اینو دوباره خوندم و دیت امشب رو کنسل کردم. البته که نیمفاصله نذاشتنش، عدم استفادهش از علائم نگارشی و زیادهرویش توی گذاشتن علامت تعجب وقتی چیزی برای تعجب وجود نداشت هم موثر بود!
هیچی هیچوقت برام ترنآفتر از دیر رسیدن سر قرار نبوده. میخواد کاری باشه، دوستانه باشه یا عاطفی. میخوای همکارم باشی، رفیقم باشی یا پارتنرم.
گفتی ساعت ۲؟ الان ۲:۰۵ دقیقهست. دیره!
گفتی ساعت ۲؟ الان ۲:۰۵ دقیقهست. دیره!
نیازمند شنیدن چندتا جملهم. جملههای درست رو از آدمهای اشتباه میشنوم و اینطوریه که ممکنه آدمهای اشتباه رو، درست ببینم. گیجم، نگرانم و کمی آروم گرفتم.
صادق میگه خاک تو سرت، الان جای من باید یه دختر قدکوتاه با هودی دوایکسلارج توی آشپزخونهت میچرخید. فقط! با یه هودی دوایکسلارج. یه چیزای دیگهای هم راجع به خودش گفت که نشنیدم دیگه.
یه زوج لزبین میانسال دیدم که سگشون رو آورده بودن بیرون و هیچ چیز عجیبی در موردشون وجود نداشت. طبیعتاً بدون حجاب. زن داره زندگیش رو میکنه و آزاده. انقلاب اتفاق افتاده توی سر آدمها. رنگ گرفته زندگیها. تموم شده و این بعدشه.
تو هنوز بهش میگی اغتشاش؟
تو هنوز بهش میگی اغتشاش؟