الان اونایی که پشت قاب گوشیشون یه دلاری میذاشتن میتونن درش بیارن برن سرمایهگذاری کنن.
زمان جنگ جهانی هر وقت یکی از افسرای وینی رو میکشتن برش میگردونن میگفتن طرف شنیسل شد.
الان خانواده مسیحی دور میز نشستن بابائه داره دعا میخونه مامانه در سینی غذا رو برمیداره توش به مناسبت سال تحویل سبزی پلو با ماهیه. بچههای خونواده هی ریز میخندن یاد جمله معروفش میافتن.
نامه حامد اسماعیلیون به پریسا
~رادیو بندر تهران - قسمت صد و پنجم
~رادیو بندر تهران - قسمت صد و پنجم
قضیه چیه چرا دوباره اینترنتا اینطوری شد؟ نکنه دوباره توییت مشترک زدن؟
پرواز همای خیلی ازت بدم میاد. آب طلبنکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانهایست که بگیرم مثل سگ بزنمت.
این خارجیا توی این سریال چهارشنبه یه موجودی داشتن به اسم ثینگ. اما نمیدونن که ما در واقعیت هم یه تکدست بسیار مشهور داریم. تازه برای ما یه انگشترم داره.
Forwarded from اتاق دخترخوندهی هایائو میازاکی (Nazzioo.)
ظهر این خبر رو خوندم. مریم، آرتیستی که فالوش میکردم و تو این جنبش همیشه فعال بود و نقش خودش رو ایفا کرده بود، ویدیو و عکس آخرش رو دیدم، اینقدر ناراحت شدم که دوست داشتم سرمو بزنم به دیوار. شب که شد اومدم دوباره خبرشو بخونم، فهمیدم چرا خودکشی کرده. لعنت به شما. لعنت به آیینی که شما دارید. لعنت به شما که شور زندگی رو از ما گرفتید. انتقام میگیریم، پس میگیریم، تمام زندگیهایی که گرفته شده ازمون.
مستعدید. هر بار فکر میکنم دیگه بیشتر از این نمیتونید نفرتانگیز باشید یه اتفاق جدید رخ میده. ازتون بیزارم ازتون متنفرم ازتون منزجرم. هیچ دردی براتون کافی نیست هیچ حکمی براتون کافی نیست هیچ مرگی براتون کافی نیست. همه اینها رو میگم اما باز هم هیچکدوم برای انتقال حسم نسبت بهتون کافی نیست.
"همیشه دویدهام، به سوی نور دویدهام و باز خود را در سیاهچالهها یافتهام. چقدر بدوم سمت خورشید و آفتاب در صورتم غروب کند؟ اینبار ایستادم، مکث کردم و بر خلاف جهت همیشه دویدم! شاید اینبار نور بر صورتم بتابد. شاید نور چیزی نبود که فکر میکردم."
Forwarded from طُرفَةُ الحِیَل
شعارنویسی ارزشیها روی در کافهی نواب ابراهیمی چرا انقدر بدخطه؟ هرکس ندونه فکر میکنه اونا هستن که بعد از نوشتن شعار باید فرار کنن.