Forwarded from دین، فرهنگ، جامعه | محسنحسام مظاهری (محسن حسام مظاهری)
🔸صدای خیابان 🔸
(چند نکتهی پراکنده دربارهی تجمعات اعتراضیِ این روزها)
محسن حسام مظاهری
[قسمت 2 از 3]
🔹سه: معضل فهم سیاستِ عامیانه
تجمعات اخیر نشان میدهد امروز دیگر بیش از هر زمان تقسیمبندیهایی از سنخ دوگانهی اصلاحطلب/اصولگرا نزد عامهی مردم منسوخشده و بیاعتبار اند. در فهم سیاسی عامیانه (مردمی)، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی متشکل از دو طبقه است: طبقهی «حاکم» و طبقهی «محکوم». در طبقهی حاکم هیچ فرقی بین گرایش و سلیقهی سیاسی افراد یا انتسابشان به بخش انتصابی یا انتخابی نیست. عامهی مردم سالهاست از تقسیمبندیهای نخبگان سیاسی عبور کردهاند و درباب سیاست، بهسبک خودشان احکام کلی صادر میکنند. «همهشان سروته یک کرباسند» احتمالاً معتبرترین و پربسامدترین گزارهی سیاسی عامیانه در جامعهی ایرانی است. گزارهای که سیاستمداران دو جریان سیاسی هنوز آن را وجدان و باور نکردهاند و سادهاندیشانه گمان میکنند اگر قشر بهقول خودشان «خاکستری» از یک جریان زده شود، به دامن جریان مقابل پناه خواهد برد. درحالیکه برای بسیاری از مردم، تفاوت دو جریان سیاسی نهایتاً چیزی از جنس دعواهای خانوادگی و باندی است. و همه میدانند از حیث طبقهی اقتصادی، سبک زندگی و وابستگی به شبکههای قدرت و ثروت، اصولگرا و اصلاحطلب هیچ تمایز معناداری باهم ندارند.
بیتوجهی به این واقعیت و محاسبات انتزاعی سبب شده است تحلیلگران دو جریان بسیاری اوقات در فهم کنش سیاسی تودهای مردم عاجز بمانند. اینکه چرا یکبار از صندوق آرا خاتمی بیرون میآید، یکبار احمدینژاد و یکبار روحانی، و اینکه چرا هیچوقت از صندوق رأی «نمیتواند» میرحسین یا مثلاً توکلی بیرون آید، چیزی است که دستگاههای ناکارآمد تحلیلیِ جناحین از فهم آن عاجزند. «بازیِ» توده، منطق خودش را دارد. فهم سیاست عامیانه، با تئوریهای سیاست کلاسیک ممکن نیست. سیاست عامیانه را باید بهصورت تجربی فهمید.
🔹چهار: پدیدهی احمدینژاد
این را پیشتر هم در یادداشت «فانتزی ریاستجمهوری و واقعیت فهمِ امر سیاسی در جامعهی ایرانی» نوشته بودم (لینک: https://news.1rj.ru/str/mohsenhesammazaheri/234). به نظر من، احمدینژاد ـ چه خوشمان بیاید، چه نیاید ـ تنها کسی دربین سیاسیون جمهوری اسلامی است که توانایی فهم تمایز سیاست عامیانه را داشته و توانسته است ادبیاتی متناسب آن تولید کند. دلیل این امر، تمایز خاستگاه طبقاتی احمدینژاد است با دیگر اهالی سیاست. همانطور که در اسفند 1388 نوشتم (لینک: http://mohsenhesam.blogfa.com/post-119.aspx و http://mohsenhesam.blogfa.com/post-120.aspx) و مرور زمان نشان داد آن تحلیل چهاندازه با واقعیت تطابق داشته، احمدینژاد به «متنِ» هیئتحاکمهی جمهوری اسلامی تعلق نداشت و حتی در زمان ریاستجمهوری هم با زیرکی کمابیش فاصلهاش را حفظ کرد. در همان یادداشت نوشته بودم بهجهت همین تمایز طبقاتی او تنها کسی است که میتواند در درون ساختار جمهوری اسلامی مطالبهگر حقوق حاشیهنشینان و مطرودان باشد؛ حتی اقشار مطرود مذهبی و سیاسی! این تحلیل را من از ابتدای ظهور احمدینژاد داشتم و هنوز هم به آن معتقدم. (درعینحال که همه میدانند ذایقهی شخصی سیاسیام کاملاً با وی و جریان حامی او متفاوت بوده و هست و سال 88 هم به رقیب او رأی دادم.) منتها در مقام تحلیل، معتقدم هیچکس مثل او «امر سیاسی» را در تناسب و اقتضای جامعهی ایرانی خوب نفهمیده است. همین فهم متمایز است که سبب شده در بازی سالهای اخیر ازجمله جدالش با قوهی قضاییه، نوعاً دست بالا را داشته باشد. و همین است که جریانهای سیاسی دو جناح، هنوز در فهم این پدیده متحیرند و بازی زیرکانه (گرچه ناپاکیزه)اش را درک نمیکنند.
بااینوجود حتی احمدینژاد هم علیرغم تلاشی که دارد، نمیتواند رهبری جنبش اعتراضی تهیدستان را در دست گیرد. گرچه برای قضاوت نهایی درین باره باید منتظر ادامهی مواجههی او و نظام ماند. زیرا تاامروز احمدینژاد جوری بازی را پیش برده که دیر یا زود نظام ناگزیر به برخورد قهری (زندان، دادگاه، حصر) با وی باشد. و این دقیقاً همان چیزی است که مطلوب اوست.
#جامعه_شناسی_خیابان
#جنبش_تهی_دستان
#نقد_سیاستهای_اجتماعی_جمهوری_اسلامی
@mohsenhesamamazaheri
(چند نکتهی پراکنده دربارهی تجمعات اعتراضیِ این روزها)
محسن حسام مظاهری
[قسمت 2 از 3]
🔹سه: معضل فهم سیاستِ عامیانه
تجمعات اخیر نشان میدهد امروز دیگر بیش از هر زمان تقسیمبندیهایی از سنخ دوگانهی اصلاحطلب/اصولگرا نزد عامهی مردم منسوخشده و بیاعتبار اند. در فهم سیاسی عامیانه (مردمی)، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی متشکل از دو طبقه است: طبقهی «حاکم» و طبقهی «محکوم». در طبقهی حاکم هیچ فرقی بین گرایش و سلیقهی سیاسی افراد یا انتسابشان به بخش انتصابی یا انتخابی نیست. عامهی مردم سالهاست از تقسیمبندیهای نخبگان سیاسی عبور کردهاند و درباب سیاست، بهسبک خودشان احکام کلی صادر میکنند. «همهشان سروته یک کرباسند» احتمالاً معتبرترین و پربسامدترین گزارهی سیاسی عامیانه در جامعهی ایرانی است. گزارهای که سیاستمداران دو جریان سیاسی هنوز آن را وجدان و باور نکردهاند و سادهاندیشانه گمان میکنند اگر قشر بهقول خودشان «خاکستری» از یک جریان زده شود، به دامن جریان مقابل پناه خواهد برد. درحالیکه برای بسیاری از مردم، تفاوت دو جریان سیاسی نهایتاً چیزی از جنس دعواهای خانوادگی و باندی است. و همه میدانند از حیث طبقهی اقتصادی، سبک زندگی و وابستگی به شبکههای قدرت و ثروت، اصولگرا و اصلاحطلب هیچ تمایز معناداری باهم ندارند.
بیتوجهی به این واقعیت و محاسبات انتزاعی سبب شده است تحلیلگران دو جریان بسیاری اوقات در فهم کنش سیاسی تودهای مردم عاجز بمانند. اینکه چرا یکبار از صندوق آرا خاتمی بیرون میآید، یکبار احمدینژاد و یکبار روحانی، و اینکه چرا هیچوقت از صندوق رأی «نمیتواند» میرحسین یا مثلاً توکلی بیرون آید، چیزی است که دستگاههای ناکارآمد تحلیلیِ جناحین از فهم آن عاجزند. «بازیِ» توده، منطق خودش را دارد. فهم سیاست عامیانه، با تئوریهای سیاست کلاسیک ممکن نیست. سیاست عامیانه را باید بهصورت تجربی فهمید.
🔹چهار: پدیدهی احمدینژاد
این را پیشتر هم در یادداشت «فانتزی ریاستجمهوری و واقعیت فهمِ امر سیاسی در جامعهی ایرانی» نوشته بودم (لینک: https://news.1rj.ru/str/mohsenhesammazaheri/234). به نظر من، احمدینژاد ـ چه خوشمان بیاید، چه نیاید ـ تنها کسی دربین سیاسیون جمهوری اسلامی است که توانایی فهم تمایز سیاست عامیانه را داشته و توانسته است ادبیاتی متناسب آن تولید کند. دلیل این امر، تمایز خاستگاه طبقاتی احمدینژاد است با دیگر اهالی سیاست. همانطور که در اسفند 1388 نوشتم (لینک: http://mohsenhesam.blogfa.com/post-119.aspx و http://mohsenhesam.blogfa.com/post-120.aspx) و مرور زمان نشان داد آن تحلیل چهاندازه با واقعیت تطابق داشته، احمدینژاد به «متنِ» هیئتحاکمهی جمهوری اسلامی تعلق نداشت و حتی در زمان ریاستجمهوری هم با زیرکی کمابیش فاصلهاش را حفظ کرد. در همان یادداشت نوشته بودم بهجهت همین تمایز طبقاتی او تنها کسی است که میتواند در درون ساختار جمهوری اسلامی مطالبهگر حقوق حاشیهنشینان و مطرودان باشد؛ حتی اقشار مطرود مذهبی و سیاسی! این تحلیل را من از ابتدای ظهور احمدینژاد داشتم و هنوز هم به آن معتقدم. (درعینحال که همه میدانند ذایقهی شخصی سیاسیام کاملاً با وی و جریان حامی او متفاوت بوده و هست و سال 88 هم به رقیب او رأی دادم.) منتها در مقام تحلیل، معتقدم هیچکس مثل او «امر سیاسی» را در تناسب و اقتضای جامعهی ایرانی خوب نفهمیده است. همین فهم متمایز است که سبب شده در بازی سالهای اخیر ازجمله جدالش با قوهی قضاییه، نوعاً دست بالا را داشته باشد. و همین است که جریانهای سیاسی دو جناح، هنوز در فهم این پدیده متحیرند و بازی زیرکانه (گرچه ناپاکیزه)اش را درک نمیکنند.
بااینوجود حتی احمدینژاد هم علیرغم تلاشی که دارد، نمیتواند رهبری جنبش اعتراضی تهیدستان را در دست گیرد. گرچه برای قضاوت نهایی درین باره باید منتظر ادامهی مواجههی او و نظام ماند. زیرا تاامروز احمدینژاد جوری بازی را پیش برده که دیر یا زود نظام ناگزیر به برخورد قهری (زندان، دادگاه، حصر) با وی باشد. و این دقیقاً همان چیزی است که مطلوب اوست.
#جامعه_شناسی_خیابان
#جنبش_تهی_دستان
#نقد_سیاستهای_اجتماعی_جمهوری_اسلامی
@mohsenhesamamazaheri
Forwarded from دین، فرهنگ، جامعه | محسنحسام مظاهری (محسن حسام مظاهری)
🔸صدای خیابان 🔸
(چند نکتهی پراکنده دربارهی تجمعات اعتراضیِ این روزها)
محسن حسام مظاهری
[قسمت 3 و پایانی]
🔹پنج: دستگاه تحلیلی معیوب نظام
وقایع این چند روز، بار دیگر نشان داد هیئت حاکمهی جمهوری اسلامی درک درست و مطابق واقعی از تغییرات اجتماعی فرهنگی جامعهی ایرانی ندارند. نشان داد که آنها تحولات نسلی را ندیده و نمیبینند. (که اگر میدیدند حضور پررنگ نسلهای دهههفتادی و دهههشتادی در تجمعات این روزها برایشان شوکآور نبود.)
نشان داد که «سرمایهی اجتماعی» را نمیشناسند. (که اگر میشناختند وقتی کاندیداهای ریاستجمهوری آنطور در مناظرات پتهی همدیگر و درحقیقت پتهی کل نظام را روی آب ریختند، و وقتی هر روز آنتن رسانههای رسمی و غیررسمی از خبر اختلاسها و مفاسد اقتصادی مسئولان و مدیران پر شده بود، لااقل بهطور نمایشی هم شده واکنشی نشان میدادند و نمیگذاشتند اعتماد بدنهی جامعه به نظام ایناندازه تخریب شود.)
نشان داد که ماهیت «فرهنگ» را نمیفهمند. (که اگر میفهمیدند بهجای سودای مهندسیکردن فرهنگ و اصرار بر سیاستهای ناکارآمدی مثل حجاب اجباری، نمیگذاشتند امر جنسی در جامعه ایناندازه مخاطرهآمیز شود.)
نشان داد که از «طبقات اجتماعی» شناخت دقیقی ندارند. (که اگر داشتند برای التیام زخمهای طبقهی متوسط بعد از وقایع تلخ 88 تلاشی میکردند نه آنکه پس از 8 سال هنوز تحلیلشان از آن وقایع، عاملیت دولتهای خارجی باشد.)
نشان داد که کوچکترین شناختی از مقولهی «رسانه» بهطور کلی و شبکههای اجتماعی بهطور خاص ندارند. (که اگر داشتند، یک کانال تلگرامی بهتنهایی نمیتوانست کل نظام را عاصی کند و صدواسیمای کشور اینقدر منفعل و فشل نبود که بهجای پوشش اعتراضات، ابتکار عمل را به رسانههای خارجی و غیررسمی واگذار کند.)
نشان داد که در فضایی ایزوله و گلخانهای و بدون هیچ کانال ارتباطی مستقیم با بدنهی جامعه خود را محصور کردهاند. (که اگر محصور نکرده بودند، صدای اعتراض و حقخواهی تجمعات خیابانی ماههای اخیر را تا قبل از رادیکالشدن فضا میشنیدند و رد خشم و نفرت و استیصال توأمان را در چشم مردان و زنان معترض میدیدند.)
و بالاخره نشان داد که برخلاف شعار منسوخشدهی توجه به مستضعفان و محرومان، واقعاً ارادهای برای حل معضل شکاف طبقاتی و رشد حاشیهنشینی و توسعهی فقر و محرومیت در جامعه ندارند. (که اگر داشتند شاید بهجای میداندادن به سرمایهداری افسارگسیخته و بهجای نامگذاری شعاری سالها و تشریفات بیخاصیت اداری، شفافیت مالی و اصلاح ساختاری را از سازمان متبوع خود شروع میکردند.)
🔹شش: جنبش بیسر
ناآرامیهای این چند روز احتمالاً با همان فرمول همیشگی موقتاً خاموش خواهد شد. اما ای کاش متولیان امر بدانند که این آتش اولاً برای همیشه خاموششدنی نیست، گرچه مدتی زیرخاکستر بماند. ثانیاً جنبش تهیدستان دیگر جنبش طبقهی متوسط نیست که حقوق ثانویهشان را مطالبه کنند. اینبار محور مطالبات، حقوق اولیه است و دغدغهی معیشت. تهیدستان برخلاف طبقهی متوسط شهری ـ که در سال 88 بههرضرب و زور مهار شدند ـ چیزی برای ازدستدادن ندارند. تخریب سرمایههای انسانی و اجتماعی و تنزل جایگاه نخبگان سبب شده است جنبش تهیدستان ـ که لایهی نخست اعتراضات این روزها طلیعهی ظهورش است ـ یک جنبش بیسر باشد. و همین امر، قدرت تخریبی آن را افزون میسازد. به نفع نظام سیاسی و فراتر از آن جامعهی ایرانی بود که این جنبش، مشابه جنبش سبز، رهبر مشخصی میداشت. از این حیث، چندان فرقی نمیکرد که آن رهبر میرحسین باشد یا احمدینژاد. اما متاسفانه اینگونه نیست. حنای نخبگان عدالتخواه بیرنگتر از هر زمان شده است. این اعتراضات، گرچه طبیعی، گرچه مبتنی بر مطالبات بهحق، اما «سر» ندارند. و جنبش بیسر، عاقبتی بهتر از سلسهای از آشوبهای مخرب و شورشهای کور و نهایتاً تخریب سرمایههای انسانی و ملی و کمک به تحدید فضای سیاسی و جامعهی مدنی و گسترش رفتارهای وندالیستی نمیتواند داشته باشد. از جنبش بیسر نمیتوان پیامدهای سازنده و اصلاحات انتظار داشت.
اگر جمهوری اسلامی نتواند تغییرات فوری و قاطع در کوتاهمدت و اصلاحات بنیادی و ساختاری را در میانمدت عملی سازد و علاجی برای فساد سیستمی فراگیر در همهی ساختارها و اجزای خود بیابد، آیندهی خوشی نه فقط در انتظار نظام بلکه بالاتر در انتظار ایران و جامعهی ایرانی نخواهد بود. تراکم گسلهای متعدد طبقاتی، فرهنگی، قومیتی، جنسی و اجتماعی، کشور را به انبار باروتی مبدل ساخته که ابعاد تبعات انفجار آن بیرون از حد تصور است. برای نجات ایران از تبدیلشدن به ایرانستان، حتی امروز هم دیر است. صدای خیابان را بشنوید!
#جامعه_شناسی_خیابان
#جنبش_تهی_دستان
#نقد_سیاستهای_اجتماعی_جمهوری_اسلامی
@mohsenhesamamazaheri
(چند نکتهی پراکنده دربارهی تجمعات اعتراضیِ این روزها)
محسن حسام مظاهری
[قسمت 3 و پایانی]
🔹پنج: دستگاه تحلیلی معیوب نظام
وقایع این چند روز، بار دیگر نشان داد هیئت حاکمهی جمهوری اسلامی درک درست و مطابق واقعی از تغییرات اجتماعی فرهنگی جامعهی ایرانی ندارند. نشان داد که آنها تحولات نسلی را ندیده و نمیبینند. (که اگر میدیدند حضور پررنگ نسلهای دهههفتادی و دهههشتادی در تجمعات این روزها برایشان شوکآور نبود.)
نشان داد که «سرمایهی اجتماعی» را نمیشناسند. (که اگر میشناختند وقتی کاندیداهای ریاستجمهوری آنطور در مناظرات پتهی همدیگر و درحقیقت پتهی کل نظام را روی آب ریختند، و وقتی هر روز آنتن رسانههای رسمی و غیررسمی از خبر اختلاسها و مفاسد اقتصادی مسئولان و مدیران پر شده بود، لااقل بهطور نمایشی هم شده واکنشی نشان میدادند و نمیگذاشتند اعتماد بدنهی جامعه به نظام ایناندازه تخریب شود.)
نشان داد که ماهیت «فرهنگ» را نمیفهمند. (که اگر میفهمیدند بهجای سودای مهندسیکردن فرهنگ و اصرار بر سیاستهای ناکارآمدی مثل حجاب اجباری، نمیگذاشتند امر جنسی در جامعه ایناندازه مخاطرهآمیز شود.)
نشان داد که از «طبقات اجتماعی» شناخت دقیقی ندارند. (که اگر داشتند برای التیام زخمهای طبقهی متوسط بعد از وقایع تلخ 88 تلاشی میکردند نه آنکه پس از 8 سال هنوز تحلیلشان از آن وقایع، عاملیت دولتهای خارجی باشد.)
نشان داد که کوچکترین شناختی از مقولهی «رسانه» بهطور کلی و شبکههای اجتماعی بهطور خاص ندارند. (که اگر داشتند، یک کانال تلگرامی بهتنهایی نمیتوانست کل نظام را عاصی کند و صدواسیمای کشور اینقدر منفعل و فشل نبود که بهجای پوشش اعتراضات، ابتکار عمل را به رسانههای خارجی و غیررسمی واگذار کند.)
نشان داد که در فضایی ایزوله و گلخانهای و بدون هیچ کانال ارتباطی مستقیم با بدنهی جامعه خود را محصور کردهاند. (که اگر محصور نکرده بودند، صدای اعتراض و حقخواهی تجمعات خیابانی ماههای اخیر را تا قبل از رادیکالشدن فضا میشنیدند و رد خشم و نفرت و استیصال توأمان را در چشم مردان و زنان معترض میدیدند.)
و بالاخره نشان داد که برخلاف شعار منسوخشدهی توجه به مستضعفان و محرومان، واقعاً ارادهای برای حل معضل شکاف طبقاتی و رشد حاشیهنشینی و توسعهی فقر و محرومیت در جامعه ندارند. (که اگر داشتند شاید بهجای میداندادن به سرمایهداری افسارگسیخته و بهجای نامگذاری شعاری سالها و تشریفات بیخاصیت اداری، شفافیت مالی و اصلاح ساختاری را از سازمان متبوع خود شروع میکردند.)
🔹شش: جنبش بیسر
ناآرامیهای این چند روز احتمالاً با همان فرمول همیشگی موقتاً خاموش خواهد شد. اما ای کاش متولیان امر بدانند که این آتش اولاً برای همیشه خاموششدنی نیست، گرچه مدتی زیرخاکستر بماند. ثانیاً جنبش تهیدستان دیگر جنبش طبقهی متوسط نیست که حقوق ثانویهشان را مطالبه کنند. اینبار محور مطالبات، حقوق اولیه است و دغدغهی معیشت. تهیدستان برخلاف طبقهی متوسط شهری ـ که در سال 88 بههرضرب و زور مهار شدند ـ چیزی برای ازدستدادن ندارند. تخریب سرمایههای انسانی و اجتماعی و تنزل جایگاه نخبگان سبب شده است جنبش تهیدستان ـ که لایهی نخست اعتراضات این روزها طلیعهی ظهورش است ـ یک جنبش بیسر باشد. و همین امر، قدرت تخریبی آن را افزون میسازد. به نفع نظام سیاسی و فراتر از آن جامعهی ایرانی بود که این جنبش، مشابه جنبش سبز، رهبر مشخصی میداشت. از این حیث، چندان فرقی نمیکرد که آن رهبر میرحسین باشد یا احمدینژاد. اما متاسفانه اینگونه نیست. حنای نخبگان عدالتخواه بیرنگتر از هر زمان شده است. این اعتراضات، گرچه طبیعی، گرچه مبتنی بر مطالبات بهحق، اما «سر» ندارند. و جنبش بیسر، عاقبتی بهتر از سلسهای از آشوبهای مخرب و شورشهای کور و نهایتاً تخریب سرمایههای انسانی و ملی و کمک به تحدید فضای سیاسی و جامعهی مدنی و گسترش رفتارهای وندالیستی نمیتواند داشته باشد. از جنبش بیسر نمیتوان پیامدهای سازنده و اصلاحات انتظار داشت.
اگر جمهوری اسلامی نتواند تغییرات فوری و قاطع در کوتاهمدت و اصلاحات بنیادی و ساختاری را در میانمدت عملی سازد و علاجی برای فساد سیستمی فراگیر در همهی ساختارها و اجزای خود بیابد، آیندهی خوشی نه فقط در انتظار نظام بلکه بالاتر در انتظار ایران و جامعهی ایرانی نخواهد بود. تراکم گسلهای متعدد طبقاتی، فرهنگی، قومیتی، جنسی و اجتماعی، کشور را به انبار باروتی مبدل ساخته که ابعاد تبعات انفجار آن بیرون از حد تصور است. برای نجات ایران از تبدیلشدن به ایرانستان، حتی امروز هم دیر است. صدای خیابان را بشنوید!
#جامعه_شناسی_خیابان
#جنبش_تهی_دستان
#نقد_سیاستهای_اجتماعی_جمهوری_اسلامی
@mohsenhesamamazaheri
تکلیف؟ تکلیف چیه حاجی؟ اونا هم که همینو میگن. پس حق با کیه؟ ما که مدونم ای وسط گوشت قربونی عباس منه..."
فیلم آژانس شیشهای
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
فیلم آژانس شیشهای
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
اگر دوست ارمنی دارید الان میتونید کریسمس رو بهش تبریک بگید. ارامنه معتقد هستن مسیح ۶ ژانویه بدنیا اومده. یه دوست ارمنی از قدیم دارم تو تیم فوتبال همبازی بودیم اولین بار اون بهمگفت که مثل شما مسلمونا که اختلاف دارید سر تولد پیامبرتون ما هماختلاف داریم و چیز خاصی نیست.
خلاصه که اون کریسمس قبلی - ۲۵ دسامبر اگر تبریک گفتید و به روتون نیاوردن الان بهشون تبریک بگید.
@boiereihan
خلاصه که اون کریسمس قبلی - ۲۵ دسامبر اگر تبریک گفتید و به روتون نیاوردن الان بهشون تبریک بگید.
@boiereihan
بعضی وقتها راننده پشت فرمون کُپ میکنه گیر میاوفته مخصوصن سر تقاطع یا چهار راه یا حین دور زدن تو خیابون، فشار بقیه رانندهها اینطور مواقع مساله رو تشدید میکنه. بوق نزنیم صبر کنیم طرف کارش رو انجام بده.
این اتفاق برای خانمها شاید بیشتر رخ بده.
@boiereihan
این اتفاق برای خانمها شاید بیشتر رخ بده.
@boiereihan
Forwarded from میتراود رحمان!
🍁
بالاخره مجموعه «پاییز، تنهایی، یا هر چه تو صدایش میکنی» هم آماده شد و از دو راه قابل دانلود است.
1️⃣ دانلود از لینک زیر:
🌐http://s9.picofile.com/file/8311114684/Payiz_Tanhayi_Ya_Har_Che_To_Sedayash_Mikoni_Rahman_Naghizadeh.pdf.html
2️⃣ دانلود مستقیم از تلگرام
🌐 t.me/gamnam/2652
📕 پاییز، تنهایی، یا هر چه تو صدایش میکنی
🖊 رحمان نقیزاده
📚 اگر این کتابچه را پسندیدید لطفا این پیام را برای دوستانتان فوروارد کنید.
ممنون
🍂 @Gamnam
📖 دانلود مجموعه قبلی: من زنی را میشناختم
🌐 t.me/gamnam/2334
بالاخره مجموعه «پاییز، تنهایی، یا هر چه تو صدایش میکنی» هم آماده شد و از دو راه قابل دانلود است.
1️⃣ دانلود از لینک زیر:
🌐http://s9.picofile.com/file/8311114684/Payiz_Tanhayi_Ya_Har_Che_To_Sedayash_Mikoni_Rahman_Naghizadeh.pdf.html
2️⃣ دانلود مستقیم از تلگرام
🌐 t.me/gamnam/2652
📕 پاییز، تنهایی، یا هر چه تو صدایش میکنی
🖊 رحمان نقیزاده
📚 اگر این کتابچه را پسندیدید لطفا این پیام را برای دوستانتان فوروارد کنید.
ممنون
🍂 @Gamnam
📖 دانلود مجموعه قبلی: من زنی را میشناختم
🌐 t.me/gamnam/2334
درباره فایلهای صوتی هم خدمتتون عرض کنم کمی گرفتار و درگیر کارهای خودم هستم به مرور دوباره شروع میکنم به پست کردن.
@boiereihan
@boiereihan
هر زنی شعریست
کلمهای باید
تا دست کند در موهای زن
کلمهای که آغشته به طعم نفسهایش شاید
هر زنی شعریست
باید سرود ...
#ای_لیا
@boiereihan
کلمهای باید
تا دست کند در موهای زن
کلمهای که آغشته به طعم نفسهایش شاید
هر زنی شعریست
باید سرود ...
#ای_لیا
@boiereihan
توی ایستگاه بیآرتی پونک زن و مرد خواستند خداحافظی کنند مرد زن را بغل کرد، زن دست انداخت دور کاپشن مرد، مرد از روی شال سر زن را بوسید، چند لحظه زمان منجمد شد، جهان ایستاد حال خیابان خوب شد، زن رفت دوباره هیاهو برگشت به خیابان.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟
این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟
آی رفیق این ره انصاف نیست
همای
@boiereihan
این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟
آی رفیق این ره انصاف نیست
همای
@boiereihan