تا اطلاع ثانوی بدون اسم pinned «اشک رازیست لبخند رازیست عشق رازیست اشکِ آن شب لبخندِ عشقم بود. قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی... من دردِ مشترکم مرا فریاد کن. درخت با جنگل سخن میگوید علف با صحرا ستاره با کهکشان و…»
تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده ی من،
چه جنونی
چه نیازی،
چه غمیست؟
چه جنونی
چه نیازی،
چه غمیست؟
Forwarded from ARF's (ARF)
من از همیشه
سرشکستهترم.
روح سرکشم
درگوشهای از
زندان تنم
عبوسوارانه
خَموش مانده.
او دیگر
از این رنجور نیست
که پر نمیکشد.
او فقط میخواهد
همچو قبل
بالی نداشته باشد
که حسرتی برایش نباشد.
سرشکستهترم.
روح سرکشم
درگوشهای از
زندان تنم
عبوسوارانه
خَموش مانده.
او دیگر
از این رنجور نیست
که پر نمیکشد.
او فقط میخواهد
همچو قبل
بالی نداشته باشد
که حسرتی برایش نباشد.
Forwarded from -Hannahway (-мєlσ)
موهای مهیار>موهای من با کلی اتو و سشوار کشیدن ماسک و واکس مو زدن.
فاحشهای همبسترش را میبوسید،
ورزشکاری چهار گوشه زمین را،
و آخوندی قرآنش را؛
نان از هر کجا که در بیاید مقدس است و باید آن را بوسید!
-صادق هدایت
ورزشکاری چهار گوشه زمین را،
و آخوندی قرآنش را؛
نان از هر کجا که در بیاید مقدس است و باید آن را بوسید!
-صادق هدایت
ای تمامیِ دروازههای جهان،
مرا به بازیافتنِ فریادِ
گم شدهی خویش
مددی کنید...
مرا به بازیافتنِ فریادِ
گم شدهی خویش
مددی کنید...