Forwarded from ژاژخایان
برای بقیه چیزا هم گیر میاریم رفاقتی دیکه
Forwarded from برنامه ناشناس
منم میام بازیگرتون میشم
منم میام بازیگرتون میشم
گویند
سرانجام ندارید شما
ماییم که
بی هیچ سرانجام خوشیم...((:
سرانجام ندارید شما
ماییم که
بی هیچ سرانجام خوشیم...((:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فلسفه آبمیوههایی که مامانم تو روزای مریضی بهم میده جالبه؛
یک اینکه لزوماً آبمیوه نیستن.
دو اینکه هر چی گیرش میاد رو آبش رو میگیره مخلوط میکنه میده به اینجانب.
یک اینکه لزوماً آبمیوه نیستن.
دو اینکه هر چی گیرش میاد رو آبش رو میگیره مخلوط میکنه میده به اینجانب.
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك
لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد
گريه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت...!
-پاسخ فروغ به حمید مصدق
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك
لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد
گريه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت...!
-پاسخ فروغ به حمید مصدق
Forwarded from ژاژخایان
پره حسابا از خون
این همه مظلوم
یه مامور زخمی
هزارتا مظنون
این همه مظلوم
یه مامور زخمی
هزارتا مظنون