پرسید: چرا این؟
گفت: بوسیدن میدانست!
دوباره گفت: خب! همه میدانند.
جواب نداده بود، لبخندی نشسته بود گوشه لبهایش.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گفت: بوسیدن میدانست!
دوباره گفت: خب! همه میدانند.
جواب نداده بود، لبخندی نشسته بود گوشه لبهایش.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
شعری ندارم که وصف کند ،
لذت طعم یک بوسه ی ِحرام تو
به حلالِ هم خوابگی ِ
همه ی آن حوریان سیه چشم می ارزید.
#ای_لیا
@boiereihan
http://reihan-7.blogsky.com
لذت طعم یک بوسه ی ِحرام تو
به حلالِ هم خوابگی ِ
همه ی آن حوریان سیه چشم می ارزید.
#ای_لیا
@boiereihan
http://reihan-7.blogsky.com
بلاگ اسکای - سرویس رایگان وبلاگ فارسی
بوی ریحان در باغ پیچید ...
دست نوشته های ای لــــــــــیا
خب بعد از کار کردن خبرهای انتخابات یه سری اعضا دارن از کانال من میرن. یه مقدار تحملمون بیشتر بشه ماها گرایش سیاسیمون متفاوته ولی خب اینو به هرچیزی نباید تعمیم داد.
زندگی کوتاه است بانو!
بوسه ها را خرج کنیم
آغوش تو
در میان بازوان من
لبهای من
پیچیده در طعم نفس هایت
زندگی کوتاه است
سخن کم کن
آغوش مرا جمع کن!
#ای_لیا
@boiereihan
بوسه ها را خرج کنیم
آغوش تو
در میان بازوان من
لبهای من
پیچیده در طعم نفس هایت
زندگی کوتاه است
سخن کم کن
آغوش مرا جمع کن!
#ای_لیا
@boiereihan
در همسایگی ما دختری بود که همیشه دمپائی های جلو بسته پلاستیکی دو تا سه شماره بزرگتر می پوشید! همین هائی که توی توالت می گذاشتند! شلوار گرم کن سورمه ای از همین سه خط ها داشت! آستین های پیرهنش همیشه آویزان بود. موهایش را انگار با آب جوب شسته بودن. دماغش هم آویزان مادام العمر ... روی آستین های لباسش هم همیشه مقداری از محتویات دماغش خشک شده بود . احساس قرابت خاصی با این بنده خدا داشتم. پنج سالش بود. موقع بازی کردن همیشه یک گوشه ای می نشست و در خودش مچاله میشد! کم کم ناپدید شد و تصویرش هم در گوشه ی ذهنم محو!
چند روز پیش خواهری زنگ زده بود و میان صحبت گفت : فلانی را یادت هست! گفتم همون دماغو! گفت : دماغو نه بی ادب ! خانم دکتر سمیه فلانی! متخصص زیبائی و پوست
+ درباره آدمها قضاوت نکنیم!! شرمنده شده ام ... مثل همین صورت شطرنجی ها!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
چند روز پیش خواهری زنگ زده بود و میان صحبت گفت : فلانی را یادت هست! گفتم همون دماغو! گفت : دماغو نه بی ادب ! خانم دکتر سمیه فلانی! متخصص زیبائی و پوست
+ درباره آدمها قضاوت نکنیم!! شرمنده شده ام ... مثل همین صورت شطرنجی ها!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ترکیب مجلس خبرگان
امید (اصلح طلبان و حامی دولت) : ۲۰ نفر
جامعه مدرسین(اصولگرا) : ۲۷
مشترک بین دو لیست : ۳۶
مستقل : ۵
امید (اصلح طلبان و حامی دولت) : ۲۰ نفر
جامعه مدرسین(اصولگرا) : ۲۷
مشترک بین دو لیست : ۳۶
مستقل : ۵
ترکیب مجلس
88 کرسی به اصلاح طلبان رسید
85 کرسی به اصول گرایان رسید
36 کرسی به مستقل ها رسید
5 کرسی مختص اقلیت های مذهبی است
71 کرسی دور دوم مشخص می شود
نتایج 5 کرسی مشهد فعلا لحاظ نشده
در این محاسبه آقایان مطهری، جلالی و نعمتی که در لیست امید بودند اصول گرا تلقی شده اند.
منبع: مجمع اصلاحطلبان
88 کرسی به اصلاح طلبان رسید
85 کرسی به اصول گرایان رسید
36 کرسی به مستقل ها رسید
5 کرسی مختص اقلیت های مذهبی است
71 کرسی دور دوم مشخص می شود
نتایج 5 کرسی مشهد فعلا لحاظ نشده
در این محاسبه آقایان مطهری، جلالی و نعمتی که در لیست امید بودند اصول گرا تلقی شده اند.
منبع: مجمع اصلاحطلبان
زن حرف میزد، مرد نگاه میکرد به لبهای زن، مرد به لبهای زن خیره بود، دست برد روی لبهای زن، اضافه ماتیک را که از کناره لب خط باریکی به بیرون کشیده بود با انگشت پاک کرد، آورد گذاشت روی لبهای خودش.
+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
گفت آن درپیت هایشان که همان اول سرماجرای سکس را باز میکنند، باز آن جنتلمنها و مثلن هنرمندهایش حداقل یک ساعتی ادا و اصول در می آورند و سرآخر میرسند به اینکه : الان چی پوشیدی؟
گفت توی این آدمها یک رفیق پیدا نمیشود که درد را بشنود، تهش هم اگر بشنود باز دارد وراندازت میکند که چطور برود زیر لباست!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گفت توی این آدمها یک رفیق پیدا نمیشود که درد را بشنود، تهش هم اگر بشنود باز دارد وراندازت میکند که چطور برود زیر لباست!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
احساسم این است
که باران بی سبب
شاد میکند صورت شالیزار را
کاش میشد باران شد
نشست روی گیسوی دختر دریا
کاش میشد بی جهت
شاد میشد دل مرد باغبان
احساسم این است
دختر شالیزار
لبهایش
تشنه بوسه هایی از جنس مهربانیست.
آدمی اما
خوابیده در سایه غروری نافرجام!
#ای_لیا
@boiereihan
که باران بی سبب
شاد میکند صورت شالیزار را
کاش میشد باران شد
نشست روی گیسوی دختر دریا
کاش میشد بی جهت
شاد میشد دل مرد باغبان
احساسم این است
دختر شالیزار
لبهایش
تشنه بوسه هایی از جنس مهربانیست.
آدمی اما
خوابیده در سایه غروری نافرجام!
#ای_لیا
@boiereihan
به کجای بشریت بر می خورد
که کودکی در صحرای کالاهاری
چنگ به پستان خشکیده زنی میزند
و یا در مک دونالد نشسته زیر کولر
سس خردل روی شلوارش می ریزد!
به کجای آدمی
که مردی پستان زنی را می مکد
و یا کودکی پستانی برای مکیدن ندارد
سخت نگیر
حقوق بشر در آنتالیاست
لابلای شنهای گرم مدیترانه
مردی دست میکند در میان علفزار هوس های زنی
در موگادیشو اما
تکه استخوانی پیچیده لابلای پوستی
نامش آدمی ست.
هرچند
فَمِن ها عریان میشوند برای حق دخترکی همجنس گرا
کسی اما
برای دخترک پیش پای کرکس
عریان نمیکند وجدان خود را!
#ای_لیا
@boiereihan
که کودکی در صحرای کالاهاری
چنگ به پستان خشکیده زنی میزند
و یا در مک دونالد نشسته زیر کولر
سس خردل روی شلوارش می ریزد!
به کجای آدمی
که مردی پستان زنی را می مکد
و یا کودکی پستانی برای مکیدن ندارد
سخت نگیر
حقوق بشر در آنتالیاست
لابلای شنهای گرم مدیترانه
مردی دست میکند در میان علفزار هوس های زنی
در موگادیشو اما
تکه استخوانی پیچیده لابلای پوستی
نامش آدمی ست.
هرچند
فَمِن ها عریان میشوند برای حق دخترکی همجنس گرا
کسی اما
برای دخترک پیش پای کرکس
عریان نمیکند وجدان خود را!
#ای_لیا
@boiereihan
"خدایا چقدر دشمن داری دوستات هم که ماییم یه مشت علیل بدبخت که در حقشون دشمنی کردی."
سوته دلان - مرحوم علی حاتمی
@boiereihan
سوته دلان - مرحوم علی حاتمی
@boiereihan
گفت یه زنی میخوام اینطور باشه اونطور باشه، فلان باشه!
گفتم به این فکر کردی اون زن چی میخواد!
گفت باز تو عاقل شدی، بستنیتو بخور بابا!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گفتم به این فکر کردی اون زن چی میخواد!
گفت باز تو عاقل شدی، بستنیتو بخور بابا!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
خسته میشوی گاهی، گاه دوست داری باشد، آغوشش باشد، بوی تتش را حس کنی، خودت را رها کنی در میان یک تعلیق، رها شوی، توی آغوشش مچاله شوی، پاهایت را جمع کنی، چشمهایت را ببندی، حالت خوب شود، لبخندی نرم از توی دلت بالا بیاید، بدود روی لبهایت ....
گاه همین تمام زندگی ست. همین فقط ...
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گاه همین تمام زندگی ست. همین فقط ...
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
به زن اول پیغام میدهد، برای زن دوم بوسه ای میفرستد، زن سوم را در رستوران ملاقات میکند، زن چهارم را در راه برگشت از رستوران به کافه می برد، زن پنجم را از دسترس خارج میکند، زن ششم را ...
شب پیژامه راه راهش را می پوشد و می نشیند پشت مانیتور، لیوان چای را برمیدارد و به قربان صدقه رفتنها نگاه مکیند! دست میکند کلاه گیس را از روی سرش برمیدارد، کله ی بی مو را می خاراند!
زن پنجم سعی میکند تماس بگیرد :" مشترک موردنظر در دسترس نمی باشد! نو ریسپانس ..."
+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
شب پیژامه راه راهش را می پوشد و می نشیند پشت مانیتور، لیوان چای را برمیدارد و به قربان صدقه رفتنها نگاه مکیند! دست میکند کلاه گیس را از روی سرش برمیدارد، کله ی بی مو را می خاراند!
زن پنجم سعی میکند تماس بگیرد :" مشترک موردنظر در دسترس نمی باشد! نو ریسپانس ..."
+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan