تا اطلاع ثانوی بدون اسم – Telegram
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
3.45K subscribers
1.35K photos
230 videos
3 files
253 links
Hey there, telegram is using me.

اینجا بعضی از چیزها جدی و بعضی شوخی‌ست‌؛ اما عموم چیزها یک سری شوخی جدی‌ست؛ مثل زندگیت؛ تو ایران.

خط نوشتم که خر کند خنده

http://t.me/BluChtBot?start=61a2aa07bedea2808c
Download Telegram
BAAD MIRIM NOKE KOOHE QUFFFF OON BALAYE BALA TOO TELECABIIIIN
اها راستی فردا عصر تهرانگردی داریم یحتمل تو راه چند تا لمیز مختلف وایمیستیم غمگینم
کنکوری های عزیز اگر خراب کردید هم هیچ‌ موردی نداره. توی این مملکت شما ممکنه تا کلاس شیشم درس خونده باشی ولی رییس جمهور بشی.
اونایی که متقاضی ریاضی بودن دارن شماره ثابت به عنوان رتبه می‌ذارن چون تعداد شرکت کننده‌ها کمتر بوده
اگه باهوش بودن نتایج رو تو روبیکا پخش می‌کردن هم اپلیکیشنشون معروف میشد هم ما می‌تونستیم بریم اونجا با جوک پول در بیاریم
بنظرم جالب میشد اگه لاتاری می‌ذاشتن بین رتبه‌های کنکور. مثلا رتبه ۸۷۳۵ می‌تونه هر دانشگاهی خواست بره
Forwarded from لانای دیوانه (Lana)
اشتباه ما این بود که امشب نرفتیم هیئت
یکی هم زبان هم ریاضی سوم شده. این درسشو خونده در کنارش ویدئوهای دکتر اَل هم ادامه داده
Forwarded from فقط من+(۱+۵)+۳هزار و خرده‌ای. (𝐇𝐄𝐃𝐈𝐄)
می‌خوام شیر گاز و شیر آب رو باز کنم و بخوابم، حالا یا با گاز خفه می‌شم یا با آب.
زمستون تو ناهارخوری رفته بودم زیر بخاری گازی خوابیده بودم گرم نرم دنج یهو از خواب بلندم کردن داد و بیداد که برین بیرون برین بیرون. کاشف به عمل اومد بخاریه خراب بوده نیم ساعت بیشتر مونده بودم مرده بودم:)))))))
یکی از بچه‌ها لحظاتی قبل از فاجعه از خوابیدنم عکسم گرفته بود ولی الان دیدمش خیلی داغونه منصرف شدم
انقد دیرم شده می‌خوام با موتور برم اما از اونور انقد خوابم میاد می‌ترسم وسط راه پشت موتور خوابم ببره
موتورم با مازراتی کورس گذاشته بود چون ترافیک شد بردیم:)))))))))
TOOO TEHRAAAANI KE SHODE PORE MASERATIIIIII
سایت چرا برای من باز نمیشه اهع
اها امشب دیگه این دغدغه نیست؟
هفت صبحی‌ام روزایی که هفت صبحی بودن مد نیست
صبحونه سلف سرویس واقعا مناسب من نیست. اصلا ظرفیت شیکممو نمی‌دونم
من لباس سیاه نمی‌پوشم. نه به این منظور که عضو یه کمپینی هستم یا به دلیل خاصی از پوشیدنش امتناع می‌کنم؛ نه، فقط هر وقت کمدم رو باز می‌کنم پر از لباسای رنگی و سفید و زرد و نارنجیه. پارسال این موقع که ددو فوت کرد وقتی که نشسته بودم کف اتاقم و موج احساسات غریبه به سمتم می‌اومد پررنگ‌ترین جمله‌ای که توی مغزم می‌رقصید این بود که "من که پیرهن سیاه ندارم".
الان یک سال گذشته و اما این بار پیرهن مشکی دارم‌. دوستش ندارم. بهم حس آدم‌هایی رو میده که انگار می‌دونن در پاسخ به تسلیت می‌گم باید چه جوابی بدن. فکر کنم ددو هم رنگ‌های روشنو دوست داشت. بهش که فکر می‌کنم فقط یاد اون کلاه مدل فرانسویش می‌افتم. الان توی کمد منه. گاهی می‌پوشمش اما دوستام میگن شبیه پیرمردا شدی. زیاد اشکالی نداره بعضی از پیرمردا خیلی بامزه‌ن.
حتماً باید ۲۱ ساله بودنم ذکر بشه؟ خدایا من می‌خوام ۱۷ ساله باشم، این چه زندگی‌ایه.