تا اطلاع ثانوی بدون اسم – Telegram
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
3.45K subscribers
1.35K photos
230 videos
3 files
252 links
Hey there, telegram is using me.

اینجا بعضی از چیزها جدی و بعضی شوخی‌ست‌؛ اما عموم چیزها یک سری شوخی جدی‌ست؛ مثل زندگیت؛ تو ایران.

خط نوشتم که خر کند خنده

http://t.me/BluChtBot?start=61a2aa07bedea2808c
Download Telegram
Forwarded from رۆژ☀️ (Rozha)
ندارم
سرمایه معنوی بذار
بیا انرژی بهمون بده.
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
منم میام بازیگرتون میشم
پول‌مول‌دول خبری نیستا.
گویند
سرانجام ندارید شما
ماییم که
بی هیچ سرانجام خوشیم...((:
از همان جا که رسد درد
همان جاست دوا...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فلسفه آبمیوه‌هایی که مامانم تو روزای مریضی بهم میده جالبه؛
یک اینکه لزوماً آبمیوه نیستن.
دو اینکه هر چی گیرش میاد رو آبش رو می‌گیره مخلوط می‌کنه میده به اینجانب‌.
ولی تو خر نمی‌شوی
ولی تو کر نمی‌شوی
‌من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك
لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد
گريه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت...!

-پاسخ فروغ به حمید مصدق
خیلی آره.
Forwarded from ژاژخایان
پره حسابا از خون
این همه مظلوم
یه مامور زخمی
هزارتا مظنون
دخترک خندید و
پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود...
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت((:

-پاسخ جواد نوروزی به حمید و فروغ
Forwarded from مُحستان (mohamadreza)
قدرت آفرودیت
بنظرم قوی‌ترین ایزد ، آفرودیت بوده و هست.
Forwarded from sarah
با من از جَهَنَّم سخن مگو،من مرگِ رُز هایِ سرخِ باغ را،به چَشم دیده ام؛
و چیزی از آه هایِ مادرم‌مگو،به من که رعدِ سپهر را به وضوح شَنیده ام؛
تو که چیزی نمیدانی،میدانی؟
من تمامِ علف هایِ زردِ کِشتزار را به دست چیده ام؛
با من از جَهنَّم سخن مگو،مگذار خندهِ پُر تمسخرم آزارت دهد،
من رقصهِ زمینِ کرمان را لمس کرده ام،من مرگِ برگِ درختان را در فصل زرد،به چَشم دیده ام؛
قصه هایی از سرزمینِ پَریان برایم‌مخوان،من بالهایِ خشکِ جیرجیرک پوشیده ام؛
با من از جَهَنَّم سخن مگو،نه از برزخ،نه از جَنَّت،و نه از رستاخیز؛
من مرز هایِ خون آلودِ اهواز دیده ام،من دریایِ سرخ رنگِ فارس را،و آسمانِ پُر زِ خاکسترِ تهران دیده ام؛
با من از آتشِ سوزان سخن مگو،تو آتشِ افتاده بر گیلان ندیده ای،تو بالِ شکستهِ عقابِ بلوچ،در آسمانِ پرتقالیِ زمین،در غروب گَهان ندیده ای؛
تو در بهشت نبوده ای،اما زندگی ات زِ آن کمتر نبوده است،
با من از جَهَنَّم سخن مگو،تو یک اقیانوسِ پُر زِ خون ندیده ای؛
با من از جَهَنَّم سخن مگو،و از آسمانِ پاکِ آبی رنگ،تو آبیِ چشمانِ بستهِ دخترکِ بَلوچ را،ندیده ای؛
من برفِ سیاهِ آبان را دیده ام، و تو بارانِ سپیدِ بهمن را دیده ای؛
من زَهر را در لبخند دیده ام،و تو طعمِ خندهِ شیرینِ بی غم را چشیده ای؛
با من از "دو"یِ پُر زِ خوشی سخن مگو،من "هشتِ" پُر زِ خون را دیده ام؛
من طعمِ گَسِ پرواز در آتش،و بویِ گوشتِ سوختهِ خُفّاش شَنیده ام؛
تو چَشمانت را با ابریشم به هم دوخته ای،من شِکافتَن نخِ پولادینِ زمینِ رَشت،و زیر زمین های پُر از ساز دیده ام؛
با من از جَهَنَّم سخن مگو،من جَهَنَّم را به دیده کشیده ام و در آن رقصیده ام،
من‌دوزخ را به دستانم گرفته ام؛
با من از جهنم سخن مگو،من مرگِ رُز هایِ سرخِ باغ را،به چَشم دیده ام.
۹۸/۱۱/۲۸
- سارا عسگری
Forwarded from sarah
و خب خوشحال میشم نظر همه رو بدونم♥️
واقعا قسمت آخر هری پاتر یه شاهکاره!
توی فیلم به تخمی‌ترین حالت ممکن تموم شد.