Forwarded from ایلیا
مادر حواسش هست قرصهای خودش را سر وقت بخورد. مادر حواسش هست پدر قرصهایش را سروقت بخورد. مادر حواسش هست وقتی بچه ها مریض شده اند قرصهایشان را بخورند. مادر حواسش هست من که مریض میشوم زنگ بزند و یادآوری کند قرصهایم را بخورم. مادر حواسش هست. مادر حواسش هست کسی چیزی یادش نرود.
مادر حواسش هست. مادر ...
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
مادر حواسش هست. مادر ...
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
Forwarded from ایلیا
زن به مرد گفته بود دوست داشتن اجازه نمیخواهد، یکجا میزند توی صورتت به خودت میآئی میبینی چیزی فرق کرده است، هوا طعم گرفته است، نفس کشیدنت فرق کرده است، آن تهها توی افق غروب زیباتر شده است.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
برای ابراز عشق دنبال بهانه نباشیم، ولن تاین یا سپندارمذگان و یا هر کوفت دیگری! اینها بهانه است. میشود همین مثلن یک صبح که بیدار می شوید از خواب با همان چهره های قشنگ خواب زده و چشمهای پف کرده همدیگر را در آغوش بگیرید و ببوسید و هدیه را هم از زیر تخت بیرون بکشید و ...
حتمن که نباید بروید رستوران بهمان و یا فلان کار خفن را انجام دهید!
برای ابراز عشق دنبال بهانه نباشید، نباشیم!
#ای_لیا
@boiereihan
حتمن که نباید بروید رستوران بهمان و یا فلان کار خفن را انجام دهید!
برای ابراز عشق دنبال بهانه نباشید، نباشیم!
#ای_لیا
@boiereihan
گفت خدا لابد زن را که می آفریده حال خوبی داشته، آرام آرام اجزاء و ترکیبات را جمع کرده کنار هم. مثلن دست کشیده روی سر زن وبعد موها را آورده پایین دست گذاشته توی گودی کمر زن و کمی فرو داده و بعد گردی باسن را کشیده بیرون. دستهایش بوی گل رز میداده وقتی داشته چشمهای زن را خلق میکرده منحنی در منحنی زن را رسم کرده. برجستگی سینه ها را، کشیدگی رانها را، خودش هم عاشق شده لابد!
گفت سرآخر گمانم شکم زن را بوسیده و ادامه خلقت را سپرده به زن!
#ای_لیا
@yekbashar
گفت سرآخر گمانم شکم زن را بوسیده و ادامه خلقت را سپرده به زن!
#ای_لیا
@yekbashar
Forwarded from ایلیا
Forwarded from ایلیا
Forwarded from ایلیا
اردی بهشت همینش خوب است، همینش که شبیه زن جوان لج بازی ست که تو را به بازی میگیرد به راحتی کام دلت را نمیدهد، تو را از کوچه پس کوچه های هوای یک خط در میان ابری و بارانی اش پیش میکشد، تو را نیمه جان میکند ...
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
اردیبهشت
زنیست ایستاده بر ساحل، موج دریا آرام میزند روی ساحل، میرسد به پاهای زن، پاهایش در شن فرو میرود، خنکی میدود از پاهالایش بالا میآید، زن چشمها را میبندد. نسیم میزند توی موهایش.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زنیست ایستاده بر ساحل، موج دریا آرام میزند روی ساحل، میرسد به پاهای زن، پاهایش در شن فرو میرود، خنکی میدود از پاهالایش بالا میآید، زن چشمها را میبندد. نسیم میزند توی موهایش.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
من ۱۸ساله با یک زن دارم زندگی میکنم، برای جذاب بودن و توی دل یک زن موندن نیاز داریم صادق باشیم، مهربون باشیم، شنونده خوبی باشیم، ابراز کننده دوست داشتن باشیم(کلامی و عملی)، مشارکت کننده در امور منزل باشیم، نوازشگر خوبی باشیم، نصیحت کننده و عقل کل نباشیم، مستحکم باشیم یعنی در اتفاقات سریع از هم نپاشیم(نه اینکه اصلن مضطرب یا ناامید نشیم بلکه حداقل به خانواده منتقل نکنیم) وقتی کمک خواستیم حتمن بهش بگیم(دوست ندارن فقط حمایت بشن)، بهشون بگیم چه مرگمونه، بفهمیم چه مرگشونه و ولشون نکنیم توی خودشون بمونن، سکس بلد باشیم(متاسفانه بیشترمون بلد نیستیم از متخصص اینکار هم کمک نمیگیریم چون فکر میکنیم نیاز نیست و همینهایی که میدونیم کافیه) یک مشایعت کننده بدون غر زدن در خرید و بازارگردی باشیم، مسافرت رونده باشیم فراوان، به ظاهر برسیم(ممکنه فکر کنید همین شکلی خوب هستم که ولی خب ظاهر و بدن خوب تاثیر بیشتری داره)، بو ندیم.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
روزها همه از پس شب تکراری
ساعت ها همه از پس ساعت دیواری
ثانیه های فراموشی
لَختی آرامش در پس جان
چرخ زنگار گرفته روزگار ، غلتان میرود آن پائین
پائین تر از پیچ جاودانگی بشر
کودکی آویخته به تاب انتظار
زنی وامانده در ایستگاه عاشقی
و مردی که همه اینها را دید
همان نرسیده به پیچ نشست
و راه نیامده را یک دل سیر خندید.
رشت - تابستان 79
#ای_لیا
@boiereihan
ساعت ها همه از پس ساعت دیواری
ثانیه های فراموشی
لَختی آرامش در پس جان
چرخ زنگار گرفته روزگار ، غلتان میرود آن پائین
پائین تر از پیچ جاودانگی بشر
کودکی آویخته به تاب انتظار
زنی وامانده در ایستگاه عاشقی
و مردی که همه اینها را دید
همان نرسیده به پیچ نشست
و راه نیامده را یک دل سیر خندید.
رشت - تابستان 79
#ای_لیا
@boiereihan