تا اطلاع ثانوی بدون اسم – Telegram
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
3.45K subscribers
1.35K photos
230 videos
3 files
253 links
Hey there, telegram is using me.

اینجا بعضی از چیزها جدی و بعضی شوخی‌ست‌؛ اما عموم چیزها یک سری شوخی جدی‌ست؛ مثل زندگیت؛ تو ایران.

خط نوشتم که خر کند خنده

http://t.me/BluChtBot?start=61a2aa07bedea2808c
Download Telegram
مرور کارهایی که می‌خواستی انجام بدی و نجنبیدی، غم‌انگیزه
🍓22🍌2
روزم نصفه شده.
از کودکی مقصد مورد علاقه‌م کویر بود‌. حتی یک سال کادوی تولد از بابام خواستم منو ببره کویر. در آتشونی توو یه اتاق روی پشت‌بوم ساکن بودیم. صبح تولدم که بیدار شدیم تمام بیابان سفید بود‌. مازیار آل داوود گفت این اولین بار در ده سال گذشته‌ست که برف اومده. از اون سال هر بار که کویر می‌رفتیم من شب به امید دیدن برف به خواب می‌رفتم.
🍓52
اما فکر می‌کنم کویر بعدی بیشتر چشم‌انتظار شب باشم تا صبح. پایین اومدن ستاره از آسمون بیشتر از دونه‌ی برف چشم‌هام رو براق می‌کنه.
🍓38
یک نور نارنجی درخشان.
🍓5🍌1
سعی می‌کنم لب جدول راه برم. و با هر قدم می‌افتم پایین.
🍓18
در یک رمان اساطیر یونانی خواندم که مخترع هزارتو در هزارتوی خودش کشته شد. هین.
🍓5
تصور کن یه خونه لگویی رو بسازی بعد بیفته زمین. آدم‌ها جایی که دوباره بسازن یا رهاش کنن از هم مجزا میشن.
🍓25
امسال یاد گرفتم عصبانی مسواک نزنم
🍌23🍓11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش بی‌رحمانه نبود. کاش می‌تونست‌ نرم‌تر باشه.
🍓20
تمرین روزمره جدیدم اینه که نسبت به خاطرات صادق باشم‌. اجازه ندم ناخودآگاهم لحظات رو تحریف کنه. اینطوری می‌تونم آدم‌ها رو بهتر دوست داشته باشم.
🍓29
جزئیاتی که پیدا کردنشون روزی درخشان بود از یک‌جایی جنس حسرت می‌گیرند. این هم زبر و بدجنسه.
🍓14
امروز در لباسم نخی از یک پتو پیدا کردم. پتویی که هرگز ندیده‌ام. حداقل جزئیات تحریف نمی‌شوند.
🍓16