تا اطلاع ثانوی بدون اسم – Telegram
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
3.44K subscribers
1.35K photos
230 videos
3 files
252 links
Hey there, telegram is using me.

اینجا بعضی از چیزها جدی و بعضی شوخی‌ست‌؛ اما عموم چیزها یک سری شوخی جدی‌ست؛ مثل زندگیت؛ تو ایران.

خط نوشتم که خر کند خنده

http://t.me/BluChtBot?start=61a2aa07bedea2808c
Download Telegram
الان خانواده مسیحی دور میز نشستن بابائه داره دعا می‌خونه مامانه در سینی غذا رو برمی‌داره توش به مناسبت سال تحویل سبزی پلو با ماهیه. بچه‌های خونواده هی ریز می‌خندن یاد جمله معروفش می‌افتن.
در دایره قسمت ما نقطه گاییم
یکی از پنجره سرو اورد بیرون داد زد هپی نیو یر:)))))))
21
به عنوان بوسه‌ی سال نو تحصیل رو بوسیدم گذاشتم کنار.
کل شهر بو گرفته‌. بوی تیرگی و آلودگی و البته، کتلت.
نامه حامد اسماعیلیون به پریسا
~رادیو بندر تهران - قسمت صد و پنجم
قضیه چیه چرا دوباره اینترنتا اینطوری شد؟ نکنه دوباره توییت مشترک زدن؟
پرواز همای خیلی ازت بدم میاد. آب طلب‌نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه‌ایست که بگیرم مثل سگ بزنمت.
این خارجیا توی این سریال چهارشنبه یه موجودی داشتن به اسم ثینگ. اما نمی‌دونن که ما در واقعیت هم یه ‌تک‌دست بسیار مشهور داریم. تازه برای ما یه انگشترم داره.
پتریفیکوس کتلتوس.
ظهر این خبر رو خوندم. مریم، آرتیستی که فالوش می‌کردم و تو این جنبش همیشه فعال بود و نقش خودش رو ایفا کرده بود، ویدیو و عکس آخرش رو دیدم، اینقدر ناراحت شدم که دوست داشتم سرمو بزنم به دیوار. شب که شد اومدم دوباره خبرشو بخونم، فهمیدم چرا خودکشی کرده. لعنت به شما. لعنت به آیینی که شما دارید. لعنت به شما که شور زندگی رو از ما گرفتید. انتقام می‌گیریم، پس می‌گیریم، تمام زندگی‌هایی که گرفته شده ازمون.
مستعدید. هر بار فکر می‌کنم دیگه بیشتر از این نمی‌تونید نفرت‌انگیز باشید یه اتفاق جدید رخ میده. ازتون بیزارم ازتون متنفرم ازتون منزجرم. هیچ دردی براتون کافی نیست هیچ حکمی براتون کافی نیست هیچ مرگی براتون کافی نیست. همه این‌ها رو میگم اما باز هم هیچکدوم برای انتقال‌ حسم نسبت بهتون کافی نیست.
"همیشه دویده‌ام، به سوی نور دویده‌ام و باز خود را در سیاهچاله‌ها یافته‌ام. چقدر بدوم سمت خورشید و آفتاب در صورتم غروب کند؟ اینبار ایستادم، مکث کردم و بر خلاف جهت همیشه دویدم! شاید اینبار نور بر صورتم بتابد. شاید نور چیزی نبود که فکر می‌کردم."
دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی کتلتت دارم.
شعارنویسی ارزشی‌ها روی در کافه‌ی نواب ابراهیمی چرا انقدر بدخطه؟ هرکس ندونه فکر می‌کنه اونا هستن که بعد از نوشتن شعار باید فرار کنن.
دلم می‌خواد یه شهر رو در صورت تایید شدن یه خبر شیرینی بدم.
"ما خشمگینیم و خشم ما داره از قدرت شما بزرگتر میشه."