Forwarded from محمدعلی محمدپور (MohamadAli Mohamadpour)
تفنگ دسته نقرهم را فروختم
برای یار قبای ترمه دوختم
قبای ترمهام را پس فرستاد
تفنگ دسته نقرهم، داد و بیداد
#نوذر_پرنگ
@m_mohamadpour
برای یار قبای ترمه دوختم
قبای ترمهام را پس فرستاد
تفنگ دسته نقرهم، داد و بیداد
#نوذر_پرنگ
@m_mohamadpour
Forwarded from کافی کتاب
گریه نکن خواهرم!
در خانهات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت.
و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد
خواهند پرسید: در راه که میآمدی سحر را ندیدی؟
سو و شون - سیمین دانشور
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
در خانهات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت.
و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد
خواهند پرسید: در راه که میآمدی سحر را ندیدی؟
سو و شون - سیمین دانشور
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
Forwarded from Khabgard | خوابگرد
نهنگ آبی دقیقاً از اینجا اومده و دقیقاً اینشکلیه!
اینجا اینترنت است. جایی که توش یک سری خریدار هستن و یک سری فروشنده. خریدارها اینجا میچرخن، سایتها رو میخونن، از تنهایی درمیآن، حس عضویت در گروه پیدا میکنن و وقتشون میگذره. فروشندهها هم مینویسن، عکس میذارن، لینک میدن و هر کار دیگه که باعث بشه بخشی از وقت خریدارها به اونها اختصاص پیدا کنه.
یک روز یک روزنامهنگار مهمل روس مطلبی مینویسه که یک سری خودکشی رو به هم و به یک پدیدهی ناشناخته به اسم نهنگ آبی مرتبط میکنه. منظور اصلی نویسنده اینه که چند تا از این خودکشیها مربوط به آدمهایی بوده که عضو یک شبکهی اجتماعی بودن و بعد که توجه خوبی جلب میشه همهی دنیا شروع میکنن به نوشتن در مورد خطر بزرگی که بچهها رو تهدید میکنه. چرا؟ چون خطر، فروشش خوبه. آدمها از اینکه از چیزی بترسن خوششون میآد و بهتر از اون اینه که شروع کنن به گفتن اینکه «وای تو رو خدا مواظب باشین» و در نقش قهرمان، بقیه رو از چیزهای دیگه بترسونن. پدیدهای که قرنها برامون آشناست.
واقعیت چیه؟ گزارشهای مستقل چیزی در مورد بازی نمیدونن و نمیگن. خودکشیها به هم ارتباط معناداری ندارن و کل جریان نهنگ آبی زادهی هیجانی است که روزنامهها و رسانهها دوست داشتن سوارش بشن و مخاطب جذب کنن. توی کشوری مثل ایران عزیز هم که دیگه ماجرا نور علی نور است. کارشناس میآد توی تلویزیون و توضیح میده که این چقدر مهمه و باید در موردش دونست و چه خطر بزرگی است و یک گروه هستن که این بازی رو میکنن و… و این خطرناکترین حرفی است که یک رسانهی رسمی میتونه بزنه!
وقتی شما بچهای دارین که بهش میگین «یک گروه خاص هستن که یه چیزی میدونن که فقط خودشون میدونن چیه»، این بچه حاضره هر کاری بکنه تا جزو اون گروه باشه. تعلق گروهی اولین قدمهای نوجوان است در تعریف هویت مستقلش. برای همینه که پسربچهها کلاههای عجیب میذارن، سیبیل میذارن، پیرسینگ میکنن، جور متفاوتی حرف میزنن، نشان و سمبل به کیف و لباسشون میچسبونن و…
از خیلی نوجوونها اگر بپرسین «ایکس ممنوع است. آیا تو در مورد ایکس اطلاعات داری؟» جوابش بله است. دفعهی بعد که دیدین چطوری با هیجان در مورد مواد مخدر و انواعش حرف میزنن یا میگن طبقهبندیهای پورن رو بلدن یا خودشون خیلی خلافن، به این فکر کنین که اگر به یک نوجوون بگین «بازی نهنگ آبی هست که توش آدمها که عضو گروه خاصی شدن به خودشون صدمه میزنن» اصلاً نباید تعجب کنین اگر بگه «خودم بلدم، خودم عضوم.». و نتیجهاش توی همه دنیا بوده: بچههایی که با چاقو رو دستشون خط میندازن و عکسش رو میذارن تو شبکههای اجتماعی و میگن «مرحلهی ۱۴ رو انجام دادم» و یکهو بین دوستاشون اعتبار «خفن بودن» پیدا میکنن.
واقعیت اینه که هیچ چیزی به اسم بازی نهنگ آبی وجود نداشته. حداقل تا وقتی که رسانهها شروع نکردن بگن چنین چیزی هست. بعد از اینکه تبلیغ شد که یک گروه مخفی هست که خیلی خفنه، خیلیها گروه مخفی رو نه فقط میشناختن که حتی عضو بودن و شروع کردن به عضو گرفتنهای بعدی. اگر تلویزیون انحصاری ایران واقعاً نگران نوجوونهاست بهتره، به این فکر کنه که اگر هیچ موزیک اعتراضیای نباشه، اگر گنگهای نوجوونها تحمل نشن، اگر پلیس به مدل مانتو گیر بده و… و به جاش کارشناس از گروههای مخفی مخصوص خودکشی حرف بزنه، مقصر خودکشیهای بعدی کسی نیست به جز کارشناس مربوطه و مسئولین تصمیمگیرندهی ماجرا.
بازی نهنگ آبی دقیقاً از توی اینترنتی اومده که توش رسانهها سعی میکنن هیجانانگیزترین چیزی رو که میتونن بسازن، بفروشن. و در ایران، شکلش دقیقاً شبیه یک رسانهی انحصاری است که بعد از خفه کردن صدای همه، نگران میشه که چرا هنوز مردم دوستش ندارن و به جوونها توضیح میده که «یک سری آدم خفن دارن خودکشی میکنن ها!» و بعد خبر خودکشی آدمها رو با آب و تاب گردن بقیه میندازه.
@KhabGard
از وبلاگ جادی میرمیرانی:
https://goo.gl/2159MG
اینجا اینترنت است. جایی که توش یک سری خریدار هستن و یک سری فروشنده. خریدارها اینجا میچرخن، سایتها رو میخونن، از تنهایی درمیآن، حس عضویت در گروه پیدا میکنن و وقتشون میگذره. فروشندهها هم مینویسن، عکس میذارن، لینک میدن و هر کار دیگه که باعث بشه بخشی از وقت خریدارها به اونها اختصاص پیدا کنه.
یک روز یک روزنامهنگار مهمل روس مطلبی مینویسه که یک سری خودکشی رو به هم و به یک پدیدهی ناشناخته به اسم نهنگ آبی مرتبط میکنه. منظور اصلی نویسنده اینه که چند تا از این خودکشیها مربوط به آدمهایی بوده که عضو یک شبکهی اجتماعی بودن و بعد که توجه خوبی جلب میشه همهی دنیا شروع میکنن به نوشتن در مورد خطر بزرگی که بچهها رو تهدید میکنه. چرا؟ چون خطر، فروشش خوبه. آدمها از اینکه از چیزی بترسن خوششون میآد و بهتر از اون اینه که شروع کنن به گفتن اینکه «وای تو رو خدا مواظب باشین» و در نقش قهرمان، بقیه رو از چیزهای دیگه بترسونن. پدیدهای که قرنها برامون آشناست.
واقعیت چیه؟ گزارشهای مستقل چیزی در مورد بازی نمیدونن و نمیگن. خودکشیها به هم ارتباط معناداری ندارن و کل جریان نهنگ آبی زادهی هیجانی است که روزنامهها و رسانهها دوست داشتن سوارش بشن و مخاطب جذب کنن. توی کشوری مثل ایران عزیز هم که دیگه ماجرا نور علی نور است. کارشناس میآد توی تلویزیون و توضیح میده که این چقدر مهمه و باید در موردش دونست و چه خطر بزرگی است و یک گروه هستن که این بازی رو میکنن و… و این خطرناکترین حرفی است که یک رسانهی رسمی میتونه بزنه!
وقتی شما بچهای دارین که بهش میگین «یک گروه خاص هستن که یه چیزی میدونن که فقط خودشون میدونن چیه»، این بچه حاضره هر کاری بکنه تا جزو اون گروه باشه. تعلق گروهی اولین قدمهای نوجوان است در تعریف هویت مستقلش. برای همینه که پسربچهها کلاههای عجیب میذارن، سیبیل میذارن، پیرسینگ میکنن، جور متفاوتی حرف میزنن، نشان و سمبل به کیف و لباسشون میچسبونن و…
از خیلی نوجوونها اگر بپرسین «ایکس ممنوع است. آیا تو در مورد ایکس اطلاعات داری؟» جوابش بله است. دفعهی بعد که دیدین چطوری با هیجان در مورد مواد مخدر و انواعش حرف میزنن یا میگن طبقهبندیهای پورن رو بلدن یا خودشون خیلی خلافن، به این فکر کنین که اگر به یک نوجوون بگین «بازی نهنگ آبی هست که توش آدمها که عضو گروه خاصی شدن به خودشون صدمه میزنن» اصلاً نباید تعجب کنین اگر بگه «خودم بلدم، خودم عضوم.». و نتیجهاش توی همه دنیا بوده: بچههایی که با چاقو رو دستشون خط میندازن و عکسش رو میذارن تو شبکههای اجتماعی و میگن «مرحلهی ۱۴ رو انجام دادم» و یکهو بین دوستاشون اعتبار «خفن بودن» پیدا میکنن.
واقعیت اینه که هیچ چیزی به اسم بازی نهنگ آبی وجود نداشته. حداقل تا وقتی که رسانهها شروع نکردن بگن چنین چیزی هست. بعد از اینکه تبلیغ شد که یک گروه مخفی هست که خیلی خفنه، خیلیها گروه مخفی رو نه فقط میشناختن که حتی عضو بودن و شروع کردن به عضو گرفتنهای بعدی. اگر تلویزیون انحصاری ایران واقعاً نگران نوجوونهاست بهتره، به این فکر کنه که اگر هیچ موزیک اعتراضیای نباشه، اگر گنگهای نوجوونها تحمل نشن، اگر پلیس به مدل مانتو گیر بده و… و به جاش کارشناس از گروههای مخفی مخصوص خودکشی حرف بزنه، مقصر خودکشیهای بعدی کسی نیست به جز کارشناس مربوطه و مسئولین تصمیمگیرندهی ماجرا.
بازی نهنگ آبی دقیقاً از توی اینترنتی اومده که توش رسانهها سعی میکنن هیجانانگیزترین چیزی رو که میتونن بسازن، بفروشن. و در ایران، شکلش دقیقاً شبیه یک رسانهی انحصاری است که بعد از خفه کردن صدای همه، نگران میشه که چرا هنوز مردم دوستش ندارن و به جوونها توضیح میده که «یک سری آدم خفن دارن خودکشی میکنن ها!» و بعد خبر خودکشی آدمها رو با آب و تاب گردن بقیه میندازه.
@KhabGard
از وبلاگ جادی میرمیرانی:
https://goo.gl/2159MG
وقتی کسی ایرادت رو میگیره و بهت میگه ازش تشکر کن حتی اگر اون شخص دشمنت باشه.
@boiereihan
@boiereihan
میدونی آدمها چرا میمیرن، خسته میشن ول میکنن. یه صبح بلند میشن و دیگه ادامه نمیدن.
@boiereihan
@boiereihan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طنز جالبی از کانال یوتیوب فارسی درباره توافق هسته ای ایران.
Forwarded from کافی کتاب
مگذار كه عشق به عادت دوست داشتن تبديل شود .
مگذار كه حتي آب دادن گلهاي باغچه به عادت آب دادن گل هاي باغچه تبديل شود !
عشق به دوست داشتن و سخت دوست داشتن ديگري نيست . پيوسته نو كردن خواستني ست كه خود پيوسته خواهان نو شدن است و ديگرگون شدن.
يك عاشقانه ي آرام - نادر ابراهيمي
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
مگذار كه حتي آب دادن گلهاي باغچه به عادت آب دادن گل هاي باغچه تبديل شود !
عشق به دوست داشتن و سخت دوست داشتن ديگري نيست . پيوسته نو كردن خواستني ست كه خود پيوسته خواهان نو شدن است و ديگرگون شدن.
يك عاشقانه ي آرام - نادر ابراهيمي
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
این سرنوشت محتوم آدمیست که تنهائی را روی دوش خودش بگذارد صبح از خانه بیرون بیاید شب با خود به خانه بیاورد.
@boiereihan
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
+ المیرا خوش هیکله، به خودش میرسه.
- قدبلنده، دوست پسرشو دیدی اومد در موسسه دنبالش؟
+ همون سوناتائیه؟ دوست پسرش نبود که داداششه. المیرا دوست پسر نداره.
- دوست پسرشه بابا، از کجا میگی داداشه؟
پسر اولی از پنجره اتوبوس به بیرون خیره میشود، دوستش از توی گوشی چیزی نشانش میدهد. "اینستاگرام المیراست ببین عکساشو پسره هم هست، آدم با داداشش اینطوری عکس میگیره؟"
پسرک باز حرفی نمیزند.
لباس فرم مدرسه دارند حداکثر شانزده هفده ساله. المیرا معلم موسسه زبانیست که میروند. این را وسط حرفهایشان میفهمم نشستهام پشت سرشان. پسرک اولی سر باقرخان پیاده میشود پسرک دومی میگوید که هنوز نرسیدهاند پسرک اولی میگوید میخواهد پیاده برود.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
- قدبلنده، دوست پسرشو دیدی اومد در موسسه دنبالش؟
+ همون سوناتائیه؟ دوست پسرش نبود که داداششه. المیرا دوست پسر نداره.
- دوست پسرشه بابا، از کجا میگی داداشه؟
پسر اولی از پنجره اتوبوس به بیرون خیره میشود، دوستش از توی گوشی چیزی نشانش میدهد. "اینستاگرام المیراست ببین عکساشو پسره هم هست، آدم با داداشش اینطوری عکس میگیره؟"
پسرک باز حرفی نمیزند.
لباس فرم مدرسه دارند حداکثر شانزده هفده ساله. المیرا معلم موسسه زبانیست که میروند. این را وسط حرفهایشان میفهمم نشستهام پشت سرشان. پسرک اولی سر باقرخان پیاده میشود پسرک دومی میگوید که هنوز نرسیدهاند پسرک اولی میگوید میخواهد پیاده برود.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
ما هممون یه امیرتتلوی درون داریم که هی به هر دری میرنه که بگه بابا منم بازی! منم نیگا!
یه جواد خیابانی درون هم داریم، که سوتی هامونو میندازیم گردنش.
یه نیکول کیدمن درون هم داریم که آرزوهامونو توش میبینیم خیلی چیزهای نداشته مونو.
یه جرج کلونی درون هم داریم. اینکه فکر میکنیم یه دونه ایم و دوست داریم ملت بگن بفرما اصلن همش مال تو!
یه ممد گریسی هم داریم. صبح تا شب تو چال سرویس داره روغن عوض میکنه. همه کمبودارو میندازبم گردن اون. خلاص.
این وسط یه پسربچه/دختر بچه شش ساله درون هم داریم. اصلن داریم؟
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یه جواد خیابانی درون هم داریم، که سوتی هامونو میندازیم گردنش.
یه نیکول کیدمن درون هم داریم که آرزوهامونو توش میبینیم خیلی چیزهای نداشته مونو.
یه جرج کلونی درون هم داریم. اینکه فکر میکنیم یه دونه ایم و دوست داریم ملت بگن بفرما اصلن همش مال تو!
یه ممد گریسی هم داریم. صبح تا شب تو چال سرویس داره روغن عوض میکنه. همه کمبودارو میندازبم گردن اون. خلاص.
این وسط یه پسربچه/دختر بچه شش ساله درون هم داریم. اصلن داریم؟
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan