Forwarded from That guy over there!
قلب درستی تو نسل اشتباهی دارم. دنبال چیزای دهه ۹۰ تو قرن ۲۱ میگردم. تباهم. تباه!
Forwarded from پرنسس کانسوئِلا بناناهَمیک
کاش یک نفر متوجه میشد که من دارم خیلی صبر میکنم، خیلی خیلی صبر میکنم همیشه و صدام در نمیاد.
تازگیها فهمیدم با هر ضربه، یهو، همونجا و همونلحظه قد میکشم. تمام درد یک سال فرآیند بلوغ رو در لحظه میکشم. در لحظه استخونهام رشد میکنن. در لحظه معصومیت از چشمهام میره. در لحظه پیر میشم.
به یه پیرمرد کمک کردم، گفت الهی پیر نشی جوون. الهی به پنجاه حتی نرسی!
صادقانهترین و سمترین دعای ممکن.
صادقانهترین و سمترین دعای ممکن.
اگر در لحظه اشتباهی کردی که عواقبش فقط گریبانگیر خودت بود، در همون لحظه خودت رو ببخش و روی خودت رو ببوس. تو بزرگتری، کوتاه بیا.
نزدیکترین تجربهی من به عشق در سال اخیر این بود که به مربی باشگاه گفتم: «دو سِت دارم.» و گفت: «مرسی ولی پررو نشو دیگه.»
Forwarded from مغموم
دورشدن و رفتن برای یه لحظه نیست. اینطوری نیست که مثلا حوصلهت سر بره و بذاری بری از زندگی آدمها. از خیلی قبلتر حس میکنی که قلبت دیگه اونجا نیست و هرچقدر هم تلاش میکنی که خودتو به نفهمیدن بزنی، یهجایی دیگه نمیتونی طاقت بیاری. مجبوری بری دنبال قلبت تا بتونی نفس بکشی!
میگه دستخطت طنازه.
جالبترین تعریفی بود که شنیدم. معمولاً میشنوم شبیه B Kamran 10 ئه!
جالبترین تعریفی بود که شنیدم. معمولاً میشنوم شبیه B Kamran 10 ئه!