آدمیزاد وقتی مدام به آرزوهاش نمیرسه دیگه چندان تمایلی به آرزوهای جدید نداره.
از اینکه دم غروب از خواب بیدار میشم و نمی دونم کجام و ساعت چنده واقعا متنفرم .
دایره امن و مورد اعتماد من از خودم شروع میشه و توی خودم هم ب پایان میرسه
مرا دیوانه تر از پیش کن ای عشق! حرفی نیست
مگر دیوانه بازیهای من او را بخنداند...
مگر دیوانه بازیهای من او را بخنداند...