This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب سیاه و چشم بیدار، شب سیاه و سایه تار
شب سیاه و باد و باران، شب سیاه و ماه پنهان
نرو، بمان!
ما به سایههای روی دیوار، ما به ابرهای تیره و تار
ما به کافهها و دود سیگار، ما به شبهای تار دل بستیم
ما به خندههای زیر بارون، ما به صبح باغ بهارون
ما به بیداریِ شبانه ما، به خواب روزها دل بستیم
بهار ما گذشته شاید، بهاره ما گذشته انگار
نرو، بمان!
شب سیاه و چشم بیدار، شب سیاه و سایه تار
بهار ما گذشته شاید، بهارِ ما گذشته انگار
شب سیاه و چشم بیدار، شب سیاه و سایه تار
بهار ما گذشته شاید، بهارِ ما گذشته انگار...
- problems!
شب سیاه و باد و باران، شب سیاه و ماه پنهان
نرو، بمان!
ما به سایههای روی دیوار، ما به ابرهای تیره و تار
ما به کافهها و دود سیگار، ما به شبهای تار دل بستیم
ما به خندههای زیر بارون، ما به صبح باغ بهارون
ما به بیداریِ شبانه ما، به خواب روزها دل بستیم
بهار ما گذشته شاید، بهاره ما گذشته انگار
نرو، بمان!
شب سیاه و چشم بیدار، شب سیاه و سایه تار
بهار ما گذشته شاید، بهارِ ما گذشته انگار
شب سیاه و چشم بیدار، شب سیاه و سایه تار
بهار ما گذشته شاید، بهارِ ما گذشته انگار...
- problems!
تعادل احساساتم از بین رفته.
یا انقدر بیحس و ریلکسم که چیزی نمیتونه عصبیم کنه، یا انقدر حساسم که با کوچیکترین چیز عصبی میشم.
حد وسطمو گم کردم.
یا انقدر بیحس و ریلکسم که چیزی نمیتونه عصبیم کنه، یا انقدر حساسم که با کوچیکترین چیز عصبی میشم.
حد وسطمو گم کردم.