تا اطلاع ثانوی بدون اسم – Telegram
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
3.45K subscribers
1.35K photos
230 videos
3 files
252 links
Hey there, telegram is using me.

اینجا بعضی از چیزها جدی و بعضی شوخی‌ست‌؛ اما عموم چیزها یک سری شوخی جدی‌ست؛ مثل زندگیت؛ تو ایران.

خط نوشتم که خر کند خنده

http://t.me/BluChtBot?start=61a2aa07bedea2808c
Download Telegram
ادمینایی که با همه چی شوخی می‌کنن هنوز نگفتن شینزو دیگه خاکه؟
Www.IranMusicc.Com
Www.IranMusicc.Com
سکوت شبانه
-فریدون فرخزاد و اکی بنایی
یه شوخی جدید:

آبه رو ما خوردیم، با تشنگی‌های بی‌جامون
هیلاریس واسه وقتیه که خانم کلینتون رئیس جمهور شه داد می‌زنن هیلاری سلام الله علیها
Forwarded from عین الدوله
اگه می‌خورد تو چشمش چی؟
نه چیز اون واسه یه دعوا دیگه بود
اوج هیومر من تیکه‌تیکه صحبت کردنه بعد ادمینای تلگرامی میان نمت گفتن همدیگه رو به سخره می‌گیرن
روشنه که اگه خود ما فارسی‌زبونا هوای همو نداشته باشیم استعمارگر و عرب جماعت قرار نیست به دادمون برسه. از این رو زین پس دعواها فقط یا با استفاده از ضرب‌المثل باشن یا فحش خیابونی
چه همه لفت دادن گویا رو استعمارگر و عرب جماعت غیرت داشتن
مطمئن نیستم هیلاریوس یه قهرمان رومیه یا خدای یونانی یا اسم یه سلولی از بدن
یه نصیحت بهتون می‌کنم، همه‌جا و در هر سنی براتون می‌مونه جدی.
هروقت جیشتون گرفت همون لحظه برید جیش کنید و به تعویق نندازید.
معلوم نیست بعدش چه اتفاق هایی میوفته مثلا.
جدی بزرگترين نصیحتی که بابام بهم کرده این بوده که الکی نسبت به دسشویی رفتن مقاومت نکن. ضرر نداره که فوقش دست خالی برمی‌گردی
یه دختره هست تو رادیو دیو قصه‌ها رو بازگویی می‌کنه انقد بی‌حس تعریف می‌کنه واقعا دارم دیوونه میشم
سلیقه موسیقی رادیو دیو 📈📈📈📈📈
گوینده‌هاش 📉📉📉📉📉
همیشه می‌خواستم از این اموجی‌ها استفاده کنم الان قصد داشتم بگم موسیقیش خوبه گوینده‌هاش بده درست گذاشتمشون دیگه؟
مامانم واسه یه کار ۵ دقیقه‌ای پیاده‌ام کرد و گفت یک ساعت و نیم دیگه میاد دنبالم.
راستشو بخواید هیچی بیشتر از دخترای رزمی‌کار منو نمی‌ترسونه.
یه آقایی یهو اومد کنارم شروع کرد عربی صحبت کردن بعد گفتم اینگیلیش اینگیلیش یهو گفت یو آر هیلاریوس جیغ زدم در رفتم
نه ولی شروع کرد هی گفت فندق فندق منم گفتم عه هتل می‌خوای گوگل مپ رو باز کردم یجا رو پیدا کردم دیدم خیلی آدرس دادنش سخته. یهو چشمم خورد به یه هاستل که دقیقا تو همون خیابون بود. هیچی دیگه هی گفتم صراط المستقیم و رفت. امیدوارم با هم‌اتاقی اوکی باشه
حالا فندق میشد هتل یا کلید؟
Forwarded from سَل‌تی‌تی (نسخه‌ی منقضی) (ارغوان (شیوا))
نشسته‌ام جایی که پشت یک پاساژ خلوت است. شمرده‌ام. یازده نفر رد شده‌اند. چهارنفر چادری، که دوتا دوتا بوده‌اند. یکی از دوتای اول گفت "خانومم، شالت افتاده." نشنیده گرفتم. یکی از دوتای دوم، زده سر شانه‌ام و همان را گفته. هندزفری را دراوردم و گفتم "می‌دونم افتاده‌. منتظر بودم شما هم بگین‌." جواب؟ "بله! منتظر بودی. حالا سرت کن!"

کمی صبر کردم و بعد طوری که دخترش بشنود گفتم "کیر بخور. مگه من به تو می‌گم چادرت‌و بکش پایین؟"

متاسفم که تخمش را نداشتم تووی صورتش این را بگویم.