Accidental Babies
Damien Rice
Well I know I make you cry
And I know sometimes you wanna die
But do you really feel alive without me?
If so, be free
If not, leave him for me
Before one of us has accidental babies
Before we are in love
And I know sometimes you wanna die
But do you really feel alive without me?
If so, be free
If not, leave him for me
Before one of us has accidental babies
Before we are in love
Problems!
Damien Rice – Accidental Babies
وقتی تو را همچو یک معشوق در آغوش کشیدم
شادمان بودم
دست در دست
و آرنجم تکیهگاهی مناسب بود.
ما به دیگران بیتوجه بودیم،
آرزوهای خوش برای آینده
و نگاهی زیبا بر چهرهات،
تنمان به هم میسایید
و علفهای باغ شما
لگد مال شده از حضورمان...
تأسف چرا؟
کسی چه میدانست ما چه میکنیم؟
آیا هرگز با او مینشینی به درد دل؟
آیا به قدر کافی سبزه روست؟
آن قدر تیره هست که روشنایی تو را ببیند؟
آیا پیش از بوسیدنش دهانت را میشویی؟
آیا دلت برای بوی تنام تنگ نشده؟
آیا چنانی قوی هست که از زمین بلندت کند؟
آیا به او احساس تعلق میکنی؟
آیا مجنونت میکند
یا دستکم ... به تو احساس رهایی میبخشد؟
من چهطور؟
اما تو همچو معشوقی در آغوشم کشیدی
با دستهای عرق کرده و
پاهایم که جای محکمی نبود
کوسنها بهانهی پنهان کردن نا خشنودیمان بود
[زیرا که] ذهنمان مغشوش بود
و من از جای تنگم در تخت عصبانی بودم.
و دلهایمان شکننده بود و هرچیز کوچکی خشمگینمان میکرد.
میدانم که دارم اشکت را در میآورم
میدانم که گاهی میخواهی بمیری
ولی آیا بی من... احساس زنده بودن میکنی؟
اگر آری... پس رها باش
اگر نه... به خاطر من ترکش کن
پیش از آن که یکی از ما ... کودکی ناخواسته داشته باشیم...
آیا هرگز با او مینشینی به درد دل؟
آیا به قدر کافی سبزه روست؟
آن قدر تیره هست که روشنایی تو را ببیند؟
آیا پیش از بوسیدنش دهانت را میشویی؟
آیا دلت برای بوی تنام تنگ نشده؟
آیا چنانی قوی هست که از زمین بلندت کند؟
آیا به او احساس تعلق میکنی؟
آیا مجنونت میکند؟
یا دستکم ... به تو احساس رهایی میبخشد؟
من چهطور؟
آیا تیرگی آنقدر کافی هست که روشناییات دیده شود؟
و من...
شادمان بودم
دست در دست
و آرنجم تکیهگاهی مناسب بود.
ما به دیگران بیتوجه بودیم،
آرزوهای خوش برای آینده
و نگاهی زیبا بر چهرهات،
تنمان به هم میسایید
و علفهای باغ شما
لگد مال شده از حضورمان...
تأسف چرا؟
کسی چه میدانست ما چه میکنیم؟
آیا هرگز با او مینشینی به درد دل؟
آیا به قدر کافی سبزه روست؟
آن قدر تیره هست که روشنایی تو را ببیند؟
آیا پیش از بوسیدنش دهانت را میشویی؟
آیا دلت برای بوی تنام تنگ نشده؟
آیا چنانی قوی هست که از زمین بلندت کند؟
آیا به او احساس تعلق میکنی؟
آیا مجنونت میکند
یا دستکم ... به تو احساس رهایی میبخشد؟
من چهطور؟
اما تو همچو معشوقی در آغوشم کشیدی
با دستهای عرق کرده و
پاهایم که جای محکمی نبود
کوسنها بهانهی پنهان کردن نا خشنودیمان بود
[زیرا که] ذهنمان مغشوش بود
و من از جای تنگم در تخت عصبانی بودم.
و دلهایمان شکننده بود و هرچیز کوچکی خشمگینمان میکرد.
میدانم که دارم اشکت را در میآورم
میدانم که گاهی میخواهی بمیری
ولی آیا بی من... احساس زنده بودن میکنی؟
اگر آری... پس رها باش
اگر نه... به خاطر من ترکش کن
پیش از آن که یکی از ما ... کودکی ناخواسته داشته باشیم...
آیا هرگز با او مینشینی به درد دل؟
آیا به قدر کافی سبزه روست؟
آن قدر تیره هست که روشنایی تو را ببیند؟
آیا پیش از بوسیدنش دهانت را میشویی؟
آیا دلت برای بوی تنام تنگ نشده؟
آیا چنانی قوی هست که از زمین بلندت کند؟
آیا به او احساس تعلق میکنی؟
آیا مجنونت میکند؟
یا دستکم ... به تو احساس رهایی میبخشد؟
من چهطور؟
آیا تیرگی آنقدر کافی هست که روشناییات دیده شود؟
و من...
Forwarded from Known as felfel 🌶️ (🌶️)
“I’ll never beg to be in someone’s life; at the end of the day, I’d rather walk alone than drown in fake love
Forwarded from " شیاف
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
" شیاف
به مناسبت روز پسر، دختره به دوس پسرش پورشه کادو میده :))) 👿 @iShiyaf | شیاف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Wrong side of heaven (Ալի)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM