک تکشان بعنوان برده فروخته شدند. و وقتی از سر اندوه مادرانه اشک ریختم، هیچکس جز خدا صدای من را نشنید. و مگر من یک زن نیستم؟ و بعد راجع به چیزی که در سرمان است حرف میزنند. اسمش چه بود؟ یکی از میان جمعیت فریاد زد "عقلانیت". عزیزم همان که گفتی. عقلانیت چه ربطی به جنبش حقوق زنان و حقوق سیاهپوستان دارد؟ اگر جام من ناچیز جا میگیرد و جام شما چند گالون، خبیثانه نیست اگر نذارید من همان جام کوچکم را هم پر کنم؟ مرد ریز جثه‌ای که آن پشت ایستاده و لباس مشکی پوشیده، میگوید زنان نمیتوانند حقوق برابر داشته باشند زیرا عیسی زن نبود. عیسی از کجا امده؟ مگر نمیگویید از خدا و یک زن؟ پس مردان چه ربطی به آمدن عیسی دارند؟ اگر اولین زنی که خدا خلق کرد بقدری قوی بود که تنهایی جهان را زیر و رو کند، همه‌ی ما زنان در کنار هم آنقدری قوی هستیم که دوباره جهان را به سر جای اولش برگردانیم. و مردان بهتر است بگذارند که این امر انجام شود. سپاسگزارم که من را شنیدید و حالا سوجرنر پیر چیز بیشتری برای گفتن ندارد."
این سخنرانی توسط سوجرنر تروث، که سال ۱۷۹۷ بعنوان یک برده و با نام ایزابلا بدنیا امد، ایراد شد. او سال ۱۸۲۷، بدلیل اینکه اربابش قول خود را برای آزادی او نگه نداشته بود، فرار کرد ولی در نامه‌ای برای او نوشت:‌ من بعنوان یک برده‌ از اینجا فرار نکردم. بلکه بعنوان زنی آزاد در روشنایی روز ملک تو را ترک کردم. در سال ۱۸۴۳، او به کلیسا پیوست و نام خودش را به سوجرنر تروث تغییر داد. سال ۱۸۵۰ به نشست حقوق زنان رفت و از انجایی که تنها زن سیاهپوست جمع بود، با او بد رفتاری شد. سال بعد در کنوانسیون حقوق زنان اوهایو شرکت کرد. در ابتدا نمیخواستند به او اجازه دهند حرف بزند چون زنان سفیدپوست میترسیدند اگر اینکار را بکنند، جنبش حقوق زنان با جنبش الغای برده داری پیوند بخورد. اما سوجرنر با وجود زمزمه‌ها و فریادهای حضار سخنرانی کرد و بعد از اتمام سخنرانی‌اش تمام حضار او را تشویق کردند. این سخنرانی با نام "مگر من زن نیستم؟" در روزنامه های زیادی بازتاب داشت و تبدیل به یکی از مهم ترین بیانیه های فمینیسم سیاه و جنبش الغای برده داری شد.
101👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
"Generic Masculine"
حتما تا بحال توجه شما به این نکته جلب شده که چرا همه چیز مذکره، مگر اینکه نشانه‌های بشدت پررنگی از زنانگی در اون مشهود باشه. حتما به این نکته توجه کردین که در بسیاری از زبان‌ها، پیشفرض ضمایر و کلمات مذکره. مثلا در عربی به اخر صفات "ه" اضافه میشه تا مشخص بشه درباره یک مرد حرف نمیزنیم. حتما به این نکته توجه کردین که کلمات جمعی در بسیاری از زبان ها از مردان گرفته شده. مثلا men یعنی مرد و یعنی بشریت. به این‌ها میگن کلی‌انگاری مردانگی یا عمومیت مردانگی. ما به همه چیز بعنوان یک مرد، مذکر و نرینه نگاه میکنیم مگر اینکه از اصل جدا بشه و با نشانه‌ها و کلماتی مونث بشه. اصلا پیشفرض از بشریت یک تصویر مذکره مگر اینکه بزور مونثش کنیم.
ما همه میدونیم "فوتبال" یعنی مردان و "فوتبال بانوان" یعنی زنان. حتی در یک ازمایش مشخص شد تمام حیوانات با ضمایر مذکر خطاب میشن مگر اینکه ویژگی هایی تماما زنانه داشته باشن. در یک تحقیقات از مردان و زنان خواسته شد که درک خودشون از کلمات: کاربر، شرکت کننده، شخص، مردم، دیزاینر و محقق رو نقاشی کنن. در زنان فقط لغت مردم و شخص تا پنجاه درصد به برابری بین زنان و مردان میرسید و در بقیه اکثریت یک مرد رو کشیده بودن. در مردان هم فقط دیزاینر هشتاد درصد مرد و ۲۰ درصد زن بود و در سایر کلمات تقریبا همه یک مرد رو کشیده بودن. از دانش آموزان پاکستانی خواسته شد عبارت "ما کنار هم" رو نقاشی کنن و فقط دختربچه ها یک یا دو دختر در بین انبوه مردان کشیده بودن. دانش اموزان پسر تماما مرد کشیده بودن‌. زنان فقط ۲۴ درصد محتوا در برنامه‌های رادیویی و تلوزیونی، کتاب‌ها، روزنامه‌ها و رسانه‌ها رو تشکیل میدن. زنان در فیلم ها فقط ۱۷ درصد سیاهی لشکر رو تشکیل میدن. زنان و مونث‌ها فقط ۲۸ درصد شخصیت های غیرصامت در برنامه های کودک رو تشکیل میدن. فقط ۱۳ درصد شخصیت های غیرانسانی در انیمیشن‌ها مونث هستن. در جست و جوی استخوان های جنگجوی های سکایی تمام استخوان هایی کنار سلاح دفن شده بودن مرد در نظر گرفته شدن تا سالها بعد با ازمایش dna فهمیدن حداقل ۴۰ درصد زنان سکایی جنگجوهای فعال بودن. با اینکه زنان به اندازه مردان ویدیو گیم بازی میکنن، فقط سه درصد بازی ها کرکتر اصلی پیشفرض زن دارن و الباقی اگر هم کاراکتر زن داشته باشن، بعنوان یک اپشن برای کاراکتر اصلی مرد در بازیه که اگر کسی دلش خواست بتونه تغییرش بده. یکبار یک خبرنگار زن (بله مجبور بودم بگم که زنه چون به احتمال زیاد خبرنگار، با اینکه واژه بدون جنسیته، مرد برداشت میشد.) از مردان پرسید چرا شما میتونید با یک خارپشت ابی همزاد پنداری کنید ولی نمیتونید با یک شخصیت زن بازی کنید؟ جواب سوال واضحه‌. چون ما همه میدونیم سونیک مذکره، حتی اگر اشنایی با داستانش نداشته باشیم. چون هیچ پاپیون و زیورالاتی بهش اویزون نیست، پس باید اصل باشه. باید مرد باشه و نه یک وجودیت فرعی مثل زن بودن. مترجم ها همیشه "او" رو بصورت he ترجمه میکنن، مگر اینکه ده ها بار در متن اشاره کنیم که "او" مونثه. چون ما هوش مصنوعی رو طراحی کردیم که مردانه فکر کنه. با اینکه اکثریت استفاده کنندگان ایموجی ها زن هستن، تا سال ۲۰۱۶ تمام ایموجی‌ها پیشفرض مرد بودن و اگر ورژن مونث یا زن داشتن هم با کلمه female مجزا میشدن. در یک تحقیقات از طرف ویکی پدیا مشخص شد تقریبا در تمام مقالاتی که برای زنان نوشته شده، لغت lady و female وجود داره ولی برای مردان هیچکس به جنسیت اشاره نمیکنه. چون لازم نیست بکنه و ما میدونیم که چیزی که جنسیت نداره، به همون اندازه ای مذکره که مرد بودن هست. ما میدونیم "بدون جنسیت" در مردسالاری یعنی "مرد بودن". و حتی ما این تفکر رو نمیتونیم با کلمات بدون جنسیت نقد و اصلاح بکنیم. تحقیقات نشون داده در زبان‌های بی جنسیت مثل فنلاندی مطالعات و مبارزات زنان بشدت کندتر انجام میشه در حالی که که در زبان هایی که میشه جنسیت رو مشخص کرد مثل انگلیسی این پیشرفت سریع تره. چون در زبان بدون جنسیت، با وجود اینکه جنریک مسکولین وجود داره، ولی نمیشه اون رو به راحتی خنثی کرد.
خلاصه که این درک حاصل تربیت، تمدن و تاریخ ماست. و سالهای سال اطلاعات و دیتا و نوشته و نقاشی و شعر و ادبیات، ما رو مجبور میکنن که دیدگاهی تماما مردانه به اطرافمون داشته باشیم. و خیلی سخته که ازش فرار کنیم.
👍9417
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
چطور "شایسته‌سالاری" باعث حذف زنان می‌شود؟
وقتی شایسته بودن مطرح میشه، اغلب به این دلیله که افراد نتونن اعتراضی به ساختار مردسالارانه‌ی اون داشته باشن. چون اگر به چیزی که شایسته‌ست اعتراض بشه، فقط این ایده رو تضمین میکنه که فرد معترض شایستگی نداره.
در شخصیت‌های روی اسکناس بانک مرکزی بریتانیا، در مشاهیر دروس موسیقی دانشگاه و در شخصیت‌های تاثیرگذار کتاب تاریخ مدارس، هیچ زنی دیده نمیشه و تمام شخصیت‌ها همگی مرد هستن. ولی این شخصیت‌های مرد با هدف حذف زنان و یا با جنسیت زدگی انتخاب نشدن که کسی بتونه باهاشون مخالفت کنه، اون‌ها همگی براساس شایستگی انتخاب شدن. پس چرا هیچ زنی در بین اون‌ها نیست؟ آیا زنان شایسته نیستن؟
در کتاب زنان نامرئی، نویسنده اینطور استدلال میکنه که مردسالاری معیارهایی رو برای شایستگی تعریف کرده که فقط مردان بتونن بهش دست پیدا کنن. درواقع براساس این موارد که گفته شد، درسته که مردان شایسته‌ان و زنان شایسته نیستن. ولی طبق چه معیارهایی؟ معیارها عبارت بودند از: شخصیت‌ها نامی شناخته شده داشته باشند، تصویری مثبت داشته باشند، مزایایی ماندگار و جهانی از آن‌ها ثبت شده باشد.
در تاریخی که برجسته ترین زنان بعلت ازدواج غیرسنتی فاحشه لقب گرفته، ولی مردان شناخته شده همگی بدون هیچ عواقبی حرمسرا داشتن، در تاریخی که زنان حق تحصیل و حضور فعال در اجتماع رو نداشتن و یا بعلت سواد داشتن سوزانده میشدن، و در تاریخی که تمامی اختراعات و آثار علمی و ادبی زنان سوگیرانه به نام مردان خانواده و یا مردان غریبه ثبت شده، طبیعیه زنان نتونن این معیارهای عینی رو براورده کنن.
درواقع چطور نامی شناخته شده داشتن برای زنان ممکنه وقتی یک مقام دولتی بریتانیایی تاریخ نگاران زن رو برای پرداختن به زنان تاثیرگذار دربار نکوهش میکنه و میگه شاه باید در مرکز تحقیقات اون‌ها قرار میگرفت؟
درواقع چطور تصویر مثبت داشتن ممکنه وقتی معیارهای اخلاقی دوگانه زنان خارج از چارچوب مادر و همسر رو جادوگر و فاحشه خطاب میکردن؟
و چطور آثار ماندگار داشتن ممکنه وقتی که با وجود اثبات شخصیت‌های تاریخی زن هنوز عموم مردم دستاورد های اون‌هارو به نام مردان میشناسن؟
شایسته‌سالاری در چنین شرایطی فقط یک توجیه برای حفظ وضعیت موجوده. این سیستم به جای اینکه فرصتی برابر برای همه فراهم کنه، موفقیت رو به نحوی تعریف می‌کنه که مردان از پیش در اون برتری داشته باشن. اینجاست که نقد فمینیستی به شایسته‌سالاری اهمیت پیدا می‌کنه. نه به این دلیل که زنان شایسته نیستن، بلکه به این دلیل که شایستگی طوری تعریف شده که فقط گروهی خاص بتونن اون رو کسب کنن.
از زنان انتظار میره تنها با ۱۰۰ سال حقوق انسانی داشتن، با مردانی به قدمت تاریخ تمدن بشر رقابت کنن و پیروز بشن که شایسته دونسته بشن و این راهیه که براحتی میشه زنان رو با شعارهای زیبا از جامعه حذف کرد.
👍586
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
فمینیسم، پورنوگرافی و کارگری جنسی
فمینیسم به‌طور کلی، و اکثر فمینیست‌ها با کارگری جنسی و پورنوگرافی مخالف هستن، همونطور که باید باشن. چرا که پورنوگرافی و سکس‌ورک نه‌تنها به بیش‌جنسی‌سازی و کالاانگاری زنان دامن میزنن، بلکه در صنعتی ریشه دارن که مملو از تجاوز، پدوفیلیا، خشونت جنسی، نژادپرستی، خشونت فیزیکی و دیگر جرائمه. بااین‌حال، نحوه‌ی مخالفت با این مسئله اهمیت بسیار بالایی داره.
گروهی از افرادی که خودشون رو فمینیست‌های رادیکال میدونن، این ایده رو ترویج می‌کنن که کارگری جنسی و پورنوگرافی باید از نظر قانونی ممنوع بشه. اون‌ها همچنین کارگران جنسی و بازیگران پورن رو به‌دلیل انتخاب‌هاشون تحقیر و تمسخر میکنن. این گروه، که با عنوان SWERF (رادیکال فمینیست‌هایی که زنان کارگر جنسی رو به رسمیت نمیشناسن) شناخته میشن، رویکردی مشابه TERF ها دارن و اکثریت فمینیست‌ها، این دو دیدگاه رو هم ریشه میدونن چون اون‌ها هم مثل ترف‌ها برخی از زنان رو از دایره‌ی فمینیسم حذف میکنن. خیلی واضحه که این افراد قدمت، پیچیدگی و دلایل شکل‌گیری صنعت سکس رو نادیده میگیرن و یا بعلت دیدگاه‌های مذهبی و سنتی که دارن، صرفا از زنان سکس ورکر نفرت دارن تا اینکه دنبال حقوق زنان باشن.
زنان در صنعت پورن و سکس ورک حضور دارن، چون مردسالاری و سرمایه‌داری، با قدرت زیادی زنان رو سرکوب کرده و حقوق اون‌ها رو به رسمیت نشناخته. عواملی مثل فقر زنانه، شکاف جنسیتی در دستمزد، حذف سیستماتیک زنان از اشتغال و تحصیل و سایر اشکال نابرابری، زنان رو به این صنعت سوق دادن. حتی اگر سکس‌ورک یا بازیگری در پورن یک انتخاب تلقی بشه، این انتخابی اصیل نیست، بلکه نتیجه‌ی فشارهای بیرونیه که اون رو به نوعی اجبار تبدیل کرده و یا نتیجه انعکاس افکار مردسالارانه در جامعه‌ست که زنان رو با خودش همراه میکنه.
چنانچه موفق به ممنوعیت پورنوگرافی بشیم، دیگر بستری برای حمایت از زنانی که در این صنعت فعالیت میکنن وجود نخواهد داشت. در حال حاضر، حجم گسترده‌ای از پورن‌های حاوی پدوفیلیا، تجاوز، خشونت جنسی و جسمی، نژادپرستی، ترنس‌فوبیا، حیوان‌آزاری، قطع عضو، قتل و... بصورت "غیرقانونی" تولید میشن که راهکار موثری برای توقف اون‌ها وجود نداره. ممنوعیت پورن نه قادره امیال جنسی رو از بین ببره و نه میتونه مردسالاری رو ریشه کن بکنه. بلکه این صنعت رو به فضایی کاملا غیرقانونی و زیر زمینی تبدیل میکنه. در چنین شرایطی، مسئله‌ی اصلی که زنان رو وادار به ورود به این صنعت کرده، حل نشده باقی میمونه و در نتیجه، تنها راه قانونی برای اصلاح این وضعیت و نجات زنان از این چرخه از بین میره و با پیامدهایی مثل افزایش و شدت گرفتن قاچاق جنسی روبرو خواهیم شد. اگر کارگری جنسی غیرقانونی اعلام بشه، این زنان کارگر جنسی هستن که بیش از پیش با خشونت، تبعیض و استثمار مواجه میشن چون بدون داشتن پشتوانه‌ی اقتصادی و قانونی برای یک زندگی عادی، ناچارن با شرایطی خطرناک‌تر و درآمدی کمتر به این کار ادامه بدن. بنابراین، راه مقابله با پورنوگرافی و کارگری جنسی نباید از مسیر ممنوعیت قانونی باشه. اول باید فرهنگ‌سازی گسترده‌ای انجام بشه، زیرساخت‌هایی ایجاد بشه که شبکه‌های زیرزمینی تولید پورن‌های غیرقانونی از بین برن، قاچاق جنسی ریشه‌کن بشه و نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی که زنان رو در وضعیت آسیب‌پذیر قرار میده برطرف بشن. در چنین شرایطی، زنان قادر خواهند بود سرمایه‌ی کافی برای تأمین آینده‌ی خودشون کسب کنن و در نتیجه، این صنعت، به‌طور طبیعی، از بین خواهد رفت. البته که مادام این پروسه، فمینیسم هست که صنعت پورن رو نقد کنه و با اون مبارزه کنه. مسئله اصلی جاییه که مبارزات ما هدف قرار میدن و ما دوست نداریم زنانی که در این سیستم قربانی هستن رو هدف بگیریم.
👍699
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
پوزه‌بندهایی که از قرن ۱۶ تا اوایل قرن ۱۹ برای بستن دهان زنانی که به شوهر، کشیشان، کلیسا و حکومت اعتراض میکردن استفاده میشد. این وسیله‌ی شکنجه در اروپا، آمریکا و مستعمرات بریتانیا بکار میرفت و در دادگاه‌های کلیسایی زنان هنجار شکن، مبارز، تحصیلکرده و یا زنانی که صرفا ظلم مردان رو نمیپذیرفتن محکوم به این شکنجه میشدن. این وسیله "افسار جادوگر" نام داشت و در بعضی انواع با میخ هایی که در فک و زبان فرو میرفت محکم میشد. این پوزه‌بندها جلوی حرف زدن و غذا خوردن زنان رو میگرفتن و باعث خونریزی و عفونت میشدن.
😨1184
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
"الگوی سه به یک" یا "اکثریت مردانه"

شاید تا حالا در تاک شوها، مسابقات استعداد یابی و... ترکیب مجری ها و داوران توجهتون رو جلب کرده باشه. در این برنامه‌ها اگر شانس بیاریم و همگی عوامل مرد نباشن، معمولا سه مرد و فقط یک زن وجود داره و پشت این اتفاق دلایل زیادی هست. در این رسانه‌ها از زنان بعنوان ابزاری برای تلطیف فضای تماما مردانه استفاده میشه و الگوی نشستن اون‌ها هم همیشه بصورت 👨👨👩‍🦱🧑 هست تا مردها در یک ردیف کامل قرار نگیرن. گمان میره که نشستن چهار مرد در کنار هم میتونه ترکیب خیلی خشکی باشه و از زنان بعنوان یک زینت برای تنوع بصری استفاده میشه. معمولا زنانی که در این فضاها هستن، برخلاف دیگران متخصص نیستن بلکه بازیگران و پاپ استارهای فوق محبوب و شناخته شده‌ان. زن‌ها در این ترکیب چه بدلیل همدلی و چه بدلیل تصویر اجتماعیشون ناخوداگاه تبدیل به نماینده احساسات و میانجی بین سه مرد میشن و چه از طرف شرکت کنندگان و چه از طرف سایر داوران بهشون نگاه از بالا به پایین میشه و رای‌ها و صحبت‌هاشون بدیهی در نظر گرفته میشه. الگوی سه به یک هم باعث میشه بهونه‌ای در برابر اعتراضات به نبود زن‌ها در رسانه داشته باشن و هم باعث میشه حضور حداقلی زن‌ها عادی‌سازی و پذیرفته بشه و زنان همیشه نقشی مکمل داشته باشن درحالی که نقش های اصلی رو به مردان میسپارن.
👍1405