این روزها این جمله هوشنگ گلشیری که سر قتلهای زنجیرهای گفت مصداق حال و روز ماست: آنقدر عزا برسرمان ریخته اند که فرصت زاری نداریم.
@boiereihan
@boiereihan
براي کندن گل سرخ اره آورده ايد؟! چرا اره؟
به گل سرخ بگوييد: تو ، هي تو!
خودش مي افتد و ميميرد.
بیژن نجدی
@boiereihan
به گل سرخ بگوييد: تو ، هي تو!
خودش مي افتد و ميميرد.
بیژن نجدی
@boiereihan
ای نازنین
چرا بر انسان مقدر شده
که عمیق ترین زخمهایش
همان هایی باشند
که با دست خودش حفر می کند؟
غسان کنفانی
@boiereihan
چرا بر انسان مقدر شده
که عمیق ترین زخمهایش
همان هایی باشند
که با دست خودش حفر می کند؟
غسان کنفانی
@boiereihan
زن یک قاشق از چای خشک را ریخت توی قوری، نگاه کرد داخل قوری، یک قاشق دیگر ریخت، آب جوش را باز کرد، گوشهی پنجره را باز کرد، سرما دوید توی آشپزخانه، قوری را روی کتری گذاشت، تکیه داد به کابینت، کف دست راستش را نگاه کرد، زنی توی مترو گفته بود خط عمرش بلند است، سرما پیچید دور تنش.
@boiereihan
@boiereihan
زن آرام سرش را کج کرد سمت مرد، مرد آرام سر را گذاشت روی سر زن، چرخید به سمت زن، سر زن را بوسید، زن جمع شد طرف مرد و پهلو را مچاله کرد توی پهلوی مرد، ایستگاه هنوز سرد بود.
@boiereihan
@boiereihan
میدونی چی به من یاد دادن، یه درس بزرگ، در حالی که به اخلاقیات فکر میکنی این قدرت رو داری که احساسات رو کنار بذاری و دست به هر جنایتی بزنی، بدون هیچ قضاوتی.
فیلمِ اینک آخرالزمان
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
فیلمِ اینک آخرالزمان
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
کرونا
۱- شستن صحیح دست ها میزان زیادی از مشکل رو حل میکنه۲- عدم حضور کودک با علائم سرماخوردگی در جمع کودکان مهد و مدرسه۳- عدم حضور در تجمعات۴- استفاده از الکل برای تمیز کردن سطوح۵- اجتناب از مصرف خودسر انتی بیوتیک ها و کورتون ها
@boiereihan
۱- شستن صحیح دست ها میزان زیادی از مشکل رو حل میکنه۲- عدم حضور کودک با علائم سرماخوردگی در جمع کودکان مهد و مدرسه۳- عدم حضور در تجمعات۴- استفاده از الکل برای تمیز کردن سطوح۵- اجتناب از مصرف خودسر انتی بیوتیک ها و کورتون ها
@boiereihan
تنهایی که در درون مان داشتیم
آن قدر بزرگ شده است
که نمی دانیم دوست داشتن را انتظار می کشیم
یا انتظار کشیدن را دوست می داریم
جمال ثریا
@boiereihan
آن قدر بزرگ شده است
که نمی دانیم دوست داشتن را انتظار می کشیم
یا انتظار کشیدن را دوست می داریم
جمال ثریا
@boiereihan
زن حوله حمام را همانجا وسط اتاق ول کرد، روی پنجه پا خودش را کشید، دستها را بالا آورد، پستانهایش بالا کشیده شد، به چپ و راست چرخید، زخم زیر شکم را نگاه کرد، به نوزادی فکر کرد، خودش را رها کرد خم شد روی زخم، مچاله شد توی خودش، بوی شامپو توی فضای اتاق پیچیده بود.
@boiereihan
@boiereihan