ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
در تو
جا مانده است
چیزی ،
شبیه یک بوسه
رو به انقضاء.

#ای_لیا
@boiereihan
قهوه زندگی
تلخ است بانو!
شکر لبهایت را کم دارد ...

#ای_لیا
@boiereihan
"شما" واژه محترمی است، "تو" شدن لیاقت میخواهد ...

+ ایکاش می دانستم چه کسی این را گفته، می رفتم و دستانش را می بوسیدم.
@boiereihan
توی چشمهایم نگاه کرد و گفت : پس سگش کو؟!

#ای_لیا
@boiereihan
وقت تتگ است بانو
بوسه ای مهمان کن مرا.

#ای_لیا
@boiereihan
روی سر تنهایی
باران می بارد
دستی نیست
تا چتری باز کند روی سرم ...

#ای_لیا
@boiereihan
این کانال برای مدتی به روز نخواهد شد. از همراهی شما دوستان عزیز سپاسگزارم. چند روزی نیستم.

ارادتمند شما
#ای_لیا
در میدان انقلاب :
"آزادی دربست ..." ، همین !
شب بهترین حالت زمان است ، وقتی از همه چیز خسته ای ، چنبره می زنی در تنهایی خودت ، دور می شوی ، به خیال بال می دهی تا بپرد از روی پرچین خاطره ها ...

کسی را دوست داری ، در چشمانش غرق می شوی ، در بویش گم می شوی ، در صدایش به رقص می آیی و خاطراتی که همیشه تازه اند...
باران می بارد ، خیابان طعم زندگی می گیرد ، دست خاطرات را می گیری و پرت می شوی به خیابانی در سال هزارو سیصدو چند!
برگ ها می ریزند روی آبی باران و سبز و آبی در هم می آمیزند ، رنگین کمان به زمین آمده و کسی دستانش را در دستان تو گم می کند ، رنگ به رنگ می شود خیال و چه شیرین است صدای باران روی ملودی خیس خیابان!

کسی را دوست داری ، طعم زندگی می دهد ، بوی دوست داشتن و خیالت را به چایی مهمان می کند در ایوان ِ زندگی. نان تازه ای و پنیر و کمی سبزی ، همه ی گذشته زنده می شود خیالت به طعم شیرین دوستی می نشیند ...

آغوشی جایی پی بوسه می گردد ، دستی گرمای تنی را می جوید ، انحنای تنی به خیال خاطره ای می اندیشد و باران هم چنان می بارد و تر می شود همه ی پوست ِ نازک تنهایی ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
من مانده ام و یک ورق خالی
بسوزانم تنهایی را ،
یا ببوسم لب های خاطره را !

#ای_لیا
@boiereihan
موهایت را بده بر باد
پائین دستِ خاطره ها
مردی تشنه بوئیدن احساسِ دستان خداست
که وقتی تو را خلق می کرده
عطر دستانش را در موهایت جا گذاشته.

#ای_لیا
@boiereihan
شرح حال آدمی همان حرفهایی ست که نمیزند. نمی نویسد.نمیگوید. گاه برای خودش یادآوری میکند و دوباره همه را قورت میدهد.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دوست داشتن ،
طعم دارد
بو دارد
می شود لمسش کرد.

و همه اینها زمانی ست
که تو دیگر نیستی.

#ای_لیا
@boiereihan
دوست داشتن چیز عجیبی نیست، دوست داشتن گرم شدن قلب است، وقتی نامش را میشنوی، وقتی احساسش در میان تاروپود زمان، لابلای خاطراتت جریان می یابد.
دوست داشتن سخت نیست ...

#ای_لیا
@boiereihan
دستهای زن را گرفته بود، حرف میزد، به زن نگاه نمیکرد، زن نگاه میکرد به چشمهای مرد، به برق توی چشمهایش لابد.

+داستانک
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
عاشق که شد یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست

لسان الغیب
چشمهای زن میخندد، نسیم سبکی لابلای موهای از زیر شال بیرون زده زن تاب میخورد، زن چیزی میگوید، مرد دست میکند موهای آویزان از زیر شال را جمع میکند پشت لاله گوش زن، طعم خاطره ای میدود توی چشمهای زن. طعم لبهای زن عوض میشود ...

+داستانک
#ای_لیا
@boiereihan