دیشب تئاتر "دریاچهی قو" رو دیدم و برای چندمین بار در این یازدهسال زندگی در مشهد ایمان آوردم که تیمهای تئاتر این شهر حرفهای، جسور و قدرتمندند. مشهد جایی نیست که بشه بدون ترس توی سالن اصلی تئاتر شهرش با چایکوفسکی رقصید و با این حال، درود و صد درود به تیم دریاچهی قو.
✍162
بالاخره فهمیدم منبع انرژی من در چه فعالیتیه: یادگیری. بلعیدن آموزش همچو جاروبرقی.
✍89
دیگه حتی نمیگیم با دلار فلان تومنی، بیسار!
ولمون کن خاورمیانه.
یه زندگی داشتیم همونم به گند کشیدی.
ولمون کن خاورمیانه.
یه زندگی داشتیم همونم به گند کشیدی.
✍158
پنجسالگیت نگهبانی گذشته رو داره و حواس پنجاهسالگیت به آینده هست.
بمون همینجا. حال رو به حال خودش نذار.
بمون همینجا. حال رو به حال خودش نذار.
✍64
اگه خدا دامبلدور بود با این توصیف الان جفت جیبهام پر از اسکناسهای ۱۰۰ هزاردلاری بود.
✍63
یه دورهای از اسمم بیزار شده بودم انقدر هر کی صدام میزد یه کاری باهام داشت. برای همینه که هربار کسی صدام میزنه آمادهی واکنشم.
✍65
آقا من ده روز پیش یه بار با ایرپادم یه اپیزود از رختکن بازندهها پلی کردم، از اون موقع هربار این ایرپاد رو از تو لونهش درمیارم صدای قهقهههای مژدگانی تو مغزمه. کستباکس حتی توی بکگراند گوشیم هم ران نمیشه و روزی هفتبار باز میکنم و میبندم و باز ایرپادم یادشه.
حافظه داری مگه ازگل سیاه؟!
حافظه داری مگه ازگل سیاه؟!
✍68