Forwarded from ایلیا
❤8
Forwarded from ایلیا
نیاز نیست وطن سرزمین بزرگی باشد
گاهی مساحت کوچکی است
در حد فاصل دو شانه، یک آغوش.
غسان کنفانی
@yekbashar
گاهی مساحت کوچکی است
در حد فاصل دو شانه، یک آغوش.
غسان کنفانی
@yekbashar
❤5🔥5😍1
شيئان في هذه الحياه يستحقان الصِراع ... وطن حنون و إمرأه رائعة.
دو چیز در این زندگی ارزش جنگیدن دارند ... وطنی مهربان و زنی فوق العاده.
@yekbashar
دو چیز در این زندگی ارزش جنگیدن دارند ... وطنی مهربان و زنی فوق العاده.
@yekbashar
❤13🔥1
Forwarded from ایلیا
برگشت گفت: خونهای که حالش خوبه بوی زن و غذا میده. گفتم یعنی زن بشینه توی خونه فقط غذا بپزه؟ گفت نه! نمیدونم چطور بگم، سر راستش میشه اینکه زن به خونه رنگ میده. از فلاسک استیل قدیمی پدرم دوتا چای ریختم توی لیوان کاغذی، یک جایی توی جاده ملایر زده بودیم کنار. برف سفید کرده بود همهجارو، نگاه کرد به ساعش و گفت ظهر میرسیم کارخونه، گفت میشینی پشت فرمون؟ گفتم با این چشما؟ نمیتونم. لیوان رو گرفت توی دستش نگاه کرد، بخار از روی لیوان بلند میشد و یک جایی توی هوا گم میشد، هورت کشید، پرسیدم دختره چی شد؟ نگاه کرد به تهمانده چای توی لیوان، روی پاهاش نشست، ته چای رو خالی کرد روی برفها، حفره قهوهای رتگی روی برف باز شد، گفت: خیلی خوبه، خودت گفتی بهم خیلی زنه یادته؟ اولین بار که عکسش رو نشونت دادم و گفتم چطوره فقط تو گفتی خیلی زنه، هرکی دید گفت خوشگله فقط تو گفتی خیلی زنه، دلم قرص شد، امشب برگشتیم میبرمش بیرون، میخوام بگم تو زنی هستی که قراره به خونهام رنگ بدی. لیوان خودم رو پر کردم، گفتم بریزم؟ گفت نه! رفت جلوی ماشین، تکیه داد، از توی پاکت سیگاری گذاشت لای لبهاش، روشن نکرد، برگشت طرف من و گفت: چند ساله ترک کردی؟ ۲۰ سال؟ گفتم ۲۱ سال و ۳ ماه، روزش رو دیگه یادم نیست. گفت منم باید ترک کنم، سیگار رو گذاشت توی پاکت، نشست توی ماشین، استارت زد، هوا سرد بود و نبود، آسمون آبی و زمین برفی منظره غریبی بود، چای رو خوردم فلاسک رو برداشتم نگاه کردم از توی شیشه عقب دیدم داره با گوشی حرف میزنه، برگشتم تکیه دادم به صندوق، نگاه کردم به ته اتوبان، جایی که میرفت بین تپهها و گم میشد.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
❤12👍1😢1
Forwarded from ایلیا
بیشتر احساس از سر انگشتان منتقل میشود. از توی دستها. وقتی دستش را میگیری، نرم انگشتانت را میکشی پشت دستش، تمام آن حس دوست داشتن را منتقل میکنی. دست ها حرفهای ناگفتنی را منتقل میکنند، حرفهایی که از سرانگشتان منتقل میشود. حرفهایی که نمیشود گفت، میشود دستش را گرفت توی چشمهایش نگاه کرد.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
❤8🔥2
Forwarded from ایلیا
ما بخشی از حرفهای ناگفته مان را از طریق سرانگشتان دستهایمان منتقل میکنیم، وقتی دستش را روی میز گذاشته و تو کف دست را میگذاری روی دستش و بعد آرام سر انگشتان را میکشی روی پوست دستش، یا اینکه دراز کشیده است و نرم نوک انگشتانت را روی تنش میرقصانی.
دستها دروغ نمیگویند، دستها عریان آن حال درون را بیان میکنند، آن احساس خفته در اعماق خیال را.
دستها ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
دستها دروغ نمیگویند، دستها عریان آن حال درون را بیان میکنند، آن احساس خفته در اعماق خیال را.
دستها ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
❤9🔥2
❤11😢4👎1
Forwarded from ایلیا
گفتم شعری بنویسم
به بلندی آفتاب
که زیبایی جهان را در نگاه تو محاط کند
ولی چه کنم
که چشمان تو زبان آدمی را الکن میکند.
#ای_لیا
@yekbashar
به بلندی آفتاب
که زیبایی جهان را در نگاه تو محاط کند
ولی چه کنم
که چشمان تو زبان آدمی را الکن میکند.
#ای_لیا
@yekbashar
❤10😍2
اول اتوبان چالوس بعد از عوارضی چالوس یه بارون نرمی گرفت، شیشه رو دادم پایین، اون جلو سبزی کوهها و بارون شده بود شبیه خندههای زنی که حالش خوبه و داره بهت میگه دوستت دارم، سلن دیون توی ضبط ماشین میخوند
When you look at me
I can touch the sky
I know that I'm alive ...
#ای_لیا
@yekbashar
When you look at me
I can touch the sky
I know that I'm alive ...
#ای_لیا
@yekbashar
❤12🔥1😍1
Forwarded from ایلیا
❤15
Forwarded from ایلیا
گفت خدا لابد زن را که می آفریده حال خوبی داشته، آرام آرام اجزاء و ترکیبات را جمع کرده کنار هم. مثلن دست کشیده روی سر زن و بعد موها را آورده پایین دست گذاشته توی گودی کمر زن و کمی فرو داده و بعد گردی باسن را کشیده بیرون. دستهایش بوی گل رز میداده وقتی داشته چشمهای زن را خلق میکرده. منحنی در منحنی زن را رسم کرده. برجستگی سینه ها را، کشیدگی رانها را، خودش هم عاشق شده لابد!
گفت سرآخر گمانم شکم زن را بوسیده و ادامه خلقت را سپرده به زن!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
گفت سرآخر گمانم شکم زن را بوسیده و ادامه خلقت را سپرده به زن!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
❤20👍2
❤14🔥2
👏13💯6👍4🔥1
Forwarded from ایلیا
این عکس را ببینید. توی عکس کندی خوشحال است، جکی همسرش خوشحال است، در اوج محبوبیت قرار دارند، هنه چیز خوب است مردم خوشحالند، کسی نمیداند قرار است چند دقیقه دیگر چه اتفاقی رخ بدهد، البته بغیر از آنهائی که توطئه را چیدهاند، چند لحظه بعد از این عکس بووم! سه گلوله شلیک میشود و مغز کندی پخش میشود توی دامن جکی. آن لحظه به چه چیز فکر میکرده فقط خودش میداند. زندگی همینطور است، در لحظه رخ میدهد، گذشته رفته است، آینده هم که هنوز نیامده همه چیز در لحظه رخ میدهد.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
❤8👍5
پرسید چگونه است؟ گفتم سخت ولی میگذرد، گفت سخت نماند چون میگذرد و در گذر گشایشی حاصل خواهد شد.
@yekbashar
@yekbashar
❤14👍6
همیشه کسانی هستند
که در نهایت دلتنگی
نمیتوانیم آنها را در آغوش بگیریم
بدترین اتفاق شاید همین باشد.
ایلهان برک
#شعر
@yekbashar
که در نهایت دلتنگی
نمیتوانیم آنها را در آغوش بگیریم
بدترین اتفاق شاید همین باشد.
ایلهان برک
#شعر
@yekbashar
😢7❤4🔥1
اندوه
گونهای از زندگی است
راه میرود، نفس میکشد
غذا میخورد، مینشیند
میخندد
و شب تو را
در آغوش میفشارد
میخوابد.
#ای_لیا
@yekbashar
گونهای از زندگی است
راه میرود، نفس میکشد
غذا میخورد، مینشیند
میخندد
و شب تو را
در آغوش میفشارد
میخوابد.
#ای_لیا
@yekbashar
❤7😢5