باید فریاد زده و همهچیز را بهم بریزم امّا ساکت و آرام گوشهای نشستم؛ انگار تمام آن بیقراریها، خشم و عذابها درونم در حال رخ دادن است.
❤2
چیزهایی هست که نمیتونم تحمل کنم، نمیتونم بگم، نمیتونم تو خودم نگهشون دارم، نمیتونم فراموششون کنم، نمیتونم ایگنورشون کنم، هیچکاری باهاشون نمیتونم بکنم. استیصال.
❤2