دربحث شروط ضمن عقد باید به موارد زیر توجه داشت:
الف.اگر انتظارات اساسی و ذاتی عقد را بدون مدت از آن سلب نماییم، چون شرط خلاف مقتضای ذات عقد است لذا هم شرط باطل است وهم عقد را باطل میکند (جلوگیری بدون مدت ازتملیک درعقدبیع ).
ب.اگرانتظارات و اثرات فرعی عقد را بدون مدت مشخص سلب نماییم، شرط بدلیل نامشروعیت باطل است اماعقد به قوت خود باقی است.
ج.اگرانتظارات و اثرات عقد خواه اساسی و ذاتی و خواه فرعی و حاشیه ای باشد را با مدت مشخص و متعارف بوسیلهی شرطی محدود نماییم، هیچ خللی به عقد وارد نیست و شرط و عقد هردو صحیح میباشند.
الف.اگر انتظارات اساسی و ذاتی عقد را بدون مدت از آن سلب نماییم، چون شرط خلاف مقتضای ذات عقد است لذا هم شرط باطل است وهم عقد را باطل میکند (جلوگیری بدون مدت ازتملیک درعقدبیع ).
ب.اگرانتظارات و اثرات فرعی عقد را بدون مدت مشخص سلب نماییم، شرط بدلیل نامشروعیت باطل است اماعقد به قوت خود باقی است.
ج.اگرانتظارات و اثرات عقد خواه اساسی و ذاتی و خواه فرعی و حاشیه ای باشد را با مدت مشخص و متعارف بوسیلهی شرطی محدود نماییم، هیچ خللی به عقد وارد نیست و شرط و عقد هردو صحیح میباشند.
👍2👏1
نکاح سفیه صحیح میباشد اما صداق آن به خاطر مالی بودنش، غیرنافذ میباشد.
تفاوتهای خیارشرط باشرط فاسخ عبارتست از:
الف.خیارشرط حتماً باید مقیّد به مدت باشد ولی شرط فاسخ نیازبه مدت ندارد.
ب.اعمال خیاریک ایقاع است به نحوی که برای اعمال آن نیازمند قصد میباشیم در حالیکه شرط فاسخ عبارتست از شرطی که اگرمحقق شود، نتیجهی آن انحلال قهری عقدمی باشد و به قصد طرفین ارتباطی ندارد.
ج.خیارشرط فقط درعقود لازم به کار میرود درحالیکه شرط فاسخ هم درعقود جایز و هم در عقود لازم راه دارد.
الف.خیارشرط حتماً باید مقیّد به مدت باشد ولی شرط فاسخ نیازبه مدت ندارد.
ب.اعمال خیاریک ایقاع است به نحوی که برای اعمال آن نیازمند قصد میباشیم در حالیکه شرط فاسخ عبارتست از شرطی که اگرمحقق شود، نتیجهی آن انحلال قهری عقدمی باشد و به قصد طرفین ارتباطی ندارد.
ج.خیارشرط فقط درعقود لازم به کار میرود درحالیکه شرط فاسخ هم درعقود جایز و هم در عقود لازم راه دارد.
مالکیت منفعت وحق انتفاع دو مفهوم مختلف میباشند.درمالکیت منفعت، شخصی مالک عین ودیگری مالک منفعت است درحالیکه درحق انتفاع ازملک غیر، هم مالک عین و هم مالک منفعت یک شخص میباشد و شخص دیگری بدون آنکه مالک چیزی باشد فقط حق استفاده ازموضوع حق را خواهدداشت.
👍2
علم اجمالی به موصی به و قابلیت تعیین موصی به برای حجیت وصیت کافی است ونیازی نیست که وصف و مقدارآن معلوم باشد.
موصی به، یا باید موجود باشد و یا قابلیت وجود را درآینده داشته باشد مانند میوهی درخت، نتاج حیوان و....امکان وصیت به مال آینده ناظر به موردی است که موصی تملیک عین را که موجود میپندارد اراده نکند و بعد معلوم شود که موجود نبوده است.دراین صورت به علت فقدان موضوع آن باطل است به ویژه آنکه آن عین درآینده نیز به وجود نمی آید.ماننداینکه موصی اسبی راکه خیال میکنددرمزرعه دارد وصیت کند وبعد معلوم شود اسب هنگام وصیت مرده است.تصرف موصی به علت فقدان موضوع باطل است.
هریک ازغاصبین درمقابل مالک مسؤول جبران منافع زمان تصرف خود ولاحقین خودمی باشند چه استفاده کرده باشند چه استفاده نکرده باشند، اما بین خودِغاصبین هریک مسؤول منافع زمان تصرف خود میباشد وباید ازعهدهی آن برآید.
👍2
عقد فاسد هیچ اثری ندارد ولی بطلان عقد واجد اثراست. مراد از عقد باطل، این است که بین طرفین هیچ اثری در عالم قراردادی ایجاد نشده است.بنابراین عقد باطل، واجدهیچ اثرحقوقی نیست پس نمی تواند دعوایی هم از آن نشأت بگیرد.پس اگر عقدباطل واجد دعوایی نیست، صلح دعوای مبتنی برمعاملهی باطله نیز، پوچ و باطل است (ماده ۷۶۵ ق.م) اما بطلان عقد یعنی ما در عالمی غیر از عالم قراردادی هستیم و به عالم قانون و الزامات قانونی میرسیم که خط مشی ما را پس از یک عقد فاسد تعیین مینماید و مثلاً ما را ملزم به رد مقبوضین به عقد فاسد میکند.پس چون بطلان عقد واجد اثرمی باشد و قانون برخی آثاررا برآن مترتب مینماید میتواند دعاوی را به وجود آورد واین دعاوی مبتنی برمعاملهی باطله نیست بلکه ناشی از بطلان معامله است و دعوا برسرالزامات خارج ازقرارداد میباشد واین دعاوی قابل صلح میباشند.
👍2
تبعیض در رد و قبول وصیت درصورتی امکان دارد که موضوع وصیت قابلیت آن را داشته باشدو آن بخش مورد قبول، به طور مستقل بتواند موضوع تملیک قرارگیرد.دراین صورت موصی له میتواندوصیت را نسبت به قسمتی ازموصی به قبول کندکه با این وصف، وصیت نسبت به قسمتی که قبول کرده صحیح ونسبت به قسمت دیگرباطل میشود.
هرگاه دو وصیت نامه مخالف دریک روز تنظیم شده باشد ونتوان تقدم یکی را احراز کرد درصورتی که تعارض ذاتی نباشد (مانند تملیک یک مال به دو نفر) باید در هر دو را اجرا کرد زیرا تردید دراصل رجوع وجوددارد و زمان هیچ یک از دو اراده به اثبات نمی رسد.برعکس هرگاه تضادبین دو وصیت ذاتی باشد و جمع آنها حتی درفرض انشاءیک وصیت ممکن نباشد (مانندتملیک طلب به بدهکار وشخص ثالث) چاره ای جزء ابطال هر دو باقی نمی ماند.
تنها اثر قبولی موصی له در زمان زنده بودن موصی، این است که اگربعد ازفوت موصی، موصی له همچنان برنظرخود باقی بماند، قبول مجدد نیاز ندارد.پس قبول موصی له قبل ازفوت موصی، مؤثرنیست ومی تواند از وصیت خودرجوع کند حتی اگر موصی له، موصی به را قبض کرده باشد.
هرمعامله ای که قبل از اخذبه شفعه یا بعد از آن انجام شود، باطل است.یعنی اعمال حق شفعه باعث میشود تا معاملات خریدار در برابر شریک قابل استنادنباشد.
رد پیشنهاد فروش سهم ازسمت شریک دیگر، به منزلهی اسقاط ضمنی حق شفعه نیست مگر ازقراین و اوضاع واحوال بتوان اینگونه استدلال کرد.
وارثان حق شفعه را به نسبت سهم خود به ارث میبرند اما اجرای آن باید به طور جمعی باشد و نمی توان نسبت به قسمتی از بیع اعمال کرد اما برخی ازورثه میتوانند حق شفعه را نسبت به کل اعمال کنند یعنی سهم بقیه را ازثمن پرداخت نمایند.
👍2
✍جرم کلاهبرداری تلفنی چیست ؟
🔽جرم کلاهبرداری تلفنی، جرمی است که در آن، مرتکب، از طریق تماس تلفنی و انجام مانورهای متقلبانه در تلفن، دیگران را فریب دهد و با متقاعد کردن آن ها، بر، کارت به کارت وجه یا در اختیار قرار دادن اطلاعات حساب بانکی و دسترسی به رمز پویای آن ها، مال آن ها را ببرد که در این شرایط، می توان گفت، جرم کلاهبرداری تلفنی، محقق شده و قابل پیگیری از طریق مراجع ذی صلاح می باشد.
🔖انواع کلاهبرداری تلفنی
🔻جرم کلاهبرداری تلفنی می تواند، در حالت های مختلفی، محقق شود و به واسطه آن، مال افراد، از دستشان، خارج شده و در اختیار کلاهبردار، قرار بگیرد.
🔻کلاهبرداری تلفنی، با جعل عنوان کارمند بانک: در این شیوه، کلاهبردار، با شماره شخصی فرد، تماس گرفته و به بهانه مشکل و نقصی در اطلاعات حساب او، پس از دریافت اطلاعات حساب، نظیر شماره کارت، از فرد می خواهد تا کد پیامک شده به تلفن همراهش را برای وی، بازخوانی کند. در این شیوه، کلاهبردار، پس از دریافت اطلاعات حساب، اقدام به خرید اینترنتی می کند و پس از اینکه رمز پویای ارسال شده برای تلفن همراه فرد را به دست آورد، در کمتر از دو دقیقه، موجودی حساب وی را خالی می نماید.
🔻 کلاهبرداری تلفنی، با جعل عنوان سازمان های دولتی: در این شیوه، کلاهبردار، با فرد، تماس گرفته و به عنوان مثال، خود را نماینده سازمان بنیاد شهید معرفی می کند و پس از دریافت اطلاعات شخصی از فرد، او را متقاعد می کند که برای بهره مندی از امتیازات این سازمان، باید، اطلاعات حساب بانکی خود را برای تکمیل پرونده، در اختیار سازمان قرار دهد یا مبلغ مشخصی را به حساب بانکی سازمان، واریز کند و بدین ترتیب، کلاهبردار، از حساب فرد، مبالغی را برداشت می کند.
🔻 کلاهبرداری تلفنی، با عنوان برنده جایزه شدن: در این شیوه نیز، فردی تحت عنوان کارمند بانک یا کارمند یک سایت فروش کالای اینترنتی، با فرد، تماس می گیرد و اعلام می دارد که شخص برنده جایزه مشتری خوش حساب شده یا به علت خرید اینترنتی از یک سایت اینترنتی، جوایز نقدی ای به او، تعلق گرفته است. پس از اعتماد سازی و دریافت اطلاعات حساب فرد و استفاده از شیوه هایی نظیر خرید اینترنتی برای دستیابی به رمز دوم یا متقاعد کردن فرد برای کارت به کارت وجه، اقدام به کلاهبردای از حساب فرد می کند.
🔖مجازات کلاهبرداری تلفنی، عبارت است از:
🔻یک تا هفت سال حبس، در مواردی که مبلغ مورد کلاهبرداری، بیش از صد میلیون تومان باشد و شش ماه تا سه سال و نیم حبس، در کلاهبرداری با مبالغ کمتر از صد میلیون تومان.
🔻در شرایطی که مرتکب، مستخدم دولت باشد یا خود را اینگونه معرفی کند یا از طریق تبلیغات در رسانه های جمعی و نشر آگهی، اقدام به کلاهبرداری تلفنی کند، میزان حبس کلاهبرداری، در مبالغ بالای 100 میلیون تومان، دو تا ده سال و در مبالغ کمتر از صد میلیون تومان، یک تا پنج سال، خواهد بود.
🔻رد مال به شخصی که از او، کلاهبرداری شده است و پرداخت جزای نقدی، به صندوق دولت، معادل مالی که در جریان کلاهبرداری به دست آمده است. نکته قابل ذکر اینکه، در صورتی که مرتکب، مستخدم دولت باشد، از سمت خود، انفصال دائم خواهد یافت.
🆔 @law_andishe
🔽جرم کلاهبرداری تلفنی، جرمی است که در آن، مرتکب، از طریق تماس تلفنی و انجام مانورهای متقلبانه در تلفن، دیگران را فریب دهد و با متقاعد کردن آن ها، بر، کارت به کارت وجه یا در اختیار قرار دادن اطلاعات حساب بانکی و دسترسی به رمز پویای آن ها، مال آن ها را ببرد که در این شرایط، می توان گفت، جرم کلاهبرداری تلفنی، محقق شده و قابل پیگیری از طریق مراجع ذی صلاح می باشد.
🔖انواع کلاهبرداری تلفنی
🔻جرم کلاهبرداری تلفنی می تواند، در حالت های مختلفی، محقق شود و به واسطه آن، مال افراد، از دستشان، خارج شده و در اختیار کلاهبردار، قرار بگیرد.
🔻کلاهبرداری تلفنی، با جعل عنوان کارمند بانک: در این شیوه، کلاهبردار، با شماره شخصی فرد، تماس گرفته و به بهانه مشکل و نقصی در اطلاعات حساب او، پس از دریافت اطلاعات حساب، نظیر شماره کارت، از فرد می خواهد تا کد پیامک شده به تلفن همراهش را برای وی، بازخوانی کند. در این شیوه، کلاهبردار، پس از دریافت اطلاعات حساب، اقدام به خرید اینترنتی می کند و پس از اینکه رمز پویای ارسال شده برای تلفن همراه فرد را به دست آورد، در کمتر از دو دقیقه، موجودی حساب وی را خالی می نماید.
🔻 کلاهبرداری تلفنی، با جعل عنوان سازمان های دولتی: در این شیوه، کلاهبردار، با فرد، تماس گرفته و به عنوان مثال، خود را نماینده سازمان بنیاد شهید معرفی می کند و پس از دریافت اطلاعات شخصی از فرد، او را متقاعد می کند که برای بهره مندی از امتیازات این سازمان، باید، اطلاعات حساب بانکی خود را برای تکمیل پرونده، در اختیار سازمان قرار دهد یا مبلغ مشخصی را به حساب بانکی سازمان، واریز کند و بدین ترتیب، کلاهبردار، از حساب فرد، مبالغی را برداشت می کند.
🔻 کلاهبرداری تلفنی، با عنوان برنده جایزه شدن: در این شیوه نیز، فردی تحت عنوان کارمند بانک یا کارمند یک سایت فروش کالای اینترنتی، با فرد، تماس می گیرد و اعلام می دارد که شخص برنده جایزه مشتری خوش حساب شده یا به علت خرید اینترنتی از یک سایت اینترنتی، جوایز نقدی ای به او، تعلق گرفته است. پس از اعتماد سازی و دریافت اطلاعات حساب فرد و استفاده از شیوه هایی نظیر خرید اینترنتی برای دستیابی به رمز دوم یا متقاعد کردن فرد برای کارت به کارت وجه، اقدام به کلاهبردای از حساب فرد می کند.
🔖مجازات کلاهبرداری تلفنی، عبارت است از:
🔻یک تا هفت سال حبس، در مواردی که مبلغ مورد کلاهبرداری، بیش از صد میلیون تومان باشد و شش ماه تا سه سال و نیم حبس، در کلاهبرداری با مبالغ کمتر از صد میلیون تومان.
🔻در شرایطی که مرتکب، مستخدم دولت باشد یا خود را اینگونه معرفی کند یا از طریق تبلیغات در رسانه های جمعی و نشر آگهی، اقدام به کلاهبرداری تلفنی کند، میزان حبس کلاهبرداری، در مبالغ بالای 100 میلیون تومان، دو تا ده سال و در مبالغ کمتر از صد میلیون تومان، یک تا پنج سال، خواهد بود.
🔻رد مال به شخصی که از او، کلاهبرداری شده است و پرداخت جزای نقدی، به صندوق دولت، معادل مالی که در جریان کلاهبرداری به دست آمده است. نکته قابل ذکر اینکه، در صورتی که مرتکب، مستخدم دولت باشد، از سمت خود، انفصال دائم خواهد یافت.
🆔 @law_andishe
👍4❤2
تبعض دراجرای حق شفعه ممنوع است.درواقع تملّک مبیع درمقابل دادن ثمن به خریدار است.پس به حکم قاعده، شفیع باید بی درنگ ثمن را پس از آگاهی بپردازد و دراین اقدام تبعض روا نیست.
🆔 @vakilbash
🆔 @vakilbash
اقالهی بیع پس ازاخذبه شفعه، درحق شفیع اثرنداردزیرا پس از اجرای حق وتملک مبیع،شریک و خریدارنمی توانند به تراضی حقی را که به دارایی شفیع پیوسته است ازاو بگیرند.
🆔 @vakilbash
🆔 @vakilbash
👍2
شرط محدودبودن شریکان (دونفر باشند)مربوط به مرحلهی ایجادحق است نه اجرای آن.بنابراین پس ازآنکه شریک فوت شود و وراث متعدد باشند، بازهم شفعه باقی است وبه ورثه منتقل میشود
🆔 @vakilbash
🆔 @vakilbash
اموال غیر مادی را نمی توان به رهن گذاشت مانند حق اختراع، تألیف، سرقفلی و مطالبات و...اما اسنادی که دارای ارزش اعتباری وقابل داد وستد هستند را میتوان به رهن گذاشت زیرا درحکم عین معین هستند مانند اسکناس، اسناد در وجه حامل، سهام بی نام و...
🆔 @vakilbash
🆔 @vakilbash