ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.49K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
‏وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

‎شهریار
#شعر
@boiereihan
...
بین روزمره‌ها میچرخم، اخبار پر از مرگ است، #سانچی در آتش می‌سوزد، من داخل آتش دنبال چیزی می‌گردم، کسی را پیدا می‌کنم، نشسته است روی عرشه، روی زمین کشتی دایره می‌کشد و بعدش بلند میشود و شیرجه می‌زند توی آب، کشتی غرق میشود، من هم غرق میشوم با کشتی، آرزوهایم از جیبهایم میریزد روی آب، کف دریا زنی با چادری مشکی نشسته است کنار یک جسد. جسد دراز کشیده، جسد خوابیده است. جسد تشنه است.
روزمره‌ها را ورق می‌زنم، تلگرام فیلتر نیست، سند دزدی جدید شهردار پیشین بیرون می‌آید، شهردار سابق عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. در صفحه‌ای دیگر جسد جوانی زندانی را تحویل خانواده‌اش داده‌اند، او هم خودکشی کرده لابد!
روزمره‌ها را می‌بندم، آشنائی که دیگر نیست لبخند می‌زند و کم کم محو میشود و ... در من جای یک دلتنگی تیر می‌کشد.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏مرد سی و چندساله نشست لبه‌ی تخت، توی تاریک و روشن اتاق نگاه کرد به جائی در سه‌کنج بالائی اتاق نزدیک کتابخانه، چشمهایش را جمع کرد تا بهتر ببیند، پیرمردی دستهایش را حلقه کرده بود دور پاهای نحیفش، او را نگاه می‌کرد.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏لحظه‌ای میرسد که باید رها کنی، خودت را بگذاری و بروی، دور شوی پشت‌سرت را هم نگاه نکنی، لحظه‌ای می‌رسد که خداحافظی قریب است و غریب!

#ای_لیا
@boiereihan
‏آرزونوشت یه کودک کار بر روی درخت آرزوها
فقط همان خط آخر که حاضر است توی خیابان بماند و گرفتار بهزیستی نشود.

موسسه خیریه "پایان کارتن‌خوابی"
آدرس میدان شهدا خیابان ۱۷ شهریور خ گوته پلاک ۲۱
@boiereih
چه عکس حال خوب‌کنی.
این رو ایسنا تو سایتش گذاشته. امیدوارم این تابو بریزه و از این عکسها بیشتر ببینیم.

عکس از برف امروز تهران
عکاس : مونا هوبه‌فکر
@boiereihan
‏برسنگ گور من بنويسيد:
یک جنگجو كه نجنگيد، اما شكست خورد.

‎نصرت رحمانی
#شعر
@boiereihan
‏خیابانی:
میلیاردها پول این ملت صرف ساخت استادیوم امام‌رضا شده ولی نمیدونیم چرا توش بازی برگزار نمیشه. یکی جواب بده.
#توییتر
@boiereihan
‏مرگ برای هدفی والا انسانی‌ترین کاریه که میتونیم انجام بدیم.

فیلمِ blade runner 2049
#فیلم_دیالوگ
@yekbashar
🥰1
Forwarded from کافی کتاب
بی کار سفره نیست و بی سفره، عشق. بی عشق، سخن نیست و سخن که نباشد فریاد و دعوا نیست، خنده و شوخی نیست: زبان و دل کهنه میشود و روح در چهره و نگاه در چشم ها می خشکد، دستها در بیکاری فرسوده می شود .

جای خالی سلوچ - محمود دولت آبادی
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
سعید رفیعیان
telegram.me/boiereihan
30. سعید رفیعیان
متن : آبا عابدین
#صدای_تو
@boiereihan
سحر صادقی
telegram.me/boiereihan
31. سحر صادقی
متن : سحر صادقی
#صدای_تو
@boiereihan
نگار خالقی
telegram.me/boiereihan
32. نگار خالقی
متن : افشین یداللهی
#صدای_تو
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
+ شما مردا وقتی با همید درباره چی حرف میزنید؟
- درباره شما زنها، درباره زیبائی‌تون، اخلاق خوبتون، اینکه "لابد جهان بی زن چیزی کم داشت" درباره این چیزا!

@boiereihan
آدمی ست دیگر،
بعد از مردنش، خوب میشود!

#ای_لیا
@boiereihan
مرا که مست توام ...
این خمار خواهد کشت!

هوشنگ ابتهاج
#شعر
@boiereihan
Audio
جبران 🎹🎙🎼
مسار
#موزیک
@boiereihan
Daryaa Kojaast@radio_taraneh
Chaartaar
چارتار 🎹🎙🎼
دریا کجاست
#موزیک
@boiereihan
گاه فرقی ندارد
گاه فقط دلتنگی ...

#ای_لیا
@boiereihan
✔️همشهری داستان در اقدامی جالب(شماره بهمن) در بخش روایت‌های مستند، نامه‌های رد و بدل شده دو دانشجوی دختر انقلابی اخراجی( پروین فیض کاظمی از کرمانشاه و جمیله گنجعلی خانی از کرمان) به یکدیگر -در ماه‌های منتهی به انقلاب بهمن۵۷ - را منتشر کرده است.( این هردو اکنون در قید حیاتند و دوستی‌شان پابرجا).

آیینه‌ای از نسلی عاصی که در هر برهه تاریخی این مملکت سربرمی‌آورد و دوباره با کوله باری از دردها و رنج‌ها عقب می‌نشیند و دوباره این چرخه جدید بی‌آنکه آیندگان چیزی از روندگان در خاطر داشته باشند یا دست‌کم برای عدم تکرار اشتباهات گذشته تقلایی کنند، ادامه می‌یابد.

مکتوب آنها قابل تامل است و لبریز از هیجان، امیدها، آرزوها و البته شگفتی‌شان: شگفتی از دیدن همکلاسی کمونیست که در دسته‌ها، حسین‌گویان سینه می‌زند و افقی درخشان را نشان می‌دهد، شگفتی از تحولات درونی‌شان که عمدتا گرایش به مذهب است و البته ایمان و باورشان به راه درستی که در پیش‌گرفته‌اند و کتاب‌هایی که می‌خوانند از شیعه علوی و صفوی شریعتی و اقتصاد توحیدی بنی‌صدر و رساله آیت‌اله خمینی و تشریح جنایت حکومتی که برای آینده روشن چاره‌ای جز سرنگونی‌اش نیست.

🔸در نامه ۱ تیر۵۷ پروین به متنی از «میخاییل لرمانتوف» اشاره شده است که ظاهرا نویسنده نامه بیشتر به آغاز آن در توصیف حس مردم در سال‌های منتهی به انقلاب توجه داشته تا نتیجه‌گیری نویسنده روس:
« همه جا و همه چیز غرق خستگی است...رو به سوی چه کسی باید کرد؟ سوی هوس...سوی عشق؟».

🔸انقلاب می‌شود، آن انرژی و امید حالا جای خود را به طرح‌ پرسش‌های جدید می‌دهد، واقعیت‌ها جای هیجانات را می‌گیرند و نامه‌ها ادامه دارند:
🔻جمیله ۲۰ دی ۵۹:
دنبال کار رفتم آموزش و پرورش، به حالت عصبانی به آقای زندی مسئول کارگزینی گفتم چرا باید نیروی دانش و تجربه ما بلااستفاده هرز برود؟ وجدانا احساس گناه نمی‌کنید؟!...

🔻پروین در بهمن ۵۹ یک‌سال بعد از انقلاب:
جوان‌ها یکی یکی دارند شهید می‌شوند...راستی تو بگو مسئول ترورها کیست؟ آیا واقعا شهردار کرمان که کیهان می‌نویسد، ضد انقلاب است؟ رسالت ما چیست؟...راستی فاطمه، ویکتوریا و مهناز رفته‌اند که طلبه شوند!

🔻پروین ۱۱ اسفند ۵۹:
رفتم دفتر امت در مشهد، نمی‌شود دکتر پیمان را دید، خود هواداران جنبش مسلمانان مبارز را نمی‌شود دید چه برسد پیمان...می‌گویند سوالتان را با نامه بفرستید، با نامه که نمی‌شود، جواب هر جواب، سوالی دیگر بر‌می‌انگیزد...
🔻پروین، اسفند ۵۹
( پروین قصد دارد در جبهه حضور پیدا کند) موسوی دکتر عمومی دانشگاه می‌‌گفت برگردید. لابد چون زن‌ایم، ما زن‌ها به حساب نمی‌آییم... نمی‌دانی چه خبر است( و شرح صحنه‌های فجیع کشته‌ها و مجروحین)...و البته مرور آموزه‌های شریعتی: اگر در جبهه حق نباشی در جبهه باطلی فرق نمی‌کند با نماز یا شراب
🔸جای همشهری داستان بودم روایتی از امروز این دو زن و نگاه‌شان به جامعه و جوان‌ها از آرمان‌ها تا افقی که در پی ترسیم آنند را هم می‌افزودم.
سهند ایرانمهر
@sahandiranmehr