ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
Forwarded from کافی کتاب
يادت می‌آيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟

نه ری‌را جان
نامه‌ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت می‌نويسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

سید علی صالحی
#شعر
#کافی_کتاب
@kafiketab
راننده اسنپ ضبط را خاموش کرد، مسیر را از روی گوشی که با پایه چسبیده بود به شیشه چک کرد، گفت الهی به امید تو و بعد راه افتاد. نشسته بودم جلو، از همکلام شدن با راننده ها طفره نمی روم اگر خودش حسش را داشت و خواست حرف بزند گوش میدهم هرچند سعی میکنم همراهی نکنم. از اشرفی پیچید توی همت، کولر روشن بود، خودم را با گوشی مشغول کردم، یکهو گفت : این همت هم همش ترافیکه! لبخندی زدم و سرم را بالا آوردم، پشت یک توسان سفید رنگ ایستاده بودیم، راننده گرفت سمت چپ و رفت توی لاین دیگر " برم یادگار از اونجا حکیم گمونم بهتر باشه بعد کردستان دوباره میندازم همت!" چیزی نگفتم. توی حکیم بعد شیخ فضل الله گفت " آقا این خانم نامداری فرار کرده؟" گفتم " نامداری؟"
" آره دیگه همین خانمه که به فرزاد حسنی خیانت کرد، میگن با شوهرش فرار کرده خارج کشف حجاب هم کرده مشروب هم خورده فیلمشو دارم بذار نشونتون بدم" یک گوشی دیگر در آورد و توی گوشی مشغول گشتن شد، گفتم نمیخواد! گفت " آهان ایناهاش پیدا کردم!"
فیلم را ندیده بودم یعنی نخواسته بودم ببینم به هزارویک دلیل درست و نادرست، گوشی را گرفتم و گذاشتم روی داشبرد پراید. گوشی را برداشت و بعد گفت : " آقا ببینید حتمن ببینید این جماعت دورو چکار کردن با مردم اون یارو سه هزار میلیارد دزدید برد اینم خیانت کرد"
قبل از تونل پیچید سمت کردستان شمال و آمد سمت همت شرق، پشت چراغ توانیر گوشی موبایلش زنگ خورد صدای زیر زنی را میشد تشخیص داد به زن گفت "مسافر دارم پیادش کنم برمیگردم "
سه راه ضرابخانه را بالا آمد و پیچید توی پاسداران گفتم همینجا پیاده میشوم گفت مونده هنوز که گفتم " بقیشو میخوام پیاده برم"
بیست دقیقه ای زود رسیده بودم خواستم بقیه مسیر را پیاده بروم، از پشت حسینیه ارشاد آمدم تا شریعتی پیاده رفتم به سمت میرداماد.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
خواستند
از عشق
آغوش و بوسه را
حذف کنند
عشق
از آغوش و بوسه
حذف شد...

افشین یداللهی
#شعر
#کافی_کتاب
@kafiketab
‏ماشین رو دزدیدن توش دختربچه هشت‌ماهه (اسمش بنیتا ست) بوده ولش کردن تو بیابونهای اطراف پاکدشت بچه از تشنگی و گرما مرده.
کدوم انسانیت؟ هممون بمیریم.
@boiereihan
طفلی به نام شادی، دیری‌ست گم شده‌ست
با چشم های روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر
این هم نشان ما : یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر

محمدرضا شفیعی کدکنی
@boiereihan
دختربچه آمد دوتا کیک خرید و بعد گفت یک بسته سیگار اسی بلک هم میخوام بابا گفت بزنید تو حساب.
اگر بچه دارید سیگار نکشید، اگر سیگار میکشید بچه را برای خریدن سیگار نفرستید، وقتی پدر و مادر هستید در قبال فرزندانتان مسول هستید.
@boiereihan
یکی تو را دوست دارد, یکی تو را دوست دارد شبیه خیالی شیرین, شبیه کودکی نشسته بالای درخت گیلاس, همانقدر ظریف, همانقدر ترد, یکی تو را دوست دارد لابلای سطور نوشته هایش, یکی تو را دوست دارد و برایت مینویسد, مینویسد هرچند شاید نخوانی, نبینی, جایی میان مرز باریک گذشته و حال رها میشوی, طعمی شیرین میدود میان رج های یک موسیقی آشنا ولی یادت نمی آید, آشناست ولی یادت نمی آید, حس میکنی چیزی روی لبهایت تر میشود ولی کسی نیست, یادت نمی آید, یکی تو را دوست دارد شبیه هیچکس, فقط دوست دارد.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
زن زیباست
چه آن زمان که از فرط خستگی ابروانش در هم است.
چه آنزمان که خود را می آراید از پس همه خستگیهایش.
چه آنزمان که فریاد می زند بر سرت و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را مبینی.
چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند.
زن زیباست.... آن زمانی که خسته از همه تهمتها و نابرابریها باز فراموشش نمی شود مادر است...همسر است ....راحت جان است.
زندگی مشترک اگر مردی هم دارد
آری اگر مردی! هم دارد همین زن است.
زن زیباست
زمانی که لطافت جسم و روحش را توامان درک کردی
زمانی که خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی
زمانی که نداشته های خودت را به حساب ضعفش نگذاشتی.
آری زن زیباست
دیده ام که می گویم.
باید ببینی.
+ اینم از اون متنائی بود که چندسال پیش نوشته بودم و الان فکر کنم فقط به اسم خواجه حافظ نزدنش!

#ای_لیا
@boiereihan
امروز یاشار سلطانی که فساد املاک نجومی را در شهرداری افشا کرده بود میرود دادگاه، میرود دادگاه که جواب پس بدهد، جواب پس بدهد که چرا گفته است سلطان لباس نپوشیده و لخت است. فساد سیستماتیک متاسفانه در ابعاد وسیع وجود دارد، حتی گاهی برای این فساد اداری توجیهات عجیب و غریبی هم میتراشند اینکه چون سالها خدمت کرده اند پس حق دارند که از مزایای ویژه و رانت استفاده نمایند.
متاسفانه فراموش کرده اند که باید تشنه خدمت باشند نه شیفته قدرت.
@boiereihan
خانه عمو بودیم، پدر توی حیاط کباب باد میزد ماها در هال خانه توی سروکله هم میزدیم عمو نماز میخواند، من برادر کوچکترم را گرفته بودم زیرم و نشسته بودم رویش هرچه میگفت دارم خفه میشم اهمیت نمیدادم یکهو دیدم یکی دو سه تا پس گردنی خواباند و یک لگدی هم حواله ماتحتمان کرد، عمو بود بعد از چشم غره دوباره برگشت سر نماز و ادامه داد : والضضضضضضااااااللللللین!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
به بچه‌هامون فحش ندیم، حتی به شوخی، تو ذهنشون می‌مونه، پدر و مادر شدن وظیفه سخت و سنگینیه اگر بلد نیستیم بی‌خیالش بشیم.
@boiereihan
‏به بچه‌ها یاد بدیم:
نقاط حساس بدنشون کجاست
اگر غریبه‌ای دست‌درازی کرد فریاد بزنن
هیچ رازی بین اونا و پدر و مادرشون نیست
#توئیتر
@boiereihan
Forwarded from رادیو زی
جناب دولت‌آبادی
سلام

کلیدر خوانی، علاوه بر لذت وافر از ادبیات، لذت آشنا بودنِ تمام شخصیت‌هاست. و هر بار که کتاب را باز و بسته میکنم، با خودم میگویم جناب دولت‌آبادی، چند بار زیسته است و خواهد زیست؟

سایه‌تان مستدام.

درد از همین نقطه پیدا می‌شود، گنگیِ زبان و گستردگیِ جان . / کلیدر

#محمود_دولت_آبادی
#سالروز_تولد
#تولد

@radio_zee
‏من ز بی‌هم‌نفسی ناله به دل می‌شکنم

هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)
@boiereihan
زنها، پس از صدو بیست سال که هنوز سی ساله باقی مانده اند و عمرشان(زبانم لال) به آخر خود میرسد، همانجا حین تقدیم کردن جان مبارک و عزیزشان به عزرائیل از او می پرسند :

"خدا وکیلی این مرده به من خیانت میکرده دیگه نه؟!"

مرد شصت سال قبلتر ریق رحمت را سرکشیده است!
@boiereihan
یکسال توی رشت خانه گرفتیم خانه که نه دوتا از اتاقهای یک خانه را اجاره کردیم در خروجی جدا بود و میشد گفت مستقل است ولی اتاق ما یک در داشت که به هال خانه همسایه باز میشد که قفلش کرده بودند، یکی از بچه‌ها یک تلوزیو سیاه و سفید قرمز رنگ چهارده اینچ داشت. همین تلوزیونهای کوچکی که کانال با چرخاندن یک سلکتور عوض میشد و همیشه هم برفک داشت بازی آرژانتین و آلمان در جام‌جهانی ۸۶ را هم توی همینها دیده بودم. این تلوزیونها قدرت خاصی داشتند طوری که اگر در خانه های اطراف کسی ویدئو تماشا میکرد یا آتاری بازی میکرد این تلوزیونها تصویر را میگرفت. یک شب از سر تصادف که کانالها را میچرخاندیم تصویر زنی آمد که میرقصید اول فکر کردیم باکو یا جای دیگری را گرفته‌ ایم ولی بعد معلوم شد شوی هفتادو‌هفت استودیو طنین است و سرآخر فهمیدیم صاحبخانه ویدئو خریده است. شبها معمولن فیلم‌فارسی و شو نگاه میکردند ولی بعضی روزها مخصوصن صبح که کسی خانه نبود فیلمهای صحنه‌دار هم میدیدند بعد فهمیدیم ‌پسر بیکار خانواده صبحها که کسی نیست فیلم‌های دیگری نگاه می‌کند. مثلن یکبار تایتانیک را می‌دید ما هم می‌دیدیم آنور در، روی صحنه‌ها هی تصویر را عقب و جلو میکرد لابد میخواست دقت کند، گاهی هم استوپ را میزد و صحنه فریز میشد، یکبار خواستم به در بزنم که "بزنم بره جلو". روی فیلم هم‌ میزد،آنموقع‌ها میگفتند روی فیلم اگر عقب و جلو برود فیلم خراب میشود، رسید سر صحنه خوابیدن کیت و لئونارد توی ماشین، این صحنه را صدبار عقب و جلو کرد، هی نگاه کرد و دوباره زد عقب. البته هرچقدر منتظر ماندیم فیلم خاک بر سری بیاورد و نگاه کند، اینکار را نکرد حالا یا پیدا نکرد یا اینکه نخواست خاک برسریترین فیلمی هم که دید و ما هم دیدیم غریره اصلی بود.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏میگه مرد شکمو خوبه قهر هم که کنه وقتی گشنش بشه خودش برمیگرده.
#توئیتر
@boiereihan
اگر دیدید اطلاع بدید.
زن دستان پسر را می گذارد روی ران هایش، میگوید که حس کند ...
پسر تحمل ندارد، سریع خودش را وا میدهد!
زن می گوید : عشق همین است!(همینقدر کوتاه، گذرا ...)

فیلم کوتاهی درباره عشق(زنا مکن) - کیشلوفسکی
@boiereihan
⬇️⬇️⬇️